Light Workers🔆
Открыть в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Больше395
Подписчики
Нет данных24 часа
+67 дней
+830 день
Архив постов
یکی از صوفیان برای انبساطِ روحی در باغی نشست و به مراقبه مشغول شد.
مردکی فضول که از حالتِ مراقبۀ او دلتنگ و بیحوصله شده بود رو به صوفی کرد و گفت : چرا خوابیده ای ؟
برخیز و گیاهان و درختانِ سرسبز باغ را تماشا کن....
صوفی گفت : همۀ زیباییها در دلِ آدمی است و هر چه زیبایی در این دنیاست، تماماََ انعکاسی است از آن.
امّا عامۀ مردم گمان میدارند که جلوههای مظاهر دنیوی ذاتی است،پس شیفته و مفتونِ آن میشوند....
لیکن وقتی که حجاب دنیوی واپس رود بدین حقیقت واقف شوند...
@lightworkers
در عرفان حرکت و افکار انسان یک پا در جسم و یک پا در افلاک و هستی دارد.
بسیاری از انرژیها از افلاک میآیند و عمده ترین جایی که مسیرش را تغییر میدهد، درون فکر است.
زیرا که فکر برچسبی روی آن میزند و سرچشمه انرژی را میخشکاند.
چون انسان فکر میکند یک فکر خاص نحس است.
اما بسیاری از چیزهایی که ما نحس می پنداریم، ممکن است نتیجه مثبتی همراه داشته باشد.
هر افتادنی یک برخاستنی به دنبال دارد و هر دردی همراه با رشد است، اما افکار موجب می شوند ما از برخاستن مأیوس شویم.
باید اجازه داد انرژیها کار خود را کنند و مانع از حرکت آنها نشویم....
@lightworkers
از شيخ ابوالحسن خرقانی پرسيدند تو خدای را کجا ديدی؟
گفت: آن جا که خود را نديدم...
چون نيستی خود را به خدا دهی خدا هستی خود را به تو خواهد داد....
@lightworkers
اجازه بده دو مرد را به تو معرفی کنم،
آلن و بن...
بدون اینکه زیاد به این مسئله فکر کنی، تصمیم بگیر کدام یک را ترجیح میدهی...
آلن باهوش، پرتلاش، بیپروا، دارای روحیهی انتقادی، کلهشق و حسود است.
اما بن حسود، کلهشق، دارای روحیه انتقادی، بیپروا، پرتلاش و باهوش است.
ترجیح میدهی با کدام یک در آسانسور گیر بیفتی؟
با وجود آنکه توصیفها دقیقا مشابهاند، بیشتر مردم آلن را انتخاب میکنند.
مغز تو به صفتهایی که در ابتدای لیست آمدهاند بیشتر توجه میکند و باعث میشود دو شخصیت را متفاوت تشخیص بدهی.
آلن باهوش و پرتلاش است. بن حسود و کلهشق است.
خصوصیتهای اولیه بقیه را تحتالشعاع قرار میدهد.
به چنین چیزی اثر تقدم میگویند...
#رولف_دوبلی
@lightworkers
معنای زندگی از شخص به شخص،
از روز به روز، و ساعت به ساعت تغییر میکند.
چیزی که حائز اهمیت است معنای زندگی به طور کلی نیست، بلکه معنای زندگی هر فرد در هر لحظه از زندگی است.
برای بیان کلیتر این مبحث بهتر است آن را با این سؤال که از یک قهرمان شطرنج پرسیده شده روشنتر کنم.
«بهترین حرکت مهره در بازی چیست؟»
کاملاً مشخص است که حرکت خوب یا بهترین حرکت بدون در نظر گرفتن شرایط بازی و شخصیت حریف معنایی ندارد.
همین شرایط برای زندگی انسان هم صدق میکند. هیچکس نباید به دنبال معنای مطلق در زندگی باشد. هر انسان در زندگی وظیفه و مأموریت ویژهای دارد تا به هدفی که منتظر محققشدن به دست اوست رسیدگی کند. نه خود فرد و نه زندگیاش قابل جایگزینی نیستند. در نتیجه وظیفهٔ هر فرد در زندگی همانند فرصتهایش خاص و منحصر به فرد هستند...
#ویکتور_فرانکل
@lightworkers
هیچ چیز به هوشیاری نمیآید،
مگر آن که به خاطر آمدنش
دردی کشیده شود...
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
سیزدهم فروردین: روز گناهان کبیره!
هر زباله، یک گناه است. با هر زباله که می سازیم گناهی مرتکب میشویم. گناهانمان را در کوه و جنگل و دشت و دمن میریزم.
در کوچه و خیابان و رودخانه و جویخانه.
