Light Workers🔆
Открыть в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Больше378
Подписчики
-224 часа
+17 дней
+430 день
Архив постов
عشق تو با حجم دلم مناسبتی ندارد.چرا چیز های خوب تغییر می کند.چرا دل من همیشه نگران توست.بی کسی بی پایان است...
#محمد_صالح_علاء
@lightworkers
💟علائم طلاق عاطفی
_در تنهایی آرامش بیشتری دارند تا با همسرشان!
_عدم تمایل به گفتگو!
_ به جای توجه به خواسته های همسر به خواسته های خود، فرزندان و یا بقیه توجه می کنند!
_در قبال اعتراض به بی توجهی و سردی به راحتی مشکل را انکار می کنند!
_ ابراز محبت تا حدودی از زندگی حذف می شود
@lightworkers
#بریده_کتاب
او یک مرد است، یک هنرمند.
باید بفهمد که بزرگترین هدف بشر، درک عشق به صورت کامل است. باید بفهمد که عشق درون دیگران نیست بلکه درون خود ماست. ما آن احساس را بیدار میکنیم ولی برای این که بیدار شود به دیگران نیاز داریم.
دنیا تنها زمانی برای ما معنا دارد که بتوانیم کسی را برای شرکت دادن در هیجاناتمان بیابیم.
یازده دقیقه
#پائولو_کوئیلو
@lightworkers
امروز به احترام زندگی صبور می مانم و رها می کنم رها کردنیها را.
من ایمان دارم آنچه را که باید اتفاق بیافتد در زمان و مکان مناسب خود با زیباترین شکل ممکن به وقوع می پیوندد.
خداوندا سپاسگزارم.
@lightworkers
رنج نباید تو را غمگین کند.
این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند.
رنج قرار است تو را هوشیارتر کند
به اینکه زندگیات نیاز به تغییر دارد.
چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند
رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
رنجت را تحمل نکن، رنجت را درک کن.
این فرصتی است برای بیداری
وقتی آگاه شوی، بیچارگیات تمام میشود.
کارل گوستاو یونگ
@lightworkers
عقده مادر در تحليل رفتار متقابل(TA)
عقده مادر در فرد موجب تنبلى و اهمال كارى مى گردد.
طبق رويكرد TA فرد هميشه نسبت به مادر وابستگى دارد.
مادرِ منفعل ، طردكننده ، پرخاشگر و بيش حمايتگر كه پيام پيش نويسى بزرگ نباش را در كودك شكل مى دهد .
و به اين طريق اهمال كارى مى تواند پيام كودك درونى باشد در مقابل والدش كه با هيچ كارى نكردن دست به پرخاش بزند.
@lightworkers
عاشق شدن یک فعالیت الکتروشیمیایی در مغز است، چیزی شبیه الگوی مصرف موادِ نشئهکنندهای چون کوکائین. در واقع به زبان دستگاهعصبی عاشقشدن ما را به یک فرد متفاوت تبدیل میکند که حس و درکاش از خود و جهان پیرامون دگرگون شده است. پس شاعر فقط با الفاظ بازی نمیکند زمانی که میگوید:
عشق رنگی دارد که پسِ هر رنگ است؛
رنگِ موسیقیِ یک آهنگ است،
رنگِ پرواز پرستویِ وجود است دمی،
رنگ زیبای طلوع،
رنگ گلخندهی او،
او که خواهد آمد.
همانطور که در این واژگان پیدا است شیمی مغز بهنگامِ عاشقی باعث میشود رنگها، نورها و صداها به گونهای دیگر احساس شوند و فرد سراسر امید به زندگی، امیدوار وصال باشد. اما در هیچ رابطهی انسانی این حالات تا ابد دوام نمیآورند و پس از ششماه تا یکسالونیم که آنرا ماه عسل مینامیم سپری میشوند. معمولا افراد تصور میکنند فروکشکردن این عواطف تقصیر یارشان است، زیرا اینک دید آنها کمکم از پس ابرهای فرافکنی بیرون میآید و شروع میکنند به دیدن او همانطور که هست و البته او دیگر به هیچوجه شاعرانه بهنظر نمیرسد، شاهزادهی سوار بر اسب یا پرنسس زرین موی نیست، بلکه صرفا انسان است!
