ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Открыть в Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Больше
2 110
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
+830 дней
Архив постов
⬛️ ایرانم وطنم تسلیت @buvanloo
⬛️ ایرانم وطنم تسلیت @buvanloo

صعودگروهی از کوهنوردان بوانلو به قله سرآخور قوچان با ارتفاع 2529 متر ارتفاع امروز جمعه 98/10/20. به این عزیزان خسته نباشید و
صعودگروهی از کوهنوردان بوانلو به قله سرآخور قوچان با ارتفاع 2529 متر ارتفاع امروز جمعه 98/10/20. به این عزیزان خسته نباشید و خدا قوت عرض می کنیم. @buvanloo👏👌👌🌹

از : تهمینه میلانی: .............. ارزش ده بار خوندن رو هم داره از دست ندید ............. ته پیازو رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف تابه ، برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در رو زدند. پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه شوهرم حس و حال صف نونوایی نداشتیم. بابام می گفت: نون خوب خیلی مهمه ! من که بازنشسته ام، کاری ندارم ، هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم میگیرم. در می زد و نون رو همون دم در می داد و می رفت. هیچ وقت هم بالا نمی اومد. هیچ وقت. دستم چرب بود، شوهرم در را باز کرد و دوید توی راه پله. پدرم را خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارند ، این البته زیاد شامل مادرم نمی شود . صدای شوهرم از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت می کرد بالا. برای یک لحظه خشکم زد. ما خانواده ی سرد و نچسبی هستیم. همدیگه رو نمی بوسیم، بغل نمی کنیم، قربون صدقه هم نمیریم و از همه مهم تر سرزده و بدون دعوت جایی نمیریم. اما خانواده ی شوهرم اینجوری نبودن، در می زدند ومیامدند تو،روزی هفده بار با هم تلفنی حرف می زدند؛ قربون صدقه هم می رفتند و قبیله ای بودند. برای همین هم شوهرم نمی فهمید که کاری که داشت می کرد مغایر اصول تربیتی من بود و هی اصرار می کرد، اصرار می کرد. آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نا مرتب بود؛ خسته بودم.تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم... چیزهایی که الان وقتی فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می رسید! شوهرم توی آشپزخونه اومد تا برای مهمان ها چای بریزد و اخم های درهم رفته ی من رو دید. پرسیدم: برای چی این قدر اصرار کردی؟ گفت: خوب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم. گفتم: ولی من این کتلت ها رو برای فردا هم درست می کردم. گفت: حالا مگه چی شده؟ گفتم: چیزی نیست ؟؟؟ !!! در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم. پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت: دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم. میخوای نونها رو برات ببرم؟ تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم ! پدر و مادرم تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودند. وقتی شام آماده شد، پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت. مادرم به بهانه ی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد. خورده و نخورده خداحافظی کردند و رفتند و این داستان فراموش شد و پانزده سال گذشت. پدر و مادرم هردو فوت کردند. چند روز پیش برای خودم کتلت درست می کردم که فکرش مثل برق ازسرم گذشت: نکنه وقتی با شوهرم حرف می زدم پدرم صحبت های ما را شنیده بود؟ نکنه برای همین شام نخورد؟ از تصورش مهره های پشتم تیر می کشد و دردی مثل دشنه در دلم می نشیند. راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم؟ آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر می دارم. یک قطره روغن می چکد توی ظرف و جلز محزونی می کند. واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت؟! حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می خورد: "من آدم زمختی هستم" زمختی یعنی: ندانستن قدر لحظه ها، یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها، یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها. حالا دیگه چه اهمیتی داشت وسط آشپزخانه ی خالی، چنگال به دست کنار ماهیتابه ای که بوی کتلت می داد، آه بکشم؟ آخ. لعنتی، چقدر دلم تنگ شده براشون؛ فقط… فقط اگر الان پدر و مادرم از در تو می آمدند، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه... میوه داشتیم یا نه... همه چیز کافی بود: من بودم و بوی عطر روسری مادرم، دست پدرم و نون سنگک . پدرم راست می گفت که: نون خوب خیلی مهمه. من این روزها هر قدر بخوام می تونم کتلت درست کنم، اما کسی زنگ این در را نخواهد زد، کسی که توی دستهاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود که بوی مهربونی می داد. اما دیگه چه اهمیتی دارد؟ چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی اهمیتشو می فهمی...! زمخت نباشیم 🌹و اگر براي عزيزان إرسال نميكني دو باره بخوان. @buvanloo

