ru
Feedback
ماهنامه مديريت ارتباطات

ماهنامه مديريت ارتباطات

Открыть в Telegram

ماهنامه مدیریت ارتباطات نشریه تخصصی حوزه ارتباطات، رسانه، روابط‌عمومی، جامعه اطلاعاتی و تبلیغات مدیرمسئول: امیرعباس تقی‌پور سردبیر: علی ورامینی ادمین: @majalleh2 تلفن: ۰۲۱۸۸۳۵۶۰۷۶

Больше
2 191
Подписчики
-124 часа
+67 дней
+2530 дней
Архив постов
❇️مدیر مسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات، امیرعباس تقی‌پور، بنا دارد هر سه‌شنبه اول وقت به دیدار اهالی ارتباطات، فرهنگ و هنر برود و گپ‌وگفتی با آن‌ها داشته باشد. دیداری برای اینکه فراموش نکنیم هرچقدر هم روزگار سخت و تنگ شود، باز همدیگر را داریم. شاید از پس این گعده‌ها تجربه‌ای منتقل شد و یا تلنگری برای کار و اندیشه‌ای. ❇️دیدار دوم با دکتر مجید رضائیان بود. رضائیان در این دیدار، گفت‌وگو در شرایط کنونی را بی‌فایده می‌داند و با اشاره به نگرانی نسبت به وضعیت نسل زد می‌گوید: «جوان امروز من و شما را نقد و محکوم نمی‌کند، بلکه محاکمه می‌کند.» #سه‌شنبه‌های_ارتباطاتی ▫️▫️▫️ @cm_magazine

کودکی در حافظه بی‌پایان دیجیتال ❇️در سال‌های اخیر، زندگی کودکان از خلال صفحات پدران و مادران بلاگر و حساب‌های کودک‌-اینفلوئنس
کودکی در حافظه بی‌پایان دیجیتال ❇️در سال‌های اخیر، زندگی کودکان از خلال صفحات پدران و مادران بلاگر و حساب‌های کودک‌-اینفلوئنسرها بیش از گذشته به محتوایی عمومی و گاه درآمدزا تبدیل شده است که نمی‌توان از پیامدهای مختلف آن چشم پوشید. والدین در این میان تا کجا حق تصمیم‌گیری دارند و حق کودک بر تصویر و حریم خصوصی‌اش از کجا آغاز می‌شود؟ ❇️پرونده‌ ویژه شماره تازه ماهنامه مدیریت ارتباطات به این موضوع اختصاص دارد. همچنین در پرونده دیگر این شماره نقش و اهمیت روابط‌عمومی‌ها در بزنگاه‌های بحرانی بررسی شده است. شماره ۱۹۶ ماهنامه مدیریت ارتباطات به مدیرمسئولی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری علی ورامینی منتشر شد. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

راه‌ نجات در حقیقت است ✍️🏻 مریم شبانی ❇️چند سال پیش، قبل‌تر از آن‌که هوش مصنوعی جای خودش را در زندگی روزمره‌ی ما باز کند و درست همان روزها که تحلیلگران اجتماعی و کنشگران سیاسی مبهوت تأثیرگذاری روزافزون شبکه‌های اجتماعی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی شهروندان بودند، مقاله‌ای انتقادی از ماریو بارگاس یوسا خواندم دربارۀ آنچه او «تمدن نمایشی» می‌خواندش. ❇️سویۀ نقد یوسا در آن مقاله به فراگیری استفاده از شبکه‌های اجتماعی در جوامع امروزی بود؛ جوامعی که خوراک فکری و فرهنگی روزمرۀ خود را نه از کتاب‌ها و تولیدات فکری که از شبکه‌های اجتماعی و آدم‌معروف‌های زمانه می‌گیرند. یوسا در آن مقاله هشدار داده بود که تمدن نمایشی بی‌رحم است. در زمانۀ تمدن نمایشی، تماشاچیان اجتماعی (در اینجا بخوانید خوانندگان روزنامه‌ها و گزارش‌های مطبوعاتی) حافظه‌ای ندارند و فقط از هر چیز جدیدی استقبال می‌کنند؛ هر چیز، فقط به شرطی که جدید باشد. ❇️در چنین مختصاتی لاجرم روزنامه‌نگاری ‌هم، به تبعیت از خط‌مشی فرهنگی غالب می‌کوشید و می‌کوشد که اطلاعات را به شیوه‌ای سرگرم‌کننده و تفریحی عرضه کند و نتیجۀ گریزناپذیرش این است که مطبوعات امروزی غالباً با انحرافی نامحسوس از اهداف دیرین خود، سطحی و سرگرم‌کننده شده‌اند و حتی پیش می‌آید که اگر اطلاعات سرگرم‌کننده در دسترس نباشد، آن‌ها را جعل می‌کنند و به خورد مخاطبان تشنه می‌دهند. ❇️پس جای تعجب نیست که رسانه‌هایی معروف‌تر و پرخواننده‌ترند که جدی نیستند و در ارائۀ خبر تعهد چندانی به حقیقت وعینیت ندارند. در روزگار غلبۀ آدم‌معروف‌ها بر رسانه و شبکه‌های اجتماعی، روشنفکران هم که تا پیش از این بازوی فکری روزنامه‌نگاران بودند، از مباحث اجتماعی، یا دست‌کم از مباحثی که مهم شمرده می‌شود، ناپدید شده‌اند. غیاب روشنفکران سخت توی چشم می‌زند. آن‌ها هم که می‌دانند در زمانۀ تمدن نمایشی جامعه اعتنای درخوری به ایشان نمی‌کند، ترجیح داده‌اند خود را از مباحث عمومی کنار بکشند یا حداقل با احتیاط در این مباحث شرکت کنند، مگر اینکه کارشان را به نسخه‌ای سرگرم‌کننده و نمایشی از عاملیت روشنفکری تبدیل کنند. ❇️همه‌چیز دست به دست هم داده تا روزنامه‌نگاری و گزارشگری از محتوا و ماهیت خارج شود. عقل سلیم می‌گوید که با ایستادن در مقابل موج و شمشیرزدن به شبکه‌های اجتماعی و حالا هم هوش مصنوعی، روزنامه‌نگاری به مدار پیشین بازنمی‌گردد، اما همان عقل سلیم حکم می‌کند که با تکیه بر ارزش‌هایی دیرین مثل جدی‌بودن، عینیت، سخت‌گیری و دروازه‌بانی خبر و صدالبته ایمان به حقیقت می‌توان بخش‌هایی از روزنامه‌نگاری حقیقی را از گرداب تمدن نمایشی بیرون کشید؛ اگرچه این مقاومت ممکن است در طولانی‌مدت برای خوانندگان یا شنوندگان‌شان ملال‌آور هم باشد! 🗞مطلبی که خواندید در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

