سکـوت ِ سـالـوادور
Открыть в Telegram
جایـی کـه طوفـانهـا دفــن شـدهانـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـدهانـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
БольшеИран176 320Категория не указана
475
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-2230 дней
Архив постов
باورم نمیشه بالاخره تموم شده ، انگار ی تیکه از قلبمو با خودش برد
من خودم اخرش لبخند زدم
با اینکه خودم نویسنده بودم انگار تازه داشتم میخوندمش
فداتم
Repost from N/a
اونجایی که جک هر روز لیلیوم میکاشت خیلی جالب و قشنگ بود
«زیبا ولی سمی» بود چون خیلی خوب حسش به مارتین رو میرسوند از نظرم
بعد هم با وجود همهی اتفاقا هنوز منتظرش بود و آخرش مارتین برگشت، انگار بالاخره بعد اون همه بدبختی به هم رسیدن ، انگار تمام اون مدت دلتنگی و ترسی که کشیده بود بیدلیل نبوده
ای جانم مرسی نفس،
ایشالا فصل دو داریم
البته فعلا باید به پارت اخر توجه بشه
یکم استراحت کنم و فصل دو رو شروع میکنم.
این چه حرفیه ایان شی
من توی پرایوتتون دیدم شروع کردین به خوندن و باعث افتخارمه
Repost from 𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖇𝖔𝖗𝖓(rest)
من متاسفانه این اثرتون رو از اول دنبال نکردم؛ ولی در اسرع وقت میخونمش تا بتونم نظر دلخواهم رو بدم.
