fa
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

رفتن به کانال در Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 001
مشترکین
+224 ساعت
-597 روز
+21330 روز
آرشیو پست ها
با تو گفتم: حَذر از عشق؟ ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم روز اول که دلِ من به تمنای تو پَر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه‌ی ماه فروریخته در آب شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آوازِ شباهنگ یادم آید تو به من گفتی: از این عشق حَذر کن! لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن آب، آیینه‌ی عشقِ گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا، که دلت با دگران است تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

تو همه رازِ جهان ریخته در چشم سیاهت؛ من همه محو تماشای نگاهت...

بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوقِ دیدارِ تو لبریز شد از جامِ وجودم شدم آن عاشقِ دیوانه که بودم! در نهانخانه‌ی جانم گلِ یادِ تو درخشید باغِ صد خاطره خندید عطرِ صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوتِ دل‌خواسته گشتیم ساعتی بر لبِ آن جوی نشستیم

یادتون باشه؛
هنوز آخرین پَرِ سیمرغ هست...

قربون‌چشات‌برم‌قشنگ‌تر‌ازقاصدک...

دریا بگو با من از شب، از موج، از بی‌قراری دریا بگو در زلالِ چشمِ کبودت چه داری؟ دریا دلم باز امشب حالی دگرگونه دارد می‌خواهد امشب ببارد چون آسمانِ بهاری دیری‌ست دل غربتش در برکه‌ها می‌تکاند آیا تو دستانِ خودرا در دست من می‌گذاری؟ دریا اگر من دلم را در پیش رویت بگیرم می‌ترسم از آسمانت بر ساحلِ من بباری دریا چرا ابرِ غربت بر شانه‌هایت نشسته جز سایه‌ی بغض چیزی در چشمهایت نداری دریا بیا سر در این شب بر شانه‌ی هم گذاریم در ازدحامِ شب و مه، دل را به من می‌سپاری؟
- دِریا ، شب ، بغض

photo content
+1

هم‌وطنم غم‌هایت چقدر است؟ من برایشان بغل می‌شوم.

‏"هرچه تبر زدی مرا ‏ زخم نشد ‏ جوانه شد ...!" ‏- ایرج جنتی عطایی
‏"هرچه تبر زدی مرا ‏ زخم نشد ‏ جوانه شد ...!"
‏- ایرج جنتی عطایی

473_106666708929916.mp39.86 MB

«زیباییِ ایران در آن است که حتی غمِ این خاک هم شاعرانه به نظر می‌رسد.»

photo content
+1

به امید آزادی سرزمین به امید آزادی همگی مون باهم دیگه جشنشو میگیریم بزودی...😉
زنده باد آزادی زنده باد ایران🕊🤍

- قاصدک خبر بیار یه روز خوب تو راهه ..

563_106903937475986.mp33.48 MB

ایران؛

521_106790829140844.mp38.53 MB

«آخ از ریشه کردن... وای رنجِ تدریجیِ ریشه کردن... کاش به جای گلدون، باد می‌شدم... آب می‌شدم، جریان داشتم. میگن آدم درخت نیست که نتونه جابه‌جا بشه؛ ولی خب همین آدم گاهی ریشه می‌کنه، تو قلبِ یک نفر، تو فکرِ یک نفر، تو خاکِ یک نفر. من درخت نیستم اما خیلی وقته که ریشه‌هام به خاکِ تو عادت کردن. کاش به جای گلدون، باد می‌شدم..!»