واتس‌اپ؛ از دیپلماسی غیررسمی تا چالش‌های امنیتی ✍️🏻خوزه پلایو و یولیا شالوموف/ مؤسسۀ چتم هاووس ❇️در چند سال گذشته، واتس‌اپ ــ در مقام ابزاری که پیونددهندۀ بیش از دو میلیارد کاربر در سراسر جهان است ــ به وسیله‌ای کارآمد و نوآورانه در عرصۀ «کشورداری» مبدل شده است. این پلتفرم با فراهم‌آوردن بستری امن برای تعاملات مستقیم و بی‌واسطه میان سران کشورها و تسهیل معاشرت‌های سیاسی غیررسمی، توانسته است مسیر صلح‌سازی و معادلات مذاکرات منطقه‌ای را به‌طور بنیادین تغییر دهد. ❇️به‌کارگیری واتس‌اپ و بسترهای مشابه در دیپلماسی، با چالش‌های امنیتی و ملاحظات جدی همراه است. مبرم‌ترین دغدغه در این میان، تردید دربارۀ کفایت پروتکل‌های حفاظتی این ابزارها برای تبادل داده‌های حساس حاکمیتی و همچنین فقدان جایگاه تعریف‌شده و ادغام رسمی آن‌ها در ساختارهای بوروکراتیک دیپلماسی است. ❇️با وجود بهره‌گیری از فناوری رمزنگاری سرتاسری، واتس‌اپ همچنان کلان‌داده‌هایی نظیر مشخصات فنی دستگاه، آدرس‌های IP، هویت پروفایل و الگوهای کاربری را استخراج کرده و در اختیار شرکت مادر خود، «متا»، قرار می‌دهد؛ بنگاهی که پیشینۀ تاریکی در رسوایی‌های نقض حریم خصوصی و سوءمدیریت داده‌ها (نظیر پروندۀ فیس‌بوک) دارد. این وابستگی زیرساختی، ریسک نشت اطلاعاتی و رصد غیرمحسوس تعاملات دیپلماتیک را به‌شدت افزایش می‌دهد. ❇️چالش‌های حوزۀ دیپلماسی دیجیتال صرفاً به بسترهای ارتباطی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد پیچیده‌ای از امنیت داده‌ها و خلأهای قانونی را نیز در بر می‌گیرد. نقطه‌عطف این چالش‌ها در سال ۲۰۲۳ رقم خورد؛ زمانی که دیوان عالی ایالات متحده به شرکت مادر واتس‌اپ مجوز داد تا پیگرد قانونی علیه فعالیت‌های مخرب جاسوس‌افزار «پگاسوس»، متعلق به شرکت فناوری ان‌اس‌او را به جریان بیندازد. ❇️بر اساس گزارش‌های فنی، این شرکت که اکنون در فهرست سیاه دولت ایالات متحده قرار دارد، با سوءاستفاده از یک رخنۀ امنیتی در زیرساخت واتس‌اپ، اقدام به نصب بدافزارهای جاسوسی و رصد هدفمند نهادهای دولتی و چهره‌های متنفذ سیاسی کرده بود. این پرونده نشان‌دهندۀ تهدید جدی جاسوسی دولتی در بسترهای تجاری و ضرورت بازنگری در مصونیت‌های حاکمیتی در فضای سایبر است. ❇️پدیدۀ «حکمرانی از طریق واتس‌اپ»، چالش‌هایی بنیادین در مسیر شفافیت و صیانت از سوابق حاکمیتی ایجاد کرده است؛ به‌ویژه زمانی که مقامات با بهره‌گیری از قابلیت «پیام‌های خودپاک‌شونده» (Disappearing Messages)، آگاهانه ردپای تبادلات حساس و تصمیم‌ساز را از بین می‌برند. این امر عملاً به فرسایش حافظۀ اداری و دشواری در پاسخگویی‌های قانونی آتی منجر می‌شود. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از یادداشتی با عنوان ««آنارشی دیجیتال و استحالۀ قدرت» است که در شماره ۱۹۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

