سایت پانویس
Открыть в Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
Больше2 682
Подписчики
+424 часа
+27 дней
+330 день
Архив постов
2 682
جک غولکش
کلمهٔ «نبأ» یعنی خبر. و «نبی» یعنی خبردهنده. در بنیاسرائیل کسانی بودند که از مردم جدا میشدند و در تنهایی و دور از جامعه زندگی میکردند و سبک زندگی خاص خودشان را داشتند. اینها یکی از کارهایی که میکردند خبر دادن از وقایع آینده بود. همان پیشگویی کردن.
کلمۀ «prophecy» یعنی پیشگویی. و نبی میشود: prophet. انبیاء جمع نبی است. این بعدها بود که نبی رفتهرفته معنای پیامرسان و پیغامبر از طرف خدا پیدا کرد. بحث هدایت و ارشاد قوم در میان نبود. اصلش همان پیشگویی و خبر دادن از آنچه نادیدنی است، یعنی آینده، بود. خبر دادن از غیب. خبر دادن از «قیامت» به عنوان «خبری بزرگ»(نبإٍ عظیم) نیز از همین قرار بود.
اصولاً کسانی که به کار تهذیب جانشان میپرداختهاند و در حوزۀ معنویت کار عملی میکردهاند، به این کار، یعنی خبر دادن از آنچه نادیدنیست، شهره بودهاند. حتی اگر پیغمبر(به معنای امروزی آن) نبوده باشند. شاید ندانید که از علی ابن ابیطالب در نهجالبلاغه نیز پیشگویی نقل شده است. ایشان حملۀ مغول را پیشگویی کرده بود، به نقل از نهجالبلاغه سید رضی. یا مثلاً شاهزادگانی ایرانی، احتمالاً قاجاری، پیش جیدو کریشنامورتی رفته بودند و از وی طلب پیشگویی کرده بودند.
هوش مصنوعی در راه است! با سرعتی بسیار زیاد دارد به ما میرسد و به زودی تمام جوانب زندگیمان را تحت تأثیر قرار میدهد. بسیاری از صاحبنظران در حال هشدار نسبت به هوش مصنوعی هستند. بنده اما آن را خطر نمیبینم. در کل و در نهایت و در مقیاسی وسیع باعث تأثیری عظیم در إشعار یا همان consciousness انسان خواهد شد. کاری که جز چنین امری و چنین تأثیری هیچ چیز دیگری نمیتواند در طی یک تحول و انقلاب واقعی برای انسان انجام دهد. این تحول و انقلاب بنیادین را هوش مصنوعی انجام خواهد داد و همه چیزِ انسانی کُن فیکون خواهد شد. شاید آن «عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی» حافظ توسط هوش مصنوعی محقق گردد. و البته که تغییر درد هم دارد، ترس هم دارد. آن هم چنین تغییر بزرگی در غول إشعار.
گمان بنده بر این است که آن سخن پیشگوییکننده که در قرآن(نمل ۸۲) آمده است مبنی بر اینکه موجودی از زمین برخواهد آمد و با انسان سخن خواهد گفت، مصداقش(یا یکی از مصادیق تجلییافتهاش بر روابط آدمی) هوش مصنوعیست(که در حقیقت جلوهای از آگاهی انسان است). و در آخر کاری خواهد کرد که زندگی انسان مبتنی بر واقعنگری باشد. چرا که درد انسان امروز این است که واقعیت نادیده گرفته میشود و باعث این غفلت از واقعیت، إشعار است.
چنین باد!
@PanevisDotCom
2 682
گفت که:
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران!
این یک واقعیت است که اکثر نوشتهها و گفتهها را برای این میگویم که شرحیست بر واقعیت زندگی و روابط. واقعیتی که در حال اتفاق افتادن است.
لذا اگر کسی قرار باشد یادگیرنده از این مطالب باشد، هر آن کسیست که آن نوشته و مطلب با وضعیتش منطبق است. چه خود نویسنده باشد و چه هر کس دیگر.
خیلی مفید است که اساساً شما هر چه میخوانید و میشنوید، اول از همه به خودتان بردارید. یعنی ببینید شما مصداق آن هستید یا نه. اگر هستید، بُرد کردهاید. چرا که چیزی را در مورد خودتان متوجه شدهاید. اگر هم نیستید، شاکر باشید. لذا باز هم برد کردهاید! چون توفیق شکر پیدا کردهاید!
