یاس بنفش
Открыть в Telegram
گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
274
Подписчики
+424 часа
+27 дней
+130 дней
Архив постов
275
نمیدونم چرا آسمون از وسط خیابون اینقدر قشنگتر از جاهایی هست که میشه ایستاد و ازش عکس گرفت. چرا مثلا از پیاده رو همون ویو قشنگی که از وسط خیابون داره رو نداره؟
275
هیچوقت تا این زمان از زندگیم، اینقدر دلم نمیخواست برگردم به گذشته، چندتا چیز رو تغییر بدم و برگردم.
275
اینو که نوشتم مبینا گفت همین الانم زندگیمون کمی از توو غار بودن نداره، غار هم شبا همینقدر تاریکه که ما برق نداریم. و بله، برقامون رفت. ساعت ۱۱ شب، گوشیهایی بدون شارژ، با یه چراغ قوه، توو گرما همینطوری نشستیم.
275
"از خانه که میآیی
یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ،
و تحملی طولانی بیاور
احتمالِ گریستنِ ما بسیار است."
275
کاش بالا پشت بوم خونه، یک جای کوچولو برای خودم داشتم تا بعضی وقتها بتونم برم اونجا بشینم، هوا بخورم، به آسمون و ستارهها نگاه کنم، آروم که شدم، برگردم به ادامهی زندگی.
275
بالاخره که یه روز دلمو میزنم به دریا و میرم کوهستان، توی یک کلبه کوچیک زندگی میکنم و دیگه اهمیت نمیدم توو دنیا داره چه اتفاقی میفته و چه خبره. غروب و طلوع آفتاب رو تماشا میکنم و زندگیمو با جریان طبیعت میگذرونم.
