ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Открыть в Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Больше
2 107
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-530 дней
Архив постов
نامه درخواست آسفالت و زير سازي داخل روستای بوانلو با تلاش و پی گیری اعضای شورای اسلامی و دهیار محترم. به امید خدا هرچه زودتر
نامه درخواست آسفالت و زير سازي داخل روستای بوانلو با تلاش و پی گیری اعضای شورای اسلامی و دهیار محترم. به امید خدا هرچه زودتر شاهد این مهم باشیم. @buvanloo🌹🌹🌹🌹

کارت ویزیت کابیت سازی اسداله زاده. @buvanloo🌹🌹🌹
کارت ویزیت کابیت سازی اسداله زاده. @buvanloo🌹🌹🌹

@buvanloo 🌹🌹

‍ 🌹بهشتی در دامنه کوه بروژ و کولک🌹 از دره زیبای بوانلو به طرف سر چاویه از کنار آب گوارایی که ازجوی به پائین دستها روان است قدم زنان حرکت می کنی نسیم وخنکای باد و آب صورت را نوازش می کند بوی پونه و گیاهان رنگارنگ و جورواجوری که کنار آب روئیده هر رهگذری را سر مست و سر خوش ساخته، صدای چهچه گنجشککان و بلبلان ؛سایه سار درختان متنوع میوه و درختان گردویی که چتر مهربانیشان را پهن کرده و قد کشیده اند تا از سایه سارشان لذت ببریم اینجا مکانی بکر و دست نخورده است بهشت همین جاست... نهرهای روانی که از صدای شر شر آبش،به وجد می آئی قامرهای رويده در مسیر رودخانه زیبائی این دره را دوچندان کرده است... بهشت؛هوای پاک،اکسیژن.... اینجاست زندگی در این دره جاری است باید،آمد و دید باید آمدو شنید باید آمدو پاچه ها را بالا زد و پا در آب زلال رودخانه گذاشت تا خستگی را به رود بسپاری باید آمدو آبی بر دست و صورت زد... باید آمد و خود را به نسیم ملایم و آب روان و گوارای سر چاویه بوان سپرد... از درختان سبز و روئیده در دل کوه بروژ انرژی دو چندان می گیری... اینجا بوستان و گلستانی است حاصل تلاش بزرگ مردی خستگی ناپذیر باغ که چه عرض کنم ! اینجا کلاته شهید محمدزاده است کلاته ای که با دستان پدر شهید با بیل و کلنگ و زور بازو آباد شده است کلاته حاج خوجه خان... حاج خوجه بزرگ مردی از جنس چشمه زلال و پاک چون رود...   محلی بکرو زیبا در انتهای روستا مکان زیبائی که درختان از دو طرف رودخانه شاخه هایشان قد کشیده ،دست در دست هم گذاشته تا با ایجاد سایه چتر مهربانی و لطف و محبتشان را بر سر هر رهگذری بگسترانند و از این همه زیبایی لذت ببرند... حاج خوجه پدر شهید خسرو محمدزاده ؛مردی خستگی ناپذیر،با اراده ای فولادین، همیشه در حال کارو تلاش وعبادت.... ادامه دارد ✍ چ.ب @buvanloo

‍ #تب_کریمه_کنگو این یک بیماری ویروسی است که نوعی کنه ی سخت، مخزن و ناقل آن است و جزو بیماری های مشترک انسان و دام محسوب می شود. این ویروس می‌ تواند بسیاری از حیوانات اهلی و وحشی را مبتلا کند. انسان هم در صورت تماس با حیوان مبتلا یا کنه آلوده به ویروس ممکن است، دچار آن گردد. البته از طریق انسان به انسان نیز قابل انتقال است. تب کریمه کنگو باعث پدیدار شدن تب وخونریزی شدید در بیماران می شود. نرخ کشنده بودن تب کنگو بالغ بر 40% است. @buvanloo 🌹🌹🌹

