صُراحی
Открыть в Telegram
"که همچو چشم صُراحی زمانه خونریز است" 🍃🤍 شعر، متن ادبی، موسیقی و کمی حال خوش ...
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
533
Подписчики
-224 часа
+117 дней
+7430 дней
Архив постов
530
نقلست که شبی نماز همی کرد
آوازی شنود که هان بوالحسنو خواهی که آنچه از تو میدانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند
شیخ گفت: ای بار خدایا خواهی تا آنچه از رحمت تو میدانم و از کرم تو میبینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند
آواز آمد
نه از تو، نه از من
عطار
📚تذکرهالاولیا
530
آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت
شمع عشقش در گرفت و رشتهٔ جانم بسوخت
عشق جانان آتش است و جان من پروانه ای
منتش بر جان من کز عشق او جانم بسوخت
شاهنعمتاللهولی
530
اقرار به خطا
بزرگواریِ بیشتری میخواهد
تا اصرار در کشاندنِ کار
به جایی که دیگر جبران ممکن نیست ...
لئو تولستوی
530
افسردگی، بهایی است که آدمها برای شناخت خود میپردازند،
هرچه عمیقتر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیقتر رنج میبری ...
اروین یالوم
530
گلی که خود بدادم پیچ و تابش
به اشک دیدگانم دادم آبش
درین گلشن خدایا کی روا بی؟
گل از مو، دیگری گیرد گلابش؟
باباطاهر
530
غم بشنویم ...🎼
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را
بوی پیراهنی ای باد، بیاور، ورنه
غم یوسف بکُشد، عاشق کنعانی را
حسین منزوی
🎙شجریان
530
زخمی اگر بر قلبت بنشیند،
تو نه مىتوانی زخم را از قلبت وابکنی و نه مىتوانی قلبت را دور بیندازی.
زخم، تکهای از قلب توست.
زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست.
زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی.
قلبت را چگونه دور مىاندازی؟
زخم و قلبت یکی هستند ...
محمود دولتآبادی
530
مگر معشوق شاعرها همه، تنها تو میباشی؟
که هر شعری که میخوانم صفاتِ تو نمایان است !
محمدصادق ربیعی
