ru
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Открыть в Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Больше
2 087
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
-530 день
Архив постов
photo content

photo content

درجه حرارتهای بحرانی از لحاظ سرمازدگی در مراحل مختلف گلدهی👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 @buvanloo🌹🌹🌹🌹
درجه حرارتهای بحرانی از لحاظ سرمازدگی در مراحل مختلف گلدهی👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 @buvanloo🌹🌹🌹🌹

بارش شديد برف شيروان هم اكنون ساعت 15 روز دوشنبه97/1/27 @buvanloo😳😳😳
بارش شديد برف شيروان هم اكنون ساعت 15 روز دوشنبه97/1/27 @buvanloo😳😳😳

🌹ُیلان و نامداران سیوکانلو🌹 🏇🏇🏇🏇🏇🏇🏇🏇🏇🏇🏇🏇 💥خلاصه ای ازداستان سو قصدبه جان وکیل بیگ!!!💥 وکیل بیگ هر سال به اتفاق یکی از همسرانش برای زیارت ودعا و عبادت عازم علی بلاغ و امام باد می شد... در یکی از سالها فصل بهارو تابستان که منطقه ی درونگر بسیارخوش آب و هوا و بکرو زیباست، وکیل بیگ همراه همسرش ثریا(صحرا) راهی علی بلاغ و امام باد می شوند... سید یونس زیدانلویی که یکی از بزرگان و قلدران منطقه بوده با طرح و نقشه ای از پیش طراحی شده در گذرگاهی تنگ و باریک وخلوت سد راهش می شود، برای رو کم کنی جلوی وکیل بیگ را می گیرند... چند نفر قراول (قَرَعُول) از بالای کوه اسلحه ها را نشانه گرفته اند...  تعدادی از پشت سر آمده اند...  سید یونس و چند نفر از نوکرانش نیز از جلو راهشان را بسته اند...! وکیل بیگ را در حلقه محاصره خود درآورده اند! وکیل بیگ غافلگیر شده؛ راه و چاره ای جز مشیئت الهی ندارد... سید یونس این سردار زیدانلویی {از طرف عده ای که نامشان محفوظ است}اجیر شده و باج گرفته تا وکیل بیگ را سربه نیست کند! زن و بچه ها وهمرهان را از وکیل بیگ جدا می کنند،سپس به قصد کشت به جانش می افتندوتا رمق و توان دارند او را زیر مشت ولگد می کوبند،... وکیل بر زمین می افتد ... سید یونس که شخصی قصی القلب و بی رحم بود بر سر جسم  بی جان و خونین وکیل آمده، دستور می دهد پایش را بشکنند!!! در کمال بی رحمی و وحشی گری یک پای وکیل را می شکنند....  وکیل از شدت درد غش کرده، آنان به خیال اینکه وکیل مرده ؛جنازه اش را میان کَلَم (قره میغ)می اندازندو کبریتی  روشن کرده و آن کَلَم را به آتش می کشند تا جنازه وکیل بسوزد، سپس از آنجا دور می شوند... از آنجائی که خداوند وکیل را دوست داشته و کاسه عمرش به سر نیامده بود خارهایی که در بدن وکیل فرو رفته بودند باعث به هوش آمدن و بیدار شدنش میشود و او با هزاران زحمت با سر پنجه هایش خاک را از زمین چنگ کشیده و روی آتشی که هنوز گُر نگرفته بود می ریزد و از جانب حق تعالی، آتش خاموش می شود و حکیم بیگ به هرسختی و مشقتی بود بیرون می آید! قدرت خدا را ...!!!  -وکیل بیگ را مفصلا کتک می زنند - یک پایش را می شکنند - به داخل (کَلَمی)می اندازند - کَلَم را آتش می زنند تا جنازه اش خاکستر شود -از منطقه دور می شوند... اما چرخ وصفحه روزگارطور دیگری ورق می خورد!؟ وکیل بیگ با سختی و رنج خود را نجات می دهد،و شاید آتش خشم و انتقام در وجودش شعله ور شده زنده بماند تا بانیان این عمل ننگین را به سزای عملشان برساند...   وکیل بیگ بعد از مدتها درمان ومداوا  همانا! کینه سردار یونس زیدانلویی را به دل گرفتن همانا...! عده ای از افراد و طرفدارانش رابا خود همراه ساخته،طبق نقشه ای از پیش طراحی شده  در مکانی سردار یونس را به محاصره در آورده و بیضه هایش را در می آورد و برای همیشه،تا آخر عُمر اَخته می ماند و از آن پس یونس سردار زیدانلویی در قوچان بخصوص بازار عشق آباد به گدی(گدا) معروف شد!!! آری تاریخ سرنوشت وکیل بیگ را به جایی رساند زمانی که قوچان و در بازار عشق آباد راه می رفت چون فرماندار و رئیس دادگستری و فرمانده ژاندارمری احترام زیادی برایش قائل بودند همیشه گماشته برای محافظتش تعیین کرده بودند، وکیل بیگ هر وقت راه می رفت  هر کس از بزرگان را که به دست بوسی اش می آمد دلار هدیه می داد.... ✍علی محمدزاده @buvanloo🌹🌹

🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸 نصيحت حضرت مولانا : در اين عمري که ميداﻧﻲ فقط چندي تو مهماﻧﻲ! به جان و دل تو عاشق باش......رفيقان را.......مراقب باش...... مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ، دل موري نرنجاﻧﻲ... که در آخر تو ميمانـﻲ و مشتي خاک که از آﻧﻲ... دلا ياران سه قسمند گر بداني. زباني اند و ناني اند و جاني. به ناني نان بده از در برانش. محبت کن به ياران زباني. وليکن يار جاني را نگه دار. به پايش جان بده تا ميتواني 🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸 @buvanloo🌹🌹🌹

لَه گُلبوتان گُل تونینِه لَه دِلبیشان دِل تُونینِه دَردَک ژَه سَر دِل هِلینِه...! تقدیم به کاظم جان به امید شفای عاجل 🌹🌹🌹�
لَه گُلبوتان گُل تونینِه لَه دِلبیشان دِل تُونینِه دَردَک ژَه سَر دِل هِلینِه...! تقدیم به کاظم جان به امید شفای عاجل 🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

کمپین تحریم غذاخوردن درمراسم ختم: هموطن گرامی بیایید با هم یک رسم غلط را در جامعه ریشه کن کنیم، در روایات دینی و احاديث آمده همسایه ها و فاميلها تا چند روز در منزل خود غذا پخته و برای خانواده عزادار ببرند که متاسفانه در جامعه ما به این شکل اشتباه تغییر یافته که خانواده عزادار علاوه بر غم و غصه فقدان عزیز از دست رفته ، همزمان باید به فکر تدارک پذیرایی از مهمان ها هم باشند که با وضعیت اقتصادی فعلی برای بسیاری از خانواده ها بار مضاعفی است که باید در آن شرایط بحرانی به دوش بکشند ،حتی اگر مشکل مالی هم نداشته باشند بار روانی تدارک دیدن و آبرومند ظاهر شدن در انظار هم در آن شرایط یک بار اضافه است، علاوه بر این از نظر انرژیکی، خوردن غذایی که با این شرایط روحی و گاهی هم با نارضایتی، تدارک دیده شده ، برای سلامتی می تواند مضر باشد. با نخوردن غذا در این مراسم، به تدریج این قضیه عمومیت پیدا می کند و انگیزه تدارک غذای مراسم ترحیم کاهش یافته و به مرور این رسم برچیده می شود و دعای خیر خانواده ای که مشکل مالی دارد شامل حال خواهد بود. خدا را شکر سطح سواد جامعه آنقدر بالا رفته که تقریبا همه می دانند که روح فرد متوفی به انرژی معنوی دعا نیاز دارد نه غذا، چون دنیای بعد از مرگ با دنیای فیزیکی ما متفاوت است. از خودمان شروع کرده ، و آن را تبدیل به یک فرهنگ کنیم..... اصلا،طبق روایات اسلامی،خوردن غذای منزل متوفی،مکروه است. بنابراین،مدتی است،دغدغه همه دوستان فرهنگی،براه انداختن کمپین ،نه گفتن به سفره های مراسم عزاداری برای صاحبان مصیبت است،خواهشمندم،همه به این کمپین بپیوندیم و یک فرهنگ دیرینه نیاکانمان را زنده کنیم و قالبهای نامتعارف و نامبارکی که تیشه به ریشه این فرهنگ زده اند را بشکنیم و این مطلب را،بعنوان یکرسالت فرهنگی، در گروههای متعدد،به اشتراک،بگذاریم.

الله خَئِه وا خِرخِندَه بروژ زمانگ چِقَه رِندَه کوهنوردان خَه کِر زندَه این هم به افتخار کوه نوردان بوانلو ✍چ.ب @buvanloo🌹🌹
الله خَئِه وا خِرخِندَه بروژ زمانگ چِقَه رِندَه کوهنوردان خَه کِر زندَه این هم به افتخار کوه نوردان بوانلو ✍چ.ب @buvanloo🌹🌹🌹

🌳 تَختی بیه من دل دایَه تختی بیِه دَه چِه رینم برخُ میِه رونِشتمَه له وَر سی یِه ✍چ.ب @buvanloo 🌳🌳🌳
🌳 تَختی بیه من دل دایَه تختی بیِه دَه چِه رینم برخُ میِه رونِشتمَه له وَر سی یِه ✍چ.ب @buvanloo 🌳🌳🌳

🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸 💥یلان و نامداران سیوکانلو💥 داستان مرادخان معروف به مره قچک(۲) 🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🏇 ...چند تیر هوایی شلیک شد ؛ صدای تیرها در کوهستان پیچید و انعکاس مجدد صدا ،رعب و وحشت بیشتری در دلهایشان ایجاد کرده بود... از این رویی چند نفر واسطه شدندو خود را به مرادخان رسانده ،سبیل گرو گذاشتند و به شرافت و مردانگی شان قسم خوردند که هرگز کسی مرتکب چنین خلاف و  اشتباهی نخواهد شد...! مرادخان قول و پادر میانی  این نمایندگان و معتمدین را قبول کرد... کاروان از مرز به طرف سراشیبی و خاک ایران حرکت کرد، در دو راهی قلعه بیگ و قلعه حسن کاروانیان جدا شدند و به سه اکیپ و دسته تقسم شدند! -گروهی به شرق قلعه بیگ -گروهی به غرب قلعه حسن -گروهی نیز به جنوب و منطقه سیوکانلو... کاروان بوانلو تازه از رودخانه بزرگ ترانلو به طرف سربالایی در حرکت است... تقریبا به روبه روی ترانلو رسیده بودند،اما از کاروان بیچرانلویی ها یک نفر به امنیه ها گزارش داده...! امنیه ها روبه روی ترانلو در محلی که به (چیلان)شهرت دارد جلوی کاروان سیوکانلو را گرفته،قصد مصادره و ضبط این اموال را داشتند.... رو برو شدن با چنین صحنه ای برای مرادخان غیر قابل تحمل و سخت است! لذا در چشم برهم زدنی و در حرکتی شجاعانه برنو را از بار شتر کشیده و اولین تیر را به کتف یک امنیه نشانه می گیرد... مامور نقش بر زمین شده و از درد بر خود می پیچدو فریاد و صدایش در فضا پیچید... تا مامورین به خود آمدند !مرادخان برنو به دست ازطریق بلندی های مشرف به کلاته بالی به طرف بروژ بوان پا به فرار گذاشت... فرار کردن چو آهویی گریز پای همانا و به گلوله بستن و شلیک کردن به سویش همانا.... طبق اظهار نظر راویان از افرادی که با مرادخان هم کاروان بوده اند چنین بیان کرده اند که: تا گلن گدنهای تفنگ ها را کشیدند .... مرادخان صدها متر دور شده بود ؛او در هنگام تیر اندازی امنیه ها با چنان مهارتی زیگزاگ فرار می کرد و می گریخت که تو گویی سالها آموزش چریکی و جنگهای پارتیزانی دیده است!!! به هر حال مرادخان از چنگ امنیه ها گریخت و از دیده ها ناپدید شد... ماموران افسار شتران را به طرف پاسگاه کشیدند و کاروانیان را نیز دست بسته با خود بردند... خبر این حادثه به گوش روستائیان رسید.... چندین نفر از معتمدین و بزرگان برای پا در میانی به محضر فرج الله خان و آقای علیخان رفتند و به هر زحمتی بود از مصادره وضبط اموال و بارهای آنان صرف نظر شد .... مرادخان معروف به مره قچک از جمله دست راستی های وکیل بیگ اوغازی بود که برای در قدرت ماندن و اقتدار خان و بگ کوخ بنیکلو جانفشانیها کرد.... از سنگر گرفتن و مبارزه مرادخان سردار، پدر بزرگ حاج خواجه محمدزاده در برابر قائله ترکمن ها خاطرات زیادی به ثبت رسیده ،که فعلا به این دوقسمت بسنده کرده و شما را به خدای منان می سپاریم. نام و یاد این عزیزان در تاریخ منطقه سیوکانلو همیشه جاوید باد.🌹🌹🌹 ✍علی محمدزاده @buvanloo🌹🌹🌹 🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸

@buvanloo 🌹🌹🌹

طبعیت زیبای روستای بوانلو ارسالی از خانم شیوا مرادیان ۹۷/۰۱/۲۴ @buvanloo🌹🌹🌹
طبعیت زیبای روستای بوانلو ارسالی از خانم شیوا مرادیان ۹۷/۰۱/۲۴ @buvanloo🌹🌹🌹

