ru
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Открыть в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Больше
379
Подписчики
+224 часа
+37 дней
+730 день
Архив постов
#بریده_کتاب ‏کلمه‌ی خواندن پیش از آن‌که برای کتاب به کار رود، برای آواز به کار می‌رفت. قرن‌های بی‌شمار آواز خوانده بودند و هیچ‌گاه کتاب نخوانده بودند. در بسیاری از مدارس همین که به کودکی می‌گفتم «بخوان»، به خیال آواز می‌افتاد و اگر صدایی داشت سرودی سر می‌داد. #محمد_بهمن‌بیگی بخارای من، ایل من @lightworkers

من مشکلات را حل نمی کنم. من افکارم را درست می کنم، سپس مشکلات خودشان حل می شوند لوئیس هی @lightworkers

لالایی کوردی؛ استاد بیژن کامکار..mp35.88 MB

دست می‌برم درآب سرد رودخانه، بعد بلند ذکر وضو می‌گویم: پناه می‌برم از حزن به حزن، از رنج به رنج، از اندوه بلندمرتبه به اندوه بلند مرتبه. سنگ‌ها یک‌صدا می‌گویند: آمین. پاهایم، زانوهایم، کمرم فرو می‌روند در خاک خیس کف رودخانه، آب تا گردنم می‌رسد، و بلند ذکر نماز را می‌گویم: شهادت می‌دهم کلمه درد می‌کند، تنفس درد می‌کند،و آتش و جان رفیق نمی‌شوند. سنگها بلند و یک‌صدا می‌گویند: آمین. آب از سرم می‌گذرد.پاهایم کف رودخانه ریشه می‌کنند، و ماهی‌های نارنجی سکوت از صدای بنفشم عبور می‌کنند. پیامبری غرق‌ شده‌ام که با دهان باز زیر آب کتاب مقدسم را می‌خوانم، بی‌آن‌که صدایی داشته‌ باشم، و پیروانم چند حباب نامقدسند که از زخم گلوی من به سطح آب می‌گریزند. بلند ذکر می‌گویم: مقدر است سکوت در برابر حرف، و تاریکی در برابر نور، و تنهایی در برابر علاقه. سنگها یکصدا و بلند گریه می‌کنند. چشم می‌بندم. چشم، باز می‌کنم. روی آب، روانم. قایق کوچک کاغذی شده‌ام، ناچیز، بی‌لنگر، بی‌مقصد. کودکیم مرا از آب می‌گیرد. می‌گذارد در آفتاب تا خشک شوم. بعد، می‌رود. مرا از یاد می‌برد. بلند ذکر می‌گویم: و اگر باد نامبارک خاکِ استخوانم را به شهر شما آورد، به یاد بیاورید چگونه سنگ اول را کسی به صورتم زد که پناهم بود در حماسه سنگباران و علاقه. که شکل خودم بود. که من بود. پسر بچه‌ای که به مهربانی ایمان داشت، رفته‌ است.برای همیشه رفته‌است. مرا نخواسته‌است. بلند ذکر می‌گویم: سلام مطرود ساکت، همه عمر. سلام ملال مدام، کلافگی مستمر، پادشاه گلایه‌های مدفون. سنگی نمانده. جهان، ساکت است. مقیم آفتاب می‌مانم، و در آرامش دشت بی‌صدا می‌پوسم.... #حمید_سلیمی @lightworkers

#بریده_کتاب ریشه درماندگیِ آموخته شده! وقتی بچه ها با این باور بزرگ می‌شوند که تنها وقتی خوشحال و شادمانند که اوضاع مطابق میل
#بریده_کتاب ریشه درماندگیِ آموخته شده! وقتی بچه ها با این باور بزرگ می‌شوند که تنها وقتی خوشحال و شادمانند که اوضاع مطابق میل آن ها باشد، آن گاه به بزرگسالانی عقب مانده تبدیل می‌شوند که قادر به مقابله با تجربه های خارج از کنترل خود نیستند و در نتیجه درمانده و ناکام می‌شوند. تربیت بدون مبارزه قدرت سوزان استیفلمان @lightworkers

می دانم  در نهایت من و تنهایی  باهم خواهیم ماند او سیگارش خاموش خواهد شد و من نیز برای همیشه  خواهم خوابید. #شیرکو_بیکس @lightworkers

