رهآورد بهشت
الذهاب إلى القناة على Telegram
"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
342
المشتركون
+124 ساعات
+57 أيام
+3930 أيام
أرشيف المشاركات
342
هفت خط جام #شراب
هفت خط داشت جام جمشیدی
هر یکی در صفا چو آئینه
«جور» و «بغداد» و «بصره» و «ازرق»
«اشک» و «کاسه گر» و «فرودینه»
ادیب الممالک فراهانی
به ترتیب از بالا به پایین:
۱.جور . ۲.بغداد . ۳.بصره . ۴.ازرق . ۵.اشک . ۶.کاسهگر . ۷.فرودینه
ساقی برای هرکس بنا بر گنجایش و توانش تا یکی از خطوط هفتگانه روی جام شراب میریخت.
@rahavardebehesht
342
چند یادداشت در مورد شراب (مِی)
#شراب
#فرهنگ_اساطیر
#عرفان
منابع:
_فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی از دکتر محمدجعفر یاحقی
_فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی از سید جعفر سجادی
@rahavardebehesht
342
من باشم و وی باشد و می باشد و نی
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
*نمیدانم از کیست
#شعر
@rahavardebehesht
342
نی گفت که تلخ است جهان، گفتمش این نیست
نالید که من بار شکر داشتم این شد
حسین جنتی
#شعر
@rahavardebehesht
342
ای آن که غمگنی و سزاواری
وندر نهان سرشک همی باری
از بهر آن کجا ببرم نامش
ترسم ز بخت انده و دشواری
رفت آن که رفت و آمد آنک آمد
بود آن که بود، خیره چه غمداری؟
هموار کرد خواهی گیتی را؟
گیتیست، کی پذیرد همواری
مُستی مکن، که ننگرد او مُستی
زاری مکن، که نشنود او زاری
شو، تا قیامت آید، زاری کن
کی رفته را به زاری باز آری؟
آزار بیش بینی زین گردون
گر تو به هر بهانه بیازاری
گویی گماشتهست بلایی او
بر هر که تو بر او دل بگماری
ابری پدید نی و کسوفی نی
بگرفت ماه و گشت جهان تاری
فرمان کنی و یا نکنی، ترسم
بر خویشتن ظفر ندهی باری!
تا بشکنی سپاه غمان بر دل
آن به که می بیاری و بگساری
اندر بلای سخت پدید آید
فضل و بزرگمردی و سالاری
#رودکی
#شعر
@rahavardebehesht
342
شاهنامه فردوسی و موسیقی/ مصطلحات موسیقی در شاهنامه
حسینعلی ملاح
منبع (نشریه):
نشر دانش مهر و آبان 1369 شماره 60
#مقاله
@rahavardebehesht
342
اگر تندبادی براید ز کنج
بخاک افگند نارسیده ترنج
ستمکاره خوانیمش ار دادگر
هنرمند دانیمش ار بیهنر
اگر مرگ دادست بیداد چیست
ز داد این همه بانگ و فریاد چیست
ازین راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر ترا راه نیست
همه تا در آز رفته فراز
به کس بر نشد این در راز باز
برفتن مگر بهتر آیدش جای
چو آرام یابد به دیگر سرای
دم مرگ چون آتش هولناک
ندارد ز برنا و فرتوت باک
درین جای رفتن نه جای درنگ
بر اسپ فنا گر کشد مرگ تنگ
چنان دان که دادست و بیداد نیست
چو داد آمدش جای فریاد نیست
جوانی و پیری به نزدیک مرگ
یکی دان چو اندر بدن نیست برگ
دل از نور ایمان گر آگندهای
ترا خامشی به که تو بندهای
برین کار یزدان ترا راز نیست
اگر جانت با دیو انباز نیست
به گیتی دران کوش چون بگذری
سرانجام نیکی بر خود بری
#فردوسی
#شعر
@rahavardebehesht
