fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

احسان رعیت

احسان رعیت

رفتن به کانال در Telegram

آبی تیره @ehsan_rayat

نمایش بیشتر
1 013
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
چندتا کمپ ِ نظامی تو سرمه همه جا سوت و جیغ ِ آژیره پینوشه شب به شب میاد و من‌و می‌کشه، دفن می‌کنه، می‌ره تو چشام سیل ِ آب-سنگینه تو گلوم انفجار بمب ِ اتم گردن ِ بغض من شکسته، مث دست ِ ویکتور خارا تو استادیوم حال ِ اون آدمی‌‌و دارم که از روی تخت‌خواب افتاده چگوارایی که درون منه فکر یه انقلاب افتاده هر رگم یه چریکه توی تنم سر من شیلیه دلم کوباست مرگ من دیدنی تره وقتی زندگی سیرک احمقانه‌ی ماست ما که تو خون و گریه خوابیدیم توی تابوت‌مون بلند شدیم همه‌مون شکل بره‌ای بودیم که به قصاب علاقه‌مند شدیم خواب آزادی دیدیم اما فقط گره‌های طناب‌و شل کردن رادیو، روزنامه، تلویزیون ما رُ هر روز کنترل کردن یه عروسک رو صحنه‌ها بودیم سر ِ نخ دست کارگردان بود تنها دیدارمون با آزادی راهرویی بین ِ دو تا زندان بود... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ دکلمه‌ی ترانه با موسیقی alberto iglesias از آلبوم ِ exodus gods and kings 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 📚 🎼 📽 @ehsanrayat

هیچ‌کس باکره از دنیا نمی‌ره، زندگی ترتیب همه‌مون‌و می‌ده... #کرت_کوبین دردمون تو ترانه جا نمی‌شه وصف این حال و روز ممکن نیست گفته بودی «یه روز خوب که بیاد ...» اما انگار هنوز ممکن نیست گفتم این تازه دود آتیشه روزای بدتری شرو می‌شه گفتی «دیگه چی مونده بدتر از این؟ قوز ِ بالای قوز ممکن نیست» خم شدیم زیر ِ سقف دنیا و قوز بالای قوزمون رو شد خم شدیم زیر سقف دنیا و شاه‌راه نفوذمون رو شد مثل یه سگ دوندگی کردیم مثل گوسفند زندگی کردیم صورت و سیلی‌و یکی کردیم آخرش حال و روزمون رو شد بگو این قصه کی تموم می‌شه چن شب ِ دیگه مونده از کابوس ؟ بسه هر چی به ما تجاوز شد توی این روزگار بی‌ناموس کاش می‌شد از حالا بخوابیم تا اولین روز ِ دومین دنیا کاش می‌شد منقرض بشیم حتی مثل پولای عصر دقیانوس پیرهن ِ پاره چون تن ِ ما بود هر گناهی به گردن ِ ما بود گله‌ی گرگ یا برادرها حتی یعقوب دشمن ما بود اگه روزی بخوایم عزیز بشیم واسه گرگا باید لذیذ بشیم زندگی کردیم و نفهمیدیم زندگی فکر کردن ما بود... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ 🎼 📽 📚 @ehsanrayat

مردی که با لباس جنگی رفت با یه ترکش تو استخون برگشت با یه تخت و یه ماسک ِ اکسیژن با یه مُشـ[ت] یادگاری از «سردشت» با غم و دردهای «اردوگاه» با یه دست بریده با ساطور پدری که خلاصه شد توی بیست درصد قبولی ِ کنکور مردی که دیدنش رو سفره‌ی عید حسرت ِ مادر مریضش بود هــــــشــــت سال‌و واسه کسی جنگید که حواسش فـــــقـــــط به میزش بود مردی که تیکه‌های خمپاره هنوزم توی کاسه‌ی سرشه موج خمپاره‌ای که اون‌و گرفت بیشتر از موج ِ موی دخترشه به سرش می‌زنه یه وقتا و خودش‌و تو نبرد می‌بینه تخت چوبی‌شو مثل یه سنگر پنکه‌رُ بالگرد می‌بینه ویلچرش مثل تانک شخصی‌شه خودنویسش شبیه ِ آر.پی.جی اگه معنای زندگی اینه ؛ پس بگو دیگه مرگ یعنی چی ؟ #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ جنگ‌، کشتارگاه کسانی‌ست که یک‌دیگر را نمی‌شناسند و به نفع کسانی‌ست که یک‌دیگر را می‌شناسند اما نمی‌کشند... #کریستین_بوبن 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

