ru
Feedback
امیدگاه

امیدگاه

Открыть в Telegram

آنچه امید مرجمکی می بیند و می گوید

Больше
3 650
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-2230 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+6
в 0 каналах
июнь '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
май '26
+14
в 2 каналах
Get PRO
апрель '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+18
в 1 каналах
Get PRO
февраль '26
+67
в 0 каналах
Get PRO
январь '26
+23
в 3 каналах
Get PRO
декабрь '25
+38
в 3 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+8
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '25
+36
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+54
в 3 каналах
Get PRO
август '25
+37
в 2 каналах
Get PRO
июль '25
+122
в 1 каналах
Get PRO
июнь '25
+12
в 2 каналах
Get PRO
май '25
+20
в 2 каналах
Get PRO
апрель '25
+31
в 2 каналах
Get PRO
март '25
+86
в 5 каналах
Get PRO
февраль '25
+15
в 3 каналах
Get PRO
январь '25
+10
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '24
+25
в 3 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+21
в 2 каналах
Get PRO
октябрь '24
+9
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+32
в 2 каналах
Get PRO
август '24
+95
в 2 каналах
Get PRO
июль '24
+324
в 2 каналах
Get PRO
июнь '24
+103
в 1 каналах
Get PRO
май '24
+37
в 0 каналах
Get PRO
апрель '24
+68
в 1 каналах
Get PRO
март '24
+77
в 2 каналах
Get PRO
февраль '24
+35
в 0 каналах
Get PRO
январь '24
+98
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '23
+95
в 4 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+103
в 5 каналах
Get PRO
октябрь '23
+109
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+81
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+114
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+71
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+557
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+246
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+91
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+23
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+10
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+9
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+78
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+159
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+18
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+44
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+60
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+23
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+17
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+12
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+19
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+43
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+74
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+21
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+117
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+160
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+51
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+76
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+41
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+51
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+53
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+127
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+2 883
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
23 июля0
22 июля0
21 июля0
20 июля0
19 июля+1
18 июля0
17 июля0
16 июля+1
15 июля0
14 июля0
13 июля+1
12 июля0
11 июля0
10 июля0
09 июля0
08 июля0
07 июля0
06 июля0
05 июля0
04 июля+1
03 июля+2
02 июля0
01 июля0
Посты канала
از هفته ها قبل توی گروه پیرمردهای همکلاسی بر سر حمایت یا عدم حمایت از تیم فوتبال بگو مگو بود.از همان بگومگوهای دیگر جاهای فضا
از هفته ها قبل توی گروه پیرمردهای همکلاسی بر سر حمایت یا عدم حمایت از تیم فوتبال بگو مگو بود.از همان بگومگوهای دیگر جاهای فضای مجازی.گیرم با غلظت و شدت کمتر و آرام‌تر.سال‌ها دوستی و فرتوتی مانع از به هم پریدن‌های فحش آلود مرسوم این روزها می‌شد. تا آخرهای بازی با مصر هم همین بود اما درست بعد از آن گل آفساید جو عوض شد.اولش شادمانی بود و بق بقو و بعد حسرت شد و فحش به داور و دوربین وار… شبیه آن مسلمان نومسیحی که تا روشن شدن دوباره‌ی چراغ‌ها را دید صلواتی از ته دل فرستاد… قصه همان است.آخوندی که رای به حرام بودن قند داد و بعد به مصلحتی و به غسلی در چای حلالش کرد هنوز هم همان است.تنها جامه دیگر کرده است… کاش نیوزیلند را برده بودیم. کاش این دوربین وار این‌قدر نامهربان نبود با ما کاش تیر دروازه‌ی حریف این‌طور مقاومت نمی‌کرد… حیف شد… @rAheomid

