𝘊𝘦𝘭𝘦𝘴𝘵𝘪𝘢𝘭 🆕
Открыть в Telegram
Я не держусь за то, что уходит.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
462
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
Repost from شَـࢪآبـہ خـونے مـنــ
a9041be3_bc13_4676_95dc_68c5b613b78dHey_mama_140_audio_only_me.m4a3.24 MB
Repost from شَـࢪآبـہ خـونے مـنــ
مـن دࢪ نـڪَاھـت نـہ شـیـفـتـہ شـدم نـہ شـیـدا و نـہ عـاشـق؛ مـن دࢪ نـڪَاهـت خـانـہ ڪࢪدم. بـاࢪهـا بـࢪایـت ز چشـمانـت ڪَفتـہ بـودم، بـࢪایـت ڪَفتـہ بـودم ڪہ چـشـمـان خـمـاࢪت عجـیـب جـادویـےسـت؛ چـࢪا ڪہ هـم زنـدڪَے بـخـش مـن اسـت، و هـم مـࢪا بـہ ڪام مـࢪڪَ مـےڪشـانـد. حـال چشـمانـت ࢪا، خـانـہم ࢪا، نـداࢪم و آواࢪه ای هسـتـم ڪہ ࢪوحـش دࢪ ڪَوشـہتـࢪیـن بـخـش ڪالبـدش، ڪنـج عـزلـت ڪَزیـده و ڪَࢪ همـچنـان حـضـوࢪی داࢪد، ڪَࢪ همـچنـان دࢪ ایـن ڪالبـد بـاقـے مـانـدھسـت، تنـہا از آن ࢪوسـت ڪہ یـاد چشـمانـت، تـصـویـࢪ چشـمانـت، لحـظـہ ای مـࢪا تـࢪڪ نـمـےڪَویـد و همـیـن سـبـب شـده دࢪ اوج مـࢪدڪَے، زنـده بمـانـم. ڪنون، یـاد همـان خمـاࢪینـہ هـای تیـࢪه ࢪنـڪَ ڪہ نبـودشـان مـࢪا بـہ ڪام مـࢪڪَ ڪشانـد، مـࢪا زنـده نڪَاہ داشـتـہسـت و نـاتـوانـم، نـاتـوانـم دࢪ خـود نڪَاه داࢪم و بـࢪ زبـان نیـاࢪم ڪہ، بـازڪَࢪد؛ بـازڪَࢪد و خـانـہم ࢪا بـہ مـن بـازڪَࢪدان، ڪہ ایـن آواࢪه نیـمـہ جـان، تـوان دوࢪی نـداࢪد. 𝓚ı𝗆︎ - 𝓞𝖼︎𝗍 ²⁰²⁶
Repost from 𝐈𝐒̸𝐎𝐅𝐑𝐀𝐌𝐒̸𝐓
➖«و تو کنار من هستی تاابد در این قلبم»
💙رفتن،
همیشه بوی خداحافظی نمیدهد،
گاهی شبیه خاموش شدن چراغیست در خانهای که هنوز کسی در آن زندگی میکند. شبیه فنجانی که دیگر برای دو نفر چای نمیریزد، شبیه پنجرهای که سالها رو به آمدن کسی باز مانده و سرانجام یاد گرفته به دیوار نگاه کند.
میدانی تلخترین قسمتِ رفتن چیست ؟! اینکه جهان، برخلاف تمام ویرانیِ درون تو، به کار خودش ادامه میدهد. صبح میشود، باران میبارد، آدمها عاشق میشوند، قطارها میرسند و میروند؛ و تو میمانی با تکهای از گذشته که هیچکس جز تو نمیداند کجای قلبت دفن شده است. تو میمانی و هزار حرف نگفته که حالا دیگر مخاطبی ندارند؛ و دستانی که هنوز گاهی از روی عادت، در ازدحام روزگار، دنبال دستی میگردند که دیگر قرار نیست لمسش کنند. بعضی رفتنها پایانِ یک رابطه نیستند، پایانِ آدمی هستند که پیش از آن رابطه بودی. بعد از بعضی خداحافظیها، دیگر هیچوقت به تمامی خودت برنمیگردی.چیزی از تو، همانجا، در آخرین نگاه، در آخرین پیام، در آخرین لحظهای که میتوانستی بگویی «نرو» و نگفتی، جا میماند.💙 از آن پس زندگی میکنی، میخندی، حتی گاهی خوشحال به نظر میرسی، اما در عمیقترین لایهی وجودت، کسی نشسته است که هنوز باور نکرده همهچیز تمام شده.☄️
و چه بیرحم است این حقیقت که آدمها میتوانند از زندگی یکدیگر بروند، بیآنکه از خاطرات هم بیرون بروند. میتوانند دیگر صدایت نکنند، دیگر نگران خستگیات نباشند، دیگر نپرسند شبها چگونه به صبح میرسی، اما در ذهن تو، هنوز همانجا باشند، با همان صدا، همان نگاه و همان حضوری که دیگر در هیچکجای جهان نمیتوانی پیدایش کنی.
