ru
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Открыть в Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Больше
2 682
Подписчики
+424 часа
+27 дней
+330 день
Архив постов

‌ مجمل سخنی که در تصویر فوق است را مقایسه کنید با »این سخن«. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل @PanevisDotCom
‌ مجمل سخنی که در تصویر فوق است را مقایسه کنید با »این سخن«. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل @PanevisDotCom

Голосовое сообщение04:34

‌ سخنی در این👆🏼 مورد در ادامه می‌آید. @PanevisDotCom
‌ سخنی در این👆🏼 مورد در ادامه می‌آید. @PanevisDotCom

‌ چنانکه حضور انورتان مطلع است، ما در حال جمع‌خوانی کتاب‌های آلیس میلر هستیم که در مورد دوران کودکی مباحث عمیقی دارند. و اکنو
‌ چنانکه حضور انورتان مطلع است، ما در حال جمع‌خوانی کتاب‌های آلیس میلر هستیم که در مورد دوران کودکی مباحث عمیقی دارند. و اکنون در حال اتمام کتاب «دلهره‌های کودکی» او هستیم. امشب ضمن همین جلسهٔ لایو نکتۀ مفیدی گفته شد که لازم است ذیلاً بر آن تأکید کنم. و آن اینکه بعضی کتاب‌ها لازم است علاوه بر جمع‌خوانی، در تنهایی نیز خوانده شوند. چرا؟ چون گاهی شما باید بر نکته‌ای از کتاب مکث کنید و متوقف شوید و حتی کتاب را کنار بگذارید و بر آن چیزی که کتاب مورد اشاره قرار داده است خوب تأمل کنید و بر درون‌تان عمیق شوید. حتیٰ گاهی ممکن است نیاز به برون‌ریزی داشته باشید. خصوصاً کتاب‌هایی از این دست که به شخم زدن دوران کودکی‌تان می‌پردازد. @PanevisDotCom

‌‌ حکایت خیانت و اعتماد ممکن است تصور کنیم کسی که در جایگاه قدرت است حتماً باید شاهی، ملکه‌ای، رئیس‌جمهوری، رئیسی یا رهبری با
‌‌ حکایت خیانت و اعتماد ممکن است تصور کنیم کسی که در جایگاه قدرت است حتماً باید شاهی، ملکه‌ای، رئیس‌جمهوری، رئیسی یا رهبری باشد. در حالی که اینطور نیست. هر انسانِ معمولی‌ای در نسبت با انسانی یا انسان‌هایی دیگر در طی سفر زندگی‌اش در مراتبی از جایگاه قدرت قرار می‌گیرد. وقتی شما معلم هستید، نسبت به شاگردان‌تان در جایگاه قدرت هستید. وقتی شما به رستوران می‌روید، نسبت به گارسون و کارکنان رستوران در جایگاه قدرت هستید. وقتی شما تاکسی می‌گیرید، نسبت به راننده تاکسی در موضع قدرت هستید. وقتی شما دوست کسی هستید که به شما اعتماد کرده است، نسبت به وی در جایگاه قدرت هستید. وقتی صاحب حیوانی هستید، نسبت به آن حیوان در جایگاه تسلط و قدرت هستید. وقتی پدر یا مادر هستید، نسبت به فرزند یا فرزندان‌تان در جایگاه قدرت هستید. و از این نمونه مواضع قدرت، فراوان در مسیر زندگی‌مان داریم و دائم هم پیش می‌آیند. حال سوال این است که آیا در جایگاه قدرت، وقتی هیچ بازخواستی هم از بیرون و محیط اطراف‌مان نباشد، هر عملی دل‌مان بخواهد درست است انجام دهیم؟ پادشاه یا ملکه‌ای که ثروت عظیم یک سرزمین را در اختیار دارد، مشتری رستوران یا معلمی که بر گارسون و شاگرد تسلط دارد، کسی که رانندهٔ تاکسی‌ای را به خدمت گرفته است، کسی که فرد دیگری به وی اعتماد کرده است، کسی که صاحب حیوانی‌ست، پدر یا مادری که بر فرزندش تسلط دارد، آیا درست است که چون در جایگاه قدرت است، هر طور دلش بخواهد رفتار کند؟ کسی نوشته است که: «به همدمم، دوستم خیانت کرده‌ام و هر کار می‌کنم، مرا نمی‌بخشد و پا در یک کفش کرده که رابطهٔ ما تمام است. ممکن است خواهش کنم به من یاد دهید چه کار کنم تا اعتمادش را ترمیم کنم؟» اعتمادِ شکسته‌شده قابل ترمیم نیست! اگر به کسی که شما را معتمد خود می‌دانسته است و شما را به حرم دلش راه داده است خیانت کرده‌اید و حرمتش را نگه نداشته‌اید، بهترین روش این است که صمیمانه از وی عذرخواهی کنید و راه زندگی‌تان را بکشید و بروید پی زندگی خودتان. سعی در ترمیم خیانت‌تان نکنید که آب در هاون کوبیدن است. و اگر مورد خیانت قرار گرفته‌اید نیز تلاش برای پذیرش فرد خائن، آن هم به ضرب و زور فشار بر خودتان، کاری‌ست یاوه. برای کسی که ابتدائیات انسانیت را نمی‌داند، قبل از هر چیز خودسازی از طریق شناخت و مهارتِ رابطه در اولویت باید قرار گیرد. خواجه پندارد که خدمت می‌کند بی‌خبر کز معصیت جان می‌کند! خودتان را تمرین دهید که در جایگاه قدرت و توانایی قرار بگیرید اما درست و منصفانه رفتار کنید. تمرینش کنید. نسبت به بودن در موضع قدرت خودآگاه شوید. ابتدا به اینکه در مواضع قدرت هستید آگاه شوید، سپس در آن وضعیتِ توانایی، خودتان را زیر نظر بگیرید. بخصوص میل قویِ ارضای خشم‌تان را مشاهده کنید. - ترجمۀ متنِ در تصویر فوق: "متاسفم" زمانی کار می‌کند که فرد اشتباهی مرتکب شده باشد، اما نه زمانی که اعتماد شکسته شود. پس در زندگی اشتباه کنید اما هرگز یک اعتماد را نشکنید. زیرا بخشیدن آسان است، اما فراموش کردن و اعتمادِ دوباره غیرممکن است. - تئو فون @PanevisDotCom

