ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

Открыть в Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
302
Подписчики
Нет данных24 часа
+807 дней
+7930 дней
Архив постов
𝖯𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗈 𝗌𝖺𝗒 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗆𝗈𝗏𝖾𝗌 𝗊𝗎𝗂𝖼𝗄𝗅𝗒, 𝖻𝗎𝗍 𝖨’𝗏𝖾 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖻𝖾𝗅𝗂𝖾𝗏𝖾𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍. 𝖲𝗈𝗆𝖾 𝖽𝖺𝗒𝗌 𝗌𝗍𝗋𝖾𝗍𝖼𝗁 𝗌𝗈 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍𝗅𝗒 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝖿𝖾𝖾𝗅 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗒𝖾𝖺𝗋𝗌, 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍𝗌 𝗅𝖾𝖺𝗏𝖾 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝖻𝖾𝗁𝗂𝗇𝖽 𝗍𝗈 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝖺𝗇 𝖾𝗇𝗍𝗂𝗋𝖾 𝗆𝗈𝗇𝗍𝗁 𝗂𝗆𝗉𝗈𝗌𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾 𝗍𝗈 𝖿𝗈𝗋𝗀𝖾𝗍. 𝖥𝗋𝗈𝗆 𝖩𝗎𝗅𝗒 𝟤𝟨 𝗍𝗈 𝖲𝖾𝗉𝗍𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋 𝟣, 𝖨 𝖿𝗂𝗇𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝗍𝗁𝗋𝖾𝖾 𝖽𝗋𝖺𝗐𝗂𝗇𝗀𝗌, 𝖻𝗎𝗍 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖿𝗂𝗋𝗌𝗍 𝗅𝗂𝗇𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝖿𝗂𝗇𝖺𝗅 𝗈𝗇𝖾, 𝖺 𝗅𝗈𝗍 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗇 𝗉𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗀𝖾𝖽. 𝖲𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝖺𝗋𝗋𝗂𝗏𝖾𝖽, 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝖽𝗂𝗌𝖺𝗉𝗉𝖾𝖺𝗋𝖾𝖽, 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗋𝖾𝗍𝗎𝗋𝗇𝖾𝖽 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗅𝗈𝗇𝗀 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝗍𝗈 𝗋𝖾𝗆𝗂𝗇𝖽 𝗆𝖾 𝗐𝗁𝗒 𝖨 𝗁𝖺𝖽 𝗅𝖾𝖺𝗋𝗇𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝗅𝖾𝗍 𝗀𝗈. 𝖨 𝖽𝗂𝖽𝗇’𝗍 𝗇𝗈𝗍𝗂𝖼𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝖽𝖺𝗒𝗌 𝗉𝖺𝗌𝗌𝗂𝗇𝗀; 𝖨 𝗇𝗈𝗍𝗂𝖼𝖾𝖽 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝗍𝗈𝗈𝗄 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗍𝗁𝖾𝗆. 𝖭𝗈𝗐 𝗍𝗁𝖾𝗌𝖾 𝗍𝗁𝗋𝖾𝖾 𝗉𝗂𝖾𝖼𝖾𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝖿𝗂𝗇𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽, 𝖺𝗇𝖽 𝗉𝖾𝗋𝗁𝖺𝗉𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗂𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗉𝗋𝗈𝗈𝖿 𝖨 𝗇𝖾𝖾𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝖺𝖼𝗍𝗎𝖺𝗅𝗅𝗒 𝗆𝗈𝗏𝖾𝖽 𝖺𝗍 𝖺𝗅𝗅. 𝖳𝗁𝖾 𝖽𝗋𝖺𝗐𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗋𝖾𝗆𝖺𝗂𝗇, 𝗐𝗁𝗂𝗅𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗌𝗎𝗋𝗋𝗈𝗎𝗇𝖽𝖾𝖽 𝗍𝗁𝖾𝗆 𝗁𝖺𝗌 𝖻𝖾𝖼𝗈𝗆𝖾 𝖺𝗇𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝗅𝖺𝗒𝖾𝗋 𝖻𝖾𝗇𝖾𝖺𝗍𝗁 𝗍𝗁𝖾 𝗂𝗇𝗄—𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍, 𝗂𝗇𝗏𝗂𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾, 𝖻𝗎𝗍 𝗌𝗍𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾.

زندگي مي‌کشد آخر به کجا کارت را باید از دور تماشا بکني یارت را روز دیدار، خودت را به ندیدن بزني شب ولي دوره کني لحظهٔ دیدارت را

ممنونم که تا اینجا همراه من خوندید. این فقط شروع ماجراست؛ چشم خیلي بیشتر از چیزي که در چند پاراگراف میشه درباره‌اش گفت، حرف ب
ممنونم که تا اینجا همراه من خوندید. این فقط شروع ماجراست؛ چشم خیلي بیشتر از چیزي که در چند پاراگراف میشه درباره‌اش گفت، حرف براي گفتن داره. از تاریخ و اسطوره‌ها گرفته تا روان‌شناسي، ادراك، هنر، فلسفه و نمادهایي که قرن‌هاست انسان براي دیدن و دیده‌شدن ساخته. قرار نیست اینجا فقط چند فکت کنار هم بچینم؛ میخوام کم‌کم هر چیزي که به چشم، نگاه و معنایي که پشتش پنهون شده مربوطه رو بررسي کنم و در کنارش برداشت خودم رو هم باهاتون به اشتراك بذارم. این تازه اولِ پروندهٔ چشم‌هاست. اگر در این بخش سؤالي براتون پیش اومد، نظري متفاوت دارید یا جایي دوست دارید بیشتر بازش کنم، برام بنویسید؛ شاید سؤال شما خودش شروعِ بخش بعدي باشه. شبتون بخیر.
– از میان کلمات، با شما؛ پدربزرگ اواندروس گراهام. · دوشنبه، ۹ شهریور ۱۴۰۵، ۳۱ آگوست ۲۰۲۶.

