ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

تصدّقت

تصدّقت

Открыть в Telegram
827
Подписчики
+524 часа
+237 дней
+15030 дней
Архив постов
واقعا اگه حاج قاسم بود و رفتنِ آقا رو می‌دید؟ چجوری سر می‌کرد.. توی چه حالی بود... نه. درستش اینه که اگه حاجی بود، اینا پیش ن
واقعا اگه حاج قاسم بود و رفتنِ آقا رو می‌دید؟ چجوری سر می‌کرد.. توی چه حالی بود... نه. درستش اینه که اگه حاجی بود، اینا پیش نمیومد. اصلا همه چی بعد از رفتن حاج قاسم بود که تغییر کرد.

نمی‌دونم علت اینکه این ایام تا مغز استخون چرا یاد حاج قاسم می‌وفتم و هی مرور می‌کنم همه‌چیزو درموردشون، فقط امیدوارم بهم نشونش بده؛ یه راهی یه حرفی هرچی..

شهید حاج قاسم سلیمانی: کاری ندارم کسی حرف من را قبول دارد یا ندارد. حزب و جناح فرع است؛ اصل، ولی فقیه است. اصل، جمهوری اسلامی است. اینجا جایی است که اگر به خطر افتاد، ما با جانمان مواجه می‌شویم. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، قاسم سلیمانی می‌رود و قاسم سلیمانی دیگری می‌آید.

شهید حاج قاسم سلیمانی: شما اگر به سیر حوادث در تاریخ اسلام نگاه بکنید، می‌بینید امیرالمؤمنین(ع) به رسول‌اللّه(ص) اقتدا کرد. و
شهید حاج قاسم سلیمانی: شما اگر به سیر حوادث در تاریخ اسلام نگاه بکنید، می‌بینید امیرالمؤمنین(ع) به رسول‌اللّه(ص) اقتدا کرد. وقتی امیرالمؤمنین(ع) موعظه می‌‌کند، وقتی نامه می‌نویسد، وقتی خطبه می‌خواند، مبنا و مصداق اساسی او، زمان پیامبر، عمل پیامبر و سیره‌ی پیامبر(ص) است. امام مجتبی و سیدالشهدا(ع) وقتی می‌خواستند به کسی اقتدا کنند و سیره‌ی او را مبنا قرار بدهند، خود امیرالمؤمنین(ع) را به‌عنوان یک شاهد عینی و نزدیک‌تر که سیره‌ی رسول‌اللّه(ص) را به‌صورت عملی بیان کرده بود و پیاده کرده بود، مبنا قرار می‌دادند.

شهید حاج قاسم سلیمانی: عزیزان، هر رقابتی با هم می‌کنید و هر جدلی با هم دارید، اگر عمل شما و کلام شما یا مناظره‌هایتان به‌نحوی تضعیف‌کننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید..

بریم پی زل زدن به دیوار.

قبلا چایی خیلی خوشحالم می‌کرد. الان غصه‌دارم می‌کنه.

چایی‌هام مسموم شده.

چراهاش رو بررسی می‌کنم.

به این فکر می‌کنم که از مرکز توجه بودن خوشم نمیاد.

به اینکه چرا به این فکر می‌کنی که من به چی فکر می‌کنم.

دیگه به چی فکر میکنی‌ ‌ ‌‌‌ ‌

دیگه از بعدش همیشه تا ساعت ده صبح بیدارم. و نمی‌تونم بخوابم.

کاش مدرسه داشتم. آخرین باری که شب رو خوابیدم دو روز قبل از شهادت آقا بود.

اینا.

به دره سکوت سقوط کردن.

نقش والد داشتن.

خستگی ناشی از حل مسائل و توجیه آدما توی ذهن.

ناکافی بودن.

به جز اینی که گفتی به چی فکر میکنی‌ ‌ ‌‌‌ ‌