4 383
Подписчики
Нет данных24 часа
+217 дней
+6230 день
Архив постов
Repost from در آغاز کلمه بود..
من خلوت را دوست دارم، و سکوت را، و همان چیزی که پلوتینوس به «پرواز تنها به سمت آن تنها» تعبیر کرده است را. من خلوت را دوست دارم.
-صفحه ۸۲-
فراموشی یک عادت است. عادت میکنیم که به یاد نیاوریم، عادت میکنیم که وقتی خاطرهای توی سرمان میپیچد رو برگردانیم و به چیز دیگری فکر کنیم. عادت میکنیم که دیگر گریه نکنیم، عادت میکنیم که سر تکان بدهیم، بغضمان را بخوریم و نشان بدهیم که همه چیز عادی است. اما واقعیت این است که هیچ چیز محو نمیشود. اتفاقی که افتاده، لمس شده، حضور داشته، قلبت را به درد آورده، چطور میتواند تمام شود؟
دلم میخواد از بالا به خودم و زندگیم نگاه کنم ببینم دارم چیکار میکنم.
من از عشق ورزیدن لذت میبرم، چیزی که شاید از بیرون به نظر جوری تلاش برای به دست آوردن دل آدمها یا نشان دادن خودم به عنوان یک آدم همیشه حاضر برای خدمت برسد. اما من از دوست داشتن آدمها، از کمک کردن، از بوسیدن و بغل کردنشان لذت میبرم. لذتی خیلی بیشتر از چیزی که به دیگری میدهم. خیلی وقتها هم همین ویژگی کار دستم داده و چه زخمهایی که جا ماندهاست. اما چطور میشود بر خلاف قلبم کاری کنم؟ چطور میشود بگویم دوست نداشته باشد؟ قلب من کار خودش را میکند و آدمها را محکم بغل میکند..