آدمها از اینکه همهچیز در مغزشان در حال رخ دادن است بیخبرند. و حالا فرافکنیهای روشن به فرافکنیهای تاریک تبدیل میشوند و فرشته به دیو تبدیل میشود. شاید آنها تصمیم بگیرند برای تمدید احساس عشق به سراغ فرد دیگری بروند، مثل معتادی که نیاز دارد میزان مصرفش را بیشتر کند تا همچنان اثرات سابق را دریافت کند و یا شاید بخواهد مادهی تازه و قویتری را تجربه کند.
برای کسانی که در اوج مرحلهی عشق و عاشقی (ماه عسل) اتفاقی در رابطهشان میافتد که منجر بهجدایی آنها میشود، تجربهی دردناکِ ترکمواد شکل میگیرد. عصبیت و کلافگی بسیار، اضطرابِ دائمی، عدم توانایی در تمرکز روی اهداف و مسئولیتهای زندگی، بدن درد و بیمیلی نسبت به تحریکات حسی و افکار وسواسی پیرامون شخص از دست رفته. البته این مرحله نیز گذر خواهد کرد و فرد به حالت طبیعی خود باز خواهد گشت. ولی برخی بهخاطر نپذیرفتن این حالتهای ناخوشایند دست به کارهایی میزنند که شخصیتشان را ویران میسازد. برای مثال حاضر میشوند هر گونه توهین و خفتی را قبول کنند تا طرف مقابل آنها را پذیرا شود، درست مثل فرد معتادی که بهدست و پای یک دلال مواد میافتد تا به او چند گرمی برای دود کردن بدهد. اینجاست که مولوی میگوید: «عشقهایی که از پیِ رنگی بود، عشق نبود عاقبت ننگی بود».
اما تجربهی متفاوتی از عشق نیز وجود دارد که وابسته به شخص یا موقعیت ویژهای نیست، درست مثل احساسِ شعف و رضایتی که یک عارف بدون مصرف مواد روانگردان تجربه میکند؛ احساسی از وحدت و یکپارچگی که در همهحال -چه خوش و چه ناخوش- با فرد باقیست. مولوی آن را چنین میداند: «عشق زنده در روان و در بصر،
هر دمی باشد ز غنچه تازهتر»،
یعنی عشق حقیقی باید مدام احیاء شود و آنچه میتوان دائما زنده داشتاش حضور قلبیست.
«عشق آن زندهگزین کو باقیست،
کز شراب جانفزایت ساقیست»؛
در درون هر فردی ارزشهای متعالی انسانی وجود دارند که با زندهنگاهداشتن آنها در نیت و عمل، حالتی از جانافزایی و رضایتِ باطنی که ناوابسته به اُبژه است در زندگی تجربه میشود. مطالعات عصبی-شناختی نشان میدهند که نه تنها شیمی مغز که ساختار مغز افرادی که در بلند مدت تمریناتِ مایندفولنس انجام میدهند تغییر پیدا میکند و این درست نقطهی مقابل عشقیست که از پس رنگی میآید، آری نوع باثباتِ عشق نیز وجود دارد: شادمانیِ اصیل و دورنی.
اگر به زبانِ اسطورهای سخن بگوییم آفرودیت و هستیا هر دو ایزدبانوانی هستند که با آتش سروکار دارند. آفرودیت که خدابانوی زیبایی است مسئولِ آتش بهپا کردن است! اروس، ایزدِ عشق که با تیرهای او آدمها عاشق و فارغ میشوند پسرِ آفرودیته و در فرمان اوست. آتشِ عشقِ آفرودیت شورانگیز و برونگراست در صورتی که هستیا، خدابانوی معابد نماد آتشِ درونگرایانهایست که در میانِ معبد استقرار یافته و به تمامی در دایرهی حضور مهار شده است. آفرودیت وقتیست که عشق تو را در برگرفته است و هستیا زمانی که تو عشق را در برگرفتهای. در اولی از لحاظ عاطفی منفعل هستی و با آمدوشد عشق، با اصابتِ تیرهای طلایی و سُربی اِروس به قلبت پُر و خالی، امیدوار و ناامید میشوی و در دومی آتش را با مراقبه در قلبات حفظ میکنی و آنرا چراغ راهت قرار میدهی....