به نام خدا به اطلاع کلیه باغداران بوانلو وحومه می رساند نهالستان گردوی شارعی 👌با مرغوب ترین نهال 👌 تائید کارشناسان جهاد کشا
به نام خدا به اطلاع کلیه باغداران بوانلو وحومه می رساند نهالستان گردوی شارعی 👌با مرغوب ترین نهال 👌 تائید کارشناسان جهاد کشاورزی 👌با کیفیت بسیار بالا و باردهی مرغوب و مطلوب در خدمت هم ولایتی ها و باغداران منطقه سیوکانلو وشیروان می باشد. برای تهیه نهال گردو با شماره ذیل تماس بگیرید. 09156028908 آدرس روستای بوانلو نهالستان گردوی بهروز شارعی @buvanloo🌹🌹🌹🌹

برادر خیٌرم سپاس : «مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال » و«نیکبخت آنکه خورد و کشت (اندوخته ای برای آخرت داشت )وبدبخت آنکه مرد و هشت (گذاشت ورفت)» بدین وسیله هیات امنای مسجد بوانلو مراتب تقدیر وتشکر خود را از کلیه برادران و خواهران خیٌری که از اربعین امسال تاکنون به مسجد روستای بوانلو کمک کرده اند اعلام می دارد اسامی این بزرگواران به شرح ذیل می باشد 1- آقای بهمن شارعی 500000 تومان 2- آقایان محترم حجی محمد خوشقدم ، ککو حبیبی، محسن جعفر زاده ، نورعلی قربانزاده امیر علی ایزدی ومحبت دولخانی هر کدام 100000تومان 3- جمع دو مبلغ فوق بعلاوه 700000تومان از موجودی مسجد صرف خرید گوسفند وبرگزاری مراسم اربعین گردید 4- آقایان محمد نبی ملت و خلیل حسین زاده با اهدای یک راس گوسفند مراسم چهل هشتم را برگزار کردند 5- آقای حاج رمضانعلی محمد زاده 2105000تومان جهت خریدو ساخت درب مسجد 6- آقای صولت دولخانی 1500000تومان برای ساخت پنجره مسجد لازم به ذکر است چون درب وپنجره های قبلی مسجد از پروفیل ساده وبدون نما و بدون هلالی ومناسب مسجد نبود با تصمیم اعضای هیات تعویض گردید 7- آقای شیرویه ایزدی 1000000تومان 8- آقای حمید نادری (فرزند رحمانقلی )500000تومان 9- آقای منصور دولخانی 300000 تومان 10- آقای مجید نادری 300000 تومان که این مبالغ به حساب مسجد واریز گردیدخداوند این کرم وبخشش را از خیٌرین عزیز قبول بفرماید وبه جانشان صحت وسلامتی وبه مالشان برکت وفزونی عطا فرماید همچنین منتظر دستان سخاوتمند شما عزیزان هستیم تا با شروع فصل بهار تعمیرات اساسی مسجد را شروع نماییم شماره حساب هیات امنای مسجد بوانلو 0111620735002 بانک ملی ایران می باشد که فقط از طریق خود پرداز بانک ملی یا حضور در بانک امکان پذیر می باشد یا به شماره کارت بنده 6273811104049652 بانک انصار محب علی نادری واریز بفرمایید تا در اسرع وقت به نام شما به حساب مسجد واریز گردد شماره تماس 09151889335 @buvanloo

Hera Prodksiyon - SOR GL LAWKE DN HAVN YEN KLP eFOIOJSjOwg.m4a3.96 MB

شعر کورمانجی ""باغبان و خدای او"" از شاعر خوش قریحه و پر ذوق جواد رمضانیان (لاچین) @buvanloo👌👏🌹🌹🌹🌹🌹

بیاد سه عزیز سفر کرده مرحومان( غلامحسین حسین زاده_ باباعلی حسین زاده و احیامحمد حسین زاده)روحشان شاد و یاد شان گرامی باد.ارسا
بیاد سه عزیز سفر کرده مرحومان( غلامحسین حسین زاده_ باباعلی حسین زاده و احیامحمد حسین زاده)روحشان شاد و یاد شان گرامی باد.ارسالی ; حسین قوی اندام. @buvanloo🌹👏👌