همچنان ناتمامی از خدا تا هوش مصنوعی: جست‌وجوی انسان برای یک قانون مطلق ✍️🏻مریم بهریان/ روان‌شناس و نویسنده ❇️ایلان ماسک، در مصاحبه‌ای اعلام کرده است که در آیندۀ نزدیک بسیاری از عواملی که برای انسان محدودیت ایجاد می‌کرده، تغییر خواهد کرد و تا چند سال آینده، ماشین‌ها بخش بزرگی از کارهایی را که تا امروز انسان انجام می‌داده، انجام خواهند داد. زندگی آسان‌تر، خوشبختی بیشتر و دسترسی به آنچه تا امروز آرزو بود، در کنار به چالش کشیده‌شدن محدودیت برای عمر انسانی و مرزهای بدنی از وعده‌های ماسک است. ❇️انسان در طول تاریخ، فقط در جست‌وجوی پاسخ به پرسش‌ها یا ارضای میل کنجکاوی‌اش نبوده است. او به‌دنبال قوانینی بوده که به جهان، نظم و ساختار بدهد. قانونی که در آن چگونه زیستن و چگونه با دیگری و جهان ارتباط برقرارکردن، مشخص باشد. جهان و دیگری به مثابه امر آشوبناک و متفاوت، همواره برای انسان چالش‌برانگیز بوده است. انسان هم به ماهیت متفاوت دیگری میل داشته است، هم از آن وحشت داشته و به‌دنبال کنترل آن بوده است. ❇️نخستین شکل قانون را، حتی پیش از آنکه انسان با قوانین اجتماعی و اخلاقی روبه‌رو شود، می‌توان از بابتی در رابطۀ اولیۀ کودک با مادر مشاهده کرد. کودک در نخستین سال‌های زندگی‌اش، در جهانی زندگی می‌کند که در آن مرز میان خودش و دیگری، روشن نیست. نیازهای او از طریق دیگری پاسخ داده می‌شود و جهان می‌تواند برای او شبیه یک نظم جهانی امن و بدون چالش به نظر برسد. اما همین رابطۀ اولیه نیز در درون خود از قاعده‌ای برخوردار است؛ قاعدۀ ظاهری که برای کودک کسی به‌جز مادر در آن حضور ندارد. ❇️عبور از این قاعدۀ تحریف‌شده و تصویری، زمانی اتفاق می‌افتد که میان خواستۀ کودک و دیگری، فاصله ایجاد شده و او متوجه می‌شود که هیچ‌کس مرکز کامل جهان نیست و هیچ‌کس نمی‌تواند صاحب حقیقت مطلق باشد. تا پیش از این کودک قانون را نه فاصله، بلکه به شکل فرمان می‌بیند. آنچه او می‌خواهد، همان چیزی است که باید باشد. فاصله‌ای وجود ندارد و من باید خودم را با مرکز قدرت که دیگری است، هماهنگ کنم؛ قانونی که در آن دیگری وجود ندارد. ❇️این فاصله هم دردناک است، هم سازنده. انسان چیزی را از دست می‌دهد؛ فانتزی تسلط کامل و اینکه می‌تواند همه‌چیز را در اختیار داشته باشد و کامل به نظر برسد. اما با فروپاشی این فانتزی که او یا دیگری همه‌چیز نیست و هیچ‌کس صاحب حقیقت و قدرت مطلق نیست، امکان دیدن دیگری متفاوت و خلق چیزی به وجود می‌آید. قدم‌گذاشتن در جهان دیگر، آغاز آفرینش زبان، فرهنگ، اخلاق و رابطه با دیگری است. ❇️قانون واقعی از فاصله می‌آید، از پذیرش اینکه من مرکز مطلق جهان و صاحب حقیقت نیستم. چه خدا، چه بدن و چه هوش مصنوعی، هرگاه به یک امر مطلق تبدیل شوند و فاصله را از بین ببرند، خطر حذف دیگری به وجود می‌آید. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از یادداشتی با عنوان ««ما»یی که در ایران‌مال شکل می‌گیرد» است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

❇️مدیر مسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات، امیرعباس تقی‌پور، بنا دارد هر سه‌شنبه اول وقت به دیدار اهالی ارتباطات، فرهنگ و هنر برود و گپ و گفتی با آن‌ها داشته باشد. ❇️دیداری برای اینکه فراموش نکنیم هرچقدر هم روزگار سخت و تنگ شود، باز همدیگر را داریم. شاید از پس این گعده‌ها تجربه‌ای منتقل شد و یا تلنگری برای کار و اندیشه‌ای. ❇️دیدار اول با دکتر هادی خانیکی بود. خانیکی در این دیدار می‌گوید: اهل گفت‌وگو بودن، به رسمیت شناختنِ یک دیگریِ متفاوت است. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

گفتمان‌های موجود در حل مسائل روزمره ناکام بوده‌اند ❇️این گفت‌وگو با آرش حیدری، جامعه‌شناس در زمستان سال ۱۴۰۱ درباره رخدادهای آن سال و مسیرهای پیشِ رو منتشر شده و نسخه کامل آن در شماره ۱۵۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات به چاپ رسیده است. ❇️او در این گفت‌وگو معتقد است نيروهای سياسی و رسمی موجود نشان دادند گفتمان‌هايی که طی اين مدت خلق کرده بودند، در حل مسائل زندگی روزمره ناکام بوده است. ❇️از دیدگاه این جامعه‌شناس، مسئله بر سر از کار افتادن عقلانيت متفاوتی است که با گزاره‌ها و مدعاهای متفاوتی نشان دادند که نمی‌توانند مسئله را حل کنند و در واقع گفتارها پيشين مشروعيت خود را از دست داده‌اند. 🗞می‌توانید نسخه کاغذی این شماره ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

گفتمان‌های موجود در حل مسائل روزمره ناکام بوده‌اند ❇️این گفت‌وگو با آرش حیدری، جامعه‌شناس در زمستان سال ۱۴۰۱ درباره رخدادهای آن سال و مسیرهای پیشِ رو منتشر شده و نسخه کامل آن در شماره ۱۵۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات به چاپ رسیده است. ❇️او در این گفت‌وگو معتقد است نيروهای سياسی و رسمی موجود نشان دادند گفتمان‌هايی که طی اين مدت خلق کرده بودند، در حل مسائل زندگی روزمره ناکام بوده است. ❇️از دیدگاه این جامعه‌شناس، مسئله بر سر از کار افتادن عقلانيت متفاوتی است که با گزاره‌ها و مدعاهای متفاوتی نشان دادند که نمی‌توانند مسئله را حل کنند و در واقع گفتارها پيشين مشروعيت خود را از دست داده‌اند. 🗞می‌توانید نسخه کاغذی این شماره ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

