سفارت خانه شاهنشاهی
Открыть в Telegram
اگر 30 تیر در خشابت داری 29 تیر شلیک کن به چپ 1 تیر برای اخوند کافیست تماس با سفیر شاهی:https://t.me/IncogNoteBot?start=449sxqtqk1
Больше451
Подписчики
+124 часа
+147 дней
+8430 дней
Архив постов
در عمارت مار-آ-لاگو، شب عجیبی بود. ترامپ، اون پیرمرد خودشیفته با موهای نارنجی، روی تخت بزرگش لم داده بود. مادرش، مری آن ترامپ، که هنوز با وجود سنش بدنی نرم و گوشتی داشت، کنارش نشسته بود و با دستهای لرزانش شلوار پسرش رو پایین میکشید. "دونالد جونم، مامانت همیشه مراقبت بوده..." زمزمه کرد و دهنش رو گذاشت روی آلت کلفت و نیمهبرپای ترامپ.
در همین حال، پسرها وارد اتاق شدند. دون جونیور و اریک، با لبخندهای شیطانی، لباسهاشون رو انداختن زمین. دون جونیور مستقیم رفت سمت پدرش و شروع کرد به بوسیدن گردنش، در حالی که دستش رو میبرد پایین و آلت ترامپ رو ماساژ میداد. "بابا، امشب نوبت ماست که تو رو بگایم." اریک هم از پشت مادر ترامپ رو بغل کرد، انگشتاش رو فرو کرد تو کون پیرزن و همزمان آلتش رو به آلت پدرش مالید. ترامپ ناله کرد: "آره پسرا، محکمتر... مامانت داره نگاه میکنه."
مادر ترامپ با لذت نگاه میکرد و همزمان دهنش رو عمیقتر فرو میبرد تو آلت پسرش. دون جونیور زانو زد و آلت پدرش رو کامل تو دهنش گرفت، در حالی که اریک از پشت ترامپ رو میکرد. صدای کیر به کون و نالهها اتاق رو پر کرده بود. ترامپ غرید: "محکمتر بگایمم، پسرای خوبم!"
در اتاق کناری، ایوانکا و تيفانی با ملانیا، زن ترامپ، مشغول بودن. ملانیا با بدن لاغر و سفتش روی تخت دراز کشیده بود، پاهاش باز. ایوانکا با حرص پستانهای ملانیا رو میمکید و انگشتاش رو تو واژنش فرو میکرد. "مامان، تو همیشه حسودیم بودی، حالا بذار نشونت بدم چقدر لز بلدم." تيفانی از پشت ملانیا رو بغل کرد، زبانش رو تو کونش چرخاند و با دستش کلیتوریس ملانیا رو تحریک میکرد. ملانیا ناله میزد: "آه دخترا... محکمتر، من مال شمام!"
سه تایی در هم تنیده شدن، واژن به واژن مالیدن، زبان و انگشت همه جا. ایوانکا روی صورت ملانیا نشست و ملانیا با ولع لیسش میزد، در حالی که تيفانی با سینههاش به سینههای خواهرش میمالید.
ترامپ از اتاق دیگه صدای نالههاشون رو شنید و بیشتر تحریک شد. مادرش رو روی چهار دست و پا انداخت، از پشت کیرش رو فرو کرد توش، در حالی که دون جونیور آلت پدرش رو از کنار لیس میزد و اریک تو دهن مادر ترامپ میکرد. ارگاسم همه با هم رسید: ترامپ تو کون مادرش تخلیه شد، پسرا رو بدنشون ریخت، و از اتاق کناری صدای جیغ لذت دخترها و ملانیا بلند شد.
همه خسته و خیس عرق و مایعات، به هم چسبیدن. ترامپ خندید: "این خانواده واقعاً بهترینه..."
در عمارت مار-آ-لاگو، شب عجیبی بود. ترامپ، اون پیرمرد خودشیفته با موهای نارنجی، روی تخت بزرگش لم داده بود. مادرش، مری آن ترامپ، که هنوز با وجود سنش بدنی نرم و گوشتی داشت، کنارش نشسته بود و با دستهای لرزانش شلوار پسرش رو پایین میکشید. "دونالد جونم، مامانت همیشه مراقبت بوده..." زمزمه کرد و دهنش رو گذاشت روی آلت کلفت و نیمهبرپای ترامپ.
در همین حال، پسرها وارد اتاق شدند. دون جونیور و اریک، با لبخندهای شیطانی، لباسهاشون رو انداختن زمین. دون جونیور مستقیم رفت سمت پدرش و شروع کرد به بوسیدن گردنش، در حالی که دستش رو میبرد پایین و آلت ترامپ رو ماساژ میداد. "بابا، امشب نوبت ماست که تو رو بگایم." اریک هم از پشت مادر ترامپ رو بغل کرد، انگشتاش رو فرو کرد تو کون پیرزن و همزمان آلتش رو به آلت پدرش مالید. ترامپ ناله کرد: "آره پسرا، محکمتر... مامانت داره نگاه میکنه."
مادر ترامپ با لذت نگاه میکرد و همزمان دهنش رو عمیقتر فرو میبرد تو آلت پسرش. دون جونیور زانو زد و آلت پدرش رو کامل تو دهنش گرفت، در حالی که اریک از پشت ترامپ رو میکرد. صدای کیر به کون و نالهها اتاق رو پر کرده بود. ترامپ غرید: "محکمتر بگایمم، پسرای خوبم!"
در اتاق کناری، ایوانکا و تيفانی با ملانیا، زن ترامپ، مشغول بودن. ملانیا با بدن لاغر و سفتش روی تخت دراز کشیده بود، پاهاش باز. ایوانکا با حرص پستانهای ملانیا رو میمکید و انگشتاش رو تو واژنش فرو میکرد. "مامان، تو همیشه حسودیم بودی، حالا بذار نشونت بدم چقدر لز بلدم." تيفانی از پشت ملانیا رو بغل کرد، زبانش رو تو کونش چرخاند و با دستش کلیتوریس ملانیا رو تحریک میکرد. ملانیا ناله میزد: "آه دخترا... محکمتر، من مال شمام!"
سه تایی در هم تنیده شدن، واژن به واژن مالیدن، زبان و انگشت همه جا. ایوانکا روی صورت ملانیا نشست و ملانیا با ولع لیسش میزد، در حالی که تيفانی با سینههاش به سینههای خواهرش میمالید.
ترامپ از اتاق دیگه صدای نالههاشون رو شنید و بیشتر تحریک شد. مادرش رو روی چهار دست و پا انداخت، از پشت کیرش رو فرو کرد توش، در حالی که دون جونیور آلت پدرش رو از کنار لیس میزد و اریک تو دهن مادر ترامپ میکرد. ارگاسم همه با هم رسید: ترامپ تو کون مادرش تخلیه شد، پسرا رو بدنشون ریخت، و از اتاق کناری صدای جیغ لذت دخترها و ملانیا بلند شد.
همه خسته و خیس عرق و مایعات، به هم چسبیدن. ترامپ خندید: "این خانواده واقعاً بهترینه..."
