蒸発
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
381
Подписчики
+624 часа
+947 дней
+14230 дней
Архив постов
381
Repost from le vent nous portera
«بدنم مهلکهی شیههی شلاق شد.» میزان درد و رنجی رو که با تن و بدن و وجودم حمل میکنم در حال حاضر شاید با همین جمله توصیف بشه. حتا حمل نمیکنم. پناهگاه. خونه. پوست، استخوان، گوشت. خوگرفته. بدنم مهلکهی شیههی شلاق شده.
381
آدما از کارایی که میکنن یا زمانی که برات میزارن شناخته یا اثبات میشن، چون حرف زدن راحت ترین کاره.
381
فکر کنم بدترین قسمت ماجرا اینه که به خودت میای و بابت همه چی خودتو سرزنش میکنی و همش تو ذهنت (نکنه واقعا مشکل از منه که زیادی اهمیت میدم) تکرار میشه.
