ru
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Открыть в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 007
Подписчики
+224 часа
-597 дней
+21330 дней
Архив постов
بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوقِ دیدارِ تو لبریز شد از جامِ وجودم شدم آن عاشقِ دیوانه که بودم! در نهانخانه‌ی جانم گلِ یادِ تو درخشید باغِ صد خاطره خندید عطرِ صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوتِ دل‌خواسته گشتیم ساعتی بر لبِ آن جوی نشستیم

یادتون باشه؛
هنوز آخرین پَرِ سیمرغ هست...

قربون‌چشات‌برم‌قشنگ‌تر‌ازقاصدک...

دریا بگو با من از شب، از موج، از بی‌قراری دریا بگو در زلالِ چشمِ کبودت چه داری؟ دریا دلم باز امشب حالی دگرگونه دارد می‌خواهد امشب ببارد چون آسمانِ بهاری دیری‌ست دل غربتش در برکه‌ها می‌تکاند آیا تو دستانِ خودرا در دست من می‌گذاری؟ دریا اگر من دلم را در پیش رویت بگیرم می‌ترسم از آسمانت بر ساحلِ من بباری دریا چرا ابرِ غربت بر شانه‌هایت نشسته جز سایه‌ی بغض چیزی در چشمهایت نداری دریا بیا سر در این شب بر شانه‌ی هم گذاریم در ازدحامِ شب و مه، دل را به من می‌سپاری؟
- دِریا ، شب ، بغض

photo content
+1

هم‌وطنم غم‌هایت چقدر است؟ من برایشان بغل می‌شوم.

‏"هرچه تبر زدی مرا ‏ زخم نشد ‏ جوانه شد ...!" ‏- ایرج جنتی عطایی
‏"هرچه تبر زدی مرا ‏ زخم نشد ‏ جوانه شد ...!"
‏- ایرج جنتی عطایی

473_106666708929916.mp39.86 MB

«زیباییِ ایران در آن است که حتی غمِ این خاک هم شاعرانه به نظر می‌رسد.»

photo content
+1

به امید آزادی سرزمین به امید آزادی همگی مون باهم دیگه جشنشو میگیریم بزودی...😉
زنده باد آزادی زنده باد ایران🕊🤍

- قاصدک خبر بیار یه روز خوب تو راهه ..

563_106903937475986.mp33.48 MB

ایران؛

521_106790829140844.mp38.53 MB

«آخ از ریشه کردن... وای رنجِ تدریجیِ ریشه کردن... کاش به جای گلدون، باد می‌شدم... آب می‌شدم، جریان داشتم. میگن آدم درخت نیست که نتونه جابه‌جا بشه؛ ولی خب همین آدم گاهی ریشه می‌کنه، تو قلبِ یک نفر، تو فکرِ یک نفر، تو خاکِ یک نفر. من درخت نیستم اما خیلی وقته که ریشه‌هام به خاکِ تو عادت کردن. کاش به جای گلدون، باد می‌شدم..!»

«یه بار بهش گفتم: من جای دیگه‌ای غیر از بغلِ تو، نفسم کم میاد... مثل ماهی که تو آب زنده‌ست، مثل گلدونامون که اگه تو خاک نباشن خشک میشن، از نفس می‌افتن، می‌میرن. مثل نور، واسه اون لوبیاها که تو پارچه خیس کردیم تا جوونه بزنن... تو آبی، تو نوری، تو خاکی. من خشک میشم بدونِ تو! خم میشه شاخه‌ام... گفتم باش تا جوونه بزنم، ریشه کنم، بزرگ بشم. مثل اون گلدون‌های روی طاقچه که همیشه حواست بهشون هست، منو بذار یه گوشه هرروز نگاهم کن، از اون نگاه‌های قشنگ که فقط خودت بلدی. آخه من بدونِ تو که من نمیشه! براش یه گوشه نوشتم: منو مثل اون گلدونِ آبی، بذار لب طاقچه‌ی خونه‌ات...»

«وطنم زنده بمان، زخم تورا می‌بندیم ته این قصه غم، از ته دل می‌خندیم»
-حسین غیاثی

من و تو، ما، باهم به آینده‌یی پُر آفتاب لبخند خواهیم زد...
بخشی از نامه‌ی احمد شاملو به آیدا، همزادش!
- تهران — ۳۰ آبان ماه ۴۲