کافه مستاجر پلاک ۱۲
Открыть в Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 813
Подписчики
-124 часа
+287 дней
+5630 день
Архив постов
1 814
خواهشاً الانم نیاید بگید هوی چه خبره تعریف میکنی؟ کند بود ریتمش، هیجان نداشت، حوصلمون سر رفت و هیچی نداشت و فقط یکی دو قسمت خوب بود و فلان و بیسار. آقا جان، سلیقهایه. من لذت بردم، سرگرم شدم، کیف کردم. شماها ممکنه نبرید. خوش گلدین.
1 814
خب. اجازه بدید اعلامِ افسردگی کنم پس از پایانِ فصلِ سومِ house of dragon و بینِ تمامِ ۹۰ درصد هیتی که داشت، بعد از این همه انتقادی که بهش وارد شد و تمامِ ایراداش. من فکر کنم جز اون ۱۰ درصدی بودم، که عاشقش بودم. به حدی از تک به تکِ قسمتهاش لذت بردم که ارزشش برام در حد سریالِ game of thrones بود. خیلیها این نظر رو ندارن. حقم ندارن، ولی دنیاش، اون همه اژدها، نبردهاش، همه چیش برای من ۱۰۰ از ۱۰۰ بود، و فینالِ این فصل هم به نظرم شاهکارِ مطلق بود، بهترین پایان بندی و جمعآوری رو داشت نسبت به دو فصلِ قبل. واقعاً گاد بود. کیف کردم. الان دوباره تا دو سال دیگه باید دوریِ این همه اژدهای زیبا رو تحمل کنم.
1 814
این وسط یه چیزِ بیربط بگم. واقعاً حرمتِ نون و نمکی که با دیگران میخورم برام مهمه. در حدی که وقتی ارتباطی قراره قطع بشه تاکید میکنم که: "نذار حرمتا شکسته بشه." و ای کاش دیگران هم همینقدر به حرمتِ نون و نمکی که باهم خوردیم اهمیت میدادن و اون رو نمیشکستن.
1 814
یعنی این وسط فقط کم مونده بود شما بیای بزنی به ماشینِ من که بخوای یه کاغذ بذاری و شمارهات که بگی جهتِ پرداختِ خسارت تماس بگیرید. خسارت بخوره تو سرت عمهات میخواد سه ساعت توی صافکاری معطل بشه؟ من تو رو گیر بیارم فقط.
1 814
آقا ممد بنده یه عمری تلاش نکردم با بچههای مدرسه قطع ارتباط کنم، با بچههای محله قبلی قطع ارتباط کنم و همهی روابطمو از بین ببرم که شما با یه عروسی گرفتن برینی تو این همه تلاش. ماشالا از فلافلی سر کوچه تا سرایدارِ مدرسه و ناظمم رو هم دعوت کردی، یه تپه نریده نذاشتی، اصلاً تو چرا شماره اینارو هنوز داری؟ من از دبیرستان به بعد ده تا گوشی عوض کردم.
1 814
این خانومی که پشت میز نشسته بود کلاً اعصاب نداشت، باهمه داشت بداخلاقی میکرد و بد حرف میزد، نوبتم که شد، یه آقایی اومد گفت خیلی طول میکشه نوبتم بشه؟ خانومه با اخم گفت بله. بعد من به آقاهه گفتم داداش برو بعد از ناهار بیا. چاییِ بعدشم بخور. خانومه خندید. همه خندیدن. بعد خانومه که خندید خوشاخلاق شد کلاً روحیهاش عوض شد. یعنی واقعاً انقدر راحت میشه حالِ آدما رو از این رو به اون رو کرد و همه دنبالِ بهونهان لبخند بزنن؟ چقدر گناه داریم ما.
1 814
بغل دستیم میگه ما از کِی تاحالا مقیم خارج از کشور شدیم خودمون نمیدونستیم؟ کِی از ایران بیرونمون کردن؟ 😂
1 814
به عنوانِ یک فردِ ۲۶ ساله، نصیحتی که میتونم بهتون بکنم اینه اگر نمیخواید کسی چیزی بفهمه نذارید بفهمه. حتی اگه قدرِ چشماتون به اون فرد اعتماد دارید، کلاً به هیچکس چیزی نگید و همه چی رو با خودتون دفن کنید و به گور ببرید. چون بالاخره یه روزی یه جایی یه جوری به هر دلیلی ممکنه رازِ به اون مهمی لو بره. حتی اگه اون فرد صمیمیترین رفیقتون باشه ممکنه برینه تو اعتمادی که بهش داشتید و همینطور اعصاب روانتون.
1 814
بهبه بالاخره ممبرهای قدیمی دارن اینجا رو پیدا میکنن و یکی یکی جوین میدن. دیر اومدی آقا. برو. برو همونجایی که تا الان بودی.
1 814
نه تنها فینگلیش مینویسی بلکه مخففش هم میکنی میگی
Chkhbr ?
بعد انتظار داری بلاکت نکنم؟
1 814
چرا هر سریالی که من شروع میکنم همون روز به دیدن رو تو هم همون روز میبینی؟ دوربین مخفی وصله؟ همین یه ساعت پیش فصل جدیدشو استارت زدم.
1 814
دروغ میگه بچهها. بعضی وقتا بگاییها صرفاً پشتِ سرِ هم میان. هیچ توجیهی هم نداره. گریه.
1 814
ممد سگ سیبیل. چه وقتِ زن گرفتنت بود الان اخه ممد. عروسیِ تو رو کجای دلم بذارم ممد.
1 814
نخندید آقا. یادتونه توی سریالِ friends وقتی چندلر تحتِ فشار بود بامزهتر میشد و بیشتر شوخی میکرد؟ منم مثل چندلرم. تحتِ فشار که باشم دلقک میشم ولی جدی فشار توم... چیز، رومه. نکنید.
1 814
والا قدیما بگاییها برای خودشون یه شخصیتی داشتن، نظم و قانونی داشتن. عدالتی داشتن. برای مشتریشون حرمت میشناختن. یاکوزاها تو ژاپنم اینطوری حمله نمیکنن به همدیگه. شُل کنید توروخدا. من مشتری ثابتتونم. بهم مرخصی بدید پدرسگا.
1 814
امروز موقع ناهار دندونم نمیدونم چطوری تصمیم گرفت بشکنه. اون بخشش که پُر شده بود ریخته. الان نوبت دکتر گرفتن و رفتن به دندون پزشکی و این همه خرجی که افتاد رو دوشم رو کجای دلم بذارم جدی؟