... من درای اتاق‌و می‌بندم تو با لبخند وا کن اخمات‌و گره روسریت به عهده‌ی من دکمه‌های لباس من با تو... وقتی سُر می‌خورم رو گردنه‌هات عینهو بچه‌های شیطونم کمکم کن! که من هنوز فرق ِ قله و دره‌رُ نمی‌دونم! کمکم کن دلم تو رویا و حسرت ِ بوسه سر به نیس نشه بهتره شعرم‌و ادامه ندم تا تنورت دوباره خیس نشه... #احسان_رعیت 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

پیش خودت شاید فک کنی دیوونه‌م ولی یه روز خوب میـــــاد این‌و می دونم... اگه نبودم می‌خوام یه قول بدی بهم که هر سربازی دیدی گل بدی بهش... آقای #هیچکس 🎼 📽 📚 @ehsanrayat

من هوارم را سر خواهم داد چاره‌ی درد مرا باید این داد کند از شما خفته‌ی چند چه کسی می‌آید با من فریاد کند؟ 🎼 📽 📚 @ehsanrayat

مشت می‌کوبم بر در پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها من دچار خفقانم #خفقان من به تنگ آمده‌ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم... فریدون مشیری حسین علیزاده محمدرضا شجریان 🎼 📽 📚 @ehsanrayat

-چرا گوشیت خاموشه؟ -چرا روشن باشه؟ تو که نمی‌خوای باهام حرف بزنی. -روشن کن کارت دارم. پنج سالته؟ -نه، عاشقم... بشینی و به صدای صداش فکر کنی «به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی به هق‌هق‌ش دم ِ رفتن، به گریه‌های خودت به اون‌که کشتی و مردی براش فکر کنی فرو بری تو خودت یاد ِ خاطرات کنی با بغض و گریه تموم ِ شب‌و بساط کنی صدای مادرت از پشت ِ در بیاد و یهو مچاله شی تو پتو باز احتیاط کنی ستاره‌ی شبت از شب سیاه‌تر باشه و عشق ِ ماه ِ تو از ماه، ماه‌تر باشه کسی نبینه، ندونه، نفهمه، آخه چرا؟ [گذاشتی بره تا روبراه‌تر باشه] گذاشتی بره تا زندگیش خراب نشه نخواد بفهمه حقیقت چیه، مجاب نشه دعا کنی واسه روزای شاد ِ خوشبختیش ولی دعات برای تو مستجاب نشه بشینی و به صدای صداش فکر کنی «به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی به اون‌که کشتی و مردی براش فکر کنی به این‌که عشق ِ تو از ماه ماه‌تر بوده جدا شدن واسه اون به صلاح‌تر بوده با یکّی دیگه دیدیش، روبراه‌تر بوده... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ فایل دکلمه‌ ریپلای شده...👆👆👆 🎼 📽 📚 @ehsanrayat

4.00 KB

یک عمر تنها زندگی کردم یک روز تو تنهایی می‌میرم حسم بهم می‌گه همون شب که تو عازم این‌جایی می‌میرم حسم بهم می‌گه همون شب که تصمیم می‌گیری بیای خونه دکتر به همراهای من می‌گه این تا سحر زنده نمی‌مونه... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ دکلمه‌ی ترانه با موسیقی هومن راد 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

حس می‌کنم عمرم به دنیا نیست اون رفته و روح ِ من این‌جا نیست گفته بهم تنهاست اما... نیست! هرکی یه سایه با خودش داره من شک ندارم با یکی دیگه... از من گذشته تا یکی دیگه... عشق ِ منه اما یکی دیگه... بغضم نمی‌ذاره بگم چی شد... عطر ِ غریب ِ تو شب ِ موهاش... چلچله‌های طاق ِ ابروهاش... چشماش... اون دو تا پرستوهاش... کوچیدن از من... بر نمی‌گردن... عین ِ خوره افتاده به جونم این‌که من عشق چندم اونم؟ با این‌که می‌دونم... نمی‌دونم این گله‌رُ تا چند بشمارم؟ موهاش انگشتام‌و دزدیده سایه‌ش دو تا پاهام‌و دزدیده با بوسه‌هاش، صدام‌و دزدیده بغضم بذاره حرف‌ها دارم لعنت به من! فکر ِ خیانت باش من دوستت دارم... تو راحت باش! اما فقط با دوستام ای کاش... هر آرزو یه حسرت ِ تازه‌ست... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ فایل دکلمه ریپلای شده👆👆👆👆 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

