ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

𝖱𝖾𝗌𝗍 مـدفـنِ سـرخ

𝖱𝖾𝗌𝗍 مـدفـنِ سـرخ

Открыть в Telegram

جایـی کـه طوفـان‌هـا دفــن شـده‌انـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـده‌انـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.

Больше
Иран122 557Категория не указана
498
Подписчики
Нет данных24 часа
-107 дней
+3630 дней

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
окт. '26
октябрь '26
+11
в 30 каналах
сентябрь '26
+134
в 120 каналах
Get PRO
август '26
+196
в 122 каналах
Get PRO
июль '26
+379
в 93 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
08 октября0
07 октября+2
06 октября+2
05 октября0
04 октября+1
03 октября+1
02 октября+2
01 октября+3
Посты канала
Repost from N/a
175 می‌کنید اینجارو؟

2
اگه چیزی از زیر دستم جا مونده بهم بگین @klmxwebot
41
3
sticker.webp
43
4
-
43
5
نمیدونم رونالدو
44
6
@VEXZIR
44
7
sticker.webp
47
8
-
47
9
Нет текста...
20
10
ㅤ ㅤ𝗍𝗁𝖾 𝗐𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗌𝗐𝖺𝗇 𝗌𝗍𝖺𝗂𝗇𝖾𝖽 𝗂𝗇 𝗂𝗇𝗄 𝗍𝗁𝖾 𝖻𝗅𝖺𝖼𝗄 𝗌𝗐𝖺𝗇 𝖼𝖺𝗋𝗏𝗂𝗇𝗀 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍 $𝖩𝖪 𝖺𝗇𝖽 $𝖫𝖨𝖲𝖠 𝗋𝗎𝗅𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗏𝗈𝗂𝖽 𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗋𝗈𝗐𝗇 𝗂𝗌 𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿 𝖿𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾𝗋𝗌 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝖼𝖺𝗋𝗌ㅤ🥂
20
11
sticker.webp
32
12
Нет текста...
17
13
ㅤ ㅤ𝗃𝗎𝗌𝗍 𝖺 𝗌𝗂𝗅𝖾𝗇𝗍 𝗀𝗅𝖺𝗇𝖼𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗂𝗍𝗒 𝖻𝗅𝖾𝖾𝖽𝗌 $𝖩𝖪 𝖺𝗇𝖽 $𝖩𝖨𝖬𝖨𝖭 𝖺𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗈𝗅𝖽 𝖻𝗅𝗈𝗈𝖽𝖾𝖽 𝖺𝗋𝖼𝗁𝗂𝗍𝖾𝖼𝗍𝗌 𝗈𝖿 𝖼𝗁𝖺𝗈𝗌ㅤ ⛓️
15
14
sticker.webp
35
15
-
34
16
2_5391083825142957045.m4a
29
17
sticker.webp
25
18
در آغاز، همه‌چیز آرام بود. نور متعلق به بهشت و فرشتگان، و تاریکی ازآن جهنم و شیاطین بود. هیچ‌کس باور نداشت که روزی یک موجود از آسمان، دست موجودی از اعماق جهنم را بگیرد، دست اما نه دست نه، قلب آن را بگیرد! فرشته؛ موجودی باوقار با چهره‌ه‌ای نورانی، بال‌هایی سفید، قلبی پاک، و زیبایی باورنکردنی. در مقابل شیطان؛ موجودی وحشتناک، چشمانی تیره، بال‌هایی از خشم و تاریکی، و قلبی سیاه که سال‌ها پیش مرده بود. اولین دیدار شکوهمندانه‌ترین دیدار بود، گناهی شکل گرفت که نامش عشق بود، عشقی میان بهشت و جهنم‌، عشقی جاودانه اما غیرممکن. در اولین دیدار فرشته‌ها برای حفاظت از نور در مقابل تاریکی قرار گرفته بودند، شیاطین