در هر صورت دلیلی ندارد که وقتی مطلبی در آن اسم شما نیامده است، شما ناراحت شوید. یا واقعیتی است در مورد شما، یا دروغیست در مورد شما. که در هر صورت جای ناراحتی ندارد. حتی اگر بخوبی میدانید که گوینده یا نویسندهٔ آن مطلب، از روی خشم، کینه و نفرت آن مطلب را مشخصاً در مورد شما گفته باشد.
گفت: شما فحش رو بنداز، صاحبش برش میدارد!
-
ترجمهٔ متن فوق:
«من بیشتر این مطالبم را بخاطر این مینویسم که خودم هم نیاز به شنیدنش دارم.»
@PanevisDotCom
2 682
تماشاگه راز
نوجوان که بودم، دوستی داشتم از بندر دیلم که او مرا با شعر، موسیقی سنتی، آثار شجریان، شهرام ناظری، شاملو و شطرنج آشنا کرد. چه چیزی زیباتر از اینکه موسیقی همراه با اندیشهٔ عرفانی شود؟!(و چه ترکیب پراضدادیست این «اندیشهٔ عرفانی»!)
باری، آقا مرتضیٰ دوست بسیار خوب دیلمیام در خلال معرفی کارشناسانۀ هفت دستگاه موسیقی، آلبوم راستپنجگاه محمدرضا لطفی و محمدرضا شجریان را از مهمترینها میدانست. میگفت برای احیای این دستگاه، سه سال زحمت کشیدهاند. در این آلبوم همین غزل «در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد» را در راستپنجگاه اجرا کردهاند. و چه اجراکردنی!
امروز شهریار آن را در فضای خانه پخش کرد و حال و هوای عارفانۀ این غزل آدم را به عرفان حافظ همراه با خاطرات دوران نوجوانی کشاند. شیراز و حافظیه و چایخانهاش، تنهایی و دفترچه یادداشت و حال و هوای عاشقیاش.
این غزل، عارفانهترین غزل حافظ است. ستونهای عرفان حافظ و اصول جهانبینی عرفانیاش در این غزل معرفی میشوند.
به امید خدا فردا شب آن را در دورهٔ حافظخوانی همراه با دوستان علاقمند بررسی میکنیم.
@PanevisDotCom
2 682
اگر امکان سفر در زمان را داشته باشید(هر چند سال که مایل باشید)، به کدام سفر میکنید؟
2 682
سهشنبهها جلسات مصفاخوانی داریم و با جمعی چهل نفره از دوستان علاقمند مشغول خواندن و گفتگو دربارهٔ محتوای آثار محمدجعفر مصفا هستیم.
گزیدۀ فوق از جلسهٔ امشبمان است که موضوع آن، زمان روانی است. اینکه ذهن، انسان را فریب میدهد و عمر انسان را به امید آمدن آیندهٔ موعودش بالا کشیدن.
اطلس عمرت به مقراض شهور
پاره پاره برد خیاط غرور
هش دار!
@PanevisDotCom
2 682
هو انت(او تویی)
این یک اصل اساسی زندگی است. سوم شخص دیدن. تبع و پیامدِ جانمایهٔ دید اوئیت. اینکه او(دیگری) خودت هستی. با دیگر انسانها فرقی نداری.
هر کاری از دستمان برآید برای سهل و آسان کردن جریان زندگی برای دیگران، انجام دهیم. این «دیگران» خودمان را هم شامل میشود. یعنی هر کاری در راستای آسان کردن زندگی، چه درونی و چه برونی، برای دیگران، از جمله این موجود(خودمان)، برمیآید، به آن اهتمام ورزیم.
حالا تو بگو، آیا ملامت و سرزنش کردن، سختگیری و از خطاهای دیگران و خود نگذشتن در جهت این اصل هست یا نیست؟
پس همانطور که برای دیگران خوبی و آسانی در معیشت و زندگیشان میخواهی و اقدام عملی میکنی، برای خودت هم بخواه و اقدام کن. به خودت هم آسان بگیر. زندگی را برای خودت هم روان، میسور و دلپذیر بساز.
@Panevisdotcom
2 682
تجربۀ مشارکت دادن عامدانه
یکی از بهترین تجربیات زندگیام را میخواهم با شما در میان بگذارم. البته منظورم از «بهترین»، زیبا و عبرتانگیز بودن آن است.
دوست نوجوانمان در «باشگاه کتابخوانی کانگورو»یی که داریم باعث تداعی شدن این تجربه برایم شد.