💥یلان و نامداران سیوکانلو💥 داستان مرادخان معروف به مِرَه قِچِک(۱)🐪🐪🐪🐪🐪🐪🏇🏇🏇 ...کاروانی متشکل از چهل ؛پنجاه نفر از منطقه سرحد پس از اینکه بار واجناسشان را در اُورِسیَت به فروش رسانده اند، مایحتاج لازم و مورد نیاز را خریداری کرده ؛بار شتران را بسته و صبح زود از دره ای بزرگ و عریض و طویل،مرز را هدف گرفته وبه طرف  سربالایی قطار شتران را حرکت دادند... تا به خاک ایران برسند. هر گروه با چندین شتر یک سر کاروان دارند که برای در امان ماندن ودر چنگال راه زنان و غارتگران گرفتار نشدن، با دیگر گروها متحد شده و کاروان بزرگی تشکیل داده اند تا امنیت بیشتری داشته باشند... عده ای از کاروانیان نیروهای سلطان تاجر زیندانلویی هستند که تاجری بنام و معروف نه در منطقه! بلکه در خراسان است (که داستانش بعدا به سمع نظر شما خواهد رسید) افراد کاروان قلعه بیگ و قلعه حسن نیز برای فرج الله خان کار تجارت را انجام می دهند... گروهی از سیوکانلو به سرپرستی مرادخان معروف به {مره قچک ،مره آلماس،مره چریک،مره کیویی}این کاروان را همراهی می کنند!!! در چُست و چابک بودن مرادخان ، ورزیدگی و شجاعت،شهامت و نترس، با دل و جرات بودن این بزرگ مرد هر چه بگوئیم حق مطلب را تفهیم نکرده ایم... چند فرسخ مانده به مرز ایران پیکی از قلعه حسن سوار بر اسب خود را به کاروان رسانده!این پیک حامل پیام محرمانه ای است که با یک عده مشغول صحبت می شود واین عملشان مشکوک به نظر می آمد! از میان کاروانیان شخصی پیام محرمانه را به گوش مرادخان می رساند! مرادخان با هوش و زکاوتی که داشته متوجه میشود آنها نقشه ای کشیده اند که وقتی به خاک ایران رسیدند، کاروان سیوکانلو که در دو راهی قلعه حسن از کاروان اصلی جدا می شود گزارش آنها را به پاسگاه داده تا اموال آنها را مصادره کنند! مرادخان درچشم بر هم زدنی از کاروان جدا شده با سرعتی برق آسا خودش را به بالای تپه می رساند تا اسلحه ای را که در مرز  پنهان کرده را بردارد...! اسلحه را از زیر زمین و محلی که پنهان کرده بود در آورده ؛ پارچه یا کهنه ای را که دورش پیچیده بود را باز کرد و اسلحه را مسلح کرده و از بلندی بر کاروانیان که داخل کال و دره به طرف سربالایی و مرز حرکت می کردندمسلط شده ! با قدرت هرچه تمام خطاب به کاروانیان چنین گفت: حال که فکرو نیت شوم خیانت و آدم فروشی را در سر دارید از این دره سالم بیرون نخواهیدآمد...!!!                    ادامه دارد🌹🌹🌹🌹🌹 ✍ :علی محمدزاده @buvanloo

🌺 بعثت پیامبر اکرم(ص) برهمه مسلمانان مبارک باد🌺 @buvanloo🌹🌹🌹
🌺 بعثت پیامبر اکرم(ص) برهمه مسلمانان مبارک باد🌺 @buvanloo🌹🌹🌹

🌸مبعث فرخنده پیامبر رحمت و رأفت، حضرت محمد مصطفی(ص) مبارک باد🌸 @buvanloo🌹🌹

محسن میرزازاده شاعران : استاد توحدی اوغاز(کوردی) استاد علینیااوغاز (فارسی) @buvanloo 🌹🌹🌹

مدالهای ورزشی دختر گلمون صالحه قوی اندام در رشته والیبال که تیم مشکی پوشان مشهد خواهان جذب ایشان شدند .با ٱرزوی توفیقات بیشتر
مدالهای ورزشی دختر گلمون صالحه قوی اندام در رشته والیبال که تیم مشکی پوشان مشهد خواهان جذب ایشان شدند .با ٱرزوی توفیقات بیشتر برای فرزندان بوانلو. @buvanloo💐💐💐

دانش آموزان راه یافته به مرحله استانی یازدهمین دوره لیگ علمی پایا صالحه قوی اندام بوانلو در رشته ریاضی با تبریک به مراد قوی ا
دانش آموزان راه یافته به مرحله استانی یازدهمین دوره لیگ علمی پایا صالحه قوی اندام بوانلو در رشته ریاضی با تبریک به مراد قوی اندام و ختر گلشون که افتخار بوانلو هستن. @buvanloo🌹🌹🌹

🔸قسمتی از فیلم #کشتزارهای_سپید 🔸اثری از محمد رسول اف 🔸باصدای خانگل مصرزاده @buvanloo🌹🌹🌹🌹