ru
Feedback
Alien.‌‌

Alien.‌‌

Открыть в Telegram

من نمی‌دانم‌ گناه چیست. آنها فقط به من فهمانده بودند که من مقصرم. _ @Russian1999bot wlw ✄🏳️‍🌈 http://t.me/safeCht_bot?start=5gDvaN

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
369
Подписчики
Нет данных24 часа
+137 дней
+1330 дней
Архив постов
Last Breath Ari Abdul.m4a2.80 MB

قدیم ها می‌خواستم فدایت بشوم. جانم را نمی‌خواستم، روح در تنم سنگینی می‌کرد. انگار به تو بدهی داشتم. مرگ برایت نهایت زندگی بود. زمان گذشت و من زنده ماندم. مرا لایق جان دادن ندیدی. به دیگران جان دادی و از من جان نگرفتی. فدایت نشدم، جانم دستم ماند. یک زندگی اضافه و دست نخورده، می‌تواند مال تو باشد. برایت نمردم، برایت زندگی نکردم. من هنوز هم یک جان به تو بدهکارم.

نمی‌آیی؟ دلم کافه‌رفتن و یک عالمه بازی رومیزی و کارتی با خودت رو می‌خواد.

بعضی وقت ها به سنم شک می‌کنم، چون این حجم از کمر درد و سردرد مال این سن نیست.

white Dress IVOXYGEN.m4a1.93 MB

من سیگار و تو سیگاری. از سیگاری بودنت شرمساری، می‌گویی باید ترک کنم. دو سه روز یک‌بار سیگار را کنار می‌گذاری، طولی نمی‌کشد که باز به سیگار پناه می‌آوری.‌ تو هربار باز می‌گردی.

photo content

صبح‌ که بیدار شوی، طعم سیگار روی لب هایت می‌ماند. به خودت می‌آیی و می‌بینی دستت گردنبند را نوازش می‌کند. حالت از خودت به هم می‌خورد، چون هنوز دنبال بوی من می‌گردی.

یک سری چیزها ارزش دارن براشون بمیری، همون رو پیدا کن و براش زندگی کن.

Rammstein - Sonne (Slowed+Reverb) X Austrian Painter Speech.mp32.91 MB

در قانون جمهوری اسلامی من تا الان چند بار حکم اعدام گرفتم.

ترجیح می‌دم فریاد بزنی ازم متنفری، اما سکوت هرگز.

بنده یک آدم از دور شاید دوست‌داشتنی و از نزدیک دوست‌نداشتنی هستم.

To Vals Tou Gamou Cihat Aşkın.m4a3.51 MB

photo content

1|4 - I'm Your Man - Leonard Cohen (320).mp310.20 MB

جای بی خیال راه رفتن روی پل، دستت را به من بده. چشمانت را ببند. بیا برویم به دنیایی که نه من باشم و نه تو. دنیایی که هم من باشم و هم تو. بخواهی فریاد بزنی زندگی را دوست دارم. بتوانی ببینی دیگران دوستت دارند. دیگر به من نگو با قهوه و سیگار خود را به کشتن می‌دهی، آنجا سیگار را از روی لب هایم بردار. متمرکزتر شو، برو به اتاق خوابت، پنجره‌ای رو به درخت انار باز کن. بنشین مشغول نقاشی شو. مرا بِکِش، با یک لبخند واضح. بعد بیارش اینجا، بچسبان به لب هایم. تا همیشه بخندم. پاکن‌ات را بردار، آدم بد ها را پاک کن. آسمان را آبی کن.‌ تنها یک لحظه باید دستانم را از دستانت جدا کنم. می‌بینی آنجا نقاشی کشیدن چه آسان است. چشم هایت را باز نکنی ها. فقط یک لحظه. فقط یک بار. عقب‌عقب راه می‌روم. پل تمام شد. حالا وقت پریدن است. این آخرین خودخواهی من است.

این‌روزها پرخوری می‌کنم. چند شات قهوه و مشت مشت غم می‌خورم.

photo content
+1

برگشتم. اما از دلتنگی برایم اشک نمی‌ریختی؛ جلوی در خانه خشکم زد. آشفته نبودی. صدای گریه‌ات را نشیدم. می‌خندیدی. چیزی را از یاد نبرده بودی؟ کلیدم را نچرخاندم، گوش کردم؛ حرفی از من نمی‌زدی. خواستم برگردم، اما تو واقعا منتظر نبودی. تو از یاد برده‌ بودی.