نکته
Открыть в Telegram
در اینجا دغدغه من، تفکیکِ «آرزوها و ارزشهای شخصی» از «هستها و نیستها»ست. از این راه منصفانهتر، راحتتر و با اطمینان بیشتری میتوان به آن آرزوها و ارزشها دست یافت. شروع فعاليت: ٢٧ دي ١٣٩٤ pakhosroshahi@gmail.com
Больше1 948
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-930 день
Архив постов
1 948
نمودار وضعیت سودآوری عملیات بیمهگری و سرمایهگذاری بیمههای غیرزندگی در هفت کشور استرالیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا و ایالات متخده را نشان میدهد.
در سال ۲۰۲۵:
- نسبت سود عملیات بیمهگری و سرمایهگذاری به خالص حق بیمه عایدشده حدود ۱۶٪ (نزدیک ۶٪ آن سود عملیات بیمهگری بوده که در ۱۰ سال گذشته سابقه نداشته است)
- نرخ بازده سرمایه یا RoE حدود ۱۴٪
- نرخ بازده کل سرمایهگذاریها کمی بیشتر از ۱۴٪
1 948
نمودار نرخ رشد سالانه حق بیمه تولیدی دنیا در رشتههای اموال، مسوولیت، امور مالی و تخصصی و بیمه سایبری را در بخش تجاری برای فصل اول ۲۰۱۸ تا فصل اول ۲۰۲۶ نشان میدهد.
همانطور که در نمودار مشخص است طی سالهای اخیر حق بیمه تولیدی در تمامی رشتهها بجز رشته مسوولیت، مستمراَ با کاهش روبرو بوده است، بگونهای که از فصل سوم ۲۰۲۴ به بعد یعنی برای ۷ فصل پیاپی حق بیمه تولیدی کل بخش تجاری روند کاهشیِ فزایندهای را تجربه نموده و در فصل اول ۲۰۲۶ حدود ۵ درصد نسبت به فصل اول ۲۰۲۵ کاهش نشان میدهد.
نقطه جالب توجه در خصوص بیمه سایبری است. نرخ رشد حق بیمه تولیدی در بیمههای سایبری که در فصل آخر ۲۰۲۲ نزدیک ۳۰ درصد بود، طی سال ۲۰۲۳ به شدت کاهش یافت و از فصل سوم همین سال به بعد منفی هم شد. به عبارت دیگر نرخ رشد بیمه سایبری با وجود تجربه ارقام قابل ملاحظه در سال ۲۰۲۲، در سال ۲۰۲۳ با روندی شدیداَ نزولی متوقف شد و از فصل سوم ۲۰۲۳ تاکنون منفی بوده است. حق بیمه تولیدی بیمههای سایبری در فصل اول ۲۰۲۶ نسبت به فصل اول ۲۰۲۵ نزدیک ۵ درصد کاهش یافته است.
1 948
سندباکس حکمرانی
سندباکس اصطلاحی است که در حوزه IT بکار برده میشود و به معنی یک محیط آزمایشگاهی برای تست نرمافزارها و ... است. سندباکس امروزه در سایر حوزهها نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
حکمرانی در جامعه ما به وضعیتی دچار شده که به نظر میرسد نیاز است در این حوزه هم سندباکسهایی طراحی شود تا هم خود و هم نظرات و راهکارهایی که برخیها با قاطعیت درباره مسائل گوناگون کشور مطرح میکنند آزمون پس داده و نتیجه برای همگان از جمله خودشان ملموس و محسوس شود.
برخی با برداشتهای موضعی، احساسی و سوگیرانه از آنچه در کف زمین میگذرد به برآوردهایی اشتباه و سادهانگارانه و لذا پاسخهایی ساده برای پرسشهای پیچیده میرسند، و خود و جامعه را به عرصههایی مبهم و پرهزینه اما بینتیجه میکشانند. شاید سندباکس چارهای برای آنها باشد، تا بیشتر تأمل کنند و جامعه نیز آنها را بیشتر بشناسد.