تا بدانی سرزمین آرزوهایت کجاست زود بازآ دیگری ترسم که ویرانش کند سرزمین تو دل دیوانه ی رسوای ماست #نصرت_رحمانی @lightworkers

استاد #رضا_محجوبی اجرای گروه سماعی @lightworkers

#بریده_کتاب دوستت دارم زیبا و باوقار! چقدر در این لحظه دلم می‌خواهد ببینمت. به تو فکر می‌کنم. چقدر زیبا بودی! گاه در ستیغ زمان که در آن نه خوشبختی هست و نه بدبختی و فقط‌ عشق هست و سکوتش، چقدر با من بودن را بلدی تو. آلبر کامو خطاب به عشق @lightworkers

پایداری و ثبات، زمانی که انسان تن قوی و جوانی دارد، کاری بسیار آسان و ساده است، ولی در مواقعی که زندگی چون حلقه‌ی آهنین فشار
پایداری و ثبات، زمانی که انسان تن قوی و جوانی دارد، کاری بسیار آسان و ساده است، ولی در مواقعی که زندگی چون حلقه‌ی آهنین فشار می‌دهد، کارِ شرافت است. چگونه فولاد آبدیده شد نیکولای آستروفسکی @lightworkers

بگذار دوستت بدارم تا از اندوه دور بمانم تا از تاریکی برهم تا از زشتی دور شوم بگذار دمی در کف دستان تو بخوابم ای امن‌ترین مکان‌ها... #نزار_قبانی @lightworkers

#ایزیکی‌یل_پایه بی‌زبانی از فرانسه🇫🇷♥️ @lightworkers

من عاقبت از اینجا خواهم رفت پروانه‌ای که با شب می‌رفت این فال را برای دلم دید دیری است مثل ستاره‌ها چمدانم را از شوق ماهیان و
من عاقبت از اینجا خواهم رفت پروانه‌ای که با شب می‌رفت این فال را برای دلم دید دیری است مثل ستاره‌ها چمدانم را از شوق ماهیان و تنهایی خودم پر کرده‌ام، ولی مهلت نمی‌دهند که مثل کبوتری در شرم صبح پر بگشایم با یک سبد ترانه و لبخند خود را به کاروان برسانم اما من عاقبت از اینجا خواهم رفت پروانه‌ای که با شب می‌رفت این فال را برای دلم دید.... #شفیعی_کدکنی @lightworkers

#بریده_کتاب زمانی که بیاموزید زندگی خود را بر مبنای حقیقت قرار دهید یعنی به هیچ کس -یا حداقل به خودتان- دروغ نگویید، ذهن شما به وسیله‌ای کامل در خدمت دانش تبدیل می شود. در این صورت همه چیز را به روشنی عاری از آشفتگى و در هم ریختگی و دقیقا همان گونه که هست خواهید دید. اگر با چنین ذهنیتی زندگی کنید آنگاه سَرور تقدیر خود خواهید بود. گرد معبد عشق @lightworkers

حکایت سؤال سایل از مرغی که بر سر حصار شهر نشسته باشد روزی شخصی از خطیبی سؤال کرد . اگر پرنده ای روی بُرجی بنشیند آیا سرش بهتر است یا تنش ؟ خطیب گفت : اگر سرِ آن پرنده به طرف شهر و دُمش به طرف دِه باشد بدان که سرش از دُمش بهتر است و اگر دُمش به سوی شهر و سرش به طرف دِه باشد . خاشع و خاضع آن دُم باشد و از سرش صرف نظر کن . ظاهراََ این حکایت مأخوذ است از این بیت سنایی در حدیقه : مرغ، دُم سویِ شهر و سَر سویِ دِه دُمِّ آن مُرغ از سَرِ او بِه این حکایت در بیان توجه به حضرت حق است و در واقع بسطِ مضمونِ بیت 128 ( بیت آخر دیباچه دفتر ششم ) است . زیرا در آنجا گفته آمد که اگر انسان قلباََ به سویِ حضرت حق روی آورد به جاودانگی رسد . در این حکایت « سَرِ پرنده » کنایه از ظاهر انسان ، و « دُمِ پرنده» کنایه از همّتِ باطنی اوست و «شهر» کنایه از عالَمِ الهی و «دِه» کنایه از ویرانکدۀ دنیا است. خلاصه مضمون حکایت اینست که: اگر کسی ظاهرش به طرف عالَمِ الهی باشد و باطنش به طرف دنیا، مسلماََ ظاهرِ او بهتر از باطنِ اوست. البته چنین کسی را در لسانِ شرع «منافق» گویند. و چنانچه باطن انسان به سوی عالَمِ الهی باشد و ظاهرش به طرف دنیا، چنین کسی وجودی عزیز و گرانقدر دارد. چرا که انبیاء و اولیاء نیز بر حسبِ ظاهر در نیا به سر می برند. ولی باطناََ متصل به عالَمِ الهی هستند. #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم #سعدی @lightworkers
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم #سعدی @lightworkers