نماز پر سوز و گداز رهبر انقلاب بر پیکر سردار سلیمانی😔🖤 دختر سردار خطاب به رهبر:آقا جان نکند که شهادتِ پدرم چهره شما را ناراحت کند. ارسالی:از طرف خانم قوی اندام

آیامی دانید⁉️ دود اسپند سریع جذب مغز می شود و آنرا گرم می‌کند. آیا می دانید ⁉️ عطسه عروق را منبسط می‌کند، عروق ریز مغز را باز می کند. آیا می دانید ⁉️ بی حسی های دندانپزشکی باعث سردی تن میگردد و موهای صورت را سفید میکند برای رفع این مشکل اگر همان لحظه نمک روی آن قرار دهید سردی رااز بین می برد. آیا می دانید ⁉️ بهترین رقیب حجامت پیاده روی است. آیا می دانید ⁉️ غذاهای سرد پوکی استخوان می آورد ومی توان کلسیم لبنیات را از انجیر وبادام درختی که گرم هستند تامین کرد. آیا می دانید ⁉️ گشنیز بیش از حد غم زاست «بخاطر سردی». آیا می دانید ⁉️ سوپ گندم بهترین خونساز است وبرای همه مزاجها خوب است. آیا می دانید ⁉️ انواع ویتامین ب 12در نان جو وجود دارد که باعث می شود موهای سر سفید نشود. آیا می دانید ⁉️ خوردن آب یخ و آب بین غذا اصلی ترین عامل در بروز مشکلات کبدی از جمله کبد چرب است. آیا می دانید ⁉️ قارچ بسیار سرد است واستمرارش بدن را سرد می کند. آیا می دانید ⁉️ ملاک تشخیص چاقی اندازه گیری مچ دست است که اگر مچ کوچک بود تن چاق بود شخص اضافه وزن دارد که باید ناهار را از وعده های غذایی اش حذف کند. آیا می دانید ⁉️ تمایل به بوهای بد مانند بوی بنزین وگازوئیل و....به دلیل سودای زیاد مغز است. آیا می دانید ⁉️ غذاهای سرد چاق کننده و غذاهای گرم لاغر کننده است آیا می دانید ⁉️ زیره برای لاغر ی خوب است، اما باعث چین و چروک می گردد. آیا می دانید ⁉️ موقع درد عسل بخورید، زمانیکه عسل خوردید، عسل خودش را به موضع درد میکشاند ، همانطور که آهن ربا، به سمت آهن می رود«سرعت اثر دارو را افزایش می دهد» آیا می دانید ⁉️ چربی دنبه گوسفند هرچه قدر وارد بدن شود به همان اندازه بیماری از بدن خارج میشود . ✅سلام و عرض ادب این پیامها برای تمام لیست انتشارم که کل مخاطبین خاص ام هستند بصورت گروهی ارسال میشود، اگه احیانا مزاحمتی ایجاد میکنه تو پیوی بهم پیام بدید تا از لیست انتشارم نامتون را خارج کنم باتشکر بهزادفر +989357448379 مشاور طب سنتی 🇮🇷 @buvanloo

مژده مژده نمایندگی بیمه معلم با مدیریت محمد ایزدی در راستا راهنمایی و ارایه خدمات به هم ولایتی ها گرامی افتتاح گردید٪ با تخفی
مژده مژده نمایندگی بیمه معلم با مدیریت محمد ایزدی در راستا راهنمایی و ارایه خدمات به هم ولایتی ها گرامی افتتاح گردید٪ با تخفیفات ویژه برای بوانلویی ها عزیز #باآگاهی_زندگی_را_بیمه_کنیم. @buvanloo

همسر عزیزم پریسا شارعی قبولی شما در آزمون وکالت ۹۸ کانون اصفهان را تبریک عرض میکنم انشاالله شاهد موفقیت های بیشتری از شما باش
همسر عزیزم پریسا شارعی قبولی شما در آزمون وکالت ۹۸ کانون اصفهان را تبریک عرض میکنم انشاالله شاهد موفقیت های بیشتری از شما باشیم . از طرف : ایمان نادری کانال زیبای بوانلو نیز این موفقیت را به خانم شارعی و آقای نادری تبریک و شادباش عرض می کند. 🌹🌹🌹🌹🌺🌺🌺🌺🌸🌸🌸 @buvanloo