گویا آنها رنج و درد مردم و حتی خودشان برایشان مهم نیست و با کوتهبینی صرفاَ دنبال دلخنکیها و آرامبخشهای موقتی و زودگذر هستند. به نظر میرسد آنها چون نمیتوانند بین آرمانخواهی و واقعیت تعادل برقرار کنند، از اینرو بیشتر در پی آن هستند که نوعی رضایت مصنوعی و در واقع احساس رضایت بجای خود رضایت بیآفرینند.
این افراد و مخاطبان آنها باید بگونهای کمهزینه تلنگری بخورند و بیدار شوند. حالا که حزب نداریم تا این کار را بکند و مهارت ایجاد تعادل بین آرمانخواهی و واقعیت را به افراد بیاموزد، لااقل با سندباکس چنین تلنگر و بیدارباشی را وارد کنیم.
1 948
نشست ظرفیتهای صنعت مالی برای توسعه اقتصادی - ۲۰ آبان ۱۴۰۴ - نمایشگاه کیش اینوکس ۱۴۰۴
بدون بخش واقعی قوی و پویا، بخش مالی هم نمیتواند نقش واقعی خود را در اقتصاد ایفا کند، بدون بخش مالی قوی و پویا هم، بخش واقعی اقتصاد نمیتواند پویا و بالنده باشد.
بخش واقعی اقتصاد در ایران از معضلاتی رنج میبرد که بخش مالی متناسب با خود را خلق کرده است. در ارزیابی کارکرد و عملکرد صنعت مالی ایران نباید از این موضوع غافل بود.
1 948
نپذیرفتن کاری که دانش و بخصوص بینش آنرا نداریم از بزرگترین خدمتها به ایران و ایرانی است. طبعا پذیرفتن چنین کاری هم از بزرگترین خیانتهاست.
مخصوصا که از آن نوع تصمیمات است که بر خلاف بسیاری از امور تقریبا همه اختیار آن با خودمان است.
1 948
نپذیرفتن کاری که دانش و بخصوص بینش آنرا نداریم از بزرگترین خدمتها به ایران و ایرانی است. پذیرفتن چنین کاری هم از بزرگترین خیانتهاست.
مخصوصا که از آن نوع تصمیمات است که بر خلاف بسیاری از امور تقریبا همه اختیار آن با خودمان است.
1 948
تحول خریدنی نیست باید آنرا زندگی کرد!
هر تحولی از جمله تحول دیجیتال خریدنی نیست بلکه باید آنرا زندگی کرد. تحول دیجیتال مثل هر تحولی، آنقدر بزرگ و چند وجهی و چند حوزهای با ذینفعان گسترده است که پروژه و حتی طرح نیست بلکه پروسه است، بنابراین خریدنی و تزریقکردنی نیست. تلاش برای پروژه کردن امری که پروسه است و خریدن و تزریق کردن آن بجای زندگی کردنش، جز بالا بردن هزینههای تحول و اعصاب خردکنی و ناامیدی و ایجاد عدم تعادلها و ناسازگاریهای ساختاری نتیجهای ندارد. به همین دلیل وقتی تحول با هر ضرب و زوری تزریق شد با هزار جور ناسازگاری و گیر و گور مواجه خواهد بود. تحول دیجیتال اگر برای عکس یادگاری گرفتن باشد بله باید آنرا خرید و تزریق کرد و عکس یادگاری گرفت و رفت، اما اگر برای ایجاد تحول باشد باید آنرا زندگی کرد، زندگی که در طول آن کمتر کسی ممکن است توفیق عکس یادگاری گرفتن با آن نصیبش شود.
