ru
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Открыть в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Больше
375
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+330 день
Архив постов
اللَّهُمَّ امْلَأْ قَلْبِي حُبّاً لَكَ خداوندا دلم را پُر کن از دوستی خودت.... فرازی از دعای #ابوحمزه_ثمالی @lightworkers
اللَّهُمَّ امْلَأْ قَلْبِي حُبّاً لَكَ خداوندا دلم را پُر کن از دوستی خودت.... فرازی از دعای #ابوحمزه_ثمالی @lightworkers

مقایسه نکنید و اندازه نگیرید راه دیگران شبیه راه شما نیست راههای دیگران شما را گمراه میکنند و فریب‌تان میدهند شما باید راه خودتان را کامل کنید... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

انسان افسرده به حفاری گذشته می پردازد،انسان مضطرب به حفاری آینده مشغول است. انسان اغلب در پی آن است که کاری انجام دهد ولی اغلب مسیر را اشتباه می رود و سر از ناکجا در می‌آورد. ما به حفاری تاریخ می‌پردازیم و زمین و زمان را می‌کاویم تا به اثر و رد پایی از گذشته گان برسیم. تمام علوم را در هم میریزیم به امید آنکه روزی با ماشین زمان به گذشته و آینده سفر کنیم و در نهایت حال را از دست می‌دهیم. برای دقایقی چشمانت را ببند، انسان سالم،این زمانی و این مکانی است و چون رودی خروشان در حرکت است و نو به نو می‌شود. اکنون هیچ نیازی به حفاری ندارد، اکنون نیاز به حضور دارد. در اکنون سفر کهنه به پایان می‌رسد و تو به خویشتن باز می‌گردی، در اکنون تنها کاری که برای تو باقی می‌ماند حفاری درون است. حفاری درون یعنی شناخت خویشتن و آغاز سفری که از نو و از تو آغاز می شود.تو تنها زمانی می‌توانی به شناخت هستی دست یابی که خودت را شناخته باشی. شناخت بی‌شناخت خویشتن عجیب حکایتی است. در این لحظه نه چیزی هست که به هستی درآید و نه در آن چیزی هست که از هستی رهایی یابد پس زاد و مرگی نیست که پایان یابد از این روی لحظه‌ی حال آرامش مطلق است این لحظه گرچه در این دم است اما حدی ندارد و اینجا مقام شادی جاوید است.... جام اکنون را مستانه بنوش....... @lightworkers

تسلیم شدن بر این نکته تاکید دارد که ما نمی‌خواهیم بیش از این به زندگی توام با درد و رنج ادامه دهیم و نشانگر تلاش در تغییر عواطف منفی ماست. تسلیم، ما را به سوی زندگی‌ای فراتر از منیت و آن بخش از وجودمان که پیوسته به ما یاد آور می.شود جدا، متفاوت و تنها هستیم، رهنمون می‌گردد. تسلیم، ما را به سوی سرشت حقیقی‌مان باز می‌گرداند تا بی‌هیچ تکاپویی در رقص هستی که زندگی نام دارد، به جنبش درآییم. تسلیم، حالتی قدرتمند است، که بیانگر کمال حکمت کیهانی می‌باشد. هنگامی که آرزوهای خود را تسلیم می کنید، در واقع می‌گویید: «اگر چه شرایط دقیقا به گونه‌ای که من دوست دارم نیستند، اما من با واقعیت رو به رو خواهم شد. مستقیم به چشمانش نگاه می‌کنم و به آن اجازه حضور می‌دهم.» تسلیم و آرامش مترادف هم هستند و شما نمی‌توانید یکی را بدون دیگری تجربه کنید. پس اگر به دنبال آرامش هستید، در کنار شماست. همگی شما باید از مقام گرداندن کل هستی استعفا دهید. انتخاب کنید به این مسأله که طرحی عظیم‌تر برای زندگی شما وجود دارد و این که اگر تسلیم شوید آن طرح در همین دم آشکار خواهد شد، اطمینان داشته باشید.... #دبی_فورد #جدايی_معنوی @lightworkers

