سـیلـویـایِ سـالیـوان
Закрытый канал
بات ناشناس @Itssylviebot چنل تعرفه تبلیغات https://t.me/sylvietab
БольшеИран33 183Категория не указана
9 032
Подписчики
-1324 часа
+357 дней
+55130 дней
Архив постов
_وقتی امروز بکهیون رو دیدم، یه چیزی بهم گفت... گفت وقتی من و تو از هم جدا شدیم،دیگه هیچ کدوم از اونهایی که ما رو میشناختن به عشق باور ندارن... - Neverland my love #fic → [ itsSylvia.t.me ] ←
_یه افسانه ای راجع به درخت های خرمالو هست که میگه اونها با احساس ترین درخت های دنیان...درخت های خرمالو میفهمن و صاحبشون رو میشناسن...وقتی صاحب یه درخت خرمالو رهاش میکنه، میفروشتش یا فوت میکنه، اون درخت میفهمه و...دیگه فرقی نمیکنه چقدر بهش برسی یا بهش آب و کود بدی، اون به مرور خشک میشه...-Neverland my love #fic → [ itsSylvia.t.me ] ←
_ گاهی میگفتم، میدونی که...؟ و اون جواب میداد: که ازم متنفری؟ میگفتم آره...میگفت میدونم...میگفتم متوجه هستی که؟ و اون دوباره با خنده میگفت: ازم متنفری؟...و من ادامه میدادم...انقدر بهش میگفتم ازش متنفرم که یه بار بفهمه...آرزو میکردم که کاش بفهمه... - Neverland my love #fic
به زودی آپ نورلند رو دوباره شروع میکنم قراره دو پارتی از اول آپ بشه
پس همراهش باشید و حتما توی گروه نظرات همراهی کنید
دو اینکه واسه پست منو ندا کامنت بذارین🥹
https://www.instagram.com/reel/DbLERH0x53z/?igsh=aGZtZjZ6a2NxZjh3
میخوام برا این ترامپ گور به گور شده بگیرم که شاید دست از سر محله ما برداره😂😂😂😂
Repost from !چنل منتقل شده!
نشستم دارم واسه علیرضا دزیره و سنو تعریف میکنم، اولاش داشت باهام چونه میزد که چرا کسی نیست فیلم اینو بسازه و من داشتم از اینکه داستانو درک کرده خوشحال میشدم
که یهو برگشت و گفت خاطرات الرحمن چیه😭