سنهاب - سامانه نظارت و هدایت الکترونیکی ییمه - و کروکی آنلاین - کروکی تصادفات رانندگی که بصورت الکترونیکی تولید و صادر میشود -، مصداق بارز این موضوع است. وقتی دادههای موجود در سنهاب و کروکی آنلاین را نگاه میکنیم متوجه میشویم دنیایی از دادههای جورواجور و هیجانانگیز در آن موجود است که میتوان با تحلیل و استنتاج از آنها اطلاعات ارزشمند زیادی بدست آورد که در صورت سرمایهگذاری میتواند ارزش افزوده زیادی برای صنعت بیمه و اقتصاد کشور خلق کند. با دادهکاوی در آن میتوان مانع ۱۰ها هزار میلیارد تومان تقلب در فرآیندهای بیمهگری شد و انواع کژمنشیها و کژگزینیها را کنترل کرد. اما این دادههای انبارشده کمترین نظری را به خود جلب نمیکند و کسی حاضر نیست در آن سرمایهگذاری نماید. مجبورید با زور یا التماس هزینه تولید کروکی آنلاین را از مصرفکنندگان آن بگیرید که تازه با زور و التماس هم نمیشود. بسیاری از ما ساعتها از وقت خود را صرف دیدن و خواندن و گپزدن و خندیدن درباره نوشتههای پوچ و مهمل خالهزنکنویسها میکنیم اما یک هزارم آن درباره اینکه سنهاب و کروکی آنلاین چه دارد و چه ندارد و اینها به چه دردی میخورد وقت نمیگذاریم. این را گفتم نه اینکه ایرادی از کسی بگیرم، بلکه از موضع تحلیلی خواستم بگویم صرف اینکه هزینه کنیم و سنهاب برپا کنیم - سنهابی که قاعدتاً از بنیانهای تحول دیجیتال میتواند تلقی شود -، تحول دیجیتال اتفاق نمیافتد. سنهاب هست ولی در فرهنگ و زندگی کاری ما انگار که نیست. زندگی ما یک دنیا است و پروژههایی چون سنهاب یک دنیای دیگر. چونکه سنهاب را بجای اینکه زندگی کنیم سعی کردیم تزریق کنیم.
اگر بر این باور باشیم که تحول را باید زندگی کرد، نوع نگاه و ارزیابیمان از عملکردها به کل متفاوت از حالتی خواهد بود که باور به خریدن و تزریق کردن تحول داریم. جالب آن است که خیلی وقتها در نظر و زبان باور خود را "تحول را باید زندگی کرد" اعلام میکنیم، اما در عمل و نقدها و ارزیابیها و راهکارها بگونهای رفتار میکنیم گویا به خریدن و تزریق کردن تحول باور داریم.
1 948
مرز نظارت و دخالت
یکی از روزنامهنگاران محترم در یک گروه واتسآپی نوشته بود:
"از آنجا که مرز نظارت و اجرا در بیمه مرکزی به باریکی موی نازکی است ؛ طی این سالها همیشه با یک رفتار معمول و مرسوم روبرو بوده ایم که حاکی از یکتناقض و پاردوکس است. گاها دیده ایم بیمه مرکزی رفتار ها واقداماتی داشته که فریاد بسیاری را برآورده که چرا نهاد ناظر در کار شرکتهای بیمه دخالت می کند و گاهی دیگر دیده ایم که بیمه مرکزی تلاش کرده وارد اجرا نشود و فریاد بسیاری دیگر برآمده که چرا بیمه مرکزی ساکت نشسته و نظارت نمی کند!؟
این رفتار را بارها به عنوان خبرنگار طی این سالها در صنعت بیمه دیده ام البته که منافع فردی و شرکتی در این دیدگاه های پارادوکسیکال در خصوص رگولاتور بیمه نقش دارد. در جایی مدیرعامل اگر به نفعش نباشد یک اقدام را تداخل در اجرا و اگر به نفعش باشد یک اقدام را عین نظارت می داند. اما در کل بیمه مرکزی در تیررس نگاههای مختلف قرار دارد با انتظارات متناقض. البته بخشی از این چالش به این بر می گردد که شاید بیمه مرکزی از نظارت موثر و به موقع و به اندازه دور مانده است."
من هم پاسخی به ایشان دادم که به نظرم رسید اینجا نیز قرار بدهم.