امید دروغین بدتر از ناامیدی است. چون ناامیدی باعث می‌شود که ما دست به عمل بزنیم. در حالی که تاکنون امیدهای دروغین و خودفریبی‌ها سال‌ها ما را عقب انداخته.... #بهرام_بیضایی #جدال_با_جهل @lightworkers

مقصد مراقبه این نیست که افکارت را کنترل کنی... بلکه این است که نگذاری افکارت تو را کنترل کنند.... @lightworkers
مقصد مراقبه این نیست که افکارت را کنترل کنی... بلکه این است که نگذاری افکارت تو را کنترل کنند.... @lightworkers

تمام کار یک انسان معمولی گدایی توجّه از دیگران است. همه‌ی قصّه‌ی آدمی بر زمین همین است: برای دیگران زیستن... کار عاشق امّا تو
تمام کار یک انسان معمولی گدایی توجّه از دیگران است. همه‌ی قصّه‌ی آدمی بر زمین همین است: برای دیگران زیستن... کار عاشق امّا توجّه به خداست. همه‌ی قصّه‌ی سلوک همین است. آن قدر توجّه ادامه می‌یابد تا سالک خود به پاره‌ای از خدا بدل شود. آن‌گاه چون خدا چشمی بر عالم می شود.... #حلمی @lightworkers

با مراقبه تو نورخواره میشوی! پس نیازی نیست که تمام قوای خود را در روزمرگی صرفِ پرسشِ« چگونه تغذیه کنم ؟ » نمایی. وگان می‌گفت من غذایم زاده نمی‌شود بلکه می‌رویَد. به او گفتم، ژمول گیاهی و رویان حیوانی از یک سرشتند، یکی از دل خاک می‌روید دگری از دل موجود خاکی، در هردو انرژی شاکتی جریان دارد، انرژی برکت ، پرانا و مادر مطابق نیاز طبیعیت و رفع نیاز پایه‌ات خلق گشته اند. در انتخابشان وسواس بیش از حد بخرج نده... #شهرام_قلی‌پور @lightworkers

آدمی باید خویشتن را بیازماید که آیا برای ناوابستگی و فرماندهی ساخته شده است یا نه، و این کار را بهنگام می‌باید کرد. از آزمودن خویش سر باز نمی‌باید زد، اگرچه این خطرناک‌ترین بازی‌ای‌ست که بشر تواند کرد، و آزمونی است که تنها شاهدش خودمانیم نه هیچ داور دیگر. به هیچ‌کس نچسبیدن، اگرچه عزیزترین کس باشد؛ زیرا هر کس زندانی است و زاویه‌ای برای در بند نگاه داشتن ما. نچسبیدن به هیچ میهن، اگرچه رنج‌دیده‌ترین و یاری‌خواه‌ترین میهن باشد. دل برکندن از یک میهنِ پیروزمند آسانتر است. نچسبیدن به هیچ همدردی، اگر چه همدردی با انسان‌های والاتر باشد، که بخت یکبار ما را به تماشای عذاب و درماندگی کم‌مانندشان رهنمون شد. نچسبیدن به هیچ علم، اگرچه ما را به ارزنده‌ترین کشف‌هایی وسوسه کند که گویی بهر ما کنار نهاده‌اند. نچسبیدن به وارستگی خویش، به آن دورپروازی و بیگانگیِ سرمستانه‌ی پرنده‌وار، که مدام بالاتر می‌پرد تا مدام هرچه بیش را در زیر خویش بیند، خطری که در کمین پروازگران است. نچسبیدن به فضائل خویش و کل خویشتن را فدای جزیی از خویش نکردن -به مثل فدای «مهمان‌نوازی» خویش- که روان‌های والاگهر و توانگر را خطرِ خطرهاست، روانهایی را که خویشتن را بی‌حساب و کمابیش بی‌تفاوت، صرف می‌کنند و کار فضیلت بخشندگی را به رذیلت می‌کشانند. آدمی باید خویشتن‌پایی بداند: این است سخت‌ترین آزمون ناوابستگی... #فردیک_نیچه @lightworkers

