Echoes
Открыть в Telegram
1 086
Подписчики
+124 часа
-17 дней
-1830 день
Архив постов
1 086
سیل زبالههای مادی چیزی است که نباید دست کم گرفت. این زبالهها محیط طبیعی را تهدید میکنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند، اما زبالههای فکری خطرناکتر هستند و انسانهایی با روح و جان مسموم میتوانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشتناپذیر دارند.
#ایوان_کلیما
روح پراگ
#e_choes
1 086
فرزندانتان از آنِ شما نیستند! آنها پسران و دخترانی هستندکه از خودشیفتگی زندگی، جان گرفتهاند. آنها به وسیله شما، و نه از شما شکل میگیرند، گرچه درکنار شما آسودهاند اما در تملک شما نیستند. شما مجازید که عشق خود را به ایشان هدیه کنید، نه افکارتان را، که آنها خود فکورند.
#جبران_خلیل_جبران
پیامبر
@e_choes
1 086
هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه ای امکان پذیر نیست.
در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم. مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه شود. اما اگر اولین تمرین زندگی، خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی می توان قائل شد؟
اینست که زندگی همیشه به یک "طرح" شباهت دارد. اما حتی طرح هم کلمه درستی نیست، زیرا طرح همیشه زمینه سازی برای آماده کردن یک تصویر است. اما طرحی که زندگی ماست، طرح هیچ چیز نیست.
طرحی بدون تصویر است …
بار هستی
#میلان_کوندرا
@e_choes
1 086
پدرم الکلی بود و در سن چهل سالگی مرد. چند هفته قبل از مرگش یک شب مرا به نزد خود خواند و تاریخچه زندگی خود را برای من حکایت کرد، یعنی تاریخچه شکستش را. ابتدا از مرگ پدرش، یعنی پدربزرگم با من شروع به صحبت کرد. پدرش به او چنین گفته بود: «من فقیر و ناکام میمیرم، ولی همهی امیدم به تو است، شاید تو بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، از او بگیری!» پدر من نیز وقتی حس کرد که اجلش فرا رسیده است به من گفت که حرفی به جز تکرار آنچه پدرش به او گفته بوده است، ندارد: «من نیز ای فرزند عزیزم، اینک فقیر و ناکام میمیرم. امیدم به تو است و آرزومندم بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، تو از او بگیری!» بنابراین آرزوها هم مثل بدهیها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. من اکنون سی و پنج سال دارم، و میبینم در همان نقطهای هستم که پدر و پدربزرگم بودند. من نیز آدمی هستم شکست خورده و زنم پا به زا است. فقط همین حماقتم باقی هست که معتقد شوم، فرزندم خواهد توانست آنچه را که زندگی به من نداده است از او بگیرد.
#اینیاتسیو_سیلونه
نان و شراب
@e_choes
1 086
تو به من خنديدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
میدهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق در اين پندارم
كه چرا
خانه ی كوچک ما
سيب نداشت
#حمید_مصدق
@e_choes
1 086
فقط زندگی در جهانی را
تصور کن که در آن آیینه نباشد.
تو درباره ی صورتت خیالبافی می کنی
و تصورت این است که صورتت
بازتاب آن چیزی است که
در درون تو است.
و بعد وقتی چهل ساله شدی،
کسی برای اولین بار آیینه ای
در برابرت می گیرد.
وحشت خودت را مجسم کن!
تو صورت یک بیگانه را خواهی دید
و به روشنی به چیزی
پی خواهی برد که
قادر به پذیرفتنش نیستی:
صورتِ تو، خودِ تو نیست.
#ميلان_كوندرا
جاودانگی
@e_choes
1 086
تنهایی بخشی از هستی است، باید با آن رو در رو شویم و راهی برای هضم آن بیابیم. ارتباط با دیگران مهم ترین منبع در دسترس ما برای کاستن از وحشت تنهایی است. هر یک از ما کشتی هایی تنها در دریایی تیره و تاریم. نورکشتیهای دیگر را میبینیم، کشتیهایی که به آنها دسترسی نداریم ولی حضورشان و شرایط مشابهی که با ما دارند، آرامش زیادی به ما میبخشد. ما از تنهایی و درماندگی محضمان آگاهیم. ولی اگر بتوانیم سلولهای بی روزنمان را بشکافیم، متوجه میشویم دیگرانی هم هستند که با وحشتی مشابه دست به گریبانند. احساس تنهایی، راهی برای همدردی با دیگران به رویمان میگشاید و به این ترتیب، دیگر چندان وحشت زده نخواهیم بود. پیوندی نادیدنی، افرادی را که تجربهای مشترک دارند، به هم میپیوندد...!
#اروین_دیالوم
@e_choes
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