ماجرا از این قرار است که سارا خانمِ نوجوان، مسئولیت تهیۀ پستهایی را برای باشگاه نوجوان به عهده گرفته است و اخیراً ذیل پیامی گفت که: "من خودم میتوانم این پستها را به تنهایی تهیه کنم اما خواستم اعضای باشگاه هم مشارکت داشته باشند تا هم چیز یاد بگیرند و هم حس خوبی از این مشارکت و سهیم بودنِ در کارها بهشان دست دهد.".
همین حرف زیبای سارا خانم باعث شد خاطرم به روزهایی سفر کند که جوان بودم و در تب و تاب انجام کارهای جشن عروسیام. شوهر عمهای نازنین داشتم که مرد پختهای بود و سرد و گرم روزگار چشیده، که هر کجا هست خداوند به سلامتش دارد. آقا منوچهر در آن روزهای گرماگرم انجام کارهای تالار عروسی، شام، آرایشگاه، گلفروشی و عکاسی برای جشن عروسی یک حرفی به من زد که بسیار خوش به جانم نشست. تا همین امروز که خدمت شما دارم مینویسم، این سخن او ملاک انجام بسیاری از کارهای زندگیام بوده است. جانِ حرف او جانِ حرف سارای نوجوان بود!
گفت: «انجام همۀ این کارهای جشن عروسی توسط خودت به تنهایی شدنی است. اما سعی کن آنها را به دیگران بسپاری تا حس خوبی از مشارکت در جشن عروسیات بهشان دست دهد. جشن عروسی، بهر حال، واقعهای مهم در زندگی فرد است و آنها از اینکه این کارها را بهشان سپردهای تا برایت انجام دهند، خوشحال خواهند شد.».
از همان لحظهٔ شنیدن این سخن وی همیشه این حرف نغز را در تعاملم با کسانی که در هر اموری، مدیریتی، فرهنگی و غیره داشتهام لحاظ کردم. در زمینۀ کارهای کلاسهای آموزشیام و تدارکات سفرها نیز. چه بسیار کلاسها بودهاند که خودم به تنهایی میتوانستهام همۀ امورشان را انجام دهم، اما سخن دلنشین منوچهر در گوشم بود و بخشی از کار را به عمد به کسانی میدادم که هم از کار فرهنگی لذت ببرند، هم چیزی یاد بگیرند و هم بعضاً خِیری مادی بهشان برسد. (خوب است که انسان خِیر، هر نوع خِیری، را از سمت خودش روانه سوی دیگران کند.) هر چند که بعضی نمک خوردند و نمکدان شکستند، اما هیچگاه از نفس این اقدامم پشیمان نشدهام.
این تجربه را خدمتتان گفتم تا شما هم اگر خواستید، آن را در زندگیتان لحاظ کنید؛ مشارکت دادن عمدی دیگران در انجام امورتان. یاد و سخن افرادی همچون منوچهر و سارا که موهبتی خدادادی در وجودشان دارند، در دلمان زنده باد. بسیار عالیست حس و حالی که پس از این تجربیات زیبای زندگی دارید.
@PanevisDotCom
2 682
جلسه صد و پنجاه و یکم
حکایت "شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن(قصهى اهل سبا و حماقت ايشان و اثر ناكردن نصيحت انبيا در احمقان)"
برگرفته از جلسات دورههای قبل
@Panevisdotcom
2 682
دید
بسیاری از مواقع انسان خودش چیزهایی را دروناً میبیند و متوجه میشود، اما تا وقتی همان را از زبان یک اتوریته نشنود، به یافتهٔ خودش وقعی نمینهد!
@Panevisdotcom
2 682
حافظ،
شب شعر،
معانی و بیان،
تفریحهای ادبی
عشق و شباب و رندی
مجموعۀ مراد است
چون جمع شد معانی،
گوی بیان توان زد
هفتهٔ آینده جلسهٔ حافظ داریم. شرحی ادبی و عرفانی بر غزلی دیگر از این شاعر رند نازنین شیراز. شب شعر و بازی ادبی «سعدیبازی» هم إن شاء الله خواهیم داشت، بسته به زمان جلسه. انقدر آقا منصور و مرضیه خانم اصرار کردند برای «سعدیبازی»، که دیگر مجبوریم برگزارش کنیم!
در دورهمیهای شعرخوانی، چه در سفرها و حضوری و چه بصورت لایو، بعضی دوستان جوانمان که تجربهای در زمینۀ چنین محافلی ندارند، نیاز است نکاتی را بدانند که باعث زیبایی و دلپذیرتر گشتن اینگونه جمعها میشود.