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
#بریده_کتاب
مرد آبی ناگهان گفت: «در بهشت پنج نفر را ملاقات میکنی. هر کدام از ما بنا به دلیلی در زندگی تو بودهایم. شاید آن موقع علتش را نفهمیده باشی، و بهشت برای همین است. برای درک زندگیات روی زمین.»
ادی مات و مبهوت نگاه کرد.
«مردم، بهشت را مثل باغ فردوس تصور میکنند. جایی که در آن میتوانند بر ابرها شناور شوند و در رودخانهها و کوهها وقتشان را به بطالت بگذرانند. ولی این صحنهپردازیها بدون تسلی خاطر، بیمعنی است.
بزرگترین هدیهای که خدا میتواند به تو بدهد این است: درک آنچه در زندگیات گذشته. تا زندگیات برایت توجیه شود. این همان آرامشی است که دنبالش بودی.»
#میچ_البوم
پنج نفری که در بهشت ملاقات میکنید
@lightworkers
و مولانا یكی از اصحاب را غمناک دید فرمود: همه دلتنگی از دل نهادگی بر این عالم است. هر دمی كه آزاد باشی از این جهان و خود را غریب دانی، و در هر رنگ كه بنگری و هر مزه ای كه بچشی دانی كه به آن نمانی و جای دیگر روی، هیچ دلتنگ نباشی.
#نفحات_الانس
#شیخ_عبدالرحمن_جامی
@lightworkers
بخش دوم
و اول كسی كه نماز شام كرد عیسی مطهر بود شخص پاك سرشت پاك طینت پاك فطرت كه بیپدر در وجود آمد، و در شكم مادر توریة و انجیل برخواند، و در گهواره سخن گفت. عجب آمد قویمرا از اهل ضلالت، گفتند : فرزند بیپدر متصور نیست، حدوث ولد و وجود نسب بیدواب متفرق جایز نیست. گفتند آنچه گفتند، و رفتند در راه ضلالت چنانك رفتند. و ثالث ثلاثة رقم كشیدند، جبرئیل امد كه یا عیسی قوم تو چنین گفتند، زمین میلرزد از گفت ایشان، خالق زمین و آسمان پاكست از گفت ایشان، آن ساعة وقت نماز شام بود. عیسی برخاست و بخادمت شتافت، و از الله عفو و رحمت خواست، سه ركعت نماز كرد : ــ بیك ركعت دعوی ربوبیت از خود دفع كرد، كه توئی خداوند بزرگوار، منم بنده با جرم بسیار، دیگر ركعت نفی الوهیت بود از مادر، كه توئی خدای جبار و مادرم ترا پرستار، سوم ركعت اقرار بود بوحدانیت كردگار، یگانه یكتای نامدار. و اول كسی كه نماز خفتن كرد چهار ركعت موسی كلیم بود، نواخته خالق بیعیب، مخصوص تحفه غیب. مزدور شعیب ، چون اجلش با شعیب بسرآمد وز مدین بدرآمد، قصد مسكن و اندیشه وطن خویش كرد. چون منزل چند برفت شبی آمد ویرا در پیش ــ شبی كه دامن ظلمت در آفاق كشیده، و بادی عاصف برخاسته، و باران و رعد و برق درهم پیوسته، گرگ در گله افتاده و عیالش را درد زه خاسته، همه عالم از بهر وی بخروش آمده، دریا بجوش آمده، در آن شب همه آتشها در سنگ بمانده، و در همه عالم یك چراغ برافروخته، موسی در آن حال فرومانده، گه میخیزد و گه مینشیند، گه میخزد و گه میآرمد، و گه میگریزد، گه مقبوض و گه مبسوط، گه سر برزانو نهاده، گه روی برخاك بزاری، همی گوید :
بهر كوئی مرا تا كی دوانی؟
زهر زهری مرا تا كی چشانی؟
آری! در شب افروز را نهنگ جان ربای در پیش نهادند، و كعبه وصل را بادیه مردم خوار منزل ساختند، تا بیرنج كسی گنج ندید، و بیغصه محنت كسی بروز دولت نرسید. آخر نظری كرد بجانب طور ، و بدین آن شعاع نور، و بشنید ندای خدای غفور، كه « انی انا الله » موسی را چهار غم بود : غم عیال و فرزند و برادر و دشمن، فرمان آمد ــ كه یا موسی غم مخور و اندوه مبر، كه رهاننده از غمان و بازبرنده اندهان منم، موسی برخاست اندر آن ساعت و چهار ركعت نماز كرد، شكر آن چهار نعمت را. اشارتست به بنده مؤمن كه چون این چهار ركعت نماز بگزارد بشرط وفا و صدق و صفا، شغل عیال و فرزند وی كفایت كند، و بردشمن ظفر دهد و از غم و اندوهان برهاند.