‍ مال ئاڤا مێرێ ئەڤین‌دار! کێ تو کوشتی، زار؟ شەهید نامرن؛ مال‌ئاڤا سەردار... *سپاهی لایین بدرود ای مرد عاشق! چه کسی تو را این
‍ مال ئاڤا مێرێ ئەڤین‌دار! کێ تو کوشتی، زار؟ شەهید نامرن؛ مال‌ئاڤا سەردار... *سپاهی لایین بدرود ای مرد عاشق! چه کسی تو را اینگونه کشت؟ شهیدان نمی‌میرند؛ بدرود و سپاس سردار... @buvanloo

سرباز وطن، فخر مسلمانی ما رفت آن شیر نر بیشه ی ایرانی ما رفت کشور شده با رهبر خود باز سیه‌پوش زین داغ ‌که سردار سلیمانی ما رف
سرباز وطن، فخر مسلمانی ما رفت آن شیر نر بیشه ی ایرانی ما رفت کشور شده با رهبر خود باز سیه‌پوش زین داغ ‌که سردار سلیمانی ما رفت ♠️♠️♠️♠️♠️♠️😥😥😥 ملت شهید پرور بوانلو ضایعه دردناک شهادت سردار عزیز را به تمامی هم میهنان عزیز تسلیت و تهنیت عرض می نمایند. یادت در دلها و مسیرت فراموش نشدنی خواهد بود. ♠️♠️♠️♠️♠️♠️😥😥😥 @buvanloo

هنه‌ک ژه کورمانجێن خوراسانێ ژی لازمە کو سەوا زانینگه‌ها پەیام نور یا مەشهەدێ ( وو هەم ژی لە بژنوردێ، قوچانێ، شیروانێ، و ...) داخازی‌یا وی ماف و هەقێ زمانی بکن و ... http://kurdpress.com/details.aspx?id=116527