گاهی دلم میخواهد از خاطرهها شکایت کنم، از اینکه چرا نمیمیرند، چرا مثل آدمها چمدان نمیبندند و نمیروند، چرا هر شب، درست وقتی خیال میکنی اندکی آرام گرفتهای، از دری پنهان وارد میشوند و تمام نبودنت را به رخت میکشند. چرا یک آهنگ، یک خیابان، بوی باران یا حتی یک جملهی معمولی، میتواند تو را از سالها فاصله به همان لحظهای برگرداند که هنوز فکر میکردی ماندنی هستی. اما شاید غمانگیزترین حقیقتِ رفتن همین باشد:🦠آدمی که میرود، تنها تو را ترک نمیکند، تمام آیندهای را هم که در خیالت با او ساخته بودی، با خودش میبرد.
خانهای که قرار بود بسازید، سفرهایی که قرار بود بروید، پیر شدنی که قرار بود کنار هم تجربه کنید، و تمام روزهای سادهای که هیچوقت فکر نمیکردی روزی به آرزو تبدیل شوند. ناگهان نهفقط یک آدم، که یک عمرِ نزیسته را از دست میدهی. و تو میمانی با زندگیای که باید از نو یادش بگیری، با اتاقی که هنوز جای خالی کسی را حفظ کرده، با قلبی که از تپیدن خسته نیست، اما از امید بستن چرا. شاید روزی دیگر دلت نلرزد. شاید نامش را بشنوی و لبخند بزنی. شاید سالها بعد، وقتی به گذشته نگاه میکنی، دیگر اشکت سرازیر نشود. اما من فکر میکنم بعضی آدمها هیچوقت کاملاً از ما نمیروند؛ فقط شکلِ حضورشان عوض میشود. از کنارمان به درونمان کوچ میکنند و همانجا، در خاموشترین گوشهی روحمان، برای همیشه زندگی میکنند.🪦و چه غریب است که گاهی دلتنگ کسی میشوی که دیگر حتی نمیدانی اگر امروز روبهرویت بایستد، هنوز میتوانی دوستش داشته باشی یا نه، فقط میدانی دلت برای روزهایی تنگ شده که او بود و تو هنوز اینهمه غمگین نبودی.🪦 رفتن، مرگِ آدمها نیست، مرگِ تمام لحظههاییست که دیگر هرگز تکرار نمیشوند.🌟
و من نمیدانم کدام درد عمیقتر است, اینکه تو رفتی، یا اینکه جهان هنوز همان جهان است، اما من دیگر آن آدمی نیستم که پیش از رفتنت بودم. شاید بعضی خداحافظیها هیچوقت تمام نمیشوند، فقط یک روز، میان شلوغی زندگی، آرامتر از همیشه در قلبت مینشینند و به تو یادآوری میکنند که روزگاری، کسی را آنقدر دوست داشتی که بعد از رفتنش، حتی خودت هم برای خودت غریبه شدی.🌟پایانِ حامی🌟
Repost from N/a
ㅤ$𝖩𝖪 𝖽𝗈𝖾𝗌𝗇'𝗍 𝖼𝗁𝖺𝗌𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗉𝗍𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍.ㅤ ㅤ
ㅤ ㅤ𝖳𝗁𝖾 𝗌𝗁𝖺𝖽𝗈𝗐𝗌 𝗌𝗂𝗆𝗉𝗅𝗒ㅤ ㅤ
ㅤ𝖻𝗈𝗐 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗁𝖾 𝖾𝗇𝗍𝖾𝗋𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗈𝗈𝗆!ㅤ🥂ㅤ