بخش دوم (بخش پایانی)
#کشف_الاسرار_وعدة_لابرار
#پیر_طریقت
#خواجه_عبدالله_انصاری
@lightworkers
گفتهاند ــ اول كسی كه نماز بامداد كرد آدم (ع) بود. آن خواجه خاكی، آن بدیع قدرت و صنیع فطرت و نسیج ارادت، چون از آسمان بزﻤﻴن آمد بآخر روز بود تا روشناﻴﻲ روز ﻤﻴدﻴد، لختی آرام داشت، چون آفتاب نهان شد دل آدم معدن اندهان شد.
شب آمد چو من سو گوار به غم
بجامه سیاه و بچهره دژم
آدم هرگز شب ندیده و مقاساة تاریكی و اندوه نكشیده بود، ناگاه آن ظلمت دید كه بهمه عالم برسید، و خود غریب و رنجور و از جفت خود مهجور، در آن تاریكی گه آه كردی، گه روی فراماه كردی، گه قصد مناجات درگاه كردی.
ذكر تو مرا مونس یارست بشب
وز ذكر توام هیچ نیاساید لب
اصل همه غریبان آدم بود، پیشین همه غمخواران آدم ، نخستین همه گریندگان آدم بود، بنیاد دوستی در عالم آدم نهاد، آئین بیداری شب آدم نهاد، نوحه كردن از درد هجران و زاریدن به نیم شبان سنتی است كه آدم نهاد، اندران شب گه نوحه كردی بزاری، گه بنالیدی از خواری، گه فریاد كردی، گه بزاری دوست را یاد كردی.
همه شب مردمان در خواب من بیدار چون باشم
غنوده هر كسی با یار من بییار چون باشم
آخر چون نسیم سحر عاشقوار نفس برزد و لشكر صبح كمین بر گشاد، و بانگ بر ظلمت شب زد، جبرئیل آمد ببشارت كه یا آدم صبح آمد و صلح آمد، نور آمد و سرور آمد، روشنائی آمد و آشنائی آمد، بر خیز ای آدم ، و اندرین حال دو ركعت نماز
كن، یكی شكر گذشتن شب هجرت و فرقت را، یكی شكر دمیدن صبح دولت و وصلت را. زبان حال میگوید.
وصل آمد و از بیم جدائی رستیم
با دلبر خود بكام دل بنشستیم
و اول كسی كه نماز پیشین كرد ابراهیم خلیل بود صلع، آنگه كه او را ذبح فرزند فرمودند، و در آن خواب او را نمودند، ابراهیم خلیل خود را فرمانبردار كرده جان فرزند عزیز خود بحكم فرمان نثار كرده، و ملك العرش بفضل خود ندا كرده، و اسمعیل را فدا كرده، آن ساعة آفتاب از زوال در گذشته بود مراد خلیل تحقیق شد و خوابش تصدیق شد. خلیل در نگرست چهار حال دید در هر حال رفعتی و خلعتی یافتی. خلیل خلیل شكر را میان به بست و بخدمت حضرت پیوست. این چهار ركعت نماز بگزارد شكر آن چهار خلعت را، یكی شكر توفیق، دیگر شكر تصدیق، سدیگر شكر ندا، چهارم شكر فدا. اول كسی كه نماز دیگر گزارد چهار ركعت یونس پیغامبر بود صلع : ــ آن بنده نیك پسندیده در شكم ماهی و آن ماهی در شكم آن دیگر ماهی، در قعر آن دریای عمیق بفریاد آمداه كه ــ لاالهالا انت سبحانك انی كنت منالظالمین.
