ru
Feedback
لیبرا | Libra

لیبرا | Libra

Открыть в Telegram

«به درستی که کلمات جادو می کنند.» @pelak_72

Больше
653
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-1530 день
Архив постов
یه ضرب المثل ترکی هست که میگه: یه مرد عصبانی بزرگترین دشمن خودشه! ⚖️

در زمین برای اهل یقین نشانه هاست و نیز در خودتان. آیا نمی نگرید؟ «سوره ذاریات» 🎨سعید بهداد
در زمین برای اهل یقین نشانه هاست و نیز در خودتان. آیا نمی نگرید؟ «سوره ذاریات» 🎨سعید بهداد

مثل همیشه‌ دیر رسیدی. من بیشتر از آن که فکر کنی روی چارپایه ی جلوی در نشستم و سرمای یک باران تند پاییزی را تحمل کردم. نیامدی و از یک جای بعد دیگر فرقی بین آمدن و نیامدنت نبود. سرمای آن باران برای همیشه در وجودم‌ ماند و شعله ی دوست داشتنت را خاموش کرد... #ابوالفضل_اشناب 🍁

تو شبیه کوچه هایی هستی که به دریا میرسن 🌊
تو شبیه کوچه هایی هستی که به دریا میرسن 🌊

چشمهایت جشن آتش است سالی یک بار به تماشا می نشینمش... و باقی روزهای سال آتشی شعله ور را خاموش می کنم؛ در زیر پوستم، در زیر پیراهنم... #نزار_قبانی 🍁

سرچشمه انفعال رنجِ آگاهی است. افسردگی آن روی سکه انفعال است. . زن چمباتمه زده پابلو پیکاسو-۱۹۰۲ ⚖️
سرچشمه انفعال رنجِ آگاهی است. افسردگی آن روی سکه انفعال است. . زن چمباتمه زده پابلو پیکاسو-۱۹۰۲ ⚖️

زبان را مگردان به عیب کسان که تو عیب داری و مردم زبان حکیم فردوسی 🌿

از من فقط خبر داشت همین! مثل مردمی که می دانند جایی از جهان جنگ است. #رسول_ادهمی 🍁

گاهی نتیجه مهم نیست؛ آدم با اقداماتش قضاوت میشه. ✨

اگر دیدی میان ویرانه‌های خانه‌ای گل سرخی قد کشیده است، هرگز تعجب نکن؛ ما اینطور دوام آوردیم. مصعب ابوتوهه 🍁

تو مث هوای خنک اول صبح دلنشینی🌥

اصل باش. سبکِ خودت را داشته باش و هیچ‌وقت فکر نکن برای موفقیت باید خودِ واقعی‌ات را تغییر بدهی. #گریس_بانی ✨

تلاش کن اندوهت را دوست بداری؛ شاید برود. به رسم تمام چیزهایی که دوست داشتی و رفتند... 🍂

☁️ ‌درهرحال پاییز در راه بود و تو به زودی از شاخه می‌افتادی؛ تو نمی‌توانستی بادهای سرد زمستان را تحمل کنی. من تو را قبل از رسیدن خزان چیدم. شاید از ندیدن پاییز ناراحت باشی اما تو سرنوشت متفاوتی داشتی؛ تو در دستان من پاییز شدی. ‌#ابوالفضل_اشناب 🍁

یک حکایت کوتاه از قائم مقام بشنوید.😌🎙️

برای احتمالاتتون سوگواری نکنید.

«مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّ
«مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا» درود و رضوان خداوند بر فرمانده شهید سیدحسن نصرالله؛ مجاهد بزرگ تاریخ اسلام 🏴

اما اگه همیشه دنبال معنای زندگی بگردی، هرگز زندگی نمیکنی 📚کتابخانه‌ی نیمه شب 🖊مت هیگ

پدرم را خدا بیامرزد، مردِ سنگ و زغال و آهن بود سالهای دراز عمرش را، کارگر بود، اهل معدن بود از میان زغال ها در کوه، عصرها روس
پدرم را خدا بیامرزد، مردِ سنگ و زغال و آهن بود سالهای دراز عمرش را، کارگر بود، اهل معدن بود از میان زغال ها در کوه، عصرها روسفید بر می‌گشت سربلند از نبرد با صخره، او که خود قله ای فروتن بود پا به پای زغال ها می‌سوخت! سرخ می‌شد، دوباره کُک می‌شد کوره‌ای بود شعله‌ور در خود‌، کوره‌ای که همیشه روشن بود بارهایی که نانش آجر شد، از زمین و زمان گلایه نکرد دردهایش یکی دوتا که نبود! دردهایش هزار خرمن بود از دل کوه های پابرجا، از درون مخوف تونل‌ها هفت‌خوان را گذشت و نان آورد، پدرم که خودش تهمتن بود پدرم مثل واگنی خسته، از سرازیر ریل خارج شد بی خبر رفت او که چندی بود، در هوای غریب رفتن بود مردِ دشت و پرنده و باران، مردِ آوازهای کوهستان پدرم را خدا بیامرزد، کارگر بود، اهل معدن بود «موسی عصمتی» 🏴

به ماه چشم دوختم با این امید که ممکن است تو هم ماه را ببینی 🌙
به ماه چشم دوختم با این امید که ممکن است تو هم ماه را ببینی 🌙