ru
Feedback
مشت خاکستر (فرشته مولوی)

مشت خاکستر (فرشته مولوی)

Открыть в Telegram
357
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-230 день
Архив постов
پروانه اعتمادی نقاشی از ستاره‌ای دیگر بود. یادم می‌‌آید در آستانه‌ی تونل وحشت دهه‌ی ۶۰، شگفت‌زده و گویی به نجوایی در خواب، از
پروانه اعتمادی نقاشی از ستاره‌ای دیگر بود. یادم می‌‌آید در آستانه‌ی تونل وحشت دهه‌ی ۶۰، شگفت‌زده و گویی به نجوایی در خواب، از نقش‌های رویایی و یک‌میلیونی نقاشی می‌شنیدیم که، بی‌اعتنا به دوزخ، نگاه را به ترمه و تور و انار و نرگس می‌کشاند. در آن روزگار کابوس مدام  قلم ما بر کاغذ کلمه‌‌ی ورشکسته‌به‌تقصیر می‌شد و در حبس می‌ماند؛ قلم او بر بوم اما, شاید, نقش و نشان از بهشت گمشده داشت که چون کاغذ زر برده می‌شد. نقشش ماندگار و نوروز و نوجا بر او خوش باد! (کلاژ نوروز برگرفته از صفحه‌ی اینستاگرم بنیاد پروانه اعتمادی)

🌻🌻

چیزی که کلاژ نباشه وجود نداره، همۀ ذهنیت‌ها کلاژن. اون تخته‌سنگ اون‌جا سنگینه صدساله، ببُریمش سبک شه بذاریمش اینجا. چیزها رو جابه‌جا کن. کار من اونه. خراب کن بساز، خراب کن بساز پروانه اعتمادی ۱۴۰۴ - ۱۳۲۶

بهار و نوروز هرکه دوست، در هرکجا، خجسته باد! باشد که خشکسالی و دروغ و دشمن از ایران‌زمین دور بماند، اگر که...
بهار و نوروز هرکه دوست، در هرکجا، خجسته باد! باشد که خشکسالی و دروغ و دشمن از ایران‌زمین دور بماند، اگر که...

Repost from بارو
نویسنده و وطن‌گزینی یا وطن‌گریزی ـــــــــــــــــــــــ فرشته مولوی ـــــــــــــــــــــــــــ از دفتر پانزدهم بارو اگر تبعید را نه در قید تنگ «غربت مکانی»، که در گسترهٔ فراخ «حس‌وحال غریبی» و یا «غریبانگی» دریابیم؛ و نیز اگر در وقت سنجش و بررسی و یا حتا مشاهده در بندِ بُخل و پیشداوری‌های شخصی نباشیم؛ باید بپذیریم که هر «در وطن‌مانده‌»ی آزاده‌ای از هر غریبی در هر گوشهٔ دنیا غریب‌تر است. در این سالیانی که زمام امور مملکتی به دست جاهلان و فاسدان افتاده؛ پیداست که نفس‌کشیدن در هوای عفن دروغ و سالوسِ ضامن بقای «رجاله‌ها و لکاته‌ها» تا چه اندازه می‌تواند مایهٔ دلگیری و ملال جان‌های پاک سرشت باشد. رنج زیستن در سایهٔ نحس حکومتِ کسانی که با ریاکاری و مردم‌فریبی به قدرت رسیدند و برای حفظ زر و زور از هیچ جنایتی روی‌گردان نبوده‌اند، از رنج غربت کمتر نیست. بدتر آن که هر جان آزادهٔ در وطن مانده‌ای هرروز و هردم باید شاهد خانه‌‌خرابی‌ای باشد که نه فقط به دست حکومت فساد و ریا که همچنین به همدستی همخانه‌های آلوده و یا معتاد به فساد و ریا صورت می‌گیرد. در این میان اهل اندیشه وهنری که نخواهد فکر و هنرش را فدای دوام و بقای مصلحت‌اندیشانه کند، جز زخم‌خوردن و زهر ناهمرنگی با جماعت را چشیدن نصیبی نمی‌برد. در حالی‌که نویسندهٔ وطن‌گریز در غربت غرقِ غم و حسرتِ از کف‌رفته‌های دریادمانده و درگیر مشقت به کف‌آوردن نان‌ و زحمت آشناسازی همهٔ غرائب پیرامونش است، نویسندهٔ در وطن‌مانده گرفتار دست‌وپنجه نرم‌کردن با دیو دروغ و غول سانسور است. صرفِ‌نظر از میزان رنج و رنج پذیری که نسبی‌ست، اگر سازهٔ مکان را اصل نبینیم، می‌شود گفت که نویسندهٔ وطن‌گزین و نویسندهٔ وطن‌گریز هر دو تبعید‌پذیرند. به بیان سرراست تبعید‌پذیری نویسنده در بنیاد به درجهٔ ناهمخوانی‌اش با پیرامون خود بستگی دارد تا به آشنایی و نا‌آشنایی با این پیرامون. روشن است که «پیرامون» مجموعه‌ای‌ست که می‌تواند بی‌نهایت فراگیر و متغیر باشد و نویسنده در همخوانی و یا ناهمسازی با آن تابع حد هوشمندی، حساسیت، نازک‌طبعی، و چشمداشت‌های خویش است. وسعت این پیرامون برای نویسنده، مثل هر فرد دیگری، به اندازهٔ شعور اجتماعی، سلیقهٔ فردی، و معرفت انسانی اوست. باری به هر جهت این پیرامون برای یکی در خانه و محفلی کوچک خلاصه است؛ برای دیگری گستره‌ای به اندازهٔ وطن می‌یابد؛ و برای سومی به بزرگی دنیا می‌شود. این خانه یا میهن یا جهان به‌خودی‌خود تعیین‌کنندهٔ کار نویسنده‌ نیست. آنچه تعیین‌کننده است در درون ذهن و خیال اوست. یعنی می‌شود که یکی عمری در کنج خانه‌ای، بریده از دنیا و مردمانش، گمنام بماند و کار کارستانی بکند ــ نمونه‌اش امیلی دیکینسن ــ در حالی‌که دیگری که از تمام پله‌های نردبان شهرت و موفقیت بالا رفته، سرِآخر دُر و گوهری برجای نگذارد. درازا و پهنای این پیرامون هر چه باشد، ژرفایش است که بر کار نویسنده تاثیرمی‌گذارد. ناسازگاری با این پیرامون و غریبانگی نویسنده هم به این ژرفا و یا به بیان دیگر به چندوچونِ پیرامون بستگی دارد. بر این روال یکی در خانه احساس غریبی می‌کند؛ دومی در وطن؛ و آن دیگر در دنیا... ◄ [کلیک کنید: متن کامل] ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ■ به «بارو» بپیوندید. ■ Telegram | Instagram

روز جهانی زن - فرشته مولوی: ضدخاطرات: ۸ مارس ۲۰۲۳ - نشریه ادبی بانگ https://baangnews.net/22925

دوستانی که پیگیر کانال مشت خاکسترید: یک‌بار دیگر داریم به روز ۸ مارس می‌رسیم. برای یادآوری آنچه بر زنان ایران در این چند دهه‌ی حجاب زوری گذشته، چند یادداشت «حجابی» از رشته‌یادداشت‌های «ضدخاطرات» را در کانال یوتیوب گذاشته‌ام به نشانی زیر و درخواستم این است که این ویدیوهای کانال یوتیوب را اگر می‌توانید در همان یوتیوب ببینید و بشنوید و در هر حال اگر درخورتوجه شما بود، از بازنشر آن‌ها دریغ نکنید.