ch
Feedback
Echoes

Echoes

前往频道在 Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

显示更多
1 087
订阅者
+124 小时
-67
-2030
帖子存档
Echoes
1 087
سالی که رادیو عراق حتمی ش کرد که راکت میزنه و از کارخونجات تا هفت تومنی ها تا فنس نیرو هوایی رو صافِ صاف میکنه، دوتا خونه موندن و اثاث جمع نکردن: یکی حبیب آزما که گفت: نمیرُمبه؛ یکی حسین اُسالی که گفته بودن نمیمونه. دکترای بیمارستان اُختیف کمیسیون کرده بودند و گفته بودند “فوقش شیش ماه” و حسین دست از مبارزه کشیده بود. راکت، جاش فرود نیمد. نصفی که ساعت سه نصف شب تو جلالیه مُردن، کارگرای کارخونجات و بچه هاشون بودن. کمیسیون هم خطا داشت، چون سی و شش سال بعد، خبر رُمبیدن متروپل رو حسین اُسالی به مو داد. صد و پنجاه متری متروپل، کنار گاریِ رانی و رِدبولش ایستاده بوده و تمام ماجرا را دیده بود. گفت، سه دقیقه قبل توش بودم. بشکه مو آب کردم. سه دقیقه احسانو! گفتم:حسین آیا تو یه روز میمیری هم؟؟ ساکت شد. نایاب ترین غمگینترین وحشی ترین حالت حسین اُسالی، ساکتیشه. آن جمله که از سوادش میزد بالا را اینجا گفت. گفت: کم نه! گفت: مُرده ها مرگشون میذارن رو کولِ زنده ها و میرن. میّت فهم نداره که. درد نداره که. کارش سخت نیس که. خوب نگاه کردم. از شصت و چهار تا حالا را نگاه کردم… دیدم حسین توی همه روایت ها مُرده واقعا. زنش که نهادش رفت سر چتربازی که زندگی ش رفت. تو قمار که گالانتِ معروفِ خسروشاهی رو برد، ولی برنداشت و از خونه درویشی زد در. کُکاش اصغر که خواست ببرد پیش خودش بلژیک، نگفت ها و نرفت. بوشهر را که ول کرد رفت. گفتم الان کجا بساط میکنی؟ گفت:تو مبارزه م. شبا بیرونم با مردم. گفتم: مبااارزززه؟! در بیو لاجون! تو تا مستراح سه بار دیوار میگیری میری. لهت میکنن! گفت: کو پس؟چرا نمیکُنن؟ آخ از اینجای تلفن. آخ از کم و وحشی حرف زدنای حسین اُسالی. آخ از گُه مزگیِ مرگ که اهمیتش را نزد نکبت زندگی از دست داده باشد. گفتم: حسین ده تا باسکت ردبول به حساب مو بده مردم، هر کدوم که خسته و تشنه س. گفت: چه عادتای زشتی توت پیدا شده احسانو. ای راه پله و پنجره خونه ت نیس که یکی بگیری بیاد جات بشوردش، مدرسه بچه ت نیس که یکی بگیری جات ببردش. گُه تو پولت که جات میره همه جا. و غمدار گفت: آدمِ تخم ندار! کسی نایب الزیاره ی کسی نیست روبرو باتوم. و آخ از لودرِ تو کلماتِ حسین اُسالی. متروپل آبادان https://t.me/daastaanehsanoo

Echoes
1 087
اینا جون آدمیزادو مفت میدونن... @e_choes

Echoes
1 087

Echoes
1 087

Echoes
1 087

Echoes
1 087

Echoes
1 087
Repost from Echoes
‏وجب به وجب خمپاره و انگشت به انگشت ترکش. اگر از ماه کسی آهنربای بزرگی بدست می‌گرفت ⁧خوزستان ⁩می‌چسبید به ماه. #رضا_براهنی @e_choes

Echoes
1 087

Echoes
1 087
اجرای خصوصی استاد #فرهنگ_شریف تک‌نوازی تار. @e_choes

Echoes
1 087
برای شب. برای غم. برای بغض.

Echoes
1 087
Farhang Sharif.mp33.38 MB

Echoes
1 087
«همیشه همین‌جور بود. می‌نشست و می‌گذاشت که در کنارش، زمان، برای خودش بگذرد. زندگیش همین‌جور گذشته بود. پشت کردن به حال و رفتن به جاهای قبل.‌ توی گذشته می‌چرخید و حال، در کنارش، می‌چرخید. بی‌اعتنا به هم می‌چرخیدند و از هم می‌گذشتند.» ‏کوچه ابرهای گمشده #کورش_اسدی @e_choes

Echoes
1 087
ای خدا خواهم بُرون از هر دو عالم عالمی #ملا_احمد_نراقی @e_choes

Echoes
1 087

Echoes
1 087

Echoes
1 087
Repost from Paintings Place
Graffiti in Bethlehem, West Bank by #Banksy 🇬🇧 Photo: Pawel Ryszawa, 2008 Guerra e Spray
Graffiti in Bethlehem, West Bank by #Banksy 🇬🇧 Photo: Pawel Ryszawa, 2008 Guerra e Spray

Echoes
1 087
شما هم از خیام بنویسید برامون 🤍

Echoes
1 087

Echoes
1 087
Repost from Echoes
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نهفت، کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت؛ هرکس سخنی از سَرِ سودا گفته‌است، زان روی که هست، کس نمی‌داند گفت. #خیام @e_choes

Echoes
1 087
آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد. #مولانا @e_choes