اگر شما در جایگاه قدرت باشید، آیا درست است که هر کاری دل‌تان بخواهد انجام دهید؟
Anonymous voting

اگر شما شاه یا ملکه باشید، آیا درست است هر طور که دل‌تان بخواهد ثروتی که در اختیار دارید را خرج کنید؟
Anonymous voting

اگر شما شاه یا ملکه باشید، آیا حاضرید برای همسرتان جواهری چهار میلیون دلاری به عنوان هدیه بگیرید؟
Anonymous voting

‌ خواجه، یک روز! امتحان کن گنگ باش! @Panevisdotcom
‌ خواجه، یک روز! امتحان کن گنگ باش! @Panevisdotcom

‌ در بلندی، دور از انسان‌ها، بنشینید به تماشا. @PanevisDotCom

‌ در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد In the beginning, the light of your beauty manifested itself
‌ در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد In the beginning, the light of your beauty manifested itself. Love appeared and set fire to the whole world. جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت عین آتش شده ازین غیرت و بر آدم زد Your face displayed glory, but found angels had no love. It became like fire from ghayrat and struck on Adam. عقل می‌خواست کزان شعله چراغ افروزد برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد Reason wanted to kindle its lamp from that flame. The lightning of ghayrat flashed and threw the world into chaos. مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینهٔ نامحرم زد The pretender wanted to come to the scene of the mystery. The hand of the Unseen came and hit the stranger's breast. دیگران قرعهٔ قسمت همه بر عیش زدند دل غمدیدهٔ ما بود که هم بر غم زد All others chose the way of pleasure. It was my grief-stricken heart that chose pain. جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلقهٔ آن زلف خم‌اندرخم زد My heavenly soul had the fancy of your chin-pit. So it hung from the ring of your coiled and curled tress. حافظ آن روز طربنامهٔ عشق تو نوشت که قلم بر سر اسباب دل خرم زد Hafez wrote the pleasure-book of your love on that day When he crossed out the means of the happy heart. ترجمه از رضا صابری ‌ شرح و بررسی جمعی در جلسات «کرشمۀ حُسن»، کلاس «درس حافظ» @PanevisDotCom

‌‌ تکرار اسم جهت بالانس اگر جهت رابطه عاطفی گرفتن تازه با کسی آشنا شده‌اید و در تعاملاتی که با وی دارید می‌بینید او دارد بدون
‌‌ تکرار اسم جهت بالانس اگر جهت رابطه عاطفی گرفتن تازه با کسی آشنا شده‌اید و در تعاملاتی که با وی دارید می‌بینید او دارد بدون هیچ دلیلی نام شما را با خودش به کرّات تکرار می‌کند، این احتمال زیاد را بدهید که وی اهل بالانس زدن باشد. بالانس زدن چیست؟ اصطلاحی‌ست به معنای حفظ تعادل بین دو رابطه، یا حتی چند رابطه. فرد همزمان در حال هماهنگی‌ست تا دو رابطه را نگه دارد، یعنی تعادل یا بالانس خودش را تنظیم کند جهت حفظ دو رابطه. اینکه نام شما را دائماً پیش خودش تکرار می‌کند برای این است که مبادا موقع صدا زدن شما، به جای نام شما نام آن یار دیگرش از دهانش در برود. در حقیقت دارد با تکرار اسم شما، خودش را نسبت به نام شما شرطی یا همان کاندیشنه می‌کند. بالانس‌زن‌هایی که این نکته را متوجه شوند، یعنی بفهمند که شما از این جریان باخبر هستید، یک ترفند زیرکانهٔ دیگر به کار می‌برند. و آن اینکه اکثر اوقات شما را به اسم صدا نمی‌کنند و با اصطلاحاتی مانند «عزیزم» شما را صدا می‌کنند. هم شما را و هم یار دیگرش را. به این صورت ریسک لو رفتن را کاهش می‌دهند. @PanevisDotCom