چشم فقط چیزي نیست که جهان را مي‌بیند. گاهي خودِ چشم، تبدیل مي‌شود به تصویري از جهاني که احساس مي‌کنیم دارد ما را نگاه مي‌کند.

ما از یك طرف مي‌خواهیم دیده شویم؛ فهمیده شویم، شناخته شویم و حضورمان براي دیگري اهمیت داشته باشد. از طرف دیگر، از اینکه کسي بیش از اندازه ما را ببیند مي‌ترسیم. از اینکه چیزي را دربارهٔ ما بفهمد که خودمان پنهان کرده‌ایم. شاید به همین دلیل است که چشم در طول هزاران سال هم‌زمان نماد خدا، حقیقت، حفاظت، قدرت و ترس شده است.

شاید تاریخ چشم بیشتر از آنکه دربارهٔ خود چشم باشد، دربارهٔ ترس و میل انسان به دیده‌شدن و دیده‌نشدن باشد.

به همین دلیل است که چشم در دنیاي مدرن هنوز هم نماد قدرتمندي است. زماني انسان آن را روي طلسم مي‌کشید تا از او محافظت کند؛ زماني آن را به خدا نسبت مي‌داد تا نشان دهد چیزي بالاتر از انسان همه‌چیز را مي‌بیند؛ و امروز همان چشم مي‌تواند براي ما نماد دوربین، کنترل، نظارت، قدرت یا حتي پارانویا باشد.

همین مسئله هم یکي از جذاب‌ترین جنبه‌هاي خودِ چشم باشد. چرا چشم تبدیل به نماد نظارت شده؟ چون وقتي مي‌دانیم کسي ما را مي‌بیند، رفتارمان تغییر مي‌کند. حتي اگر ندانیم چه کسي پشت آن نگاه است. یك چشم روي دیوار، یك دوربین، یك تصویر یا حتي یك نماد ساده مي‌تواند این احساس را ایجاد کند که "کسي در حال دیدن من است."

ایلومیناتيِ باواریا در سال 𝟣𝟩𝟩𝟨 تشکیل شد و عمر تاریخي آن نیز چندان طولاني نبود. با این حال، در فرهنگ مدرن تقریباً هر نماد مرموزي را مي‌توان به آن نسبت داد؛ از چشم گرفته تا هرم و حتي بعضي نمادهاي موسیقي و معماري. اما وجود یك چشم روي یك نماد، به‌تنهایي اثبات نمي‌کند که آن نماد متعلق به ایلومیناتي بوده است. اینجا باید مراقب باشیم که جذابیت یك نظریه باعث نشود جاي سند تاریخي را بگیرد.

پدربزرگ: و اینجا دقیقاً همون جاییه که تاریخ و افسانه از هم جدا میشن.

حتي در ایالات متحده نیز چشم جهان‌بین وارد نمادپردازي رسمي شد. چشم روي هرمِ 𝖦𝗋𝖾𝖺𝗍 𝖲𝖾𝖺𝗅 قرار گرفت؛ همان تصویري که بعدها روي اسکناس یك‌دلاري آمریکا نیز ظاهر شد. هرم ناتمام، تاریخ 𝟣𝟩𝟩𝟨 و چشم بالاي آن مجموعه‌اي از نمادها را شکل مي‌دهند که هرکدام تفسیر تاریخي خودشان را دارند. اما چیزي که بعدها اتفاق افتاد، جالب‌تر از خود نماد بود: فرهنگ عمومي شروع کرد این تصویر را به انجمن‌هاي مخفي، ماسونري و سپس ایلومیناتي نسبت دادن.

نکتهٔ مهم این است که این نماد را نباید از ابتدا نماد ایلومیناتي دانست. این ارتباطي است که بعدها در فرهنگ عمومي و نظریه‌هاي توطئه بسیار پررنگ شد. خودِ مفهوم چشم جهان‌بین سابقه‌اي قدیمي‌تر دارد و در هنر و نمادپردازي مسیحي براي اشاره به خداوندِ ناظر و دانا استفاده شده است.

در سنت مسیحي نیز تصویر چشم جهان‌بین یا 𝖤𝗒𝖾 𝗈𝖿 𝖯𝗋𝗈𝗏𝗂𝖽𝖾𝗇𝖼𝖾 شکل گرفت؛ چشمي که معمولاً درون یا بالاي مثلث دیده مي‌شود و به نظارت، دانایي و حضور خداوند اشاره دارد.