در اصل مشکل در تشخیص مرز میان نظارت و دخالت نیست. مشکل در دودلی در انتخاب میان «حکمرانی فرمان یا حکمرانی ملوکانه» و «حکمرانی قاعده و قانون» است، که خاص صنعت بیمه هم نیست. جامعه ایرانی بالغ بر ۱۲۰ سال است برای تعیین تکلیف این موضوع تلاش میکند. او نه از مزایای حکمرانی فرمان میتواند دل بکند و نه از مزایای حکمرانی قاعده و قانون. او میخواهد هم از مضرات اولی دور بماند و هم از مضرات دومی. مزایای هر دو را میخواهد اما معایبشان را نه. همین هم باعث شده موضوع بلاتکلیف بماند، موضوعی که بسیاری از جوامع که حتی سالیان طولانی پس از ایران چنین تلاشی را آغاز کرده بودند اکنون کم و بیش آنرا برای خود تعیین تکلیف کردهاند.
جامعه ما در ابتدای این دوره طولانی خواست از فرمان که هزاران سال بود بر ایران حکمرانی میکرد به حکمرانی قاعده و قانون در بیاید اما در عمل، هم در سطوح کلان و هم سطوح خرد بجای پیشرفت و مداومت در آن یا اعلام بازگشت به گذشته، با نوعی حرکت پاندولی روبرو بوده است و روزی به سمت تقویت حکمرانی فرمان و روزی به سمت تقویت حکمرانی قاعده و قانون حرکت نموده است. اما گرایش مسلط البته با روند نسبتاً نزولی کم و بیش با حکمرانی فرمان بوده است. به نظر میرسد آرزو و دیدگاه اکثریت قریب به اتفاق جامعه ما حداقل روی کاغذ حکمرانی قاعده و قانون بوده و هست، اما در عمل یا از روی ناچاری یا به اقتضادی مصالح زمانه، حکمرانی فرمان را کنار ننهاده و همچنان ذیل آن گذران امور کرده است.
راه حل چیست؟ آیا نباید کاری کرد و باید منتظر ماند تا دیگران کاری بکنند؟ نه. به نظرم درست آن است که هر کدام از ما در حد اثرگذاری و اختیارات خود در حوزه کاریمان از وضعیت «حکمرانی فرمان» به سمت وضعیت «حکمرانی قاعده و قانون»، حتی اگر به نفعمان نیست گامی هر چند کوچک برداریم. چون در نهایت به نفع ما و خانواده ما و جامعه ماست.
صنعت بیمه نیز چون کلیت جامعه در چنین شرایطی به سر میبرد. دلیل اصرار من بر این موضوع که بیمه مرکزی رییس بیمهها نیست بلکه ناظر بیمههاست نیز دقیقاً برای همین منظور بود. بنابراین اگر تکلیف خود را با این موضوع که آیا در صنعت بیمه دنبال حکمرانی فرمان هستیم یا حکمرانی قاعده و قانون، روشن کنیم خواهیم دید که بر خلاف تصور اولیه، مرز میان دخالت و نظارت چقدر آشکار است. نظریه علمی هم در این خصوص به وفور وجود دارد.
پی نوشت: برای نشان دادن پیچیدگیهای این مساله مثالی میزنم. فردی مسوولیت میگیرد که به اعتقادش به عدم دخالت در اقتصاد و بنگاهداری شهره است و هر وقت از او صحبت میشود عمدتاً همین ویژگی درباره او مطرح است. اما در عمل حتی از تعیینِ - نه حتی دخالت در تعیینِ - مدیران ارشد یک بنگاه اقتصادی غیردولتی هم که هیچ حق قانونی در ارتباط با آن بجز مالیات گرفتن ندارد گذشت نمیکند!
1 948
نامه مورد اشاره آقای پورکیانی در این ویدئو، اوایل آذر 1404 از وزارت اقتصاد به بیمه مرکزی واصل و بیمه مرکزی نیز آنرا در دستور کار جلسه 25 آذر 1404 کمیسیون تخصصی شورایعالی بیمه قرار داده و موضوع با حضور نمایندگان سندیکا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. سپس قائممقام وقت بیمه مرکزی و رئیس کمیسیون طی نامهای به تاریخ 9 دی 1404 نتیجه را به آقای پورکیانی اعلام نموده، که در آن از سندیکا خواسته شده ضمن تدقیق موارد اعلامی و تبیین وضعیت موجود از منظر مسائل درون و برون صنعتی، راه حلها و متصدیان اقدام مربوطه را ارائه نماید تا در دستور کار بیمه مرکزی قرار گیرد.