شما متأهل هستید و چندین سال از تأهل شما گذشته است. در طول دوران تأهل‌تان حتیٰ یک بار به همسرتان خیانت نکرده‌اید. ‌ کسی(غریبه) از شما می‌پرسد: آیا در طول دوران تأهل به همسرت خیانت کرده‌ای؟ ‌ پاسخ شما کدام گزینه است؟ ‌
Anonymous voting

‌ گاهی خداوند این کار را برای انسان انجام می‌دهد! کاری که ابوسعید توصیه می‌کند را. این نکته یکی از شگفت‌هایی‌ست که در سلوک است. ‌ @PanevisDotCom

‌‌ این همه طنز گفت: نظرهای مردم را زیر بعضی ویدیوها می‌خوانم و کلی می‌خندم. اصلاً خواندن کامنت‌ها گاهی بیشتر از خواندن یا تما
‌‌ این همه طنز گفت: نظرهای مردم را زیر بعضی ویدیوها می‌خوانم و کلی می‌خندم. اصلاً خواندن کامنت‌ها گاهی بیشتر از خواندن یا تماشای خود پست‌ها لذت‌بخش‌تر است. چقدر مردم این سرزمین طنزپردازی قوی‌ای دارند. گفت: این طنزپردازی‌ها یک مکانیسم دفاعی سیستم عصبی انسان است. سیستم عصبی به دلیل فشارهای زیاد ناشی از اوضاع بد اقتصادی و استرس فراوانی که متحمل می‌شود، خندیدن را برای تنظیم و تعادل خود اجرایی می‌کند و در قالب طنز و شوخ‌طبعی و شوخی با موضوعات جلوه می‌کند. لذا هر چه فشار عصبی بیشتر، توانایی طنزپردازی نیز بیشتر. @PanevisDotCom

‌ دربارهٔ اصطلاح «بی‌عملی» در اندیشۀ کریشنامورتی امشب در گروه کریشنامورتی‌خوانی دربارهٔ «بی‌عملی» صحبت به میان آمد. در آموزه‌
‌ دربارهٔ اصطلاح «بی‌عملی» در اندیشۀ کریشنامورتی امشب در گروه کریشنامورتی‌خوانی دربارهٔ «بی‌عملی» صحبت به میان آمد. در آموزه‌های جیدو کریشنامورتی، اصطلاح «عدم‌عمل» معنای عمیقی دارد که ریشه در فلسفهٔ وی، ریشه در عدم‌ دوگانگی، و رهایی از شرطی‌شدگی دارد. برای کریشنامورتی، «عدم‌عمل» به معنای انفعال یا تنبلی نیست. بلکه به حالتی از «واکنش‌نشان‌ندادن» اشاره دارد. یعنی فرد از پاسخ‌های خودکار و شرطی‌شده توسط جامعه، ترس، تمایل یا فکر آزاد است. هر واکنشِ منبعث از إشعار. به‌نظر او، بیشتر اعمال انسانی واکنش‌هایی هستند، پاسخ‌هایی مکانیکی که توسط تجربیات گذشته، ایدئولوژی‌ها و ساختارهای روانیِ شرطی‌شده‌اند. کریشنامورتی می‌گوید عمل واقعی از حالتی از «آگاهی بیدون انتخاب» برمی‌خیزد، آنگاه که ذهن کاملاً به لحظهٔ حاضر آگاه است و تحت تأثیر گذشته یا آینده قرار نمی‌گیرد(إشعار). در این حالت، هیچ دوگانگی‌ای بین فاعل و عمل وجود ندارد و از این‌رو، «عدم‌ عمل» یا بی‌عملی به این معناست که عمل نه از یک خود جدا یا ایگو، بلکه از یک خرد یا بینش عمیق‌تر سرچشمه می‌گیرد. کریشنامورتی اغلب این ایدهٔ «بی‌عملی» را با واکنش‌های عادی ذهن مقایسه می‌کند. در نظر او، آزادی واقعی در درک و مشاهدهٔ این فرایند بدون دخالت یا تلاش برای کنترل آن نهفته است. در این حالت، عملی خودجوش، کامل و هماهنگ با زندگی به‌ وجود می‌آید، یعنی همانچه او به‌عنوان «عمل در بی‌عملی» توصیف می‌کند. در اصل، بی‌عملی در دیدگاه کریشنامورتی به معنای فراتر رفتن از پاسخ‌های مبتنی بر إشعار و داخل شدن در زندگی همراه با حالتی از حضور و درک عمیق است. در تطبیق این ایده با ترمینولوژی مولوی می‌توان از اصطلاحات خاص مولوی مانند «منبلی» بودن و «ابلهی» نام برد. توضیحات مفصل این موضوع در جلسهٔ 80c کریشنامورتی‌خوانی گفته شده است. @PanevisDotCom