الگوریتم‌ها چطور ستاره می‌سازند؟ ✍️🏻پگاه پورگلدوز/ روان‌شناس ❇️نوجوان امروز، «هم‌نسل دیجیتال». برای او، فضای مجازی نه یک «دن
الگوریتم‌ها چطور ستاره می‌سازند؟ ✍️🏻پگاه پورگلدوز/ روان‌شناس ❇️نوجوان امروز، «هم‌نسل دیجیتال». برای او، فضای مجازی نه یک «دنیای موازی»، که بخشی از واقعیت روزمره است. اینفلوئنسرها برای او بخشی از نظام مرجعیت اجتماعی‌اش هستند. ❇️پلتفرم‌هایی مثل یوتیوب، محتوایی را که نرخ تعامل بالایی داشته باشد، بیشتر پخش می‌کنند. این مکانیسم، یک «چرخۀ تقویت توجه» ایجاد می‌کند. ❇️الگوریتم فقط «چرخۀ توجه» نیست. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این سیستم‌ها می‌توانند به‌طور مستقل، محتوای «اعتیادآور، ترویج‌دهندۀ رفتارهای پرخطر، تصاویر جنسی‌زده یا مصرف‌گرایی افراطی» را تقویت کنند، زیرا این محتواها بیشترین نرخ درگیری عاطفی را ایجاد می‌کنند. ❇️اینفلوئنسری که امروز برای هزاران نوجوان «الگو» شده، اغلب خودش نیز اسیر الگوریتمی است که او را به سمت تولید محتوای تکان‌دهنده‌تر و جنجالی‌تر سوق می‌دهد. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از یادداشتی با عنوان ««ما»یی که در ایران‌مال شکل می‌گیرد» است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

نتفلیکسیزاسیون فرهنگ ✍️🏻 محسن محمودی/ عضو هیئت تحریریه ❇️به‌تازگی، در یکی از همین تقاطع‌های تاریخی که مرز میان هنر انسانی و مهندسی بی‌رحم داده رنگ می‌بازد، رویدادی رخ داد که در نگاه اول فقط یک تیتر جذاب اقتصادی در روزنامه‌های صبح دوشنبۀ آخرین هفتۀ جولای به نظر می‌رسید: پلتفرم نتفلیکس در یک مانور استراتژیک و دوگانه، نه‌فقط استارتاپ هوش مصنوعی «اینترپازیتیو» (InterPositive) متعلق به بن‌ افلک را با رقم خیره‌کنندۀ ۵۸۷ میلیون دلار وجه نقد تصاحب کرد، بلکه استودیوِ فیلم‌سازی او و مت دیمون، یعنی «آرتیستس اکوییتی» را نیز در ساختار عظیم تولیدی خود ادغام کرد. ❇️این معامله، صرفاً خرید چند دفتر کار شیک، انتقال یک تیم ۱۶نفره از مهندسان نخبۀ هوش مصنوعی و تصاحب حق پخش چند فیلم پرفروش پاپ‌کورنی نیست. این ادغام، نمادی از یک تصادف کیهانی میان دو کهکشان کاملاً متضاد است؛ از یک سو، رمانتیسم کارگری و طبقۀ متوسط بوستون که افلک و دیمون نمایندگی آن را بر عهده دارند و شعارشان «بازگرداندن قدرت به هنرمند و عوامل فراموش‌شدۀ پشت صحنه» است و از سوی دیگر، سرمایه‌داری پلتفرمی نتفلیکس که انسان را نه به‌عنوان «مؤلف» یا «هنرمند»، بلکه اساساً به‌عنوان مجموعه‌ای از نقاط داده، کلیک‌ها، مکث‌ها و الگوهای مصرف تفسیر می‌کند. ❇️مدل تجاری «آرتیستس اکوییتی» بر پایۀ یک معادلۀ ساده اما انقلابی بنا شد؛ پرداخت دستمزد پایه در کنار پاداش‌های مبتنی بر عملکرد چندلایه‌ای که سود نهایی را بین تمامی عوامل تولید تقسیم می‌کند. در دوران طلایی استریمینگ، یک بحران ساختاری برای عوامل تولید به وجود آمده بود؛ پلتفرم‌هایی نظیر نتفلیکس معمولاً با پرداخت یک حق لایسنس ثابت و پیش‌هنگام، راه را بر هرگونه مشارکت عوامل در سود ناشی از موفقیت‌های عظیم و بازدیدهای میلیاردی می‌بندند. ❇️اینترپازیتیو برخلاف غول‌هایی مانند پلتفرم «سورا» که به شرکت اوپن‌ای‌آی وابسته است، به‌دنبال تولید ویدئو از روی پرامپت‌های متنی و خلق چیزی از عدم نیست. ابزارهای اینترپازیتیو به گونه‌ای طراحی شده‌اند که با یادگیری عمیق از راش‌ها و برداشت‌های خام یک تولید خاص، مدل‌های اختصاصی ایجاد می‌کنند. این مدل‌ها به تدوینگران و کارگردانان اجازه می‌دهند تا خطاهای تداوم را بدون نیاز به فیلم‌برداری مجدد اصلاح کنند، زاویه و بافت نور را در یک صحنۀ گرفته‌شده تغییر دهند، کابل‌های بدلکاری را با دقتی پیکسلی پاک کنند، جلوه‌های بصری پس‌زمینه را ارتقا بخشند و حتی برداشت‌های ازدست‌رفته را با ترکیب داده‌های موجود بازسازی کنند. ❇️بن افلک از یک سو شعار «اصالت هنرمند» و اشتراک سود با عوامل پایین‌دست را همچون پرچمی مقدس در دست می‌فشارد و از سوی دیگر فناوری‌ای را به آغوش می‌کشد ــ و به مبلغی نجومی به نتفلیکس می‌فروشد ــ که به‌طور بالقوه می‌تواند ده‌ها هزار شغل در بخش جلوه‌های ویژه، روتوسکوپی، تصحیح رنگ و تدوین را کاملاً منسوخ و نابود کند. ❇️در چنین اتمسفر خفه‌کننده‌ای که همه‌چیز در پیشگاه خدایگانی به نام «نرخ درگیری مخاطب» قربانی می‌شود، خرید استارتاپ بن ‌افلک به ‌معنای تلاش نتفلیکس برای تزریق روح انسانی به ‌ماشین غول‌پیکر خود نیست. نتفلیکس نمی‌خواهد مهربان‌تر شود، بلکه دقیقاً برعکس، به‌دنبال هضم‌کردن آخرین سنگرهای «مؤلف» در ساختار بی‌نقص الگوریتمی خود است. ❇️آنچه امروز در مدل تجاری نتفلیکس شاهد آن هستیم، تکامل کابوس آدورنو و هورکهایمر در فرم «نتفلیکسیزاسیون» (Netflixification) فرهنگ است. در عصر حاضر، انتخاب سلیقه دیگر محصول تجربۀ زیسته، رنج انسانی یا قضاوت انتقادی فرد نیست، بلکه حاصل مدل‌سازی‌های محاسباتی و داده‌کاوی پلتفرم‌هایی است که با ارائۀ رابط‌های کاربری روان، مصرف‌کننده را به کارگر شناختی بی‌مزد سیستم تبدیل می‌کنند تا با هر توقف، اسکرول و تماشای پیاپی، مدل‌های پیش‌بینی‌ رفتار نتفلیکس را دقیق‌تر و مسلط‌تر سازند. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از مقاله‌ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

