ru
Feedback
احسان رعیت

احسان رعیت

Открыть в Telegram

ادبیات، سینما، موسیقی

Больше
692
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 день
Архив постов
photo content

5.58 KB

حالم بده رفیق، واسه مردی که... نیستم حالم بده رفیق، واسه آینده‌ای که نیست می‌خواستم که گپ بزنم با یکی ولی هی زل زدم به جای شنونده‌ای که نیست... حالم بده شبیه یه مادر که بچه‌شُ تو یه کفن می‌ذاره و داماد می‌کنه حالم بده شبیه یه بچه که مادرش هر شب یه شهرُ با تنش آباد می‌کنه ... #احسان_رعیت دکلمه‌ی متن کامل ترانه👇👇👇👇 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

رویای ممنوعه با صدای سمیرا بازگیر موسیقیِ بهروز پایگان و ترانه‌ی احسان رعیت 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

تو شبیه نسیمی تو موهام مثل یه اتفاق ممنوعه هیجان شنیدن آزیر رد شدن از چراغ ممنوعه تو مث طعم اولین رژ لب توی دلشوره‌ی بلوغ منی مث شعرای یه زن عاصی مردی اما مث فروغ منی تو شبیه گل سرخی تو خشاب یه مسلسل من ُ با چنتا بوسه کشتی بکش دوباره، ببوس از اول تو جهانی که همیشه عشقُ کشته عاشقم باش جهانی که تو اون جواب هر بوسه مشته... عاشقم باش رویای منی تو شب ِ بی فردا یه ساحل ِ امن، وسط ِ برمودا من تو قفسم حتی اونور ِ پنجره تو راه ِ فراری توی این محاصره عشق ممنوعه ت ُ نمیشه نخواست مثل سیگاری واسه زندانی بکر بکری مث لباس عروس تن یه دختر دبستانی واسه من که جهان یه سلوله پره از لحظه های غیرمجاز عشق تو یه دریچه رو قفسه مث حس فرار از « آلکاتراز » تو شبیه گل سرخی تو خشاب یه مسلسل من ُ با چنتا بوسه کشتی بکش دوباره ببوس از اول ... #احسان_رعیت #رویای_ممنوعه با موسیقی بهروز جان ِ پایگان ♥️ و صدای دوست خوبم، سمیرا بازگیر ترجیع‌بند را بر روی ملودی نوشته‌‌ام ضمن اینکه سطرهایی از ترانه در اجرا و به نفع موسیقی تغییر کرده اما نسخه‌‌ای که این‌جا قرار داده‌ام، نسخه‌ی منتشر شده در کتاب ( #میز_کناری ) ست #میز_کناری #نشرنیماژ 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

چمدونت تموم زندگیمه دلم لای لباسات گیر کرده همین چند ثانیه واسم یه عمره خدا رُ شکر تاکسی دیر کرده درارُ بستم اما چاره‌ای نیست تو هرجوری شده از خونه میری محاله با بلیط توی ِ دستت بخوای تصمیم دیگه‌ای بگیری تو تنها دلخوشی ِ زندگیمی بدون ِ تو برام آینده هیچه پاشو چرخی بزن توی اتاقا بذار عطرت توی خونه بپیچه رفتنت پایان نیست ولی فصل ِ آخره خونه‌ی بی تو فقط چندتا دیوار و دره لحظه‌ی رفتن تو نه به خاک افتادن ولی حس اولین ضربه‌های تبره بذار تا می‌شه چشمات ُ ببینم که دیگه دیدنت خیلی بعیده شنیدم عادت جاده همینه کسی ُ که بگیره پس نمی‌ده چرا دائم به ساعت خیره می‌شی کنارم بودن انقدرا که بد نیست باید اشک ِ تو چشمام ُ ببخشی چشای من دروغ گفتن بلد نیست تو دنیای منی و داری می‌ری می‌خوای ترکم کنی واسه همیشه فقط می‌خوام ببینم که چه‌جوری آخه دنیا تو تاکسی... جا نمی‌شه رفتنت پایان نیست ولی فصل ِ آخره خونه‌ی بی تو فقط چندتا دیوار و دره لحظه‌ی رفتن تو نه به خاک افتادن ولی حس اولین ضربه‌های تبره #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ لینک اجرای ترانه، با صدای پانیذ شهرستانی عزیز و موسیقی حمیدرضا شجاعی نازنین ❤️ : لینک دانلود: http://bit.do/Paniz_Taxi 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