‌ دربارهٔ اصطلاح «بی‌عملی» در اندیشۀ کریشنامورتی امشب در گروه کریشنامورتی‌خوانی دربارهٔ «بی‌عملی» صحبت به میان آمد. در آموزه‌
‌ دربارهٔ اصطلاح «بی‌عملی» در اندیشۀ کریشنامورتی امشب در گروه کریشنامورتی‌خوانی دربارهٔ «بی‌عملی» صحبت به میان آمد. در آموزه‌های جیدو کریشنامورتی، اصطلاح «عدم‌عمل» معنای عمیقی دارد که ریشه در فلسفهٔ وی، ریشه در عدم‌ دوگانگی، و رهایی از شرطی‌شدگی دارد. برای کریشنامورتی، «عدم‌عمل» به معنای انفعال یا تنبلی نیست. بلکه به حالتی از «واکنش‌نشان‌ندادن» اشاره دارد. یعنی فرد از پاسخ‌های خودکار و شرطی‌شده توسط جامعه، ترس، تمایل یا فکر آزاد است. هر واکنشِ منبعث از إشعار. به‌نظر او، بیشتر اعمال انسانی واکنش‌هایی هستند، پاسخ‌هایی مکانیکی که توسط تجربیات گذشته، ایدئولوژی‌ها و ساختارهای روانیِ شرطی‌شده‌اند. کریشنامورتی می‌گوید عمل واقعی از حالتی از «آگاهی بیدون انتخاب» برمی‌خیزد، آنگاه که ذهن کاملاً به لحظهٔ حاضر آگاه است و تحت تأثیر گذشته یا آینده قرار نمی‌گیرد(إشعار). در این حالت، هیچ دوگانگی‌ای بین فاعل و عمل وجود ندارد و از این‌رو، «عدم‌ عمل» یا بی‌عملی به این معناست که عمل نه از یک خود جدا یا ایگو، بلکه از یک خرد یا بینش عمیق‌تر سرچشمه می‌گیرد. کریشنامورتی اغلب این ایدهٔ «بی‌عملی» را با واکنش‌های عادی ذهن مقایسه می‌کند. در نظر او، آزادی واقعی در درک و مشاهدهٔ این فرایند بدون دخالت یا تلاش برای کنترل آن نهفته است. در این حالت، عملی خودجوش، کامل و هماهنگ با زندگی به‌ وجود می‌آید، یعنی همانچه او به‌عنوان «عمل در بی‌عملی» توصیف می‌کند. در اصل، بی‌عملی در دیدگاه کریشنامورتی به معنای فراتر رفتن از پاسخ‌های مبتنی بر إشعار و داخل شدن در زندگی همراه با حالتی از حضور و درک عمیق است. در تطبیق این ایده با ترمینولوژی مولوی می‌توان از اصطلاحات خاص مولوی مانند «منبلی» بودن و «ابلهی» نام برد. توضیحات مفصل این موضوع در جلسهٔ 80c کریشنامورتی‌خوانی گفته شده است. @PanevisDotCom

‌ به علتِ واضحِ ناهنجار بودنِ اکثرِ انسان‌ها و به قول مولانا «آدمی‌خوار» بودن اغلب مردمان، حد و مرز گذاشتن در روابط را باید آ
‌ به علتِ واضحِ ناهنجار بودنِ اکثرِ انسان‌ها و به قول مولانا «آدمی‌خوار» بودن اغلب مردمان، حد و مرز گذاشتن در روابط را باید آموخت و اجرایی کرد. بیشتر انسان‌ها در این زمینه آموزش ندیده‌اند و آن را بلد نیستند. به امید خدا در گروه رابطه جلساتی با مبحث «حد و مرز گذاشتن در رابطه» خواهیم داشت. عجالتاً بخوانید »این مطلب« را از نیکول لپرا. @PanevisDotCom