𝗩𝗜𝗼𝗻𝗲𝗜𝗖𝗘🌑
Открыть в Telegram
𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟎𝟒/𝟎𝟔🖤 • • • • 𓆩♡𓆪 خاطراتی که هنوز درد میکنن
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
449
Подписчики
-1424 часа
-1997 дней
-78430 дней
Архив постов
451
یه عادتی دارم که نمیدونم از کی شروع شد؛ قبل از اینکه از چیزی خوشحال بشم، به تموم شدنش فکر میکنم. قبل از اینکه از یه لحظه لذت ببرم، ته ذهنم دارم حساب میکنم تا کی قراره ادامه داشته باشه. انگار مغزم نمیذاره چیزی رو فقط همون لحظه زندگی کنم؛ همزمان که دارمش، داره برای از دست دادنش هم آمادهم میکنه.
451
بعضی وقتها مرورم کن، یادت بیار که چقدر واست جنگیدم، چقدر واست دوییدم، چقدر واست ذوق داشتم، چقدر دوستت داشتم، چقدر واقعی بودم، و تو همهاش رو نابود کردی.
451
نمیبخشمت نه بخاطر رفتنت، نه بخاطر سنگین و بیرحم بودنت، نمیبخشمت چون حس کمبودی بهم دادی که همیشه باهامه.
451
دورسرت بگردم من،
واقعاً کاری نکردم، فقط چیزایی رو گفتم که دلم میخواست بدونی.
نیازی به تشکر یا دنبال جواب خاصی بودن نیست همین که اگه اگه.. بتونم حتی یه ذره از اون سنگینیای که تو دلت بود رو کم کنم، برای من کافیه.
راستش وقتی حرفات رو خوندم، بیشتر از اینکه دلم بخواد برات حرف بزنم، دلم میخواست کاش میشد یه جوری کنارت بودم و فقط یه کم از این همه خستگی رو از روی دلت برمیداشتم.
بعضی دردها با حرف خوب نمیشن، میدونم... ولی حداقل نمیخوام حس کنی وقتی دلت گرفته، هیچکس نیست که حرفات رو بشنوه.
و اینو بدون تو لازم نیست همیشه اون آدم قوی و مقاومی باشی که همه ازش انتظار دارن.
اینکه گفتی هنوز آدمایی مثل من هستن، به نظرم باید برعکسش رو بگم؛ من خوشحالم که هنوز آدمی مثل تو هست که با وجود همهی چیزایی که از سر گذرونده، هنوز میتونه چیزی خلق کنه، حرف بزنه و دل یه نفر دیگه رو تکون بده.
فقط یه کم نفس بکش و بدون یکی هست که هروقت بخوای میتونه حرفات رو بشنوه،
فقط برای اینکه بفهمه پشت اون همه حرف، یه آدم خسته هم هست که حق داره گاهی دلش گرفته باشه🥹.
