رواء ؛
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 127
Подписчики
+124 часа
-107 дней
+4230 дней
Архив постов
1 129
گفتم درجهانی دیگر
جایی دورتر از این دنیایسیاه و سراسر غم ،
یا در زندگیبعدیمان
درکالبدی دیگر بهتو برمیگردم
شاید آن زمان ‘عشق’
برایما زیباتر رقم خورد ..
1 129
آدم هنوز دلش برایش تنگ میشود؛
برای کسی که شاید همین حالا
جایی زندگی میکند
میخندد ، نفس میکشد و روزهایش را میگذراند،
اما دیگر هیچ سهمی از زندگی تو ندارد.
و این تلخترین شکل دلتنگیست
اینکه بدانی آدمی هنوز زنده است،
هنوز در همین دنیا نفس میکشد،
نه میتوانی عزاداریاش کنی،
نه میتوانی فراموشش کنی
فقط باید وانمود کنی
که عادت کردهای ..
1 129
بدترین قسمت رفتن یک آدم ، خودِ رفتنش نیست
بدترین قسمت این است که بعد از رفتنش
زندگی همان زندگیست
صبح میشود، شب میشود
آدمها میخندند
و دنیا بیرحمانه به راهش ادامه میدهد
انگار نه انگار که یک نفر،
که روزی بخش بزرگی از زندگیات بوده
دیگر جایی در آن ندارد
اما تو هر روز، یک بار دیگر نبودنش را میفهمی ..
وقتی ناخودآگاه میخواهی چیزی برایش تعریف کنی،
وقتی دلت میخواهد صدایش را بشنوی،
وقتی یادت میآید دیگر هیچ “بعداً” ای بین شما وجود ندارد
آن لحظه است که دلت دوباره فرو میریزد ..
یک آدم میرود و تو میمانی با خاطراتی که دیگر نمیشود تکرارشان کرد
با حرفهایی که نیمهکاره ماندند
کاش رفتن فقط نبودن بود ..
1 129
بله
عشق خوباست اما همیشه قرار نیست به ماندن ختم شود ..
گاهی آدمی ، تمام معنای دوست داشتن را
درحضور کسی پیدا میکند که سرنوشت برای ماندنش
هیچ قولی نداده است ..
میآید ، چیزی را در تو بیدار میکند
که پیشاز او نمیشناختی
بعد میرود ، تو میمانی با قلبیکهدیگر
به قبل از او برنمیگردد
1 129
بعضی احوالرا نمیشود بهزبان آورد
نه غماند ، نه دلتنگی ، نه حتی خستگی
چیزی میانهمهی اینهاست
شبیهابری که مدتهاست ،
بالای سر دل مانده
و خیال باریدن ندارد ..
انگار تمامشهر دست از نفس کشیدن برداشتهاند
و فقط یک دلگرفته مانده
که نمیداند چطور باید این
حجمسنگینیرا تا صبح بگذراند ..