استثنای همیشۀ علوم ارتباطات ✍️🏻مهناز رونقی، استاد حوزۀ فرهنگ و ارتباطات ❇️سال‌های سال در ساختمان ستادی دانشگاه و در حوزۀ معا
استثنای همیشۀ علوم ارتباطات ✍️🏻مهناز رونقی، استاد حوزۀ فرهنگ و ارتباطات ❇️سال‌های سال در ساختمان ستادی دانشگاه و در حوزۀ معاونت پژوهشی، همکار یکدیگر بودیم. هم در آموزش و هم در پژوهش، کنار هم کار کردیم. در همین سال‌ها بود که به‌خوبی دریافتم تژا میرفخرایی صرفاً یک استاد دانشگاه نیست؛ او یک شخصیت چندبُعدی بود، با نگاهی عمیق به ارتباطات و تحلیل گفتمان. ❇️در حوزۀ پژوهش، تژا وسواس و تعمق خاصی داشت. هر پروژه‌ای که آغاز می‌کرد، تا عمق آن پیش می‌رفت و از کنار کوچک‌ترین جزئیات به‌سادگی نمی‌گذشت. او به معنای واقعی کلمه یک پژوهشگر تمام‌عیار بود که هیچ‌گاه سطحی‌نگری را برنمی‌تابید. ❇️تژا فقط یک مدرس یا پژوهشگر صرف نبود؛ او یک صاحب‌فکر واقعی بود. در حوزه‌های مورد علاقه‌اش ــ تحلیل گفتمان، نشانه‌شناسی، تحقیقات کیفی و مطالعات انتقادی ــ حرف‌های نو و بدیعی برای گفتن داشت. او یک صدای علمیِ متفاوت در فضای علوم ارتباطات بود. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از یادداشتی است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

زوالِ زیبایی بررسی ذائقۀ هنری و آسیب‌شناسی تغییر سلیقۀ عمومی مخاطبان ✍️🏻محمدجواد صحافی / پژوهشگر و منتقد موسیقی ❇️با وجود پی
زوالِ زیبایی بررسی ذائقۀ هنری و آسیب‌شناسی تغییر سلیقۀ عمومی مخاطبان ✍️🏻محمدجواد صحافی / پژوهشگر و منتقد موسیقی ❇️با وجود پیشینۀ غنی هنر و موسیقی ایرانی، این پرسش مطرح است که چرا بخشی از هویت‌های اصیل فرهنگی و هنری، به‌ویژه در میان نسل جوان، به‌تدریج به حاشیه رانده شده و جای خود را به گونه‌های عامه‌پسند و تجاری داده است؟ ❇️بررسی پژوهش‌های جامعه‌شناسان مطرحی چون بوردیو، نشان داده که طبقۀ اجتماعی در شکل‌گیری علایق هنری نقش مهمی دارد؛ به‌دلیل شرایط متفاوت فرهنگی حاکم بر جامعه و میزان توجه به آموزش و تربیت فرهنگی ـ هنری اعضای خانواده، تباین چشمگیری میان طبقات جامعه می‌تواند وجود داشته باشد. ❇️مدرسه یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی در شکل‌گیری ذائقۀ هنری نسل آینده است. کیفیت آموزش هنر، میزان توجه به این درس، حضور معلمان متخصص و فراهم‌بودن فرصت تجربه‌های هنری، همگی در رشد قدرت تشخیص، انتخاب و نقد آثار هنری نقشی تعیین‌کننده دارند. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از مقاله‌ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

هنوز روزنامه‌نگار پرسش‌هایی بنیادین از روزنامه‌نگاران درباره هویت حرفه‌شان در روزگار جدید ❇️خبر دیگر فقط از مسیر تحریریه‌ها ب
+9
هنوز روزنامه‌نگار پرسش‌هایی بنیادین از روزنامه‌نگاران درباره هویت حرفه‌شان در روزگار جدید ❇️خبر دیگر فقط از مسیر تحریریه‌ها به مخاطب نمی‌رسد. شبکه‌های اجتماعی، هوش مصنوعی و انبوه تولیدکنندگان محتوا، مرز میان خبر و اطلاعات جعلی را کمرنگ کرده‌اند و جایگاه خبرنگار را بیش از گذشته در معرض بازتعریف قرار داده‌اند. برای خبرنگار ایرانی که هم‌زمان با بحران اعتماد و محدودیت‌های رسانه‌ای روبه‌روست، حفظ هویت حرفه‌ای دشوارتر شده است. ❇️شاید درست در همین نقطه باید دوباره از هویت حرفه‌ای خبرنگار پرسید. این پرسش را با تعدادی از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران در میان گذاشتیم: خبرنگار ایرانی مستقل ساکن داخل، با وجود این چالش‌های بنیادین، چگونه می‌تواند همچنان در این فضا به‌عنوان یک کنشگر حضور داشته باشد و هویت حرفه‌ای خود را حفظ کند؟ در اسلایدهای این پست بخشی از یادداشت‌ها و نظرات روزنامه‌نگاران را می‌خوانیم. 🗞متن کامل این یادداشت‌ها در شماره ۱۹۵ مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.

