ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

ره‌آورد بهشت

ره‌آورد بهشت

Открыть в Telegram

"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
342
Подписчики
+124 часа
+57 дней
+3930 дней
Архив постов
دیگر مطالب مربوط به #شراب در ادبیات فارسی: 💫 نُقل: چیزی ک همراه با شراب می‌خوردن 💫 ام‌ّ الخبائث: شراب 💫 آب ارزان: شراب 💫 در سر شراب داشتن: مست بودن 💫 راح: شراب در عربی 💫 راوق کردن: پاک و صاف 💫 پیر گلرنگ: شراب و شراب‌فروش 💫 چرخُشت: حوض له کردن انگور 💫 شرب‌الیهود: پنهانی شراب خوردن 💫 دختر رز: شراب 💫 کلوخ بر لب مالیدن: پاک کردن اثر شراب 💫 لبید: شاهر جاهلی زن و شراب 💫 زغال بید: صافیِ شراب 💫 توبه‌ی جیلمی: توبه از شراب 💫 مغ‌بچه: پسربچه‌‌ی باده‌فروش 💫 در کوزه فقاع کردن: در تنگنا نهادن کسی 💫 از کوزه فقاع گشودن: با ناز و فخر از چیزی استفاده کردن 💫 فقاعی: آب‌جو فروش 💫 دُرد شراب: ته‌مانده شراب منبع: https://t.me/adabiyat_arshad @rahavardebehesht

ظروف #شراب در ادبیات فارسی: 💫 کالا: ظرف شراب 💫 نصفی: نوعی جام شراب‌خوری 💫 گوش ماهی: پیاله‌ی شراب از جنس صدف 💫 پیاله: ظرف بدون پایه‌ی شراب 💫 چمانه: نیم کدویی تراشیده و نگارین برای شراب‌نوشی 💫 کدو: ظرف شراب 💫 پیلپا: ظرف خیلی بزرگ شراب 💫 کِشتی: ظرف بزرگ شراب‌ 💫 پیک: ظرف کوچک شراب‌ 💫 جام: لیوان کوچک شراب‌ 💫 خمره: همان خم (خنب) 💫 قنینه: شیشه شراب 💫 خم: ظرف بزرگی برای شراب ساختن 💫 بط چینی: ظرف شراب 💫 بلبله: کوزه لوله دار سراب 💫 قحاف: جام شراب ادامه دارد ... منبع: https://t.me/adabiyat_arshad @rahavardebehesht

🍇انواع #شراب در ادبیات فارسی: 💫 فقاع: آب‌جو 💫 چاشنی: اندکی شراب 💫 رحیق: شراب صاف 💫 سیکی: شرابی که دو سوّمش جوشیده باشه 💫 غارجی: شرابی که در صبح می‌نوشن 💫عُقار: شراب 💫 عصیر: شیره و شراب 💫 صبوح: شراب صبح‌گاهی 💫 غبوق: شراب عصرگاهی و شام‌گاه 💫 مُل: شراب 💫 بگماز: شراب یا جام شراب 💫 دوستکانی: شرابی که به یاد دوستان می‌خورن 💫 بوزه: شرابی از آرد برنج 💫 صهبا: شراب سرخ 💫 نبید: شراب خرما 💫 لاله: آخرین جام صبح، پس از سرو و گل، به ثلاثه غساله هم مشهور است 💫 له: شراب انگوری 💫 ساتگین: ظرف شراب ادامه دارد ... منبع: https://t.me/adabiyat_arshad @rahavardebehesht

هفت خط جام #شراب هفت خط داشت جام جمشیدی هر یکی در صفا چو آئینه «جور» و «بغداد» و «بصره» و «ازرق» «اشک» و «کاسه گر» و «فرودینه
هفت خط جام #شراب هفت خط داشت جام جمشیدی هر یکی در صفا چو آئینه «جور» و «بغداد» و «بصره» و «ازرق» «اشک» و «کاسه گر» و «فرودینه» ادیب الممالک فراهانی به ترتیب از بالا به پایین: ۱.جور . ۲.بغداد . ۳.بصره . ۴.ازرق . ۵.اشک . ۶.کاسه‌گر . ۷.فرودینه ساقی برای هرکس بنا بر گنجایش و توانش تا یکی از خطوط هفتگانه روی جام شراب می‌ریخت. @rahavardebehesht

چند یادداشت در مورد شراب (مِی) #شراب #فرهنگ_اساطیر #عرفان منابع: _فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی از دکتر محمدجعفر یاحقی _فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی از سید جعفر سجادی @rahavardebehesht

من باشم و وی باشد و می باشد و نی کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی *نمیدانم از کیست #شعر @rahavardebehesht

نی گفت که تلخ است جهان، گفتمش این نیست نالید که من بار شکر داشتم این شد حسین جنتی #شعر @rahavardebehesht

+1
4_5836781570815431863.mp314.26 MB

ای آن که غمگنی و سزاواری وندر نهان سرشک همی باری از بهر آن کجا ببرم نامش ترسم ز بخت انده و دشواری رفت آن که رفت و آمد آنک آمد بود آن که بود، خیره چه غمداری؟ هموار کرد خواهی گیتی را؟ گیتی‌ست، کی پذیرد همواری مُستی مکن، که ننگرد او مُستی زاری مکن، که نشنود او زاری شو، تا قیامت آید، زاری کن کی رفته را به زاری باز آری؟ آزار بیش بینی زین گردون گر تو به هر بهانه بیازاری گویی گماشته‌ست بلایی او بر هر که تو بر او دل بگماری ابری پدید نی و کسوفی نی بگرفت ماه و گشت جهان تاری فرمان کنی و یا نکنی، ترسم بر خویشتن ظفر ندهی باری! تا بشکنی سپاه غمان بر دل آن به که می بیاری و بگساری اندر بلای سخت پدید آید فضل و بزرگمردی و سالاری #رودکی #شعر @rahavardebehesht

شاهنامه فردوسی و موسیقی/ مصطلحات موسیقی در شاهنامه حسینعلی ملاح منبع (نشریه): نشر دانش مهر و آبان 1369 شماره 60 #مقاله @rahavardebehesht

برای آغاز‌.

اگر تندبادی براید ز کنج بخاک افگند نارسیده ترنج ستمکاره خوانیمش ار دادگر هنرمند دانیمش ار بی‌هنر اگر مرگ دادست بیداد چیست ز داد این همه بانگ و فریاد چیست ازین راز جان تو آگاه نیست بدین پرده اندر ترا راه نیست همه تا در آز رفته فراز به کس بر نشد این در راز باز برفتن مگر بهتر آیدش جای چو آرام یابد به دیگر سرای دم مرگ چون آتش هولناک ندارد ز برنا و فرتوت باک درین جای رفتن نه جای درنگ بر اسپ فنا گر کشد مرگ تنگ چنان دان که دادست و بیداد نیست چو داد آمدش جای فریاد نیست جوانی و پیری به نزدیک مرگ یکی دان چو اندر بدن نیست برگ دل از نور ایمان گر آگنده‌ای ترا خامشی به که تو بنده‌ای برین کار یزدان ترا راز نیست اگر جانت با دیو انباز نیست به گیتی دران کوش چون بگذری سرانجام نیکی بر خود بری #فردوسی #شعر @rahavardebehesht

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز فعالیت از بامداد ۲۱ بهمن ۱۴۰۴