ru
Feedback
گل سوری

گل سوری

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
259
Подписчики
Нет данных24 часа
+97 дней
+2130 день
Архив постов
🌊

📖🌴

Repost from نیروانا
یک عصر زیبا بدون مقدس.
یک عصر زیبا بدون مقدس.

Repost from N/a
.

photo content
+5

یک مزاحم اینجا داریم، که میخواهد نمایشنامه شکسپیر بخواند.
+1
یک مزاحم اینجا داریم، که میخواهد نمایشنامه شکسپیر بخواند.

انسان باید همان که می‌نماید باشد، یا کاش نتواند جز آنچه هست جلوه کند!
اتللو شکسپیر

🥀
🥀

Repost from قُقنوس...
برای همیشه در شوق داشتن یک جمع حضوری میمانم که گرد هم جمع شده و حرف از کتاب و فلسفه و زندگی و جهان بزنیم. حرفهایی از مفاهیم عمیق و سوالهای که ذهن مان را درگیر خود کرده بله از هر آنچه ما را به دید عمیق تری برساند. نامش را هم بگذاریم «انجمن شاعران زنده» 🫠🤎

Repost from N/a
دیگر تو آن ستاره ‌ای رخشنده نیستی

این روزها بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌کنم نیازِ مبرمی به نوشتن دارم. اما امان از کلمات که انگار سرِ ستیز با من گرفته‌اند. من مانندِ مسافری تشنه در کویرم و کلمات، چون دریاچه‌ای زلال، دور از دسترسِ من‌اند. می‌خواهم بنویسم؛ زیاد بنویسم، از هرچه که می‌شود نوشت.از کتاب‌ها، از گیلاس چایم، از درختِ حویلی‌مان، از پسر‌بچه‌ی زیبایی که در کوچه دیدم، از چشمانِ غمگینِ دخترِ خردسالی که دیشب در عروسی بود. از سختیِ ریاضی و زیباییِ شعر.از کانال‌های قشنگِ تلگرام، از عکس‌هایی که دیروز از غروب گرفتم، از پنجاه‌وسه گلدانی که تمامِ توجهم را وقف‌شان کردم، اما دوتایشان خشک شدند. می‌خواهم از چشمانِ آبیِ چون دریایِ عدنان‌جانم بنویسم، از اشک‌هایی که دیشب نصفه‌شب ریختم، از دفترچه‌ی یادداشتِ سالِ گذشته‌ام، از دوستِ قدیمی. از ابری که شبیه قلب بود و قلبی که شبیه سنگ. از خاک، از دشت، از کوه؛از پدری شبیه کوه، و مادری شبیه آب که همیشه برایم حیات می‌بخشید. از درختِ گیلاسی که امسال میوه نداد، از عمرِ گذران، از چشمِ پر اشکِ مهسا و کاغذپرانِ ابراهیم که به دستِ عمران شکسته شد. از غمِ چشم‌های او، از کتاب‌هایی که دوست دارم داشته باشم، و هزاران قصه و چیزِ های دیگر. و منِ بیچاره… به قولی، کلماتم مرده‌اند.

دوستان خود را پس از آزمودن با پنجهٔ فولادین در جان خود جای ده، ولی دست های خود را برای پذیرایی هر خامِ سر از تخم درآورده‌ای فرسوده مکن.
هملت شکسپیر

از شاخه های شکسته بر اثر باران🌸
+1
از شاخه های شکسته بر اثر باران🌸

😐
😐

photo content
+6

. ارغوان می‌بینی؟ به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اند مانده‌ایم تا ببینیم نبودن را آخر قصه شنودن را پشت این پنجره‌ی بسته هنوز عطر آواز بنان مانده است شهریار اینجا شعر نقاشش را خوانده است آن شب افشاری با کسایی و قوامی و ادیب تا قرایی و فرود وان درآمد از اوج شجریان، لطفی چه شبی بود، دریغ زندگی روی از این غمکده گردانیده است ارغوان در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟ هوشنگ ابتهاج

photo content

من می‌توانم در پوست گردویی محصور باشم و خود را شاه سرزمین بی کرانی بدانم.
هملت شکسپیر

چه شاهکاری است آدمی! تا چه حد در خردمندی بزرگوار و در استعداد چه نامحدود است! در هیئت و رفتار چالاک و دلپسند، در عمل همپایه فرشتگان و در فهم و ادراک پنداری خداست! زیبای جهان است و گل سر سبد جانداران! و با این همه، این جوهرِ خاک در چشم من هیچ است‌.
هملت شکسپیر

photo content