• 𝖦𝗆𝗆𝗍𝗁𝖾𝖾𝗏 𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 •
Открыть в Telegram
𝑺𝒐𝒎𝒆𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔, 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒔𝒕 𝒃𝒆𝒂𝒖𝒕𝒊𝒇𝒖𝒍 𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒆𝒔 𝒃𝒆𝒈𝒊𝒏 𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒍𝒆𝒂𝒔𝒕 𝒆𝒙𝒑𝒆𝒄𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒎. 🖤 ⌁ @MrsGasGasbot⌁ 𓆩 ارتباط با ما بهصورت ناشناس 𓆪
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
283
Подписчики
-124 часа
+57 дней
+630 дней
Архив постов
استعداد ذاتی... نه بابا اختیار داری خودت میتونی کتاب بنویسی من فقط ایده هامو تبدیل به کلمه میکنم
اینم تموم شد سانتا بچشو دید با تمومه سختی هایی که داشت با کلی صبر بلاخره تونست گرمای صورتش رو حس کنه جونگ و دانک و ایریس هم نگران حال پرث بودن در حالی خودشون هم نگران و منتظر بودن اما بلاخره نی نی اومد بیرون و ما شاهد پس افتادن حاج آقا پرث بودیم
مامان نویسنده عمل کرده بود برای همین نتونست پارت بده ولی قول داده این هفته پارت زیاد بده جبران بشه
https://t.me/GMMFICTIONSgmmtv/1884
آخی چقدر قشنگ و ناز بودن😍❤️
ولی چرا پوند و پووین نبودن؟ اونا فصل بعد هستن؟ من منتظرم دوقلوهای اونا هم بودم🫠🤧