آورده‌اند که شفیق بلخی مریدی داشت که عازم حج بود. مرید به امر مرشدش به زیارت عارف جلیل القدر با یزید رفت. بایزید از او پرسید، شفیق در چه حال است؟ گفت استادم به توکل نشسته و میگوید:اگر هیچ چیزی از زمین نروید، و هیچ چیزی از آسمان نبارد و روزی دادن تمام خلق نیز با من باشد و من کفیلشان باشم، نقصی به توکلم نرسد. بایزید گفت: اگرمن پرنده‌ای شوم، هرگز از بالای شهری که چنین مشرکی در آن است پرواز نکنم. مرید، استادش شفیق را از این گفته با خبر ساخت. شفیق به مریدش گفت، نزد بایزید برو و بگو که من چنینم، تو چگونه‌ای؟ بایزید فرمود: بایزید نه چنین است، نه چنان. نه وصف دارد، نه نشان. صفاتش در صفات حق فانی است، و موصوف به هیچ وصفی نیست. در این مقام نه از توکل اثری است، و نه از متوکل خبری. این است مقام هیچ شدن.... @lightworkers

ابراهیم ادهم، رحمة الله علیه،در وقت پادشاهی به شکار رفته بود. در پی آهوی تاخت تا چندان که از لشکر بکلی جدا گشت و دور افتاد. و اسب در عرق غرق شده بود از خستگی، او هنوز می‌تاخت در آن بیابان. چون از حد گذشت، آهو به سخن آمد و روی باز پس کرد که: ما خُلِقْتَ لِهذا. تو را برای این نیافریده‌اند، و از عدم جهت این موجود نگردانیده‌اند که مرا شکار کنی.خود مرا صید کرده گیر؛ تا چه شود؟ ابراهیم چون این را بشنید، نعره زد و خود را از اسب در انداخت.هیچ کس در آن صحرا نبود غیر شبانی. به او لابه کرد و جامه‌های پادشاهانه مرصع به جواهر و سلاح و اسب خود را، گفت از من بستان و آن نمد خود را به من ده، و با هیچ کس مگوی و کس را از احوال من نشان مده. آن نمد را در پوشید و راه گرفت. اکنون غرض او را بنگر چه بود و مقصود حق چه بود: او خواست که آهو را صید کند،حق تعالی او را به آهو صید کرد تا بدانی که در عالم آن واقع شود که او خواهد، و مراد مُلک اوست و مقصود و تابع او.... @lightworkers

اگر چيزی برای آفريدن نداريد، خود را باز بيافرينيد ! @lightworkers
اگر چيزی برای آفريدن نداريد، خود را باز بيافرينيد ! @lightworkers

جهان را به شاعران بسپارید مطمئن باشید کلمات را بیدار می‌کنند و در کرت‌ها٬گل و گندم می‌کارند... جهان را به شاعران بسپارید بیابان و باران هردو خوشحال می‌شوند و هردو جوانه می‌زنند از سرانگشت کودکان دبستانی جهان را به شاعران بسپارید مطمئن باشید سربازان ترانه می‌خوانند و عاشق می‌شوند و تفنگها سر بر قبضه می‌گذارند و بیدار نمی‌شوند.... جهان را به شاعران بسپارید دیوارها فرو می‌ریزند و مرزها رنگ می‌بازند درختان به خیابان می‌آیند در صف اتوبوس به شکوفه می‌نشینند و پرندگان سوار می‌شوند و به همه‌ی همشهریان تخمه‌ی آفتابگردان تعارف می‌کنند مگر همین را نمی‌خواستید؟ پس چرا بیهوده معطل مانده‌اید؟ از تأمل و تردید دست بردارید و جهان را به شاعران بسپارید... این قافیه های سرگردان اگر سر از صندوق ها در نیاورند پیر می‌شوند و پرنده نمی‌شوند و جهان بی‌پرنده جهنمی است که فقط شلیک می‌کند... #محمدرضا_عبدالملکیان @lightworkers

