ch
Feedback
Echoes

Echoes

前往频道在 Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

显示更多
1 086
订阅者
+124 小时
-17
-1830
帖子存档
Echoes
1 086
ترانه سرا : ایرج جنتی عطائی آهنگساز : بابک بیات تنظیم کننده : آندرانیک @e_choes

Echoes
1 086
سیل زباله‌های مادی چیزی است که نباید دست کم گرفت. این زباله‎‌ها محیط طبیعی را تهدید می‌کنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند، اما زباله‌های فکری خطرناک‌تر هستند و انسان‌هایی با روح و جان مسموم می‌توانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشت‌ناپذیر دارند. #ایوان_کلیما روح پراگ #e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
فرزندانتان از آنِ شما نیستند! آن‌ها پسران و دخترانی هستندکه از خودشیفتگی زندگی، جان گرفته‌اند. آن‌ها به وسیله شما، و نه از شما شکل می‌گیرند، گرچه درکنار شما آسوده‌اند اما در تملک شما نیستند. شما مجازید که عشق خود را به ایشان هدیه کنید، نه افکارتان را، که آن‌ها خود فکورند. #جبران_خلیل_جبران پیامبر @e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
آثار ونگوگ با نمای ۳۶۰ درجه! @e_choes

Echoes
1 086
درد آنجاست که در میان پارگی لباس یک زن، مردم فقط برهنگی او را می‌بینند، نه فقرش را...! #گاندی @e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه ای امکان پذیر نیست. در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم. مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه شود. اما اگر اولین تمرین زندگی، خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی می توان قائل شد؟ اینست که زندگی همیشه به یک "طرح" شباهت دارد. اما حتی طرح هم کلمه درستی نیست، زیرا طرح همیشه زمینه سازی برای آماده کردن یک تصویر است. اما طرحی که زندگی ماست، طرح هیچ چیز نیست. طرحی بدون تصویر است … بار هستی #میلان_کوندرا @e_choes

Echoes
1 086
#ارسالی @e_choes

Echoes
1 086
سرنوشت ، شبیه یک چهارراه است و کار ما تعیین سمت و جهت مساعد است. #ویکتور_هوگو @e_choes

Echoes
1 086
شعر و آهنگ:فردین خلعتبری @e_choes

Echoes
1 086
پدرم الکلی بود و در سن چهل سالگی مرد. چند هفته قبل از مرگش یک شب مرا به نزد خود خواند و تاریخچه‌ زندگی خود را برای من حکایت کرد، یعنی تاریخچه‌ شکستش را. ابتدا از مرگ پدرش، یعنی پدربزرگم با من شروع به صحبت کرد. پدرش به او چنین گفته بود: «من فقیر و ناکام می‌میرم، ولی همه‌ی امیدم به تو است، شاید تو بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، از او بگیری!» پدر من نیز وقتی حس کرد که اجلش فرا رسیده است به من گفت که حرفی به جز تکرار آنچه پدرش به او گفته بوده است، ندارد: «من نیز ای فرزند عزیزم، اینک فقیر و ناکام می‌میرم. امیدم به تو است و آرزومندم بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، تو از او بگیری!» بنابراین آرزوها هم مثل بدهی‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. من اکنون سی و پنج سال دارم، و می‌بینم در همان نقطه‌ای هستم که پدر و پدربزرگم بودند. من نیز آدمی هستم شکست خورده و زنم پا به زا است. فقط همین حماقتم باقی هست که معتقد شوم، فرزندم خواهد توانست آنچه را که زندگی به من نداده است از او بگیرد. ‌ ‌‌ #اینیاتسیو_سیلونه نان و شراب @e_choes

Echoes
1 086
ما بخشی از خودمون رو در مقابل دیگران پنهان میکنیم، دیگران هم حق دارن خودشون رو به‌طور کامل به ما نشون ندن! لزومی نداره آدمارو تحت فشار قرار بدیم که با ما صادق باشن، وقتی برای عمیق‌تر شدن صمیمیتمون تلاش میکنیم صداقت و شفافیت خود به خود به وجود مياد. @e_choes

Echoes
1 086
تو به من خنديدی و نمی‌دانستی من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پی من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان می‌دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا خانه ی كوچک ما سيب نداشت #حمید_مصدق @e_choes

Echoes
1 086
سخت‌ترین کار این است که منطقی رفتار کنی در حالی که احساسات دارد خفه‌ات می‌کند ... #داستایوفسکی @e_choes

Echoes
1 086
شعر : مولانا آهنگ و تنظیم : محمد شمس @e_choes

Echoes
1 086
ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب خاطر آسوده ازین گردش ایام بخسب #خاقانی @e_choes

Echoes
1 086
فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درباره ی صورتت خیالبافی می کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است. و بعد وقتی چهل ساله شدی، کسی برای اولین بار آیینه ای در برابرت می گیرد. وحشت خودت را مجسم کن! تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی: صورتِ تو، خودِ تو نیست. #ميلان_كوندرا جاودانگی @e_choes

Echoes
1 086
تنهایی بخشی از هستی است، باید با آن رو در رو شویم و راهی برای هضم آن بیابیم. ارتباط با دیگران مهم ترین منبع در دسترس ما برای کاستن از وحشت تنهایی است. هر یک از ما کشتی هایی تنها در دریایی تیره و تاریم. نورکشتی‌های دیگر را می‌بینیم، کشتی‌هایی که به آنها دسترسی نداریم ولی حضورشان و شرایط مشابهی که با ما دارند، آرامش زیادی به ما می‌بخشد. ما از تنهایی و درماندگی محضمان آگاهیم. ولی اگر بتوانیم سلول‌های بی روزنمان را بشکافیم، متوجه می‌شویم دیگرانی هم هستند که با وحشتی مشابه دست به گریبانند. احساس تنهایی، راهی برای همدردی با دیگران به رویمان می‌گشاید و به این ترتیب، دیگر چندان وحشت زده نخواهیم بود. پیوندی نادیدنی، افرادی را که تجربه‌ای مشترک دارند، به هم می‌پیوندد...! #اروین_‌دیالوم @e_choes