340
Подписчики
-124 часа
-17 дней
-130 дней
Архив постов
336
من میدونم وقتی برم، دیگه محاله برگردم. برای همینه که تا آخرین لحظه همهی تلاشمو میکنم.
336
در این جسم غریب، روحی زندانیست. هر نگاه، زخمی تازه. هر کلمه، یادآور دردی که التیام نمییابد. کاش میشد این نقاب را شکست و خودِ واقعی را فریاد زد. اما سکوت، تنها پناهگاه است.