‍ ❇️مقدمه ای بر «آتش دل» به بهانه رونمایی از مجموعه شعر آقای جواد رمضانیان(لاچین) 🖊اسماعیل حسین پور ✅وقتی به سمت دشت لاله خیز «تکمران» روانه می شوی؛ پیش از هم نَفَسی با کوه «امام حاضر»، آوای بخشی ها و لولوچی ها تو را در «لوجلی» میهمان می کند. «علیخان» تار در دست دارد و با صدای پراندوهش «نه وینم درد جدایی...» را بر لب دارد. هنوز آوای پر ابهت مرحوم «کربلایی تقی کریم زاده» در گوشَت می پیچد که اشعار فردوسی را با شکوه می خواند و تو را با اشعار حافظ و سعدی از چشمه های شعر شیراز سیراب می کند. ✅«لوجلی» فقط یک نام نیست، یک تاریخ است، یک مکتب است و در این مکتب، مرزداران و سرداران و شاگردان و شاعران ارزنده و نام آوری قد کشیده اند که همچنان دیارشان را عاشقند. ✅چشم بر این دیار می گشایی، بر برج و باروهای دیروز، بر شکوه به یادگار مانده از روزهای پر سور و سوگ دیروز، خیره بر تندیس سردارِ ایستاده در گذرتاریخ «سردار عیوض خان جلالی» و ناخودآگاه این شعر اخوان بر لبت زمزمه می شود که: « ما فاتحان شهرهای رفته بربادیم. با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون آید از سینه، راویان قصه‌های رفته از یادیم...» گویی این شعر زبان حال مردم مرزدار «سرحد» و «تکمران» و «لوجلی» است. مردمی که جدایی فیروزه ی بربادرفته، سوهان روح شان شده است ولی این صبور مردم مرزدار، به رغم نامهری ها و نامهربانی های بزرگ روزگار، هنوز با تکیه بر فکر و فرهنگ شان زنده اند و نفس تازه می کنند. مردمی که با زبان «کرمانجی» سخن می گویند، شعر می خوانند، زنانش هنوز با زبان «کرمانجی» لالایی می خوانند و «لولوچی» هایش با ترانه های پرامیدشان، زندگی را برای مردم هجی می کنند. ✅«لاچین» شاعر دلداده ی «ایل» و «آبادی»یکی از فرزندان همین مردم است. نام شناسنامه ای اش«جواد رمضانیان» است. متولد «لوجلی» که در تیرماه 1351 خورشیدی در خانه ی کاهگلی«وزیر» و«کیمیا » چشم بر زندگی گشوده است. او می گوید:« تحت تأثیر آوای بخشی ها و هنرمندان محلی نظیر حبیب بهلولی و... و حکایت هایی که پدرش از مرزبانانی چون «سردار عیوض» و«فرج الله خان بیچرانلو» و «ابراهیم پهلوان قولانلویی» نقل کرده، از کودکی به تاریخ و فرهنگ نیاکانش عشق می ورزیده است که روی آوری به سرودن شعر، ادای دینی به آن مردم و فرهنگ شان و جلوه ای از عشق به فرهنگ این دیار است. ✅«لاچین» معلم است و 20 سال در تهران فیزیک تدریس کرده است. او که اخیرا برای ادامه خدمت راهی شیروان شده، از سال 94 شروع به سرودن اشعار کرمانجی می کند. در اشعار او که بیشتر در قالب مثنوی و غزل سروده شده، عشق به طبیعت، وطن دوستی، عشق پاک ایلیاتی، شِکوه از نابرابری های اجتماعی، غربت و جدایی موج می زند. او با زبانی ساده و صمیمی، امید و حسرت و شور و شِکوه هایش را در قالب شعر بیان کرده است. حالا چند سال است که «لاچین» با شعر زندگی می کند و شعر بخشی از زندگی اوست. ✅آنچه ستودنی است اراده و باور«لاچین» است که با ذوق و شوقی شیرین، عاشق زبان مادری و فرهنگ کرمانجی است؛ در حالی که او هم می توانست مثل بسیاری از ما جماعت، با دور شدن از زادگاهش زبان و لهجه اش را تغییر دهد و به اصالت ها و فکر و فرهنگ نیاکانش پشت کند. درست مثل برخی از افراد که در «تکمران»،- دهستان «کرمانج» ها و «کرمانجی» - این روزها دارند بچه هایشان را وادار به فارسی آموزی می کنند و گاه چنان به این بیگانگی از خود و زبان شان افتخار می کنند که گویی ایثار و فداکاری بزرگی می کنند که بچه هایشان را از فراگیری زبان مادری شان محروم می کنند؛ در حالی که این یک ظلم بزرگی در حق فرزندان مظلوم و معصوم این جماعت است. درست مثل جفایی که دیروزیان با »مرخ» های روبروی آبادی کردند و امروز از آن همه طراوت و زیبایی و شکوه، فقط تک درخت هایی به یادگار مانده است. امروز زبان کردهای خراسان نُماد هویت آنهاست و آنان که فرزندان شان را از این یادگار ارزنده محروم می کنند در حقیقت تیشه به ریشه ی خود زده اند و فردا هیچ نام و نشانی از آنها و تبارشان نیست.درست مثل انبوه مرخ هایی که بودند و امروز نیستند. ✅به رغم خودانکاری و فرار برخی ناآگاهان از زبان مادری، روی آوری انبوه جوانان تحصیل کرده و آگاه و اندیشمند به تکلم و حفظ زبان مادری شان، رویکرد فرخ و فرخنده ای است که هر روز بیشتر می شود و این باورِ روشنِ افتخار به زبان مادری، شعله ی بلندی است که خاموشی و فراموشی ندارد. وقتی بذر آگاهی، بیداری، خردورزی و خودباوری در مزرع دلی افشانده شد، پهندشت آن دل، به بهاری پر طراوت می ماند که عطر سبزه ها و گلهایش روح نواز و شورآفرین است که شعر شاعرانی چون «لاچین» عزیز در این روزگار، همان عطر و حلاوت بهاری را دارد چرا که این اشعار، با الهام از دلدادگی به زبان مادری سروده شده اند. @buvanloo

شما هم دعوتید به آئین رونمایی از کتاب های #ئارێ_دل جواد رمضانیان #شوق_نامه_کرمانجی دکتر هادی بیدکی #انتشارات_بیژن_یورد #زمان:
شما هم دعوتید به آئین رونمایی از کتاب های #ئارێ_دل جواد رمضانیان #شوق_نامه_کرمانجی دکتر هادی بیدکی #انتشارات_بیژن_یورد #زمان: پنج شنبه: 1398/10/12 #ساعت: 17 الی19 #مکان: بجنورد، کمربندی مدرس، مدرس 54 سالن حافظ #مزه_طور #آبنبات_دستگزار @buvanloo