Repost from قلک
📢 انتشارات سیمای شرق | فروشگاه کتاب ما در «بله» هم همراه شما هستیم. 🌱 احتیاط شرط عقل است! اگر روزی دسترسی به اینترنت بین‌الملل با محدودیت مواجه شد، ارتباط ما با شما همچنان برقرار خواهد بود. 🔔 از همین حالا عضو کانال انتشارات سیمای شرق در «بله» شوید؛ شاید در روزهای پیش‌رو حسابی به کارتان بیاید. 📞 ۰۲۱۸۸۳۵۶۰۷۶ 🆔 شناسه کانال: https://ble.ir/simayeshargh

مردی از جنس الماس ✍️🏻بیتا شاه‌منصوری/ استاد علوم ارتباطات ❇️«الماس تراش‌خورده» عنوانی است که خانواده و دوستان نزدیکش برای «تژا میرفخرایی» به کار می‌برند. باور همۀ کسانی که دوستش داشتند، این بود که به این روزگار و این شرایط اجتماعی تعلق نداشت. ❇️او اوایل دهۀ ۵۰ با وجود قبولی در دانشکدۀ هنرهای دراماتیک، تهران را ترک کرد تا تحصیلات خود را در انگلستان، اسکاتلند ادامه دهد؛ سپس برای تحصیل در حوزۀ سینما به آمریکا رفت و در کالج امرسون و مدرسۀ موزۀ هنرهای زیبای بوستون تحصیل کرد و پس از سال‌ها فعاليت حرفه‌ای به‌عنوان سازندۀ فيلم‌های مستند و گزارش‌های تلويزيونی، در سال ۱۹۸۸ ميلادی به تحصيل ارتباطات در دانشگاه اسلو پرداخت. آثار سینمایی و مستند دکتر میرفخرایی به فستیوال‌های بین‌المللی معتبری همچون بیلبائو، اوپسالا و سارایوو راه یافت و فیلم «دنیای تنها»ی او برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جوانان اروپا شد. ❇️او در ماه مارس ۱۹۹۵ میلادی از پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد خود با عنوان «انگارۀ رسانه‌ای تضاد اسرائیل با فلسطینیان و گفتمان صلح» دفاع کرد. او با نگاه انتقادی به عملکرد اسرائیل، موضعی ضدصهیونیستی داشت. ❇️دکتر «تژا میرفخرایی»، شاگرد مستقیم «تئون ون‌دایک»، زبان‌شناس هلندی استاد دانشگاه آمستردام و استاد افتخاری دانشگاه پومپئو فابرا بارسلونا و از مهم‌ترین نظریه‌پردازان حوزۀ تحلیل گفتمان انتقادی بود که در حوزه‌های نژادپرستی، مطالعۀ بافت زبان، اخبار و ایدئولوژی، استاد مسلم و بهترین مدرس تحلیل گفتمانی و مصاحبۀ عمیق بود. ❇️میرفخرایی پس از بازگشت به ایران در شهریور ۱۳۷۵ به عضویت هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی درآمد و در سال ۱۳۸۳ مدرک دکتری خود را در ایران اخذ کرد. رسالۀ دکتری دکتر میرفخرایی با عنوان «مقایسۀ ساختارهای کلان و خرد در رمان‌های عامه‌پسند نخبۀ ایرانی» به‌عنوان پژوهش فرهنگی برتر سال ۱۳۸۴ انتخاب شد. ❇️تژا کتاب‌ها و مقالات زیادی نوشته است. او با ترجمۀ آثار «تئوری لئون. ای. ون‌دایک» به زبان فارسی، از چهره‌های ماندگار کلیدی تحلیل گفتمان و شناخته‌شده در زمینۀ «تحلیل گفتمان انتقادی» ((CDA است. وی همچنین کتاب‌‌های برجستۀ دیگری در حوزۀ تخصصی خود از جمله «تولید رضایت: اقتصاد سیاسی رسانه‌های جمعی» نوشتۀ «نوام چامسکی ادوارد اس. هرمان» را ترجمه کرد. ❇️کتاب تژا دربارۀ واسازی «شالوده‌شکنی»، روایت‌های غالب در اخبار و گزارش‌های رسانه‌های ایرانی در مورد بازی‌های تیم ملی در برابر کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس، تأثیر ماندگاری بر خوانندگان گذاشت. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از یادداشتی است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