نقلست که روزی (شیخ ) به تیمارستانی شد،دیوانه‌ایٔ را دید که های هویی می‌کرد و نعره همی زد ،گفت: آخر چنین بندی گران بر پای تو ن
نقلست که روزی (شیخ ) به تیمارستانی شد،دیوانه‌ایٔ را دید که های هویی می‌کرد و نعره همی زد ،گفت: آخر چنین بندی گران بر پای تو نهاده‌اند چه جای نشاط است؟ گفت: ای غافل بند برپای من است نه بر دل! @lightworkers

مراقبه گرم‌کردن قلب: مدت تمرین: ۵ تا ۲۰ دقیقه کی و کجا: هر زمان، ولی در آخر روز بهتر است و هر جا حالت انجام: سعی کنید جایی راحت پیدا کنید، نشسته یا خوابیده، با چشم‌های باز یا بسته فرقی نمی‌کند. هدف: من برای عشق بیدار و هشیار هستم؛ من برای بخشیدن و دریافت‌کردن آماده‌ام. در این مراقبه شما می‌خواهید برای خود فرصتی ایجاد کنید که هر آنچه در قلب شما جای دارد،حس کنید و بشناسید. با آسودگی و تأمل هر مرحله از این مراقبه را انجام دهید. با فکر کردن درباره شخصی یا چیزی که به آن علاقه دارید شروع کنید.به احساساتی که در قلب‌تان فعال می‌شوند توجه داشته باشید.مثلاً گرما، غم، شادی و حتی اشتیاق... دو دست خود را روی قلب و سینه‌تان بگذارید،گرمای کف دست خود را بر روی سینه حس کنید و تصور کنید قلب شما به‌وسیله عشق‌تان گرم می‌شود و هرجا که سردی، ترس، حزن و تنهایی وجود دارد توسط این گرمای عشق از بین می‌رود. صدایی زمزمه کنید مانند «هوم» و یا «آه» و تا جایی که لذت می‌برید لرزش این صدا را در قلب خود احساس کنید و ادامه دهید. به‌آرامی دستان خود را باز کنید، انگار که می‌خواهید کسی را در آغوش بگیرید، چند نفس عمیق بکشید و بعد آرام دستان خود را دوباره روی قفسه سینه قرار دهید.چندین مرتبه این کار را انجام دهید، این حرکت ساده مربوط به یوگای قلب (Yoga of the heart) است که یک روش ایجاد تعادل می‌باشد. پایان‌دادن به این تمرین به این صورت است که شما دست‌هایتان را روی قلب بگذارید، مکث کنید و شور و احساس خود را مزه‌مزه کنید.... #مراقبه @lightworkers

"خودشیفته" بودن به‌معنایِ "خودخواه" بودن نیست. آدم خودخواه دیگران را تحقیر می‌کند. آن‌ها را خوار می‌شمارد. آدم خودشیفته امّا دیگران را بالا می‌برد. بالاتر از آنچه به راستی هستند، چون در چشم هر یک از آن‌ها خود را می‌بیند و میخواهد این خودِ در چشم دیگران دیده را، بیاراید، پس با مهربانی با آیینه‌هایش رفتار می‌کند.... #میلان_کوندرا @lightworkers

