ru
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Открыть в Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Больше
944
Подписчики
Нет данных24 часа
+47 дней
+1930 день
Архив постов
برف‌‌ همان زر بود که می‌بارید. هر پر برف هزار دانهٔ گندم بود، یک هندوانه بود، یک مشت زیره بود. چهل گل غوزه. نه تنها برای مردم زمین که برای همهٔ اهل بیابان، برف نان بود. نان بود که می‌بارید و چه خوش می‌بارید. #جای_خالی_سلوچ #محمود_دولت‌آبادی @delnote

دست غارتگر آذر طبق عادت به یغما می‌برد تمام رستن و جوانی را هنگامه ژاله‌وار می‌میرد چنان که هیج همهمه‌ای به گوش نمی‌رسد حال نوبت آنست که جسم بی‌روح خزان دیده‌اش بدست دی کفن‌پوش گردد و تن نحیف رنج کشیده‌اش با حریر برف سفید‌پوش شود #دلنوشته @delnote

دوست داشتن، گاهی تنها راه ادامه ی راه در یک زندگی غیرقابل پیش بینی ست. عمیق دوست بدارید، با تمام سختی‌ها، با تاریکی‌ها و روشنایی‌ها… دوست بدارید تا بهتر ادامه دهید. #پونه_مقیمی @delnote

🎵”Idea 10” #Gibran_Alcocer #Instrumental @delnote

زمانی که هیچ‌کس صبح‌ها بیدارت نمی‌کند‌ و زمانی که هیج‌کس شب‌ها برای تو صبر نمی‌کند و زمانی که می‌توانی هرکاری می‌خواهی انجام دهی چه صدایش می‌کنی؟ آزادی یا تنهایی؟! #چارلز_بوکفسکی @delnote

🎵”Raj” #Peyman_Salimi @delnote

بازنده برگشتی و فکر آن چشم‌ها را فکر آن چشم‌های سیاه جادو را ‌ به خانه آوردی خانه ترکت کرد تا به جستجوی زنی برود‌ که روی شیار
بازنده برگشتی و فکر آن چشم‌ها را فکر آن چشم‌های سیاه جادو را ‌ به خانه آوردی خانه ترکت کرد تا به جستجوی زنی برود‌ که روی شیارهای کوچک بدنش جنگل پرتقال می‌کارند #حمید_سلیمی @delnote

🎵”دنیا” #حبیب @delnote

♥️ جانانم! بی‌هوا تصمیم گرفتم تا برایت بنویسم. به هر حال تو پیامبری بودی که نامعتقدترین مردِ روی زمین به عشق را به عشق معتقد کردی. کاری که هر کدام از دیگر پیامبران برای آن خون ریختند. کتاب آوردند. بت شکستند. تصلیب شدند. نیل را دو نیم کردند. اما تو تنها پیامبری بودی که هیچ شق‌القمری نکردی. پیامبری بودی که غار حرا و محل نزول آیاتت، صرفا چشم‌هایت بود. چشم‌هایی که این مرد بی‌اعتقاد را به زانو درآورد. جانانم! برایت می‌نویسم تا خودم را درمان کنم. می‌دانی که تو هم دردی و هم درمانی. هم نوری هم تاریکی. هم بودنت زندگی است و هم نبودنت مرگ. هم دمی و هم بازدم. هم حیات‌دهنده‌ای و هم حیات‌گیرنده. جمع اضدادی هستی که در دل من جمع شدی. اضداد طوفان به پا می‌کنند. مثل جریان هوای گرم و سرد. که به هم می‌پیچند و زمین و آسمان را به هم می‌بافند. تو پیامبری هستی که با چشم‌هایت طوفان به پا کردی. بدون خونریزی. بدون آیه و تصلیب و عصا و شق‌القمر. فقط چشم‌هایت. جانانم! از نوشتن برای همه دست کشیده‌ام. آدم وقتی ایمان آورد و اهلی شد، خودش و کلماتش را باید فقط قربانی پیامبرش کند. تو شمس منی. تو تنها خورشید منظومه‌ای هستی که من در گوشه‌ی ساکت آن هستم. تنها چشمه‌ی نور و گرما. گرمایی که می‌تواند آن‌قدر سوزنده ‌شود که تحملش از توان من خارج است. اما چاره چیست؟ تو تنها چشمه‌ی لایتناهی نوری. چشمه‌ای که گاهی وقت‌ها خودش را از من منع می‌کند. تاریکی. این منع‌شدگی و این تاریکی از سوزندگی نور تو هم سوزنده‌تر است. تو هم نوری و هم تاریکی. جمع اضدادی. اندوه بزرگی‌ست چه باشی، چه نباشی. جانانم! من اهلی توام. من پیرو هیچ پیامبر دیگری نمی‌توانم باشم. من هیچ دینی به جز دین تو را قبول ندارم. چشم‌های من زیر نور هر خورشید دیگری، کورند. نمی‌بینند. حیات هر حیاتی در این‌جا که تو خورشیدش هستی بسته است به نور تو. تو حیات و مماتی. تو بودن و نبودنی. چشمان تو حیات من است. حیات من در نور چشمان توست. #فهیم_عطار @delnote