تو با حرفات متفاوت بودی ولی از دور نمی‌شد فهمید گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطه‌ر ُ باید از بدو ِ تولد فهمید گاهی آدمی که دوسش داری شکل ِ اون حرفایی که می‌زد نیست وقتی نزدیک شدم فهمیدم دوری انقدرا که می‌گن بد نیست... عشق ُ باخته بودم و دل ِ تو خواست من ُ باز وارد ِ این گود کنه تو نشون دادی چه حسی داره که سرطان ِ یک نفر عود کنه ... تو نشون دادی که حس آدما همیشه چیزایی که می‌گن نیست رابطه‌م با تو بهم ثابت کرد هرکسی لایق دوس داشتن نیست... باید احساسم ُ پنهون کنم و بی‌خودی علاقه‌م ُ بسط ندم دست بذارم روی هرکس که می‌خوام ولی تنهاییم ُ از دست ندم... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

1) دموکراسی این نیست که مرد نظرش را درباره‌ی سیاست بگوید و کسی هم به او اعتراض نکند. دموکراسی این است که زن نظرش را درباره‌ی عشق بگوید و کسی هم او را نکشد! 2) خوب می‌دانم که من اولین زن زندگی توام اما شیطانی که هر روز صبح با ما قهوه می‌نوشد همواره مرا تشویق می‌کند تا از تو بپرسم «دومی چه کسی‌ست؟!» دو شعر از سعادالصباح شاعر زن کویتی از کتاب: در آغاز زن بود ترجمه وحید امیری 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

یه بارم شده حرفم ُ گوش کن من ِ لعنتی‌ُ فراموش کن! کنارم کسی خوب و خوشبخت نیست برو! رفتن انقدرائم سخت نیست باید هرچی جا مونده از من؛ یه بار- برای همیشه بذاری کنار خرابم... شکسته‌م... مریضم... بدم تا این‌جای راهم به زور اومدم مث مرده‌هام پشت میدون ِ مین من ُ از رو دوشت بذارم زمین به فکر خودت باش از این‌جا برو برام سخته تنهایی اما... برو کسی نیس بپرسه: چرا زود رفت؟! که قبل از توام هــرکسی بود، رفت... #احسان_رعیت خودم خیلی رنج کشیده‌ام و ترجیح می‌دهم تو «امروز خیلی» رنج بکشی تا این‌که همه‌ی عمرت، «همیشه کمی» رنج بکشی... من او را دوست داشتم آنا گاوالدا ترجمه‌ی الهام دارچینیان نشر قطره 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

فردا، شانزده مهر ساعت شانزده به بهانه‌ی #میز_کناری در نمایش‌گاه کتاب رشت در غرفه‌ی #نشرنیماژ خواهم بود. به امید دیدار دوستان
فردا، شانزده مهر ساعت شانزده به بهانه‌ی #میز_کناری در نمایش‌گاه کتاب رشت در غرفه‌ی #نشرنیماژ خواهم بود. به امید دیدار دوستان نازنینم در رشت ِ دوست‌داشتنی...❤️❤️ @ehsanrayat