⁠بهتر است بیاموزیم که با خود شکیبا باشیم، نه این‌که با خود درگیر باشیم. اگر آدم‌ها یاد گرفته بودند پستیِ طبیعت‌شان را ببینند،
⁠بهتر است بیاموزیم که با خود شکیبا باشیم، نه این‌که با خود درگیر باشیم. اگر آدم‌ها یاد گرفته بودند پستیِ طبیعت‌شان را ببینند، جای امیدواری بود که به این شیوه، قادر به درک بهترِ همنوعان خود شوند و بتوانند دوست‌شان بدارند... تنها کاستن از ریاکاری و افزودن به شکیبایی در برابر خود می‌تواند نتایج مثبتی برای درک طرف مقابل داشته باشد. چراکه انسان‌ها تمایل دارند تا به آسانی هرچه تمام‌تر نگرانی‌ها و پریشانی‌های‌شان را، خشم و رنج‌های‌شان را به دیگران فرافکنی کنند... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

#بریده_کتاب رنج را دوست ندارم، هرگز دوست نخواهم داشت، اما باید قبول کنم که آموزگار خوبی است. ‏ #دیوانه_وار #کریستین_بوبن @lightworkers

اگر مدام شتابزده باشید ، به سکون درون دست نمی یابید.... سکون درون یعنی آرامش جان و آرامش خاطر مالک ذهن آرام می‌تواند عاری از تنش عمل کند از این روی خطایی از او سر نمی‌زند. شتاب مدام ،وجودتان را می‌فرساید ، آرامش گران‌قدرتان را بر هم می‌زند و بر چهره‌تان چین و چروک می‌نشاند. از شتاب خویش بکاهید آنگاه همه چیز به یمن قوانین طبیعت به دست خواهد آمد.... دو روز تمرین آرامش.... طی دو روز آینده تمامی کارهای خود را با آرامش انجام دهید . قبل از هر سخن چند ثانیه مکث کنید. در حال انجام هر کار کاملا توجه را معطوف کنید. آرام باشید.... #تمرین @lightworkers

برخی می‌گویند؛ اخلاق برای حفظ خود است.... آخر کدام خود؟! خودی که پر از آلودگی است که حفظ کردن ندارد! سالک اول باید خود را پاک کند، خالی از اوصاف رذیله ی بشری کند، آنگاه این پاکی را، این خالی بودن را حفظ کند. هر حفظ کردنی قبل از این خالی شدن خطاست، حفاظت از خود نیست، حفاظت از بیماری‌هاست. برخی هر صبح و شام آیه‌ی "فَاللهُ خَیرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرحَمُ الرّاحمینَ" را می خوانند و بر خود فوت می‌کنند، اما لحظه‌ای نمی‌اندیشد که آخر چه چیز خود را می‌خواهی حفظ کنی؟! وجودی که پر از حرص، طمع، غرور، کینه، تکبر، خشم و دیگر صفات رذیله است که حفظ کردن ندارد. این آیه‌ی شریفه، برای حفظ پاکی است، حفظ نوری است که فقط در پاکی و تهیگی،ظهور می‌یابد. حفظ خود، قبل از آنکه از بیماریهای نفسانی خالی شده باشی، خطرناک است، اخلاق نیست، دقیقاً ضد اخلاق است. برای همین تزکیه در قرآن مقدم بر هر چیز است. حتی مقدم بر تعلیم است. آموزش دادن هر تعلیم اسراری، آن هم به وجودی که هنوز خالی نشده باشد، خسارت بار است. حکمت را در غیر جای خود خرج کردن است. اخلاق یعنی خالی شدن، و چون خالی شوی، به طرفة العینی از اخلاق الهی پُر می‌شوی. "تَخَلَّقُوا بِاَخلاقِ اللهِ" اینگونه میسر می شود. و تنها اخلاق صحیح همین است. به آن اخلاق فطری می‌گویم. همان فطرت الهی. ای دوست! خالی شو، تا خداوند تو را پُر نماید... #مسعود_ریاعی @lightworkers