گناهانمان را میریزیم در حلق پرندگان در نَفَس آسمان.
گناهانمان را میپاشیم به صورتِ مادرمان زمین و سیلی میزنیم به شفقتِ خاک و به مهربانیِ آب...
ما به جهنم نمیرویم ما خودمان دوزخیم.
گناهانمان دست و پایمان را گرفته، وبال گردنمان شده است، وبالِ همه چیز.
زندگیِ ما شکنجهای است برای بیپناهترین و معصومترین آفریدگان خدا...
به پشت سرت نگاه کن!
ببین چقدر نفرینِ گیاه و پرنده و آب و خاک پشتمان است.
عاق والدینمان، عاق زمین و آسمان، ما را گرفته است...
سیزدهم فروردین، روز گناهان کبیره ما ایرانیان است.
تو اما در آن روز گناه نکن!
تو اما گناهی را از زمین بردار!
تو میدانی که نیکوکاران به بهشت نمیروند، نیکوکاران بهشت را میسازند.
حتی در جهنم و حتی در میان جماعت دوزخیان تو یک نفر بهشت باش!
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
حصول عشق واقعی فقط زمانی امکان دارد که دو نفر از کانون هستی خود با هم گفت و شنود کنند، یعنی هر یک بتواند خود را در کانون هستی دیگری درک و تجربه کند...
واقعیت انسان فقط در این «کانون هستی» است، زندگی فقط در همین جاست، و بنیاد عشق فقط در اینجاست...
عشقی که بدینگونه درک شود، مبارزهای دائمی است؛ رکود نیست، بلکه حرکت است، رشد است و با هم کار کردن است. حتی اگر بین دو طرف هماهنگی یا تعارض، غم یا شادی وجود داشته باشد، این امر در برابر این حقیقت اساسی، که هر دو طرف در کانون هستی خود یکدیگر را درک میکنند و بدون گریختن از خود، احساس وصول و وحدت میکنند، در درجهی دوم اهمیت قرار دارد...
فقط یک چیز وجود عشق را اثبات میکند: عمق ارتباط، سرزندگی و نشاط هر دو طرف؛ این میوهای است که عشق با آن شناخته میشود...
#اریک_فروم
@lightworkers
امِت فاکس( emmet fox)از آموزگاران معنوی دبی فورد میگوید:
بیزاریهایمان ما را با ریسمانی محکمتر از فولاد به شخص مورد نفرتمان میبندد!
آیا دلتان میخواهدکه با ریسمانی محکمتر از فولاد به کسی که به شما آزار رسانده ،خیانت کرده،دروغ گفته یا پایمالتان کرده است ،بچسبید؟
ابتدا کسی دل شما را میشکند و سپس باقیماندهی دل خود را به او میدهید؟
اگر فکر میکنید با چسبیدن به آزردگیها و کینههای خود،به کسی که به شما آسیب رسانده است،آزار میرسانید و تلافی میکنید،اجازه دهید نکتهای را به شما بگویم :
بیشتر آن آدمهابه هیچ وجه برایشان مهم نیست که شما رنجیده و خشمگین باشید.
اصلا به آنها ربطی ندارد.
به این ترتیب شما بخش زیادی از انرژی خود را در قبرِ نفرت از دیگران زنده به گور کرده اید!!
به عبارتی برای آرامش خودم ،رفتارم را به نحوهی رفتار دیگران گره نمیزنم و واکنش نشان نمیدهم بلکه خودم عمل کننده و صاحب ابتکار عمل هستم و در دام نفرت و رنجش از دیگری اسیر نمیشوم بلکه با بخشش، انرژی خود را از بند دیگران رها کرده وآن را در جهت رشد و آرامش خودم بکار میبندم....
#دبی_فورد
@lightworkers
اما در نهایت، بدن شورش خواهد کرد.
حتی اگر بتوان موقتاً آن را با کمک نیکوتین یا دارو آرام کرد، معمولاً حرف آخر را میزند؛ چون زودتر از ذهن، خودفریبی را تشخیص میدهد؛ مخصوصاً اگر ذهن طوری تربیت شده باشد که فرد را به ازخودبیگانگی گرفتار کند....
#آلیس_میلر
#بدن_هرگز_دروغ_نمیگوید
@lightworkers
هنگامی که فرد به گونهای جدی و با پشتکار با عنصر نرینه یا مادینه خود مبارزه کرد تا با آنها مشتبه نشود،
ناخودآگاه خصیصهی خود را تغییر میدهد و به شکل نمادین جدیدی که نمایانگر «خود» (خویشتن)، یعنی درونیترین هستهی روان، پدیدار میشود.