@buvanloo 🌹🌹🌹

@buvanloo 🌹🌹🌹

@buvanloo 🌹🌹

ساعاتی در کوی خلوت نشینان...!!! پاری اوله نام پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو؛ این چهره علمی و استاد دانشگاه های معتبر ایالت های آمریکا را کمتر کسی است در شیروان و استان خراسان نشنیده باشد! چهره ای که مقالات علمی اش در زمینه علم اقتصاد به زبانهای مختلف چاپ و در نشریات جهان منتشر شده است... عکس آقای دکتر را بارها دیده بودم، اما با چنین شخصیتی از نزدیک مصاحبت و همنشین نشده بودم،تا اینکه در اواخر اسفند ماه سال ۱۳۹۶این توفیق حاصل شد تا در محفلی دوستانه که جمعی از بزرگان و نخبگان حضور داشتند  سعادتی نصیب اینجانب شد با تک تک این عزیزان برای اولین بار هم کلام شده و با دل وجان گفتارو سخنانشان را گوش داده و از تجربیات و خاطراتشان که سراسر درس عبرت و پندو اندرز بود استفاده و بهره ها گیرم... ! اما هر کدام ازاین بزرگان ابهت و شاخصه بارزی داشتند که نشستن چند ساعته در محضر هریک ازآنان باعث شد علاوه بر بهره بردن ازسخنان شیرین و کلام حکیمانه شان،  بیشتر تحت تاثیرحرکات و عمل این بزرگواران که از نزدیک شاهدش بودم قرار گیرم...! پروفسوری که زندگینامه اش از تولد تا کودکی و تحصیل و.... در چندصفحه و سطر نمی گنجد! باید از رفتارو اخلاقش کتابی نوشت... کسی که هرگز به واسطه ی مدرک تحصیلی و مقام والای علمیش خود را نه تنها سرو گردنی از دیگران بالا نمی گیرد!  بلکه خاکی و ساده زیست بودنش بیش از پیش از او چهره ای مردمی ومحبوب ساخته است! شخصیتی که در این سنین از تنبلی و تن پروری بیزاراست، هرگزکارهایش را بردوش دیگران نمی اندازدو ....! کارکردن در جمع دوستان را هرگز عار نمی داند... آری درست گفته اند که مردان بزرگ را باید در مسافرت و مصاحبت و همنشینی با آنان شناخت... شاید تا ازنزدیک با این عزیز نشست و برخواست نداشته باشی و الفت نکرده باشی، متوجه چند سطر نوشته هایم نشوید و سخن گفتن دراین مورد اصل کلام و پیام را نرساند! یا برعکس اینجانب در انتقال اصل مطلب و کلام عاجز و ناتوانم...!!! به راستی که من نشانه های بزرگی و انسانیت را نه بواسطه مدرک و خارج کشور و فرنگی بودن ایشان! بلکه بخاطر اخلاق و گفتار بی آلایش و صادقانه و بی ریا؛اصیل سخن گفتن و پاس داشتن زبان مادری و استفاده از کلمات کرمانجی اصیلی دیدم که خیلی از ماها این کلمات را فراموش کرده ایم یا خیلی از ما به اصطلاح مدرک گرایان بدلیل پز مدرک گرایی از صحبت کردن به زبان مادری و از فرهنگ و آداب و رسوم و پوشش منطقه خود گریزانیم!  بهتر آن است که بگوئیم هم از اصل خویش افتاده ایم و هم از اسب!!! اما دکتر حسین زاده بوانلو پس از چهل؛ پنجاه سال دوری از وطن و زادگاهش خوشبختانه همچنان هم بر اصل و هم بر اسب سوارند....( ادامه دارد)👌👌 (چ.ب) @buvanloo🌹🌹🌹

