𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
Открыть в Telegram
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
301
Подписчики
Нет данных24 часа
+807 дней
+7930 дней
Архив постов
حتي در ایالات متحده نیز چشم جهانبین وارد نمادپردازي رسمي شد. چشم روي هرمِ 𝖦𝗋𝖾𝖺𝗍 𝖲𝖾𝖺𝗅 قرار گرفت؛ همان تصویري که بعدها روي اسکناس یكدلاري آمریکا نیز ظاهر شد. هرم ناتمام، تاریخ 𝟣𝟩𝟩𝟨 و چشم بالاي آن مجموعهاي از نمادها را شکل ميدهند که هرکدام تفسیر تاریخي خودشان را دارند. اما چیزي که بعدها اتفاق افتاد، جالبتر از خود نماد بود: فرهنگ عمومي شروع کرد این تصویر را به انجمنهاي مخفي، ماسونري و سپس ایلومیناتي نسبت دادن.
نکتهٔ مهم این است که این نماد را نباید از ابتدا نماد ایلومیناتي دانست. این ارتباطي است که بعدها در فرهنگ عمومي و نظریههاي توطئه بسیار پررنگ شد. خودِ مفهوم چشم جهانبین سابقهاي قدیميتر دارد و در هنر و نمادپردازي مسیحي براي اشاره به خداوندِ ناظر و دانا استفاده شده است.
در سنت مسیحي نیز تصویر چشم جهانبین یا 𝖤𝗒𝖾 𝗈𝖿 𝖯𝗋𝗈𝗏𝗂𝖽𝖾𝗇𝖼𝖾 شکل گرفت؛ چشمي که معمولاً درون یا بالاي مثلث دیده ميشود و به نظارت، دانایي و حضور خداوند اشاره دارد.
با گذشت زمان، این معناها محدود به مصر نماندند. چشم در فرهنگهاي مختلف آرامآرام با مفهوم مراقبت و آگاهي گره خورد. چیزي که ميبیند، ميتواند از چیزي که دیده نميشود آگاه باشد. و همینجا چشم از یك عضو بدن فاصله ميگیرد و تبدیل به یك ایده ميشود: چیزي که همیشه در حال دیدن است.
اما در کنار چشم حورس، مفهوم دیگري هم در مصر باستان وجود داشت که تصویر متفاوتي از چشم ارائه ميداد: چشم رع. اینجا چشم دیگر فقط چیزي براي محافظت نبود؛ ميتوانست نمادي از قدرت، خورشید، خشم و نیرویي باشد که از جانب خداوند علیه دشمنان عمل ميکند. همین دوگانگي براي من جالب است؛ یك نماد ميتواند در یك فرهنگ همزمان نشانهٔ حفاظت و تهدید باشد. بستگي دارد چه کسي به آن نگاه ميکند و چه داستاني پشت آن قرار گرفته باشد.
در تمدنهاي باستاني، چشم بارها به عنوان نمادي از حفاظت و قدرت ظاهر شده است. یکي از شناختهشدهترین نمونهها چشم حورس در مصر باستان است. این نماد با داستان حورس و نبرد او با ست پیوند دارد؛ در روایتهاي اسطورهاي، چشم حورس آسیب ميبیند و سپس ترمیم ميشود. به همین دلیل، چشم حورس به مفاهیمي مانند حفاظت، سلامت، ترمیم و بازگشت به کمال ارتباط پیدا کرد. مصریان حتي از شکل چشم به عنوان طلسم استفاده ميکردند؛ چیزي که قرار بود از انسان در برابر خطر محافظت کند.
و گویا، چشم، برخلاف چیزي که به نظر ميرسد، فقط ابزار دیدن جهان نباشد؛ شاید یکي از ابزارهایي باشد که با آن، جهان را براي خودمان ميسازیم.
براي فهم چشم، فقط نباید دربارهٔ ساختار آن یا نحوهٔ دیدن نور صحبت کرد. باید دربارهٔ ادراك، حافظه، توجه، احساس، خطاي دید، نگاه انسان، ارتباط چشمي و حتي معنایي که در طول تاریخ به چشم دادهایم هم حرف زد.
از همینجا براي من سؤال جالبي شکل ميگیرد: اگر دو نفر به یك چیز نگاه کنند اما دو برداشت کاملاً متفاوت داشته باشند، کدامیك واقعاً آن را دیده است؟
ما نور را دریافت ميکنیم، مغز آن را پردازش ميکند و بعد چیزي را تجربه ميکنیم که اسمش را "دیدن" گذاشتهایم. بنابراین شاید چشم بهتنهایي جهان را نميبیند؛ چشم فقط اطلاعات را ميگیرد و این ذهن است که از آن اطلاعات، تصویري از واقعیت ميسازد.
دیدن شاید عاديترین کاري باشد که هر روز انجام ميدهیم؛ آنقدر عادي که معمولاً فراموش ميکنیم پیش از آنکه چیزي را بفهمیم، اول آن را ميبینیم. چشمها نخستین برخورد ما با بسیاري از چیزهاي جهاناند؛ اما آیا آنچه ميبینیم، واقعاً همان چیزي است که وجود دارد؟
۱. بینایي — چشم؛ و جهاني که از میان نگاه ما معنا ميگیرد.
۲. شنوایي — گوش؛ و صداهایي که در سکوتِ ذهن باقي ميمانند.
۳. بویایي — بیني؛ و خاطراتي که با یك بو دوباره زنده ميشوند.
۴. چشایي — زبان؛ و تجربهاي که یك مزه را به خاطره تبدیل ميکند.
۵. لامسه — پوست؛ و نخستین مرزي که میان ما و جهان وجود دارد.
و شاید در پایان جالب باشد ببینیم چقدر از چیزي که واقعیت مينامیم، واقعاً متعلق به جهان است و چقدرش را ذهن ما ساخته است.
حواس پنجگانه؛ پنج دروازهٔ ادراك.
🀥 #𝖥𝗂𝗏𝖾𝖲𝖾𝗇𝗌𝖾𝗌 . #𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗒 . #𝖯𝗁𝗂𝗅𝗈𝗌𝗈𝗉𝗁𝗒 . #𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝖬𝗂𝗇𝖽 . #𝖯𝖾𝗋𝖼𝖾𝗉𝗍𝗂𝗈𝗇 . #𝖲𝗒𝗆𝖻𝗈𝗅𝗂𝗌𝗆 . #𝖧𝗂𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒ما جهان را آنطور که هست نميشناسیم؛ آنطور ميشناسیم که حواسمان اجازه ميدهند آن را تجربه کنیم. بخش زیادي از چیزي که "واقعیت" مينامیم، در حقیقت نتیجهٔ برخورد جهان بیرون با ادراك دروني ماست. دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن و لمس کردن فقط دریافت چند محرك از محیط نیستند؛ هرکدام دري هستند میان ما و چیزي که بیرون از ما وجود دارد. شاید اگر یکي از این درها تغییر کند، خودِ جهان هم براي ما شکل دیگري پیدا کند. برای همین میخواهم حواس پنجگانه رو جداگانه بررسي کنم؛ نه فقط از نظر علمي، بلکه از زاویهٔ روانشناسي، فلسفه، تاریخ، فرهنگ و نمادشناسي؛ و در کنار چیزهایي که دربارهشان پیدا میکنم، برداشت و نظر خودم را هم بنویسم.
