صُراحی
Ir al canal en Telegram
"که همچو چشم صُراحی زمانه خونریز است" 🍃🤍 شعر، متن ادبی، موسیقی و کمی حال خوش ...
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
533
Suscriptores
-224 horas
+117 días
+7430 días
Archivo de publicaciones
532
آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت
شمع عشقش در گرفت و رشتهٔ جانم بسوخت
عشق جانان آتش است و جان من پروانه ای
منتش بر جان من کز عشق او جانم بسوخت
شاهنعمتاللهولی
532
اقرار به خطا
بزرگواریِ بیشتری میخواهد
تا اصرار در کشاندنِ کار
به جایی که دیگر جبران ممکن نیست ...
لئو تولستوی
532
افسردگی، بهایی است که آدمها برای شناخت خود میپردازند،
هرچه عمیقتر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیقتر رنج میبری ...
اروین یالوم
532
گلی که خود بدادم پیچ و تابش
به اشک دیدگانم دادم آبش
درین گلشن خدایا کی روا بی؟
گل از مو، دیگری گیرد گلابش؟
باباطاهر
532
غم بشنویم ...🎼
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را
بوی پیراهنی ای باد، بیاور، ورنه
غم یوسف بکُشد، عاشق کنعانی را
حسین منزوی
🎙شجریان
532
زخمی اگر بر قلبت بنشیند،
تو نه مىتوانی زخم را از قلبت وابکنی و نه مىتوانی قلبت را دور بیندازی.
زخم، تکهای از قلب توست.
زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست.
زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی.
قلبت را چگونه دور مىاندازی؟
زخم و قلبت یکی هستند ...
محمود دولتآبادی
532
مگر معشوق شاعرها همه، تنها تو میباشی؟
که هر شعری که میخوانم صفاتِ تو نمایان است !
محمدصادق ربیعی
532
و شعر ...
تنها چاره ایست
که میشود بوسه هایم را
از پس این همه فاصله
به دستهایت برسانم !
صفا وهابی