به فرمان ابلیسِ شیطان برای تصاحب نور به میدان رفته بودند نبردی شکل گرفت نورو تاریکی درهم آمیخته شدند و جدالی خوف‌ناک بوجود آمد، تمام فرشتگان زخمی و شیاطین بر روی زمین افتاده بودند، فرشته‌ای از میان گردوغبار بیرون آمد و شمشیرش را به سمت ابلیسی که تنها بازمانده‌ی نبرد بود گرفت، شیطان: "فرشته، اگر برای کشتن من آمده‌ای چرا دستانت به لرزه درآمده‌اند؟" فرشته اما چیزی نگفت، چون برای اولین بار قلبش به تپش درآمده بود، زبانش قفل و دستانش لرزان بودند، عجیب بود او هیچ حس بدی نسبت به شیطان روبه‌رویش نداشت هیچ تنفری درکار نبود.. لب باز کرد و پرسید؛ "همیشه تورا از دور تماشا کرده‌ام، تو زیبایی اما، چه کسی انقدر تورا شکسته است، چه بلایی برسرت آمده؟" شیطان لبخندی زد؛ اما اینبار نه از روی کینه و نفرت نه خنده‌ای از روی تمسخر، خنده‌ای از جنس جان دوباره، خنده‌ای از روی علاقه؛ جواب داد: "تو اولین کسی هستی که نپرسیدی چرا اینهمه بلا بر سر دنیا آورده‌ام، و در مقابل پرسیدی دنیا چه بلایی بر سر من آورده است، حرف از زیبایی من میزنی، باور کنم توام یکی ازآنانی؟" حرف‌های فرشته، چیزی را درون شیطان شکست. برای اولین بار بعد از هزاران سال، کسی به تاریکی او نگاه کرد و فرار نکرد. ناگهان چیزی تغییر کرد تاریکی دیگر تاریک نبود، چیزی درون آن تاریکی پدید آمده بود که برای شیطان حکم جان دوباره بود.. شیطان به نزدیکی فرشته رفت و شمشیر بالا آمده‌اش را به پایین راند، تاکنون هیچوقت چنین حسی را اینقدر عمیق درون قلبش احساس نکرده بود، قلب سوخته‌اش به تپش افتاده بود، آرام آرام نزدیک شد و لبان ترک خورده‌اش برای گناهی نابخشودنی لبان خشکیده‌ی فرشته را لمس کرد، فرشته اما عقب نرفت، بوسه‌ای آتشین بر لبان شیطان کاشت. شیطان برای اولین بار آرام گرفت، بالاخره کسی او را نه به عنوان یک هیولا، بلکه به عنوان یک موجود زخمی دیده بود، و اینجا بود تا دردهایشان را درمان و زخم هایش را مداوا کند. اما عشق آن‌ها بهای سنگینی داشت. فرشته سقوط کرد. شیطان ضعیف و نالایق خوانده شد. بهشت او را طرد کرد. جهنم او را خیانتکار نامید. اما دیگر هیچ چیز مهم نبود.. شیطان دستان یخ زده‌ی فرشته‌اش را گرفت و گفت: "نه جهنم نه هیچ چیز دیگری را نمیخواهم من حاضرم برای رسیدن به تو تمام جهنم را بسوزانم.." فرشته لبخند میزند؛ دستان شیطان را محکم‌تر میگیرد و می‌گوید: "و من اگر نیاز باشد، برای ماندن در کنار تو، دوباره از بهشت سقوط میکنم، و در آغوش تو جان دوباره میگیرم..." -و شاید گناه فرشته عاشق شدن نبود، چراکه او حاضر شد بخاطر عشقش سقوط کند. و درست‌ترین کار شیطان این بود که برای اولین بار کسی را واقعا دوست داشت.
24
19
‌‌ .𝖣𝖤𝖵𝖨𝖫 𝖠𝖭𝖣 𝖠𝖭𝖦𝖤𝖫.+1
‌‌ .𝖣𝖤𝖵𝖨𝖫 𝖠𝖭𝖣 𝖠𝖭𝖦𝖤𝖫.
28
20
sticker.webp
35