در خوابهای زن این هسته معمولاً در قالب شخصیت برتر زن مانند راهبه، ساحره، مادر زمین، الههی طبیعت و یا عشق جلوهگر میشود
و در خوابهای مرد در قالب آموزش دهندهی اسرار مذهبی، نگهبان، پیر خردمند، روح طبیعت و ... نمود پیدا میکند....
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
یونگ روزی به شوخی میگفت در خیابان می توان با آدمهایی در همهی مراحل تکامل رو به رو شد :
آدمهای نئاندرتال ،
آدمهای قرون وسطایی ،
آدمهای مدرن ،
خلاصه آدمهایی در هر سطح ممکن و قابل تصور از رشد آگاهی.
اینکه کسی در قرن بیستم زندگی کند ، باعث نمیشود رشد آگاهی او به طور خود به خود به سطح یک فرد متجدد ارتقا یابد...
#موری_اشتاین
@lightworkers
اگر چیزی برای آفریدن ندارید،
خود را باز بیافرینید....
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
دو خط موازی زاییده شدند.
پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ کشید.
آن وقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد. و در همان یک نگاه قلبشان تپید. و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند.
خط اولی گفت: ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی از هیجان لرزید. خط اولی گفت و خانهای داشته باشیم در یک صفحه دنج کاغذ. من روزها کار میکنم. میتوانم بروم خط کنار یک جاده دورافتاده و متروک شوم،یا خط کنار یک گلدان چهارگوش گل سرخ شوم، یا خط کنار یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت. خط اولی گفت: چه شغل شاعرانهای. و حتما زندگی خوشی خواهیم داشت.
در همین لحظه معلم فریاد زد: دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسند. و بچهها تکرار کردند: دو خط موازی هیچوقت به هم نمی رسند.
دو خط موازی لرزیدند. به هم دیگر نگاه کردند. و خط دومی پقی زد زیر گریه. خط اولی گفت: نه، این امکان ندارد. حتما یک راهی پیدا میشود.خط دومی گفت: شنیدی که چه گفتند. هیچ راهی وجود ندارد. ما هیچ وقت به هم نمیرسیم. و دوباره زد زیر گریه.
خط اولی گفت: نباید ناامید شد.ما از این صفحه کاغذ خارج میشویم و دنیا را زیر پا میگذاریم. بالاخره کسی پیدا میشود که مشکل ما را حل کند.
خط دومی آرام گرفت. و آن دو اندوهناک از صفحه کاغذ بیرون خزیدند.از زیر در کلاس گذشتند. و وارد حیاط شدند. و از آن لحظه به بعد سفرهای دو خط موازی شروع شد.
آنها از دشتها گذشتند...
از صحراهای سوزان...
از کوههای بلند...
از درههای عمیق...
از دریاها...
از شهرهای شلوغ...
سالها گذشت. و آنها دانشمندان زیادی را ملاقات کردند.ریاضیدان به آنها گفت: این محال است. هیچ فرمول ریاضی شما را به هم نخواهد رساند. شما همه چیز را خراب می کنید.
فیزیکدان گفت: بگذارید از همین الان ناامیدتان کنم.اگر میشد قوانین طبیعت را نادیده گرفت، دیگر دانشی به نام فیزیک وجود نداشت.
پزشک گفت: از من کاری ساخته نیست، دردتان بیدرمان است.
شیمیدان گفت: شما دو عنصر غیر قابل ترکیب هستید. اگر قرار باشد با یکدیگر ترکیب شوید، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد.
ستارهشناس گفت: شما خودخواهترین موجودات روی زمین هستید. رسیدن شما به هم مساویست با نابودی جهان. دنیا کن فیکون میشود. سیارات از مدار خارج میشوند. کرات با هم تصادف میکنند. نظام دنیا از هم میپاشد. چون شما یک قانون بزرگ را نقض کردهاید.
فیلسوف گفت: متاسفم... جمع نقیضین محال است.
و بالاخره به کودکی رسیدند. کودک فقط سه جمله گفت: شما به هم میرسید. نه در دنیای واقعیات. آن را در دنیای دیگری جستجو کنید.
دو خط موازی او را هم ترک کردند. و باز هم به سفرهایشان ادامه دادند. اما حالا یک چیز داشت در وجودشان شکل میگرفت. « آنها کم کم میل رسیدن به همدیگر را از دست می دادند». خط اولی گفت: این بیمعنی است. خط دومی گفت: چی بیمعنی است؟
خط اولی گفت: این که به هم برسیم. خط دومی گفت: من هم همینطور فکر میکنم. و آنها به راهشان ادامه دادند.