بهم گفت اولین بوسه‌ست بهم گفت اولین باره ولی فهمیده بودم از گذشته‌ش خاطره‌م داره... مث شعله که می‌افته به جون چوب می‌بوسید برای اولین بوسه زیادی خوب می‌بوسید! بهم گفت «تکیه‌گاهم باش» خودش ویرونه بود اما بهم گفت «بکره آغوشم» مسافرخونه بود اما! #احسان_رعیت فردا پنج‌شنبه، از ساعت یازده تا یک ِ بعد از ظهر، در نمایشگاه کتاب تهران و غرفه‌ی نشر نیماژ حضور دارم، با چاپ دوم #میز_کناری به امید دیدار دوستان... نشانی غرفه‌ی نیماژ: ناشران عمومی سالن A4 انتهای راهروی چهار #نشرنیماژ 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

4.11 KB

تو با حرفات متفاوت بودی ولی از دور نمی‌شد فهمید گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطه‌ر ُ باید از بدو ِ تولد فهمید گاهی آدمی که دوسش داری شکل ِ اون حرفایی که می‌زد نیست وقتی نزدیک شدم فهمیدم دوری انقدرا که می‌گن بد نیست عشق‌و باخته بودم و دل ِ تو خواست من‌و باز وارد ِ این گود کنه تو نشون دادی چه حسی داره که سرطان ِ یک نفر عود کنه ... #احسان_رعیت #میز_کناری #نشرنیماژ دکلمه‌ی ترانه با موزیک شوپن... 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

دو شعر از «برتولت برشت» نازنین که خواندنش در این روزها، که شب است، لذت مضاعفی دارد... ۲. احتمال دارد در سرزمین‌مان خیلی چیزها آن‌طور که باید پیش نرود اما احدی نمی‌تواند تردید کند که تبلیغات عالی‌ست! حتی گرسنگان هم اعتراف می‌کنند که سخنرانی‌های وزیر بهداشت و تغذیه، حرف ندارد! --- ۲. همه‌ی خانواده‌ها وقتی بچه‌شان به دنیا می‌آید آرزوی بچه‌ای باهوش دارند. منی که از رهگذر هوشم تمام ِ زندگی‌ام ویران شده است فقط می‌توانم امیدوار باشم بچه‌ام خنگ و نادان باشد! بعدش در مقام وزیر کابینه زندگی راحتی خواهد داشت! از کتاب: برشت، برشت شاعر ترجمه‌ی علی عبداللهی نشر آهنگ دیگر 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

2.26 KB

یه زن غریبه تو خونه‌مونه بابا گفته مامان جدیدمه... دکلمه‌ی ترانه‌ی #مامان با صدای رفیق شاعرم صدیقه حسینی مهربان @abrakane و موسیقی Yuhki Kuramoto از آلبوم Refinement 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

معشوقه‌ی ما حلال ِ ما نیست رفیق خانوم ِ بهار مال ِ ما نیست رفیق «سالی که نکوست از بهارش پیداست» سالی که نکوست... سال ِ ما نیست رفیق #احسان_رعیت سال نو مبارک 🌹🌸💐🍃 📚 📽 🎼 @ehsanrayat

خانه ام آتش گرفته‌ست... کلام م.امید نازنین، مهدی اخوان ثالث و صدای شجریان بزرگ که برای هر زخم‌مان، مرهمی در گلو دارد... #احسان_رعیت @ehsanrayat

خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز هر طرف می‌سوزد این آتش پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود من به هر سو می‌دوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده‌هایم تلخ و خروش گریه‌ام ناشاد از درون خسته‌ی سوزان می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم همچنان می‌سوزد این آتش نقش‌هایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم در و دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من، سوزد و سوزد غنچه‌هایی را که پروردم به دشواری در دهان گود گلدان‌ها روزهای سخت بیماری از فراز بامهاشان، شاد دشمنانم موذیانه خنده‌های فتح‌شان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبک شب من به هر سو می‌دوم گریان ازین بیداد می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد... وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان و آنچه دارد منظر و ایوان من به دستان پر از تاول این طرف را می‌کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش ز آن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود تا سحرگاهان، که می‌داند که بود من شود نابود خفته‌اند این مهربان همسایه‌گانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر وای، آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد مهدی اخوان ثالث(م.امید) 📚 📽 🎼 @ehsanrayat