ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Hiraeth

Hiraeth

Открыть в Telegram

مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ... صدام کن فربد https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
555
Подписчики
+2724 часа
+187 дней
-630 дней
Архив постов
من خود بر حسب تمایل طبیعی طالب دانشم؛ تشنه معرفتم و بخوبی می‌دانم بیتابی و اشتیاق برای بیشتر دانستن چیست و با هر گامی که به پیش برداشته می‌شود، چه خرسندی و رضایتی بدست می‌آید. /از یاددشت های کانت

Нехай думка, як той ворон, Літає та кряче, А серденько соловейком Щебече та плаче... بگذار فکر، مانند آن کلاغ، پرواز کند و قارقار زند، و دلِ کوچک مثل بلبل، نجوا کند و گریه کند... قسمتی از متن آهنگ که شعری از تاراس شوچنکو، شاعر اوکراینی هست #Atmospheric_Black #Pagan_Black_Metal #Black_Metal #Melancholic 🇺🇦

#هنر_من 🎨🖊️
#هنر_من 🎨🖊️

در مسیر برگشت

✨
+1
✨

خواب دیدم تو یه انجمنی نشستم و راجع به فلسفه صحبت میکنن. استادی که اونجا بود فهمید من تازه وارد هستم و ازم خواست جلوی همه بگم چرا اومدم اینجا بعد که گفتم یکمی فلسفه بلدم و اومدم اینجا چیزای بیشتر یاد بگیرم با صدای بلند گفت آهااااا یعنی از روی کتاب خود فلاسفه هم چیزی خوندیی ؟ بعد گفتم نه خب فقط از روی تاریخ فلسفه میشناسمشون و کتب مفسرهایی که اون فیلسوف رو تحلیل و تفسیر کردن و خب هنوز فرصت نکردم قلم خود اون فیلسوف ها رو بدون واسطه بخونم. بعدش با همون صدای بلند و ترسناکش به من تو جمع اشاره کرد و جلوی همه گفت تو چطور میگی فلسفه بلدی و هنوز کتاب درست حسابی نخوندیی ؟ خواستم از خودم دفاع کنم دیدم شروع به تخریبم کرد و اجازه نداد حرف بزنم حتی :)))))))))))))

چه کنیم که زندگی تازه از ۱۱ شب به بعد شروع میشه

به روزهایی نزدیک میشم که اون حوصله ای که واسه پیاده روی های طولانی و عکاسی داشتم کم کم داره برمیگرده و دوست دارم تو ساعات مختلف از روز برگردم به اونجایی که همیشه دوستش داشتم و حالمو بهتر میکنه، یعنی شمال تهران ‌... 📸

می خواستم به سربازها بگویم نامه ی معشوقه هایشان را اگر بلند بلند بخوانند جنگ تمام می شود... #مبین_اعرابی

نمیدونم؛ گاهی دوست دارم فقط روزها بگذرن، نه بخاطر اینکه حس میکنم جلوتر خبر خاصی هست یا هرچی، اصلا به این موضوع فکر نمیکنم. فقط دوست دارم این روزها پشت سرهم به سرعت بگذرن، روزهایی که نه معنایی دارن و نه خودت مجالی برای معنا بخشیدن بهشون داری ...

photo content

#هنر_من 🖊
#هنر_من 🖊

photo content

این روزها هم بشدت دلتنگ یه صحبت عمیق هستم. خستم از حرفهای بیخود و بی‌سر و ته !

اینو دوره کرونا کشیدم. چند وقتی رفتم شهر خودمون یه بازه خیلی کوتاه برای وقت گذرونی یه کلاس نقاشی ثبت نام کردم و اون روزا کلی مسیر سر بالایی رو از کلاس برمیگشتم خونه مادربزرگم و تو همون کلاس با یه نفر دوست و هم صحبت شدم و از اون موقع مسیر رو باهم برمیگشتیم خونه هامون. همون صحبت های کوتاه ولی عمیق دل من رو توی اون روزهای سرد زمستون، گرم نگه میداشت‌. دلم گاهی از اون قدم زدن های طولانی و صحبت های عمیق میخواد . این نقاشی هم من رو یاد اون شبها میندازه

#هنر_من
#هنر_من

از فانتزیام بخوام بگم براتون یکیش اینه دوست داشتم میشد مثلا تو یه پمپ بنزین یه جاده منتهی به کوهستان شیفت شب کار میکردم تو هوای خنک :))))))))

از سری تمرین های اتود زنی
+2
از سری تمرین های اتود زنی

یه سری هم پارسال سعی کردم همین طرحو با راپید تمرین کنم
یه سری هم پارسال سعی کردم همین طرحو با راپید تمرین کنم

داشتم فکر میکردم گریه کردن و حتی دل نازکی داشتن، از قضا خصلت آدم های قوی هست؛ کسی که با روزگار دست و پنجه نرم میکنه و از همه دالان های تاریک زندگی عبور کرده و همه جوره زندگی بهش سخت گرفته ، همچنان سرپا می‌مونه و عاشق موجودات زنده و ظرافت‌هایی رو میبینه که دیگران از درکش عاجز هستن و حتی اونجایی که نیاز داشته باشه گریه میکنه چون به اندازه کافی قوی هست ...