اینجا نكته شنو : ــ یونس در شكم ماهی بزندان و مؤمن در شكم زمین، در آن لحد بزندان، مبارك باد آن مضجع، خوش باد آن مرقد، مصطفی میگوید « القبر روضة من ریاضالجنة » هر چند كه زندانست اما مؤمن را چون بستانست، و در آن بسی روح و ریحان است. یونس در شكم ماهی در آن تاریكی و سیاهی، مؤمن در شكم زمین با نسیم انس و نورالهی، یونس را جگر ماهی آینه گشته تا بصفاء آن حیوانات دریا و عجائب صورایشان میدید، مؤمن را دری از بهشت بر لحد وی گشاده تا بنور آلهی حوراء و عینا و طوبی و زلفی بود. یونس را فرج آمد، و از فضل آلهی ویرا مدد آمد، از آن زندان بصحراء جهان آمد. آن ساعت وقت نماز دیگر آمد، یونس خود را دید از چهار تاریكی رسته، تاریكی زلت، تاریكی شب، تاریكی آب، تاریكی شكم ماهی، شكر گذاشتن این چهار تاریكی را چهار ركعت نماز كرد. اشارت است به بنده مؤمن كه چهار ظلمت در پیش دارد : ظلمت معصیت، ظلمت لحد، ظلمت قیامت، ظلمت دوزخ، چون این چهار ركعت نماز بگزارد بهر ركعتی از یك ظلمت برهد.
بخش اول
#کشف_الاسرار_وعدة_لابرار
#پیر_طریقت
#خواجه_عبدالله_انصاری
@lightworkers
غلبه بر مشکلات منجر به شجاعت، احترام به خود و شناخت خود می شود.
#آلفرد_آدلر
@lightworkers
#بریده_کتاب
دیگر نمیگویم که «ما، تا زندهایم خسته نخواهیم شد، بَل میگویم: ما هرگز خسته نخواهیم ماند.»
انسان، در این راه دراز -با این کولهبار سنگین- حق است که گهگاه، در اعصاب و عضلات خود احساس کوفتگی کند.
عیبی نیست.
مهم این است که بتواند جایی برای نشستن، سفره گستردن، سر بر بالش محبت نهادن، به تحلیل علل درد و خستگی پرداختن انتخاب کند، و بعد، زندهتر از پیش، تازه نفس، سرشار، حرکت کند.
عظمت، در یکنواختیِ حرکت نیست، در تداوم حرکت است، در باقی ماندن میل به حرکت، در ایمان به حرکت، و بازگشتِ به حرکت.
#نادر_ابراهیمی
یک عاشقانه ی آرام
@lightworkers
جنید گفت :روزی از خدا سوالی داشتم
ندا آمد :کسی که از جام وصل شربتی چشیده باشد و از خلق و نفس رسته باشد , چیزی بر زبان نیارد .
چون او را با خواستن چه کار؟
همه مقام رضا است و توکل.
لیک آن کس که بدین مقام نرسیده باشد دست به دعا بر دارد و رستگاری بخواهد که سوال و خواسته او مباح و در حق وی عین عبادت است.
#خواجه_عبدالله_انصاری
@lightworkers
تغییر کنید تا اطرافیان شما هم افراد دیگری شوند!
افرادی که در اطراف ما هستند به صورت اتفاقی در کنار ما قرار نگرفتهاند بلکه به دلیل تشابه یا نقطه اشتراک خاصی جذب ما شدهاند.
بنابراين قبل اینکه در جستجوی تغییر در دیگران باشید باید به فکر تغییر خودتان باشید!
رفتار دیگران با ما قبل اینکه به دیگران بستگی داشته باشد به نگاه خودمان به خود بستگی دارد!
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
یک روز
تاک بودم و مست
یک روز
بید بودم و مجنون
اما این بار خواهش میکنم
مرا قاصدک بیافرین!
آدم ها
خیلی وقت است
که به خبر های خوب محتاجند.
#حسین_متولیان
@lightworkers
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
