مـدفـنِ سـرخ
Открыть в Telegram
˓ ₩𝗁ꤕ𝗋ꤕ 𝗌𝗍꤀𝗋𝗆𝗌 R̷ 𝖻𝗎г𝛊ꤕ𝖽 , 𝖻𝗎𝗍 𝗇ꤕ𝛎ꤕ𝗋 𝖿꤀𝗋ꤞ꤀𝗍𝗍ꤕ𝗇 ˒ 𝚪꤀𝗆𝖺𐔓 : @KLYNVOIDbot 𝚨𝖽𝗐𝗂𝗇 : @SeLENee1bot
БольшеИран138 416Категория не указана
343
Подписчики
+324 часа
+117 дней
+5330 день
Архив постов
344
Repost from Королева
نگاهت شبیـہ نغمهای است کـہ جهان را بـہ سکوت وامیدارد. ملودے آرامے کـہ با هر بار تـلاقی، در جانم طنین میاندازد و مـرا از هیاهوے زمان میربایـد. انگار در چشمهایت قطعهاے نواختـہ میشود کـہ تنها من آن را میشنوم، آهنگے کـہ نـہ آغاز دارد و نـہ پایان، تنها جریان دارد، همچون موجے کـہ ساحل را در آغوش میگیرد.
هر بار کـہ بـہ تو خیرـہ میشوم، گویے نتهاے این ملودےآرامتر، عمیقتر، و دلنشینتر میشونـد. لحظهها کش میآینـد، زمان از ریتم خود میافتند، و جهان، حتے اگر براے ثانیهاے کوتاه، با چشمهایت همآهنگ میشود.
کاش میشـد این موسیقے را در سینهے لحظهها ثبت کرد کاش میشـد در نگاهت زیست، جایے کـہ هر پلک زدنے نواے دوبارهاے از زیباییات را آغاز میکنـد.
344
Repost from 𝖱𝖤𝖭𝖤𝖦𝖠𝖣𝖤 -
ㅤㅤㅤㅤ 🥃ㅤ> 𝖢𝗋𝖾𝖺𝗍𝖾𝖽 𝖿𝗈𝗋 тех, 𝗐𝗁𝗈 замечают 𝖽𝖾𝗍𝖺𝗂𝗅𝗌. ㅤㅤ
ㅤㅤㅤㅤ ® 𝖱𝖤𝖭𝖤𝖦𝖠𝖣𝖤 -
344
Repost from 𝚳𝖺𝗇ꤞ𝖺𝗍𝖺
آنچـه از تـو در حوالـیِ مـا مانـد ؛
دیگر خطوط در امتداد حرف هایم منتظرم نمی مانند. نه چون جملات، الفبای تعریف مرا فراموش کرده اند؛ برعکس، بلکه من به قدری در این غیابِ طولانی ته نشین شده ام که تنها یك کالبد بی رنگ نسبت به تمامی رنگ های گذشته ام باقی مانده است؛ به گونه ای که تنها آبیِ جا مانده در من با آخرین خطوط حرف هایت برای خداحافظیمان تمام شد، همانجا که دلتنگی هایم نزدیک تر از تو به من، به من بازگشتند. نقطه، سر خط؛ از نو برایت می نویسم، اینجا یک نفر دلتنگ ادامه دادنت است اما نه به تنهایی، میخواست تو سهم ثانیه به ثانیه عمرش باشی تا تمام آن لحظه ها را با شمایل زیبای لبخندت زندگی کند و طعم زیستن را از دیار چشمان تو به خاطر بسپارد. اما تنها چیزی که به یادگار ماند پایانِ یک فلسفه دوست داشتنی بین من و تو بود؛ حالا باید تو را میان ابیات و نامه هایم بیایم، درست بین استعارات و خطوط نامنظم یادداشت هایم. آیا برایت سوال شده است که من کجای این تار و پودِ خسته نوشته شده ام؟ بگذار همینقدر کوتاه بگویم؛ دقیقا در همان جایی که میگویند: نقطه، سر خط. در امتـدادِ آخریـن طیف آبـی ،، ۲۵ اکتبر ۱۹۷۷
