ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

خانوم شیرین

خانوم شیرین

Открыть в Telegram

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
391
Подписчики
-324 часа
-87 дней
-3930 дней
Архив постов

photo content
+1

photo content
+1

عجیب است؛ گاهی بیشتر از نبودن یک نفر، دلت برای آن خود قدیمی‌ات تنگ می‌شود؛ همان آدمی که کنار او، بی‌دلیل خوشحال بود.

تا زمانی که مطمئن نشدین از حستون و توی بلاتکلیفی هستین یا برای فرار از مشکلات روزمره و پیدا کردن یه سرگرمی، اسم عشق رو بدنام نکنید، با احساسات هم بازی نکنید و اینقدر به قول شهرزاد تجاوز نکنید به کلمه بی پناه و مظلومِ عشق...

photo content
+1

شلوغی همیشه انرژی ام را میگیرد؛ اما تنهایی، آرام‌آرام مرا به آغوش خودم برمی‌گرداند. هیچ‌وقت به اندازه‌ی شب‌هایی که در اتاق تاریکم، با موسیقی مورد علاقه‌ام تنها بودم، احساس زنده بودن نکرده‌ام.

نمی‌دانم تو را پیدا کرده‌ام یا به گمشده‌ای رسیده‌ام که تمام عمر در جست‌وجویش بودم؛ تو انگار پیش از آمدنت، سال‌ها در قلبم زندگی کرده‌ای.

راستش را بخواهی، هر بار که به چهره‌ات نگاه می‌کنم، برای لحظه‌ای میان رویا و واقعیت معلق می‌مانم؛ مگر می‌شود این همه زیبایی، فقط سهم یک انسان باشد؟

photo content
+1

میان تمام اتفاقاتی که می‌توانستند رخ ندهند، خوشحالم که تو اتفاق افتادی.

کاش ارزش حضورِ انسان‌های مهم زندگی‌مان را پیش از آن‌که به خاطره تبدیل شوند، بدانیم؛ چون وقتی دیر شود، حتی تمام قدردانی‌های دنیا هم نمی‌توانند جای خالی یک نفر را پر کنند.

««🤍🕊

photo content
+1

او از آن آدم‌هایی‌ست که بودنش، به جهان رنگ و لعابی تازه می‌دهد؛ وقتی او کنارم است، حتی غم‌هایم نیز لباس شادی بر تن می‌کنند.