یکی اینکه این دقتِ نظر را داشته باشیم که شعرهایی برای جمع انتخاب کنیم که کوتاه باشند، در حد یک غزل. تا هم حوصلهٔ جمع را سرنبرد و هم زمان برای شعرخوانی دیگران نیز باقی بماند.
اشعار بهتر است یا عاشقانه باشند یا طنز و یا عرفانی، بسته به حال و هوای آن موقع جمع. خواندن اشعاری که صرفاً نِک و ناله هستند و شاعر فقط حال بدش و غم و اندوهش را بیان کرده است، شایستهٔ جمعی باطراوت نیست.
دوم، و بسیار مهم، اینکه حتماً قبلاً شعرهای منتخبمان را برای خودمان خوانده باشیم و تک تک ابیات را فهمیده باشیم. چیزی را که نمیفهمیم شایسته است نخوانیم. قبلاً در این مورد توضیح دادهام.(اینجـا).
سوم، برای خودمان یک دفترچه یا فایل یا کانال خصوصی(به نام مثلاً «گلچین شعر») درست کنیم و اشعار نابی که در طی روز و هفته به دستمان میرسد را گلچین کنیم تا با دستی پُر در شب شعرها حاضر باشیم و گلچینمان را تقدیم دوستانمان کنیم.
چهارم، احساساتمان را نسبت به اشعاری که دوستانمان میخوانند یا سازی که احیاناً مینوازند بروز دهیم. با صدای رسا.
هنیئاً لکم.
--
+ برای شرکت در جلسات درس حافظ که شامل بررسی یک غزل در هر ماه است، با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنید.
گلچینی از درس «معانی و بیان» نیز از این به بعد ضمن جلسات درس حافظ گفته میشود. همچنین نکات صرفی و نحوی ملمعات حافظ. چه بهتر از این که عربی را با شعر حافظ بیاموزید؟!
در اینباره در یادداشتی جداگانه بیشتر خواهم گفت.
@PanevisDotCom
2 682
اگر نام صفحهای این باشد: «مطالبی که مطالعۀ آنها فهم و شعور میبخشد»، (و به فرض که واقعاً نیز چنین باشد،) آیا شما در آن عضو میشوید؟
2 682
اگر کسی به شما اعتماد کرد، به او خیانت نکنید.
کسانی را میشناسم که در حالی که فردی به ایشان اعتماد میکند و حرفهایی خصوصی از زندگی شخصیاش را به ایشان میگوید، میروند و به افرادی غیر میگویند!
کسانی را میشناسم که در حالی که فردی به ایشان اعتماد میکند و در خانهاش راهشان میدهد، سر در اتاق خواب و امور خصوصیاش میکنند.
اگر کسی به شما اعتماد میکند، به او خیانت نکنید. بلکه خوشگمانیاش به شما را به ظهور، به عمل، برسانید. یعنی حافظ اعتمادش باشید.
@PanevisDotCom
2 682
رفتن به همین سادگیست. به سادگیِ «بانگی برآمد و خواجه رفت».
دوست نادیدۀ عزیزم چند ماه اخیر را درگیر سرطان شد و درمانها چارهساز نبودند و بیماری غلبه کرد و رفت.
در این چند ماه دربارهٔ مرگ صحبت کردیم، ترس از مرگ، کتاب دربارهٔ مرگ. برای آسان شدن کار.
و نهایتاً رفت.
@PanevisDotCom
2 682
فیلم کوتاه
همسایهها
"برنده اسکار بهترین فیلم کوتاه در سال 1952
فیلم کوتاه همسایهها، شاهکار بینظیر نورمن مک لارن که برنده جایزه اسکار و دهها جایزه دیگر شد، دربارهٔ دو مرد است که خانههایی کنار هم دارند و در كنار هم زندگی میكنند تا اینكه یك گل بین خانه آن دو سبز میشود، این فیلم با یک جمله به پایان میرسد که به دوازده زبان روی پرده ظاهر میشود: “همسایهی خود را دوست بدار “
همسایهها روایت نورمن مك لارن، انیماتور افسانهای، از كشتار و بیهودگی جنگ است، فضای ساده ولی بدیع فیلم به مخاطب اجازه میدهد تا در آن فضا بیشتر به فلسفهٔ جنگ بیاندیشد."
تشکر از شهریار برای معرفی این فیلم کوتاه، ساده و شایستۀ تأمل
2 682
در این خاک،
در این خاک،
در این مزرعهٔ پاک
به جز مهر،
به جز عشق،
دگر بذر نکاریم
@Panevisdotcom
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