کچکا چهاربرجی...!(۲) عشق و عاشقی در بین ما کردها فلسفه ها دارد یکی از این عشق و عاشقی ها حکایت دختر چهار برجی است که اسم چهار برج با  دختر جوانی به نام بتول مرزها را در نوردید و سینه به سینه نقل محافل و مجالس شد و روایت و حکایت پر سوز این دختر عاشق پیشه توسط بخشی ها با سر پنجه هایشان بر سینه دوتار ریخته شدو توسط لو لو چی ها سه خشتی هایی از درد و ناله و غم سنگینی که در سینه و دل داشت را بیان کردندو.... دختری که از نامزدش با زور جدا کردند و از روستا بیرونش کردند ... سر به غربت گذاشت و پشت به خاطراتو بازی های کودکانه و  نوجوانی و جوانیش کرد و رفت... بتول را بخاطر مداوا ی بیماریی که داشت به مشهد بردند.. از خودش و یارش و مرخها چه ها  گفت از زبان بتول که اینچنین درددل کرده است: دردا مه ژی ورخست وه دردا خه که دخازم پر ده ژه سر دل هلینم وه چاوه نه خه درده دل بو وینم دلی کوسفره نینه ساوه وه کم درده وه ژی بینم وه درده خه کم کلامی من هنگ نینه دنگه که بی جوابه وه قه وه سینگ دا مایه جیگر کریه کوابه هنگا کچکا چار برجی دوباره هاکا مخین وه ساچه را قط نگو جسما وی بویه برین وه مینا خونه شوک وه جاره ژه بیر کرم برینه مه بی دردون گپه وه از پیر کرم وه گوت کچه چار برجی فقط بی دل زه وجی وه نگو له غربته دل وه ناو سینگ دا کنجی وه له رفشو جماله کرمه برخا بلوجی تو خور ژه مه نگرت تو ژی حساو کرمانجی ازوه سینگک وه ارمان وه برینک بی درمان بی دلی له عالیک، غریویه مه شفتاند شوارویه تاینه ساوه بانه قومو خویش ده کر کوچه باغه چهار برجه دله وی ریش ریش ده کر برینک له مه ورکت مه ژه کله ورخستن گپه نه قومو خویشان آر وه دلی مه خستن  وه دی آخر له مه چه کرن تشت له مه نشتن خاطره نه خزانتیه  وه دل مای کوله کوشتن کرمه پینه که سر دستان ،هاویتم ژه کله وسر ولاتان دا چوم بومه سره قره به له ژه بجنورتی خراو مایی برمه شهرا  مه شه یه هاویتمه سر تختا شفا خانه ،له وی کرمه خه وه له سر تخته چاوک مه وه هسترو ،چاوک تژه خوین  شوانه رو موه مه وائو،شفا بیه خئه وا یا مه هلین گنه مه چه ئو خئه جان،له ایامه دسگرته، وه اینچه درده خستم، کلو برین ورخسته بی نصیو مامه ژه شماله چیانو آوه کانیان دور ژه وه لیت نابم خجاوی پزو جانیان یا ضامنه غریوان ، بیه تو مدای دلان یا مه بکوژغریوم، یا هلین دردو کولان ژه ناو یارودوستان،دور کتمه ژه فامیل تو بویژ گنه من چه ئو،ناوینم تو دلیل ده وینه  جزامه وا ،درده که کاری یه  نوینه تو ره ئو چاره، ورکتنی ته اجباریه یا ضامن آهو له غریوان نظر که خجا‌ویی دل بگینه چهاربورجه ،یاری مه خور که ازی ده مه رم وه وی دردا،خه وه مه گین جاره زوستانه سکه سار هات رتو،هاتیه موسمه بهاره یا ایمام رضا جان،ایمامه دردمندانو غریوان لیخن ریشه ئی کوله دردان،یا شاه کله طبیبان. (چ.ب) @buvanloo👍👍🌹🌹

کچکا چهار بُرجی...!(۱) ولاتی تِژه درد... این سرزمین و نواحی مرزی سرحدات که اکثر اکراد در آن ساکنند، وجب به وجبش ،قدم به قدمش، یادآور خاطرات و داستانها و حکایتهای تلخ و شیرین ناگفته ای است،  که امروزه آنان که تشنه این رسم و رسوم و این فرهنگ اصیل و عاشق زبان مادری هستند، در صدد پیدا کردن فلسفه و زوایای تاریک و گمشده ای هستند،  تا حقیقت این سه خشتی های به یادگار مانده بیش از پیش آشکار گردند! حکایت و داستانهایی که در غالب آهنگها به گوش رسیده و سینه به سینه حفظ شده اما..... حکایت هایی چون: آهنگ له یاره با گلنارش...! آهنگ خجه با لارکُ قنداقش..! الله مزار،قصه پرغُصه دردو اشک خیلی ها با مَیتُ و مزارش...! هَی لِه لو شهربانی با اصالت و پیامش..! گلن هم با دیتمامش...! آهنگ خانان نیز با سرداران بی نام و نشانی غیر از کلمیشی ها و عوض ها ....  همچون خانلر خانها و ..... تراژدی پُر رمزو راز و پُر از درد...! و اما امروز حکایت و روایت دختر کرمانجی است بنام بتول ...! بتول آن دختری که رفت و صندوقچه دلش را ناگشوده با خود بُرد ....! بتول را نه بنامش !  بلکه بیشتر بنام کچکا چهار برجی شنیده ایم ؛چرا!!!؟ چرا بیشتر از اینکه به نام بتول بر سر زبانها افتاده باشد به این نام معروف است! شاید یکی از دلایلی که نام بتول  همچون نام خجه ها بر سر زبانها نیفتاده ! همین شرم و حیا دختران کرمانج زبان، نهفته در فرهنگ غنی و با مفهوم ما باشد که نام دختران را کمتر بر سر زبان می آوردند تا قبح و وجاهتها نشکنند...!!! و اما در قسمت و فرصت های بعد  روایت دختر چهار برجی را که قبلا هم از زبان خیلی از دوستداران و دلسوزان  عاشق  زبان مادری بصورت پراکنده و البته بسیار دقیق بیان شده در چندین قسمت به سمع نظر شما علاقمندان  خواهد رسید... @buvanloo🙏🙏👌👌