فرهنگ هواداری در عصر دیجیتال حورا طهرانی / پژوهشگر و مدرس سواد رسانه ❇️چگونه ممکن است یک تولیدکنندۀ محتوای اینترنتی بتواند در مدت کوتاهی چنین جمعیتی را به یک نقطه از شهر بکشاند؟ پاسخ‌های اولیه، مطابق انتظار، از همان الگوهای آشنای تفسیر آغاز شدند؛ برخی از «نفوذ خطرناک فضای مجازی» گفتند، بعضی از «بحران تربیت نوجوانان» و گروهی دیگر این تجمع را نشانه‌ای از نوعی نافرمانی یا حتی کنش اعتراضی نسل جدید دانستند. در ادامه نیز برخوردهای محدودکننده، از جمله مسدودشدن کانال یوتیوب این چهره، همین برداشت را تقویت می‌کرد که گویی با پدیده‌ای امنیتی مواجه هستیم. ❇️خطای اصلی در مواجهه با رویدادهایی از این دست، اشتباه‌گرفتن پدیدۀ طبیعی فرهنگ هواداری نوجوانان با یک کنش اعتراضی، مقاومتی یا حتی امنیتی است؛ خطایی که ریشۀ آن را باید در ناآشنایی با منطق رسانه‌های پلتفرمی و دگرگونی مرجعیت فرهنگی جست‌وجو کرد. مسئله، یک یوتیوبر یا یک تجمع چندساعته نیست، مسئله، نسلی است که جهان رسانه‌ای، الگوهای تعلق و شیوۀ شکل‌گیری هویت او نسبت به نسل‌های پیشین تفاوت یافته است. ❇️آنچه امروز می‌بینیم، ادامۀ همان فرهنگ هواداری است، نه آغاز آن. تفاوت اصلی در این است که رسانه‌های دیجیتال، قواعد این فرهنگ را دگرگون کرده‌اند. اگر در گذشته تلویزیون، سینما و صنعت موسیقی دروازه‌بانان شهرت بودند، امروز پلتفرم‌ها این انحصار را شکسته‌اند. در جهان شبکه‌ای، هر فردی که بتواند رابطه‌ای مستمر، معتبر و صمیمی با مخاطبان خود برقرار کند، این امکان را دارد که به مرجع فرهنگی یک اجتماع خاص تبدیل شود، حتی اگر نام او برای بخش بزرگی از جامعه ناشناخته باشد. ❇️«اریک اریکسون»، نوجوانی را مرحله شکل‌گیری هویت می‌داند؛ دوره‌ای که فرد می‌کوشد جایگاه خود را در جهان پیدا کند و به این پرسش پاسخ دهد که «من که هستم و به کجا تعلق دارم؟» در چنین دوره‌ای، گرایش به الگوها، گروه‌های مرجع و شخصیت‌های الهام‌بخش، نه یک انحراف، بلکه بخشی طبیعی از فرایند رشد است. نوجوان از خلال همین دلبستگی‌ها، سبک زندگی، ارزش‌ها، علایق و حتی مرزهای هویت خود را می‌آزماید. ❇️به همین دلیل، علاقه به یک سلبریتی را نباید صرفاً به معنای علاقه به یک فرد تعبیر کرد. آنچه نوجوان در این رابطه جست‌وجو می‌کند، اغلب احساس تعلق، دیده‌شدن، تجربۀ مشترک و عضویت در یک اجتماع است. هواداری، در بسیاری از موارد، بیش از آنکه رابطه‌ای با خود سلبریتی باشد، رابطه‌ای با «دیگر هواداران» است، با نسلی که زبان، شوخی‌ها، دغدغه‌ها و تجربه‌های مشترکی دارد. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از یادداشتی با عنوان «مرجعیت از دست رفته» است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

هرچه را داود نیست بتراشیم فرزاد نعمتی/ روزنامه‌نگار اندیشه و فرهنگ ❇️در زمانه‌ای که در سطح جهانی، شاهد هژمونی شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی هستیم و در ایران نیز مرجعیت رسانه‌های داخلی مورد تردید واقع شده است، چگونه خبرنگار ایرانی می‌تواند همچنان در وطن، کنشگر بماند و هویت حرفه‌ای خود را حفظ کند؟ ❇️ورای شرایط خاص ایران، اصل ماجرا همان است که بیش از ۶۰ سال پیش، «مارشال مک‌لوهان» در کتاب «شناخت رسانه: دامنۀ دسترسی انسان» بدان اشاره کرد و همان‌طور که تخصصش بود، آن را در قالب جمله‌ای قصار تقدیم خوانندگان کرد: «رسانه همان پیام است.» ❇️از این منظر، مسئلۀ اساسی هژمونی شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی فقط این نیست که آیا فضای رسانه‌ای جهان، دموکراتیک‌تر (شما بخوانید عاقلانه‌تر و حقیقی‌تر) یا آنارشیستی‌تر (شما بخوانید ابلهانه‌تر یا جعلی‌تر) شده است یا نه. بله، نتایج بسیاری پژوهش‌‌ها نشان می‌دهد که مانند نمونۀ ظهور اینترنت، اینجا نیز نباید در دام خوش‌باوری مفرط افتاد و گمان برد همین که همه می‌توانند حرف بزنند، لزوماً بدین معناست که همۀ حرف‌ها نیز به‌درستی و در روندی دموکراتیک در سطح رسانه‌ها بازتاب خواهد یافت و نتیجۀ این‌همه، جهانی بهتر و انسانی‌تر خواهد شد. ❇️مسئلۀ مک لوهان اما وقتی می‌گفت «رسانه همان پیام است» فراتر از این دوگانه و البته در زمینۀ بحث ما واقع‌گرایانه‌تر بود. او به پیامدهای گسترده‌‌ای اشاره می‌کرد که با ورود فناوری الکتریکی و برخورد آن با فناوری گوتنبرگی که به زعم مک‌لوهان زندگی آمریکایی بر اساس آن و از طریق آن شکل گرفته بود، بر زندگی ما تأثیر می‌گذاشت و اصلی‌ترین آن‌ها را چنین تبیین می‌کرد: «تأثیرات فناوری در سطح نظرها و درک و برداشت ما نیست که بروز می‌یابد، بلکه الگوهای درک و فهم ما را، تدریجاً و بدون اینکه هیچ مقاومتی در مقابل‌شان صورت گیرد، تغییر می‌دهد.» ❇️روزنامه‌نگاری ایرانی اغلب انگار هنوز در عصر گوتنبرگ به سر می‌برد. همچنان مرجعیت‌هایی را مبنا قرار می‌دهد که از نظر نسل‌های جوانِ مأنوس با شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی، غریب و سست به نظر می‌رسد. با این‌همه فراموش نکنیم که معلوم نیست چرخ رسانه هم همیشه بر این منوال بچرخد. بنابراین شاید راهی اگر برای تداوم رسانه به نظر برسد، یکی نیز این باشد که هر جریان و نسل و گرایش و نحله در فضای رسانه‌ای بکوشد بیش از آنکه دیگری را خطاب قرار دهد و در پی بنیادنهادن یا عرضۀ شکلی نهایی و گونه‌ای برتر از روزنامه‌نگاری باشد، در پی تحقق‌بخشی آرمانی به سبک مطلوب خود باشد. ❇️زمانی پاپ از میکل آنژ پرسیده بود: «راز نبوغت را به من بگو. چگونه مجسمۀ داوود، شاهکار تمام شاهکارها را ساختی؟» جواب میکل آنژ این بود: «ساده است. هر چیزی را که داوود نبود، تراشیدم.» به بیانی دیگر شاید نتوانیم با قطعیت بگوییم درست چیست، اما با قطعیتی بیشتر می‌توانیم از نادرست‌ها بپرهیزیم. انگار دانستن منفی (شناخت نبایدها) بسیار قدرتمندتر از دانستن مثبت (شناخت بایدها) است. 🗞متن کامل این یادداشت در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