♥️ در نظام‌های دیکتاتوری، همه‌چیز تنها ۱۵ دقیقه پیش از فروپاشی خوب به نظر می‌رسد. #هانا_آرنت @delnote

🎵 “I Don’t Know What I Want To Say” #Delaram @delnote

در میان مردهای جهان مردی را می‌شناسم که مثل معراج از زندگی من گذشت و زبانِ گیاهان زبانِ دوست داشتن و زبانِ آب را به من آموخت
در میان مردهای جهان مردی را می‌شناسم که مثل معراج از زندگی من گذشت و زبانِ گیاهان زبانِ دوست داشتن و زبانِ آب را به من آموخت روزگار سخت اطرافِ مرا شکست و نظم اشیاء را تغییر داد. ‌ مردی را می‌شناسم که وقتی به او پناه بردم، درونم زن را بیدار کرد و بیابان قلبم را بیشه‌زار ساخت. ‌ ‌ منسوب به #سعاد_الصباح @delnote

اگر دستانت گناه بود، آن را هم گردن می‌گرفتم. #سروش‌_حسن‌زاده @delnote

♥️ اگر جهان فاقد معناست، پس چرا تعداد كسانى كه اين فقدان را در مى‌يابند اين همه قليل است؟ پاسخ تلويحى كامو اين است كه آدم‌ها ماهرانه و مصرّانه خودشان را در باب ماهيت واقعى جهان فريب مى‌دهند. آدم‌ها صحنه‌ى زندگى‌شان را با معناهاى جعلى دكور مى‌كنند و اين هنر را در خود مى‌پرورانند كه زياد عميق نشوند. چنان سرگرم ايفاى نقش‌هاى روزانه‌شان در كار همسرى، پدرى، مادرى، دوستى، شغلى و غيره مى‌شوند كه ديگر نمى‌توانند پوچى را ببينند. برخاستن از خواب، تراموا، چهار ساعت در اداره، غذا، تراموا، چهار ساعت كار، خواب، و دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه، پنج‌شنبه، جمعه، همه با همان آهنگ. اما پيش مى‌آيد كه دكور فرو بريزد. يك روز «چرا» سر بلند مى‌كند و همه‌چيز در خستگى و ملال آغاز مى‌شود. #ریچارد_کمبر ترجمه: خشایار دیهیمی کتاب: فلسفه کامو @delnote

🎵”ترانه‌ی «هوای آزادی» با صدای #پرستو_احمدی از این راه رفته نخواهم نشست که آب از سر ظلم انسان گذشت هوا بس هوای هواخواهی است هوای سپیدار آزادی است کجا می‌روی خانه‌ات مال توست سند خورده‌ای بخت و اقبال توست ببین پایتخت تزویر و ننگ گره خورده لغزش شال توست نه می‌ترسم از حیله یا خنجرش نه از دار و زنجیر و از آخرش بهای رهایی از این بردگی اگر خون من شد به یغما برش @delnote

زردتر شد سردتر آذر می‌خواست پاییز تمام نشود. #آبا_عابدین @delnote
زردتر شد سردتر آذر می‌خواست پاییز تمام نشود. #آبا_عابدین @delnote

دوست می‌باید داشت با نگاهی كه در آن شوق بَرآرد فریاد با سلامی كه در آن نور بِبارد لبخند دست یكدیگر را بفشاریم به مِهر جام دل‌هامان را مالامال از یاری، غمخواری بسپاریم به هم بِسُراییم به آواز بلند شادیِ روی تو  اِی دیده به دیدار تو شاد باغِ جانت همه‌وقت از اثر صحبت دوست تازه عطر افشان گلباران باد... #فریدون_مشیری @delnote

🎵”نیایش” #کوروش_یغمایی @delnote

همه‌چیز مرتب است. برف مفصلی در اتاق باریده، و هیولای زیر تخت در آشپزخانه می‌رقصد. پیراهنم روی مبل دراز کشیده و فیلم می‌بیند.
همه‌چیز مرتب است. برف مفصلی در اتاق باریده، و هیولای زیر تخت در آشپزخانه می‌رقصد. پیراهنم روی مبل دراز کشیده و فیلم می‌بیند. من؟ من با بادها به دورها رفته‌ام. #حمید_سلیمی @delnote

همه‌چیز مرتب است. برف مفصلی در اتاق باریده، و هیولای زیر تخت در آشپزخانه می‌رقصد. پیراهنم روی مبل دراز کشیده و فیلم می‌بیند.
+1
همه‌چیز مرتب است. برف مفصلی در اتاق باریده، و هیولای زیر تخت در آشپزخانه می‌رقصد. پیراهنم روی مبل دراز کشیده و فیلم می‌بیند. من؟ من با بادها به دورها رفته‌ام. #حمید_سلیمی @delnote