مردی که با لباس جنگی رفت با یه ترکش تو استخون برگشت با یه تخت و یه ماسک ِ اکسیژن با یه مُشـ[ت] یادگاری از «#سردشت» با غم و درد های «اردوگاه» با یه دست بریده با ساطور پدری که خلاصه شد توی بیست درصد قبولی ِ #کنکور مردی که دیدنش رو سفره‌ی عید حسرت ِ مادر مریضش بود هــــــشــــت سال ُ واسه کسی جنگید که حواسش فـــــقـــــط به میزش بود مردی که تیکه‌های #خمپاره هنوزم توی کاسه‌ی سرشه موج خمپاره‌ای که اون ُ گرفت بیشتر از موج ِ موی دخترشه به سرش می‌زنه یه وقتا و خودش ُ تو نبرد می‌بینه تخت چوبی‌شُ مثل یه #سنگر پنکه‌رُ #بالگرد می‌بینه ویلچرش مثل #تانک شخصی‌شه خودنویسش شبیه ِ آر.پی.جی اگه معنای زندگی اینه ؛ پس بگو دیگه #مرگ یعنی چی ؟ #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ #جنگ‌، کشتارگاه کسانی‌ست که یک‌دیگر را نمی‌شناسند و به نفع کسانی‌ست که یک‌دیگر را می‌شناسند اما نمی‌کشند... #کریستین_بوبن 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

بشینی و به صدای صداش فکر کنی «به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی به اون که کشتی و مُردی براش فکر کنی به این‌که عشق تو از ماه ماه
بشینی و به صدای صداش فکر کنی «به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی به اون که کشتی و مُردی براش فکر کنی به این‌که عشق تو از ماه ماه‌تر بوده جدا شدن واسه اون... لطف مینا جان امینی🌹 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

از تو مرا امید ِ شفا نیست شاید امام‌زاده‌ی بعدی من زنده‌ام که دوست بدارم لطفا حرام‌زاده‌ی بعدی... #طاهره_خنیا خدا وقتی عشق را آفرید هوای خیلی‌ها را نداشت... #چارلز_بوکوفسکی ترجمه سینا کمال‌آبادی 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

نفسای عمیق ِ من یعنی بغض داره گلوم ُ می‌بوسه من فقط آه ه ه ه می‌کشم وقتی یه نفر آرزوم ُ می‌بوسه تو همه آرزوی من هستی آرزوی مــــحــــــــــــال یعنی تو تــــوی تقویم ِ غم‌گرفته‌ی من بــــهــــتـــرین روز سال یعنی تو ... #احسان_رعیت آدم چیست؟! آه و دم... آه از دمی که این همه ساعت طول می‌کشد... #شمس_لنگرودی 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

ترانه‌ای از روزهای دور که بر روی ملودی ِ ساده‌ای از یکی از دوستان نوشته‌ بودم. البته هرگز مجال اجرا نیافت... من ُ از خاطره‌هایی که ازت مونده نترسون که دلم شکسته مثل، قوزک پای #فریدون ... از نبودنت تو خونه دیگه وحشتی ندارم تو با هرکسی که باشی من شکایتی ندارم! ابر جمعه‌های #فرهاد آسمونم ُ گرفته جای خالیت حتی مغز استخونم ُ گرفته انگار هیچی جز سکوتت پشت بوق تلفن نیست انگار هیچی غیر اسمت تو صدای #جان_لنون نیست بعد تو حتی چشامم عکسم ُ تو آینه نشناخت پریای #شاملو رُ حال من به گریه انداخت! قد آهنگای دنیا من ازت خاطره دارم تو تمام من ُ اما من فقط... خاطره دارم... #احسان_رعیت