تصاویری از برنامه یادبود تژا میرفخرایی گردهمایی دانشجویان تژا میرفخرایی همراه با نمایش آثار نقاشی او، عصر روز جمعه (۱۳ شهریور
+5
تصاویری از برنامه یادبود تژا میرفخرایی گردهمایی دانشجویان تژا میرفخرایی همراه با نمایش آثار نقاشی او، عصر روز جمعه (۱۳ شهریور ۱۴۰۵) در کتابخانه وزن دنیا برگزار شد. میرفخرایی، پژوهشگر علوم ارتباطات، مستندساز و نقاش، به‌عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار در تحلیل گفتمان انتقادی، در تیرماه امسال درگذشت. مجله مدیریت ارتباطات نیز در شماره اخیر خود پرونده‌ای را با عنوان «یادِ استاد» به این چهره ماندگار علوم ارتباطات اختصاص داده است. عکس‌ها از: سعید کیایی ▫️▫️▫️ @cm_magazine

فردین علیخواه، جامعه‌شناس: میکروسلبریتی‌ها از دل شبکه‌های اجتماعی ظهور می‌کنند ❇️میکروسلبریتی‌ها برخلاف سلبریتی‌های سنتی که معمولاً از مسیر سینما، تلویزیون یا رسانه‌های رسمی به شهرت می‌رسیدند، از دل شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌ها ظهور می‌کنند. رابطۀ آن‌ها با مخاطب نیز تا حد زیادی افقی‌تر و نزدیک‌تر است. ❇️مخاطب احساس می‌کند با فردی کاملاً دور از دسترس مواجه نیست؛ بلکه با کسی روبه‌روست که بخشی از زندگی روزمره‌اش را می‌بیند، با او حرف می‌زند و حتی ممکن است احساس کند او را می‌شناسد. ❇️نوجوانانی که برای دیدن یک یوتیوبر تجمع می‌کنند، فقط به‌دنبال دیدن یک فرد مشهور نیستند؛ آن‌ها در حال مشارکت در یک فرهنگ مشترک و تجربۀ یک کنش جمعی‌اند. ❇️اتفاق ایران‌مال را می‌توان نشانه‌ای از یک جامعۀ فرهنگی «مرکززدوده» دانست. جامعه‌ای که دیگر یک مرکز واحد برای تولید معنا، شهرت و مرجعیت ندارد. مرجعیت میان رسانه‌های رسمی، شبکه‌های اجتماعی، گروه‌های همسالان، اینفلوئنسرها، خانواده و دیگر منابع فرهنگی توزیع شده است. ❇️منظور از بحران مرجعیت این نیست که خانواده، مدرسه، دانشگاه یا رسانه‌های رسمی دیگر هیچ تأثیری ندارند؛ مسئله این است که انحصار آن‌ها در تولید معنا، شکل‌دادن به سلیقه و تعیین اینکه چه کسی یا چه چیزی معتبر است، تضعیف شده است. 🗞مطلبی که خواندید بخش‌هایی از گفت‌وگویی است که با عنوان «مواجهه با جامعه فرهنگی مرکززدوده» در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine

قطع دسترسی نوجوانان به شبکه‌های اجتماعی، به معنای قطع‌کردن ارتباط او با جامعه است؟ ❇️مخالفان قانون فرانسه این پرسش حیاتی را مطرح می‌کنند: آیا قطع دسترسی کامل یک نوجوان ۱۴ساله به شبکه‌های اجتماعی، به معنای قطع‌کردن او از جامعه مدنی، منابع حیاتی اطلاعات و گروه‌های حمایتی همسالان نیست؟ در جوامع مدرن که به‌شدت ایزوله شده‌اند، برای نوجوانی که با بحران‌های هویتی، مشکلات خانوادگی یا گرایش‌های متفاوت دست‌وپنجه نرم می‌کند، شبکه‌های اجتماعی گاهی تنها روزنۀ امید، آموزش و ارتباط با دنیای بیرون است. ❇️اعمال یک «ممنوعیت مطلق» برای همۀ افراد زیر ۱۵ سال، مفهوم کلیدی «ظرفیت‌های در حال تکامل» کودک را نادیده می‌گیرد؛ مفهومی مترقی در حقوق بین‌الملل که می‌گوید با رشد ‌جسمی و عقلی کودک، باید به او عاملیت و استقلال بیشتری اعطا کرد، نه آنکه او را در یک حباب بسته نگه داشت. ❇️بدین‌ترتیب، این خطر جدی وجود دارد که سیاست‌گذاران فرانسوی در تلاش عجولانه برای محافظت از کودکان در برابر خطرات الگوریتم‌ها، حق بنیادین آن‌ها برای داشتن عاملیت دیجیتال و مشارکت اجتماعی را مصادره کرده باشند. 🗞مطلبی که خواندین بخشی از مقاله‌ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️ @cm_magazine