یک روز به یک دشت رسیدند. یک نقاش میان سبزهها ایستاده بود و بر بومش نقاشی می کرد. خط اولی گفت: بیا وارد آن بوم نقاشی شویم و از این آوارگی نجات پیدا کنیم. خط دومی گفت: شاید ما هیچوقت نباید از آن صفحه کاغذ بیرون میآمدیم. خط اولی گفت: در آن بوم نقاشی حتما آرامش خواهیم یافت.
و آن دو وارد دشت شدند.
روی دست نقاش رفتند و بعد روی قلمش.
نقاش فکری کرد و قلمش را حرکت داد.
و آنها دو ریل قطار شدند که از دشتی می گذشت. و آنجا که خورشید سرخ آرام آرام پایین میرفت سر دو خط موازی عاشقانه به هم میرسید...
#نرگس_آبیار
@lightworkers
یک انسان عادی نیازمندِ داشتنِ صبر و بردباری در برابر انسانهای دیگر است لیک انسانی که بهغایت کامل شده است نیازمندِ داشتنِ چیزی به اسم صبر و بردباری نیست، زیرا برای فرزانه مفهوم "دیگری" وجود ندارد... او از فردیت خویش دست شسته است و نیکی خویش را بیهیچ تبعیضی در همهی جهات میگستراند...
هیچ نفرتی، هیچ مقاومتی و هیچ ستیزهجویی و رقابتی در او نیست. او در سادگی، همیشه حضور دارد و همیشه میآموزد.
دوست داشتنها، نفرت ورزیدنها و چشمداشتها، همگی وابستگیاند و وابستگیها، موانعِ رشدِ وجودِ حقیقیمان. پس یک انسانِ بیعیب و نقص به چیزی وابسته نمیماند و با همهکس به شیوهی بیشکل ارتباط میگیرد و به همین دلیل وجودش برای همهچیز نافع است.
او میداند آنچه که شکل دارد با آنچه که بیشکل است برابر است.
آنچه که سرزنده و پرشور است با آنچه که ساکن است و آسوده، برابر است.
این یک حقیقتِ ظریف است و نه یک بدعتِ مذهبی، لیک تنها آنان که بهغایت کامل شدهاند، آن را درخواهند یافت....
#هو_آ_هوچینگ
@lightworkers
شد روز عید نوروز تا تهنیت بگویم
اهل صفا بیایند پیمانهکش بکویم
تحویل سال میگفت شیخی به خادم خویش
سجاده را بینداز تا ذکر حق بگویم
رندی ز وجد میگفت ساقی بده شرابم
تا با شراب گلگون دلق ریا بشویم
گفتا به غمگساری معشوق گلعذاری
در بوستان عرفان بنما نظر به رویم
با غنج و غمزه و ناز میگفت گل به بلبل
بنما نظر ز شادی بر چهره نکویم
در کف گرفت ساقی جام و سبوی باده
گفتا که جرعهای نوش از ساغر و سبویم
درویش خاکساری هو حق علی علی گو
گفتا مصون بمانند رندان ز ذکر هویم
صابر ز شوق و شادی مست شراب وصلت
گفتا نگار آمد از مرحمت به سویم
#صابرکرمانی
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ
ای دگرگون کنندهی قلبها و چشمها
یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ
ای گرداننده و تنظیم کنندهی روزها و شبها
یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ
ای تغییر دهندهی حال انسان و طبیعت
حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
حال ما را به بهترین حال دگرگون فرما...
سال نو مبارک دوستان
@lightworkers
یا رب
صدای پای بهار نزدیک است
قدمش را
برایمان پر برکت ساز....
آمین...آمین....آمین
@lightworkers
مردی بود پسری داشت و آن پسر را دوست داشتی، او را گفتند: این پُسر خود را تا چند دوست داری؟
گفت: از دوستی که او را دارم نخواهم که مرا فرزندی دگر آید که نباید که در محبّت با وی شریک باشد.
استاد بوعلی گفت: اگر آدم را گفت: اِنَّ اللهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً. و خلیل را گفت: وَاتَّخَذ اللهُ ابراهیمَ خَلِیلاً. و موسی را گفت: وَاصْطَنَعْتُکَّ لِنَفْسِی.
این مشتی خاک را گفت: یُحِبُّهُم ویُحِبُّونَهُ اللهُ وَلیُّ الّذِین آمَنُوا وَسَقاهُم ربُّهُم شَرَابَاً طَهوُراً.
"این قرعۀ عاشقی زاوّل تو زدی"
آسمان و زمین و عرش و کرسی و بهشت و دوزخ و لوح و قلم طفیل وجود شمااند.
#روح_الارواح
@lightworkers