دره بردر از لنز دوربین یاسر قربانزاده 🙏🙏👌👌 @buvanloo🌹🌹🌷🌷
دره بردر از لنز دوربین یاسر قربانزاده 🙏🙏👌👌 @buvanloo🌹🌹🌷🌷

با سپاس از یار غار همیشگی کانال بوانلو آقای علی محمدزاده به اتفاق جمعی از دوستانش که در حال عزیمت به خرخند از مسیر جنگل هستند
با سپاس از یار غار همیشگی کانال بوانلو آقای علی محمدزاده به اتفاق جمعی از دوستانش که در حال عزیمت به خرخند از مسیر جنگل هستند🙏🙏👌👌 @buvanloo🌷🌷🌲🌲..

دو پسر عموی عشایر آقا کرم و عبدالرضا جعفرزاده از لنز دوربین عکاس محترم . خداقوت مردان پرتلاش و خستگی ناپذیر .وجودتان سلامت 🙏
دو پسر عموی عشایر آقا کرم و عبدالرضا جعفرزاده از لنز دوربین عکاس محترم . خداقوت مردان پرتلاش و خستگی ناپذیر .وجودتان سلامت 🙏🙏🙏👌👌👌🌹🌹🌹 @buvanloo🌲🌲🌲🌲

فرزندان امروز عشاير بوانلوکه پابه پای پدران و مادران سخت کوش تجربه میآموزند تا در پیچ و خم روزگار ترسی به دل راه ندهند.ومغرور
فرزندان امروز عشاير بوانلوکه پابه پای پدران و مادران سخت کوش تجربه میآموزند تا در پیچ و خم روزگار ترسی به دل راه ندهند.ومغرورانه به تعصب و غیرتشان متکی باشند.🙏🙏👌👌 @buvanloo🌹🌹🌷🌷