پرسیدی چگونه دوستت دارم؟ گفتم پرنده‌ای عاشقم که از برخورد گلوله‌ای به سینه‌ام تا مرگ بیشتر از چند ثانیه طول نمی‌کشد و همان چن
پرسیدی چگونه دوستت دارم؟ گفتم پرنده‌ای عاشقم که از برخورد گلوله‌ای به سینه‌ام تا مرگ بیشتر از چند ثانیه طول نمی‌کشد و همان چند ثانیه را به تو فکر خواهم کرد #آريا_معصومى @lightworkers

#آتائوآلپا_یوپانکی قشنگِ آرژانتینی🇦🇷♥️ @lightworkers

افکار خود را بنویسید... هرکسی که گوش دارد، می‌تواند بشنود ولی این به این معنی نیست که می‌تواند به درستی گوش کند. برای گوش کردن ابزار دیگری لازم است چیزی غیر از داشتن گوش. برای گوش کردن باید در درون شما سکوت، آرامش و صلح وجود داشته باشد. آنچه در پشت این گوشها قرار دارد، قلب است نه ذهن. ذهن، شما را کر می‌کند. البته ممکن است واقعا کر نباشید ولی از آنچه می‌شنوید چیزی را واقعا گوش نمی کنید.ذهن شما مثل یک اتاق مذاکره شلوغ و پرازدحام است. برای انجام این مراقبه گاهی وقتها در اتاق خودتان بنشینید،در را ببندید و اجازه بدهید هرچیزی که در ذهنتان می گذرد روی کاغذ بیاید. اصلا سعی نکنید نوشته‌های خود را اصلاح یا ویرایش کنید.چون قرار نیست آنها را به کسی نشان بدهید.بنابراین فقط هر چیزی را که در ذهنتان وارد می‌شود بنویسید.وقتی به نوشته‌های خود نگاه می‌کنید تعجب می‌کنید. در عرض ده دقیقه می‌بینید که این نوشته‌ها مال یک آدم عاقل نیست! ذهن شما، ذهن یک مجنون است! شما در طول زندگی یاد گرفته‌اید که یک طوری روی این افکار دیوانه‌وار را بپوشانید و نگذارید کسی بفهمد که درون شما چه خبر است. البته در این کار متخصص شدید.طوری که نه فقط اجازه نمی‌دهید دیگران از افکارتان باخبر شوند،بلکه یاد گرفتید خودتان هم از آن بی‌خبر بمانید. همین شلوغی ذهن است که اجازه نمی دهد چیزی را گوش کنید. شما فقط شنونده هستید.از گوش کردن خبری نیست.گوش کردن نیاز به درونی ساکت دارد.... #مراقبه @lightworkers

#بریده_کتاب ای درویش! درویشی اختیار کن که عاقل ترین آدمیان درویشانی‌اند که به اختیار خود درویشی اختیار کرده اند، و از سر دانش نامرادی برگزیده اند. از جهت آنکه در زیر هر مرادی، ده نامرادی نهفته است .... بلکه صد و عاقل از برای یک مراد صد نامرادی تحمل نکند. ترک آن یک مراد کند تا آن صد نامرادی نباید کشید ... بدان که ما مسافرانیم ... و اگر دولت است می گذرد و اگر محنت است هم می گذرد .... در بند آن مباش که آزاری از تو به کسی رسد، بقدر آنکه می توانی راحت می رسان. انسان کامل #عزیز_الدین_نسفی