2
داشتم توی مغازه‌ی روغنی و دوده‌زده‌ی شاپور فنرساز سیبک‌های کهنه را با بنزین شست‌وشو می‌دادم و به سخن‌رانی پرشورش گوش می‌کردم... چهارده ساله بودم و طرح کاد مزخرفی بود که مجبورم می‌کرد هفته‌ای یک بار توی آن مغازه سیبک بشویم تا کار و دانش را با هم یاد بگیرم و سال شصت و دو بود و ولوله‌ای بود و جنگ بود...هم در جبهه، هم در خیابان... شاپور فنرساز معتقد بود که سیاست همین است.سرت را بیانداز پایین و سیبکت را بشور و کاری به این چیزها نداشته باش‌.حقی وجود ندارد.حق با قوی‌ترهاست.برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی و ببو نباش... زور کسی به اینها نمی‌رسد چون هم پول دارند هم اسلحه و هم حمایت خیلی از مردم را...نگاه کن که چطور همین هم‌کلاس‌هایت توی جنگ و خیابان کشته می‌شوند اما باز هم شعار جنگ جنگ می‌دهند... قدرت یعنی همین... دل من اما با حاجی گیاهی بود که یک دورانی هم توی خارج درس مهندسی خوانده بود اما ناگهان رها کرده بود و برگشته بود و فروشگاه لوازم خانگی داشت و آدم مرتب و تر و تمیز و اتو کشیده‌ای هم بود اما چون مغازه‌اش توالت نداشت مجبور بود گاهی به گوشه‌ی مغازه بخزد و توی سطل ماست کهنه خودش را خلاص کند... حاجی گیاه‌خواه می‌گفت قاطی این بازی‌ها نشوی‌ ها.. همه‌اش الکی‌ست.. همه‌شان سر و ته یک کرباسند.این مملکت باید بدست آدم حسابی‌ها و درس‌خوانده‌ها و عاقل‌ها اداره بشود نه این شپشوها... بعد آروغش را که بوی الکل می‌داد در هوا رها می‌کرد و سلام و علیکی با استوار کچل می‌کرد و بلافاصله فحشی توی هوا ول می‌کرد. مغازه بوی شاش شنبلیله‌ای می‌داد و مشتری خاصی هم نداشت ولی جنس‌های لوکس و گرانی داشت که آن روزها پول اغلب مردم به خریدنش نمی‌رسید... جعفر آقا هم نصیحتم می‌کرد که خیلی با این گیاهی شمر و بی خدا هم‌صحبت نشوم چون آدم بی ایمان از سگ هم نجس تر است.البته خودش عرق‌خور قهاری بود و به اینها فحش می‌داد و اعتقاد داشت یک روز بالاخره شاه بر می‌گردد و فیلم‌های گوگوش دوباره نمایش داده می‌شوند و مملکت حساب و کتاب و صاحب پیدا می‌کند... ولی خب... آدم بی اعتقاد از سگ هم نجس‌تر است... خدا بیآمرز تا روز رفتن منتظر برگشتن شاه بود و باز شدن عرق فروشی‌ها... و با وانت کهنه‌اش بار جابجا می‌کرد... شب‌ها آخر وقت عزیز کوماندو سری به مغازه‌ی پدر می‌زد.مرد قوی هیکلی بود و عینک کائوچویی می‌زد و بسیار دانشمند بود.هر شب ساعت ده، گزیده‌ی اخبار را برای من و پدر می‌گفت.آن وقت‌ها که برنامه‌ی شصت دقیقه‌ی بی بی سی نبود و رادیو و تلویزیون پر بود از انجز انجز وعده، اخبار عزیز کوماندو موهبتی بود... شغل عزیز کوماندو معلوم نبود اما وضعش بد نبود.زمان شاه کمونیست بود و عرق می‌خورد و سرود می‌خواند.انقلاب که شد ناگهان کوماندو شد و رییس شد و با ژ ۳ دنبال ضد انقلاب می‌گشت... بعد ناگهان رفت توی کار ساختمان و از سیاست کناره گرفت و به شاه و کمونیست و اینها فحش می‌داد... گویا ورشکست هم شده بود ولی هر شب ساعت ده گزیده‌ی اخبار را برای من و پدر می‌گفت تا روشنمان کند... نه پدر روشن شد نه من سیبک شور فکوری... پدر تا دم رفتن برنج و لوبیا و پفک فروخت و تماشا کرد.من هم قرص نوشتم و آمپول زدم و حرف‌های شاپور و جعفر و گیاهی و عزیز کوماندوها را شنیدم اما هیچ‌وقت نتوانستم به هیچ‌کدامشان گوش بدهم... تماشا کردم تا بگذرد... و تمام شود... T.me/rAheomid
1 897
3
چشم بسته، سرود خواندن و به سمت اعماق دویدن با پرچمی که آزادگی را تمنا می‌کرد اما از جنس سرسپردگی بود... سقوط تقصیر ما نبود خا
چشم بسته، سرود خواندن و به سمت اعماق دویدن با پرچمی که آزادگی را تمنا می‌کرد اما از جنس سرسپردگی بود... سقوط تقصیر ما نبود خاصیت ما بود... @rAheomid
2 501
4
به نقاشی مرد‌ ریشوی‌ پیر روی دیوار پشت سرش اشاره می‌کرد و می‌گفت: «فضولی» یعنی خاورمیانه... هم از عشق می‌گفت، هم از عرفان، هم
به نقاشی مرد‌ ریشوی‌ پیر روی دیوار پشت سرش اشاره می‌کرد و می‌گفت: «فضولی» یعنی خاورمیانه... هم از عشق می‌گفت، هم از عرفان، هم از بغض‌های هزاران ساله... هم ترکی می‌نوشت، هم فارسی و هم عربی... مگر خاورمیانه غیر از این سه تا و آن سه تاست؟... بعد سازش را بغل می‌کرد و آن‌قدر می‌نواخت و می‌خواند که پنجره‌ی چوبی کهنه، تاریک می‌شد... مرا سیر از جهان کرده نشد سیر از جفا آن یار؟ به آتش زد جهان آهم نشد این کومه آتش‌بار به هر دردی دوا باشد به هر زخمی شفا پاشد چرا رحمش به من ناید نمی‌داند مرا بیمار؟ شب هجران بسوزم تن بریزد خون ز چشم من همه بیدارم از شیون نشد بخت بدم بیدار تو سازی روی خود گل‌گون بریزد اشک من چون خون حبیب من، شده هامون سراسر هق هق رگبار نبودم من به تو مایل تو کردی عقل من زایل مرا آن طعنه زن غافل تو را چون دید شد ناکار فضولی رند و شیدا شد میان خلق رسوا شد هر آن کو پرسد از این عشق نشد خسته از این تکرار؟ @rAheomid
2 132