تا آنجائیکه یادم هست نامه آقای پورکیانی به ریاست جمهوری رونوشتی هم به اینجانب داشت که در حاشیه آن کامنتهای زیادی نوشتم و به همکاران ارجاع دادم تا در پاسخی که تهیه خواهد شد از آن استفاده شود.
طبعاَ کلیه مستندات این موضوع در بیمه مرکزی و سندیکا موجود و قابل مشاهده است.
1 948
نامه مورد اشاره آقای پورکیانی در این ویدئو، بایگانی نشده است.
نامه یادشده اوایل آذر 1404 از وزارت اقتصاد به بیمه مرکزی واصل و بیمه مرکزی نیز آنرا در دستور کار جلسه 25 آذر 1404 کمیسیون تخصصی شورایعالی بیمه قرار داده و موضوع با حضور نمایندگان سندیکا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. سپس قائممقام وقت بیمه مرکزی و رئیس کمیسیون طی نامهای به تاریخ 9 دی 1404 نتیجه را به آقای پورکیانی اعلام نموده، که در آن از سندیکا خواسته شده ضمن تدقیق موارد اعلامی و تبیین وضعیت موجود از منظر مسائل درون و برون صنعتی، راه حلها و متصدیان اقدام مربوطه را ارائه نماید تا در دستور کار بیمه مرکزی قرار گیرد.
تا آنجائیکه یادم هست نامه آقای پورکیانی به ریاست جمهوری رونوشتی هم به اینجانب داشت که در حاشیه آن کامنتهای زیادی نوشتم و به همکاران ارجاع دادم تا در پاسخی که تهیه خواهد شد از آن استفاده شود.
طبعاَ کلیه مستندات این موضوع در بیمه مرکزی و سندیکا موجود و قابل مشاهده است.
1 948
نامه مورد اشاره آقای پورکیانی در ویدئو، بایگانی نشده است.
نامه یادشده اوایل آذر 1404 از وزارت اقتصاد به بیمه مرکزی واصل و بیمه مرکزی نیز آنرا در دستور کار جلسه 25 آذر 1404 کمیسیون تخصصی شورایعالی بیمه قرار داده و موضوع با حضور نمایندگان سندیکا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. سپس قائممقام وقت بیمه مرکزی و رئیس کمیسیون طی نامهای به تاریخ 9 دی 1404 نتیجه را به آقای پورکیانی اعلام نموده، که در آن از سندیکا خواسته شده ضمن تدقیق موارد اعلامی و تبیین وضعیت موجود از منظر مسائل درون و برون صنعتی، راه حلها و متصدیان اقدام مربوطه را ارائه نماید تا در دستور کار بیمه مرکزی قرار گیرد.
تا آنجائیکه یادم هست نامه آقای پورکیانی به ریاست جمهوری رونوشتی هم به اینجانب داشت که در حاشیه آن کامنتهای زیادی نوشتم و به همکاران ارجاع دادم تا در پاسخی که تهیه خواهد شد از آن استفاده شود.
1 948
یکی از برداشتهای من از ۲۰ ماه مسوولیت:
بسیار دیده میشود که تلاش برای انجام کار درست و پایبندی به صداقت و عدالت و انصاف پرهزینهتر از بیتوجهی و حتی حرکت در مسیری خلاف جهت آن ست. حتی کم نیست مواردی که اولی بنا به مصالحی تنبیه و دومی بنا به مصالحی تشویق میشود.
متأسفانه!
1 948
تابآوری یا توسعه
تابآوری بعنوان سیاستی ذیل راهبرد توسعه، امری لازم و ضروری است و بدون آن توسعه پایدار نمیماند. اما اگر توسعه بعنوان سیاستی ذیل راهبرد تابآوری تعریف شود راه بجایی نخواهد برد. اینکه از بین تابآوری و توسعه کدامیک ابزار دیگری است از جهت نتیجه بسیار مهم است.