@buvanloo🌹🌹🌹

🌺🌺🌺 پــری درونگری 🌺🌺🌺 پری درونگری متولد پاییز ۱۳۲۰ در روستای رحمانقلی از بخش درونگر شهرستان درگز بود هر چه بزرگتر میشد آوازه زیبایی و صدای خوش الحانش در روستا مي پیچید سیل خواستگاران ، به خانه پدرش هجوم می آوردند اما پدرش میخواست یک دانه دخترش را به جوانی هنرمند بدهد که قدرش را بداند پری ۱۷ ساله در اوج زیبایی بود که نور عشق دلش را روشن کرد شبی در یک عروسی بزرگ ، رستم از روستایی دیگر با نوازندگی دوتار و خوانندگی زیبا تحسین همگان را برانگیخته بود . پری که ناظر هنرنمایی او بود به غیرت خود راه نداد جوانی از روستایی دیگر در این قلعه حریفی نداشته باشد. با تشویق زنان روستا ، با جسارت قدم به میدان رقابت گذاشت دایره به دست آهنگ ( یار مه نزانی یو ) را اجرا کرد . مهمانها به وجد آمده و صدایش دل هر شنونده ای را می لرزاند. پری از آهنگی به آهنگی و از مقامی به مقامی میرفت و غوغا میکرد . این بار رستم تاب نیاورد . دوتارش را با دایره پری کوک کرد و آهنگ خه جی لوره را نواخت صدای دوتار و دایره و فریاد رستم و پری در فضا میپیچید و این بزم دل انگیز تا نیمه شب ادامه داشت . روز بعد رستم راهی دیار خود شد اما بیقرار و آشفته بود ... روزها و شبهای بسیار زخمه بر دوتار زد و از عشق پری زیبا روی ناله سرداد ... پری هم دل باخته بود دو دلداده سرانجام پس از تحمل فراقی طولانی و دردسرهای فراوان رقیبان ، به هم رسیدند رستم روزها به کار کشاورزی و برنج کاری می پرداخت و پری پس از دوشیدن شیر گوسفندان به امور خانه مشغول میشد . آنها دو فرزند دختر و یک پسر به اسم براتعلی داشتند حدود ده سال پس از این ازدواج رستم دچار بیماری لاعلاجی شد . از درد به خود می پیچید و سرفه و استفراغ های خونی امانش را بریده بود .. در یکی از شبها رستم از پری خواست دوتارش را به او بدهد .. به سختی آواز سر داد: نَخاشِم بیمار ، بیمار و بیزار از وه وی دردا بومه گرفتار یار : ازهِ ترم خادی نگه دار پرری به شدت گریست : تو کو تَری من چَر دکی له کی آلیهِ سفر دکی که وه خا را هوال دکی؟ رستم را روز بعد به خاک سپردند و خانواده کوچک از هم پاشید .. چند سال بعد حدود سال ۱۳۴۷ بود که پری را که اینک افسرده و مریض حال بود توسط یکی از همسایگان مهربانش حاج محمد حیدریان به مشهد آورده شد . آقای حیدریان با مراقبت از پری و دوا درمان به موقع او را از مرگ نجات داد . سپس به رادیو کوردی برد و پری در آنجا آهنگ های نالش و سکینه را ضبط کرد . پری چند ماه بعد در مشهد در گذشت و شمع وجود این هنرمند به خاموشی گرایید سالها بعد پسرش براتعلی نیز در جنگ ایران و عراق به شهادت رسید برای خواندن حکایت مفصل و شیرین پری درونگری به کتاب هزار و یک شب کورمانج مراجعه کنید . به صدای پری گوش دهید که دنیا را بقایی نیست ... ارسالي:مراد قوي اندام👌🙏 @buvanloo🌺🌸🌼🌻

نوازنده کمانچه:هنرمندکامبیزخوشنواز۰۹۱۵۱۸۴۳۰۴۶ جهت یادبودی از استادکمانچه خراسان شمالی مرحوم خلیل یوسفی روحش شادو یادش گرامی ارسالی :علیرضا👌🙏 @buvanloo🎻🎻🎻🎻

سخنرانی گرمانجی استاد توحدی در خصوص حفظ فرهنگ وزبان مادری . با سپاس از کامبیز محمدزاده👌👌 @buvanloo🌹🌹🌴🌴

‍ دایی عزیزم ...چه غرور آفرین است بانگ دایی گفتن خطاب به شما ؛شمایی که در کمال صداقت و درستکاری بیش از ۳۰ سال از بهترین سالهای عمر خودتون رو در لباس خدمت گذراندیدبابت تحقق و پیشبرد اهداف سازمان و شرکت و اتحادیه و در جایگاه های مختلف مدیریتی شهرستانی و استانی و خالصانه از هیچ کوششی دریغ نکردید.همانطور که از هیچ لطفی نسبت به ما دریغ نکرده و سرریز محبت بودی و وام دهنده مهر،دایی عزیزم :با پذیرش غم و شادی ،عتاب و عقاب ،صبروشکیبایی وباتوکل به ایزد منان در کنار سایر همکاران از جان و مال خودگذشتید و اینک با کوله باری از تجربه و خاطره لباس خدمت را به دیگری میسپارید.دایی عزیزم مقام بازنشستگی افتخاریست که اینک نائل شما شده و بایسته است که از زحمات بی دریغ شما و اهتمام ویژه شما در ملول خدمت و محبت بی منتهایتان نسبت به من حقیر مراتب سپاس خودو بهترین تبریکات را روانه شما و خانواده گرامتیان کنم باشد که تا قیامت در سایه احدیت پیروز و سربلند باشید .......فاطمه جهانگیر @buvanloo