جبهه رزمندگان ایران آزاد
Открыть в Telegram
حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
305
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+1930 дней
Архив постов
بیانیه شماره ۴ جمعی از رزمندگان ، کهنهسربازان وآزادگان جنگ ایران وعراق
جنگطلب و وطن فروش کیست؟
نقد یک وارونگی مفهومی درباره نسبت مخالفان جمهوری اسلامی با جنگ
✍ملت شریف ایران :
ما، جمعی از رزمندگان و کهنهسربازان جنگ ایران و عراق، اکنون بر خود لازم میدانیم درباره یکی از تأسفبارترین وارونگیهای سیاسی این روزها یعنی متهم کردن مخالفان جمهوری اسلامی به جنگطلبی ووطن فروشی ، صرفاً به این دلیل که خواهان پایان این نظام و تغییر ساختار سیاسی کشور هستند.سخن بگوییم :
ما این سخنان را نه از کنارگودو مقام ناظر، بلکه از موضع کسانی بیان میکنیم که جنگ را با پوست و گوشت خود درک ولمس کردهایم. اینجانبان ، که برحسب وظیفه ملی ،میهنی، سالها در راه دفاع از این آب و خاک جنگیدهایم و اکنون نیز درد و رنج ناشی از مصدومیتهای آن دوران را تحمل میکنیم، با عواقب جنگ بخوبی و بهتر وبیشتر از بسیاری از مدعیانِ جنگ ندیده ی امروز آشناییم.
ما مخالف جنگیم؛ ودرعین حال خواهان براندازی حکومت ظلم با عاملیت مردم و عنداللزوم کمک های جهانی هستیم . اما بلاشک و بدون نیاز به توضیح ، روشن است این خواسته به معنای جنگ طلبی نیست.
اکثریت مخالفان میهن پرستِ نظام جمهوری اسلامی ( اعم از جمهوریخواه و پادشاهی خواه ) که بدعوت رهبر انقلاب ملی ودوره گذار یعنی شاهزاده رضا پهلوی در ۱۸ و۱۹ دی به خیابانها آمدند و متاسفانه هزاران تن از آنان به بیرحمانه ترین وبیسابقه ترین وجه ممکن ،بخاک وخون کشیده ویا مصدوم شدند ، نه خواهانِ حمله به ایران، بلکه خواهان توانمندسازی مردم، حمایت بینالمللی از حق تعیین سرنوشت آنان و پایان دادن به ساختار سرکوب و جنگافروزی حکومتاند. وبراین اساس حتی حمایت از اقدام محدود علیه مراکز نظامی یا سرکوبگر ، با حمایت از جنگ علیه مردم و سرزمین ایران یکی نیست
.
از این رو، شگفتآور است که برخی جریانهای سیاسی که خود را منتقد نظام میدانند ، بویژ برخی اصلاحطلبان در داخل و برخی چپ زدگان خارج از کشور که خودرا جمهوریخواه مینامند، بسان ستون پنجم نظام ، همنوا با ادبیات رسمی حکومت ، خیلِ عظیمِ مردم مطالبهگرِ تغییر رژیم را «حامی جنگ» معرفی میکنند. !!
درحالیکه درواقع این جریانات هستند که باید توضیح دهند چگونه مخالفت با یک حکومت ستم پیشه و انسان کش را با دشمنی با ایران و حمایت از جنگ یکی میگیرند؟!
تأسفبارتر آنکه در ادبیات رسمی، گاهی برچسب «وطنفروش» نیز در کنار «جنگطلب» علیه باورمندان به گذار و براندازی به کار میرود؛ گویی هر ایرانی که خواهان تغییر بنیادی نظام سیاسی باشد، به کشورش پشت کرده است که روشن است چنین اتهاماتی کاملاً واهی و غیر عقلانی وغیرمنطقی است .
ما این اتهامات ناروا را صریحاً محکوم کرده وبراین باوریم که هیچ حکومت و هیچ جریان سیاسی حق ندارد میهندوستی را در انحصار خود بداند و مخالف سیاسی را به جرم اندیشه و مطالبه تغییر، وطنفروش بنامد.
اگر جنگطلب و وطن فروش را میخواهیم بشناسیم، باید به مواضع و عملکردها نگاه کنیم؛ نه به برچسب های ناچسب !
آنکه با مذاکره و آتشبس مخالفت میکند و آنکه برای تداوم منازعه هزینه میپردازد، باید پاسخگوی موضع خود باشد؛ نه کسی که خواهان پایان حکومت و استقرار نظامی برآمده از رأی مردم است.
همچنین نمیتوان همه مشکلات اقتصادی امروز ایران را به جنگ اخیر نسبت داد. جنگ بیتردید اقتصاد را ویرانتر میکند، اما تورم مزمن، فقر، بیکاری، فرار سرمایه و کاهش قدرت خرید، سالها پیش از این جنگ نیز گریبان جامعه ایران را گرفته بود.
