📝 Mindary
Открыть в Telegram
دانشجوی روانشناسی 🧠 جایی میان کتابها، فکرها، احساسات و روزمرگی. اینجا بخشی از دنیای منه. 🤍 https://t.me/HarfChatBot?start=16d5b6d075d3
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
709
Подписчики
-34524 часа
-1 1367 дней
+21730 дней
Архив постов
708
‘چه فایده از دوست داشتنم؟
وقتی دلتنگم میشوی ولی به دنبالم نمیگردی؛
که من قسمتی از توام، اما مهمترینِ تو نه
نزار قبانی’
708
چه کسی میفهمد؟ هیچکس!
و شاید بهتر هم همین باشد.
شاید بهتر است که دیگران
ندانند چه بر سرم آمده.
در این تنهایی، دیگر نیازی
به توضیح دادن نیست.
- مسخ | فرانتس کافکا
708
‘از این که زندگی چقدر بیرحمانه میگذرد، وحشتزدهام. انگار همهی ما در حالِ تماشایِ فرو ریختنِ دیوارهایِ خانهای هستیم که هنوز در آن زندگی میکنیم.
خانم دالووی.ویرجینیا وولف’
708
‘میخواستم به تو بگویم که به جز تو
از همه نا امید گشته ام و میترسم از همه.
اما پیش از آن که به تو بگویم
تو نیز نا امیدم کرده ای.
محمود درویش’
708
«هرچی بیشتر روانپویشی میخونم، بیشتر میفهمم لقبِ یکی از پیچیدهترین رویکردهای روانشناسی رو الکی نگرفته. 🫠📚»
708
‘تو را، براى تمام روزهاى خوبى كه هنوز نيامده
تو را، براى يك حالِ خوب
براى تمامِ دوست داشتنهاى به موقع
تو را ، براى يك خيالِ راحت ميخواهم
قاضینظام’
708
«قسم میخورم صداش رو شنیدم...»
یکی از تجربههایی که کمتر درباره آن صحبت میشود، این است که بعضی افراد بعد از فوت عزیزشان، احساس میکنند او را دیدهاند، صدایش را شنیدهاند یا حضورش را کنار خود حس کردهاند.
خیلیها از ترس قضاوت شدن، این تجربه را برای هیچکس تعریف نمیکنند.
اما مطالعات نشان دادهاند که این تجربهها، بهویژه در ماههای اول سوگ، چندان نادر نیستند.
برخی افراد: صدای فرد را میشنوند.
برخی بوی عطر همیشگی او را حس میکنند.
برخی لحظهای تصور میکنند او را در میان جمعیت دیدهاند.
این تجربهها لزوماً به معنای یک اختلال روانپزشکی نیست.
دانشمندان معتقدند وقتی مغز سالها به حضور یک نفر عادت کرده، خاموش شدن ناگهانی آن الگوها زمان میبرد.
ذهن هنوز در حال جستوجوی اوست.
📖 داستان
مردی بعد از فوت پدرش، هر بار که کلید در میچرخید، مطمئن بود پدر وارد خانه شده است.
چند ثانیه بعد، واقعیت دوباره خودش را نشان میداد.
او دیوانه نشده بود...
فقط مغزش هنوز در حال خداحافظی بود.
#سوگ #فقدان #قسمت_سیزدهم
708
‘پرسید نام سرزمین تو چیست؟
گفتم نام سرزمین من،
سرزمین مرگ های جوان،
آرزوهای تحقق نیافته و
امید های نامیراست.
لاادری’
708
‘و چقدر كلمه - جنگ - عادى شده.
انگار نه انگار كه ميگیرد؛ مادرى را از فرزند ، فرزندى را از مادر، عشقى را از معشوق، شوقى را از عاشق ، سقفى را از يك خانه، تلاش هاى چندین ساله پدرانه ، جوانى را از تو، زندگی را از من ‘
708
چرا خواب، اولین قربانی سوگ است؟
بسیاری از افراد داغدیده میگویند:
«یا اصلاً خوابم نمیبره... یا تمام شب خوابش رو میبینم... یا هر ساعت از خواب میپرم.»
این اتفاق تصادفی نیست.
خواب، زمانی شکل میگیرد که مغز احساس امنیت کند.
اما فقدان یک عزیز، احساس امنیت را متزلزل میکند.
سیستم عصبی برای مدتی در حالت آمادهباش باقی میماند؛ انگار هنوز منتظر یک خبر، یک تماس یا یک اتفاق دیگر است.
به همین دلیل ممکن است فرد:
♦️دیر بخوابد.
♦️زود بیدار شود.
♦️کابوس ببیند.
♦️یا حتی صبحها احساس کند اصلاً نخوابیده است.
کمخوابی در سوگ، فقط خستگی ایجاد نمیکند؛ بلکه حافظه، تمرکز و تنظیم هیجان را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
📖 داستان
خانمی بعد از فوت مادرش میگفت:
«هر شب ساعت سه بیدار میشم.»
بعدها فهمید همان ساعتی بوده که تلفن بیمارستان زنگ زده بود.
ذهن فراموش کرده بود...
اما بدن هنوز آن ساعت را حفظ کرده بود.
#سوگ #فقدان #قسمت_دوازدهم
708
‘نمیدانم چه خواهد شد و راستش را بخواهی دیگر برایم اهمیتی ندارد؛ من برای تمام احتمالات زندگی خستهام.’
