ru
Feedback
『آوای دریا』

『آوای دریا』

Открыть в Telegram

ناشناسمون: @A_aAVvAa_bot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
2 942
Подписчики
+7624 часа
+1107 дней
+63530 дней
Архив постов
4_5940550566257106159.mp33.83 MB

photo content

دروغ.... دروغ فقط چیزی نیست که به دیگران میگیم. گاهی بزرگترین دروغا رو به خودمون میگیم. شاید برا اینکه کسی ناراحت نشه، شاید برا اینکه کسی ازمون ناامید نشه یا شاید برا اینکه چند دقیقه بیشتر باور کنیم که همه چی خوبه.. دروغ شبیه یه کبریته. همین که روشنش میکنی تاریکی برا چند دقیقه عقب میره، انگار واقعا نوری پیدا شده؛ انگار همه چیز درست شده. اما اون نور عمرش به اندازه سوختن یه تیکه چوبه. کم‌کم شعله ضعیف میشه و تو میفهمی وقتشه خاموشش کنی ولی جرئت نمیکنی؛ چون میترسی بعد از خاموش شدنش دوباره با همون تاریکی روبه رو بشی. پس کبریت رو توی دستت نگه میداری، با اینکه میدونه داره پوستتو میسوزونه. اون سوختن ها بهای همون دروغه. بلاخره شعله خاموش میشه تاریکی برمیگرده. اما این بار یه فرق بزرگ هست، دستت زخمی شده. با خودت میگی شاید این یکی کافی نبود... شاید یه کبریت دیگه روشن کنم این تاریکی از بین بره... و دوباره... و دوباره... و دوباره... هربار فقط چند ثانیه نور میبینی، و هربار زخم عمیق تر میشه. تا یه روز که میخوای آخرین کبریتت رو روشن کنی؛ اما دیگه دستی نیست که بتونه نگهش داره. اونموقع میفهمی تموم اون نورها فقط فرصت داده بودن حقیقت رو دیرتر ببینی. و اما دردناک‌ترین بخش ماجرا اینه که... تو هیچوقت از تاریکی نمیترسیدی، از این میترسیدی که قبول کنی تموم اون نوری که سال‌ها پیش بهش دلبسته بودی فقط آتیش دروغی بود که داشت خودتو میسوزوند. _A @Avay_eDaryaa

"درقطار جایمان را عوض کردیم، تو میخواسی منظره را تماشا کنی و من تورا"
_محمود درویش

دشمن یه تیرانداز کوره، ولی آشنا میدونه کجا رو بزنه!

photo content

بیا در لابه‌لای ورقه‌های این کتاب همدیگر را ببوسیم نگران آبرو هم نباش. اینجا هیچکس کتاب نمیخواند.
_احمد شاملو

و چقدر غم انگیز است اینکه آدم تمام وقتش را مراقب باشد تا آنچه را احساس میکند به زبان نیاورد

آدم وقتی خسته می‌شود که امیدش تمام شود، نه توانش...

photo content

بعضیا هم حرف دلشون رو میزنن و بنابر عکس‌العمل شما میگن شوخی کردن یا نه!

مهربونم، ساده‌ام، رو راستم؛ و مقابلم یه لشکر آدم با سیاستِ دو رو.

دلتنگی خیلی بی خبر میاد حتی وقتی یه جمع، داری بلند بلند می‌خندی...

photo content

کسی که اندکش را از تو دریغ می‌کند هرگز بسیارش را به تو نخواهد بخشید.

قلبم هنوز جایی بین این دوجهان معلق مانده. میان گذشته ای که دوستش دارم و آینده ای که به آن پناه بردم.

بعضی دردها آنقدر قدیمی اند که آدم فکر می‌کند اسمشان شخصیت است

photo content

عشق واقعی مثل روحه همه در موردش صحبت میکنن ، ولی کمتر کسی دیدتش.

گاهی نمی‌دانی دلگیری یا دلتنگ؟ خسته ای یا بیتاب؟ خشمگینی یا بی‌قرار؟ فقط میدانی این حالت را دوست نداری و نمی‌دانی برای رهایی ار این حال بی‌قرار باید چه کنی؛ به کجا چنگ بزنی؟ یقه‌ی کدام آدم را بگیری؟ گاهی نمی‌دانی که نمیدانی