توسعه یعنی آرامش و آسایش بیشتر و پایدارتر.
ایران ما در طول تاریخ کدام را برگزیده؟ توسعه راهبردش بوده یا تابآوری؟
1 948
+1
افزایشهای ماهانه پایه پولی در سال ۱۴۰۴ چگونه مصرف شده است؟
پایه پولی در اسفند ۱۴۰۴ حدود ۲۲۷ همت افزایش یافت که از این مبلغ بالای ۷۴٪ در قالب اسکناس و مسکوک و سپردههای اضافی بانکها وارد اقتصاد شد و نزدیک ۲۶٪ نیز بصورت سپرده قانونی بانکها، نزد بانک مرکزی باقی ماند. در اسفند ۱۴۰۳، فقط ۴۲٪ افزایش پایه پولی وارد اقتصاد شده بود. این تفاوت بین ۱۴۰۴ و ۱۴۰۳ عمدتاَ ناشی از تأمین مالی جنگ بصورت مستقیم و غیرمستقیم در اسفند ۱۴۰۴ بوده است.
در کل سال ۱۴۰۴ نیز پایه پولی ۸۳۷ همت افزایش یافت که ۲۷.۷٪ آن وارد اقتصاد شد و ۷۲.۳٪ درصدش نیز بصورت سپرده قانونی، نزد بانک مرکزی باقی ماند. این نسبت برای ۱۴۰۳ به ترتیب ۲۰.۴٪ و ۷۹.۶٪ بوده است.
در خرداد ۱۴۰۴، حتی سپرده قانونی با کاهش مواجه شد و پولی معادل ۱.۱ برابر افزایش پایه پولی در این ماه، وارد اقتصاد شد.
* نمودار اول ترکیب مصرف افزایش ماهانه پایه پولی و نمودار دوم افزایش سالانه پایه پولی را نشان میدهد.
1 948
تورم نقطه به نقطه در ماههای باقیمانده ۱۴۰۵ در سناریوهای مختلف
در صورتیکه تورم ماهانه به زیر ۳ درصد نیاید تورم به کمتر از ۵۰ درصد باز نخواهد گشت.
در صورتیکه تورم ماهانه بالای ۲ درصد بماند تورم به کمتر از ۴۰ درصد باز نخواهد گشت. تورم در صورتی به زیر ۴۰ درصد باز خواهد گشت که تورم ماهانه به ۲ درصد یا کمتر برسد.
در صورتیکه تورم ماهانه به کمتر از ۵ درصد نرسد تورمهای سه رقمی نیز تجربه خواهد شد.
اینکه کدام سناریو محقق خواهد شد بستگی به نحوه اجرای تفاهم ۶۰ روزه و چشمانداز توافق پیشرو و نتیجه آن دارد، مگر اینکه اتفاقات غیرمنتظره مثبت یا منفی دیگری پیش بیاد.
1 948
خسته نباشد خانم دکتر !
الان خبردار شدم مسوولیت سرکار خانم دکتر نیاکان در پژوهشکده بیمه به پایان رسیده است.
پژوهشکده بیمه تنها موسسه تحقیقاتی در کشور است که در حوزه بیمههای بازرگانی فعالیت علمی و کاربردی میکند. بودجهای هم از دولت نمیگیرد و تمامی بودجهاش عملاً از حق بیمههای پرداختی مردم و برخی خدمات که خودش ارائه میدهد تأمین میگردد. نسبت به موسسات مشابه نیز موسسه نسبتاً موفقی است و وافعاً کمک حال بیمه مرکزی و صنعت بیمه است.
اواخر شهریور 1403 وقتی سرکار خانم دکتر نیاکان ریاست پژوهشکده بیمه را عهدهدار شدند بنا به مصوبهای که در آخرین روزهای دولت قبل مصوب شده بود قرار بود پژوهشکده بیمه از صنعت بیمه منفک و به دانشگاه علامه طباطبایی ملحق شود. خیلی هم پیگیری میشد که این اتفاق بیفتد. روشن بود که با چنین اتفاقی پژوهشکده بیمه کارکرد گذشته خود را از دست خواهد داد و عملاً در خدمت صنعت بیمه نخواهد بود.