تصویر، لطفی‌ست از فرشاد پارسای گرامی
تصویر، لطفی‌ست از فرشاد پارسای گرامی

برای عزیزانی که پست مربوط در اینستاگرام را ندیده‌اند... بعد از پایان چاپ اول مجموعه‌ ترانه‌ها و شعرهای محاوره‌ام در نمایش‌گاه کتاب ِ تهران، هفته‌ی گذشته چاپ دوم #میز_کناری توسط #نشرنیماژ منتشر شده و به زودی وارد بازار کتاب خواهد شد. از تمامی ِ دوستانی که در این مدت با معرفی کتاب، از آن حمایت کرده‌اند بی‌اندازه سپاسگزارم. در این سال‌های کوتاه ِ نوشتن، هدفی جز به زبان آوردن آن‌چه که در دلم می‌گذرد نداشته‌ام. تنها شادی‌ام، نه انتشار یا به چاپ‌های متعدد رسیدن ِ کتاب، بلکه یافتن دوستانی‌ست که جهانی مشابه جهان کوچک و خاکستری خودم دارند. چون *«لذتی بالاتر از این نیست که کسانی را بیابیم که جهان را مانند ما می‌بینند. این‌گونه می‌فهمیم که دیوانه نبوده‌ایم!» اگرچه به دلیل عدم تمایلم به حضور در نشست‌‌ها و جمع‌های ادبی که میل و تصمیمی شخصی‌ست، اکثر قریب به اتفاق دوستانم را تا به امروز ندیده‌ام، اما هم‌چنان ترجیح می‌دم این دوستی‌ها، دور اما نزدیک باقی بماند... به گمانم فضای مجازی بهانه‌ی خوبی‌ست برای دوستی‌های تازه‌تر. که ادبیات و زبان جز برای نزدیکی ِ انسان‌ها به چه کار می‌آیند؟ اگر سوالی پیرامون نحوه‌ی تهیه‌ی کتاب دارید، و یا پیشنهاد یا انتقادی در مورد آن، اینجا در خدمتم: @Ehsan_rayat امیدوارم خواندن ِ آن‌‌چه که در این بیست و چند سال از سر گذرانده‌ام، مکدرتان نکرده باشد... ارادتمند ❤️ احسان رعیت *وامی‌ست از کریستین بوبن

وقتی به تو خیانت می‌کنند انگار بازوهایت را قطع کرده‌اند می‌توانی آنها را ببخشی اما نمی‌توانی در آغوش‌شان بگیری... #تولستوی چه‌جوری باید بگذرم از تو و به زندون تنهایی عادت کنم؟! خودت بی‌وفایی‌رُ یادم بده بگو من چه‌جوری خیانت کنم...؟! #احسان_رعیت 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

-چرا گوشیت خاموشه؟ -چرا روشن باشه؟ تو که نمی‌خوای باهام حرف بزنی. -روشن کن کارِت دارم. پنج سالته؟! -نه. عاشقم... بشینی و به صدای صداش فکر کنی «به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی به هق‌هق‌ش دم ِ رفتن، به گریه‌های خودت به اون‌که کشتی و مردی براش فکر کنی فرو بری تو خودت یاد ِ خاطرات کنی با بغض و گریه تموم ِ شب ُ بساط کنی صدای مادرت از پشت ِ در بیاد و یهو مچاله شی تو پتو باز احتیاط کنی ستاره‌ی شبت از شب سیاه‌تر باشه و عشق ِ ماه ِ تو از ماه، ماه‌تر باشه کسی نبینه، ندونه، نفهمه، آخه چرا؟ [گذاشتی بره تا روبراه‌تر باشه] گذاشتی بره تا زندگیش خراب نشه نخواد بفهمه حقیقت چیه، مجاب نشه دعا کنی واسه روزای شاد ِ خوشبختیش ولی دعات برای تو مستجاب نشه بشینی و به صدای صداش فکر کنی «به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی به اون‌که کشتی و مردی براش فکر کنی به این‌که عشق ِ تو از ماه ماه‌تر بوده جدا شدن واسه اون به صلاح‌تر بوده با یکّی دیگه دیدیش، روبراه‌تر بوده ... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ 🎼 📽 📚 @ehsanrayat

تو هیچ نقطه ضعفی نداشتی من داشتم من، عاشق بودم ... #برتولت_برشت 📚 📽 🎼 @ehsanrayat