اما با تلاشهای خوبی که ایشان و برخی دوستان و دلسوزان دیگر در درون و بیرون صنعت بیمه داشتند با همکاری و مساعدت حرفهای سازمان اداری و استخدامی این اتفاق خوشبختانه نیافتاد و پژوهشکده در صنعت بیمه باقی ماند. هیچ وقت یادم نمیرود یکی از روزهای بهمن 1404 یعنی روز قبل از جلسهای که قرار بود در شورایعالی اداری در این خصوص تصمیمگیری شود خانم دکتر نیاکان از ساعت 3 بعدا ظهر تا 6 عصر دفتر وزیر محترم نشستند تا چند دقیقهای ایشان را ببینند و قانعشان کنند که این تصمیم، تصمیم درستی نیست. در طول دوره مسوولیت نیز بخش زیادی از وقت ایشان صرف پیگیری این موضوع و اقناع تصمیمسازان و تصمیمگیران در این خصوص در مراجع مختلف شد. تمام این دوره با این نگرانی نزد ایشان و همکاران خوبشان گذشت. کسانیکه تجربه این چنین مدیریتی را دارند میدانند که مدیریت در این شرایط چقدر سخت است. اگر بر این موضوع شرایط دشوار و پیچیده سال 1404 را نیز اضافه کنیم اهمیت کار ایشان بیش از پیش مشخص میگردد. همکاران خوبی هم چه در بخش علمی و چه اجرایی داشتند که با وجود این شرایط سخت هیچ وقت سنگر پژوهش و پشتیبانی از آنرا خالی نکردند.
با وجود این شرایط سخت، بنده که از 1387 از نزدیک در جریان فعالیتهای پژوهشکده بیمه بودم شهادت میدهم که یکی از موفقترین دورههای فعالیت پژوهشکده بیمه مربوط به دوره مسوولیت ایشان میباشد و کارهای نویی هم در این دوره انجام گرفت. این نه گفته من بلکه نظر بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران صنعت بیمه است.
بدون تردید اگر پیگیریها و تلاشهای شبانهروزی ایشان نبود اکنون اصلاً پژوهشکدهای وجود نداشت که کسی بیاید و کسی برود.
ضمن عرض خستهنباشد صمیمانه به سرکار خانم دکتر نیاکان بابت همکاری و مدیریت صادقانه، علمی، مستقل و سختکوشانهای که در 20 ماه اخیر در پژوهشکده بیمه از خود بجا گذاشتند و تکتک مدیران و همکاران علمی و اجرائی عزیز پژوهشکده بیمه و تبریک به جناب آقای دکتر آریامنش؛ آرزو دارم نظام اجرایی کشور روزی به آنچنان بلوغی برسد که اولاً سرنوشت پستهای فنی و تخصصی و تکنوکراتیک را از سمتهای سیاسی جدا سازد و ثبات لازم را به آن بازگرداند و ثانیاً قدر سرمایههای علمی و اجرایی خود و کسانی را که با دلسوزی و صادقانه و عالمانه به این سرزمین و مردمان خوبش خدمت میکنند بداند و مردم را از خدمات آنان محروم ننماید.
پرویز خسروشاهی
ساعت 12:30 بامداد سوم تیر 1405
1 948
گزارش امروز بانک مرکزی از تولید ناخالص داخلی کشور، گزارش زیر در خصوص ضریب نفوذ بیمه کشور در سال ۱۴۰۴ را تأیید میکند. بر این اساس ضریب نفوذ بیمه کشور در سال ۱۴۰۴ به بالای ۲.۵٪ بدون لحاظ حق بیمه تولیدی آتیهسازان حافظ و صندوق بیمه حوادث طبیعی رسیده است. این نسبت در سال ۱۴۰۳ حدود ۲.۱٪ بود.
https://t.me/pkhosroshahi/1851