ما که برای ایران جنگیدهایم، میان ایران و رژیم حاکم برآن ، تفاوت ماهیتی قائلیم. ایران، مردم و سرزمین ماست؛ اما حکومتها میآیند و میروند.
بنابراین با صراحت میگوییم:
مخالف جمهوری اسلامی بودن، دشمن ایران بودن نیست؛
حمایت از مردم ایران، حمایت از جنگ نیست؛
و مطالبه تغییر حکومت، نه جنگطلبی است و نه وطنفروشی.
ما که جنگ را دیده وبهایش را پرداختهایم ، از صلح دفاع میکنیم؛ اما صلح را نیز نباید بهانهای برای تطهیر سیاستهای جنگافروزانه یا سرکوب مطالبه آزادی مردم در تغییر رژیم قرار داد.
در پایان، به خون پاک همرزمان شهیدمان در جنگ ۸ ساله ونیز تمامی جانباختگان و جاویدنامان جنبشها و قیامهای مردمی علیه استبداد سوگند یاد میکنیم که ما، کهنهسربازان این سرزمین، در کنار مردم شجاع، فهیم، بپاخواسته و جانبرکف ایران، و تحت هدایت رهبری انقلاب ملی شیروخورشید ، تا تحقق آزادی و پیروزی نهایی از پای نخواهیم نشست.
باور راسخ داریم که شکفتن سپیده آزادی وتحقق پیروزی نور بر تاریکی و ظلمت، به خواست و اراده واقدامِ ملت بزرگ ایران ، نزدیک است
آزادی، سربلندی و حاکمیت مردم، آرمان ماست.✌️
پاینده ایران❤️
جمعی از کهنه سربازان ، جانبازان و آزادگان جنگ ایران وعراق
۱۶ امردادماه ۲۵۸۵( ۱۴۰۵)
@isargaran_pahlavi
جمعی از کهنه سربازان ، جانبازان و آزادگان جنگ ایران وعراق
۱۶ امردادماه ۲۵۸۵( ۱۴۰۵)
@isargaran_pahlavi
بیانیه شماره ۴ جمعی از رزمندگان ، کهنهسربازان وآزادگان جنگ ایران وعراق
جنگطلب و وطن فروش کیست؟
نقد یک وارونگی مفهومی درباره نسبت مخالفان جمهوری اسلامی با جنگ
✍ملت شریف ایران :
ما، جمعی از رزمندگان و کهنهسربازان جنگ ایران و عراق، اکنون بر خود لازم میدانیم درباره یکی از تأسفبارترین وارونگیهای سیاسی این روزها یعنی متهم کردن مخالفان جمهوری اسلامی به جنگطلبی ووطن فروشی ، صرفاً به این دلیل که خواهان پایان این نظام و تغییر ساختار سیاسی کشور هستند.سخن بگوییم :
ما این سخنان را نه از کنار گود و مقام ناظر، بلکه از موضع کسانی بیان میکنیم که جنگ را با پوست و گوشت خود درک ولمس کردهایم. اینجانبان ، که برحسب وظیفه ملی ،میهنی، سالها در راه دفاع از این آب و خاک جنگیدهایم و اکنون نیز درد و رنج ناشی از مصدومیتهای آن دوران را تحمل میکنیم، با عواقب جنگ بخوبی و بهتر وبیشتر از بسیاری از مدعیانِ جنگ ندیده ی امروز آشناییم.
ما مخالف جنگیم؛ ودرعین حال خواهان براندازی حکومت ظلم با عاملیت مردم و عنداللزوم کمک های جهانی هستیم . اما بلاشک و بدون نیاز به توضیح ، روشن است این خواسته به معنای جنگ طلبی نیست.
اکثریت مخالفان میهن پرستِ نظام جمهوری اسلامی ( اعم از جمهوریخواه و پادشاهی خواه ) که بدعوت رهبر انقلاب ملی ودوره گذار یعنی شاهزاده رضا پهلوی در ۱۸ و۱۹ دی به خیابانها آمدند و متاسفانه هزاران تن از آنان به بیرحمانه ترین وبیسابقه ترین وجه ممکن ،بخاک وخون کشیده ویا مصدوم شدند ، نه خواهانِ حمله به ایران، بلکه خواهان توانمندسازی مردم، حمایت بینالمللی از حق تعیین سرنوشت آنان و پایان دادن به ساختار سرکوب و جنگافروزی حکومتاند. وبراین اساس حتی حمایت از اقدام محدود علیه مراکز نظامی یا سرکوبگر ، با حمایت از جنگ علیه مردم و سرزمین ایران یکی نیست
.
از این رو، شگفتآور است که برخی جریانهای سیاسی که خود را منتقد نظام میدانند ، بویژ برخی اصلاحطلبان در داخل و برخی چپ زدگان خارج از کشور که خود را جمهوریخواه مینامند، بسان ستون پنجم نظام ، همنوا با ادبیات رسمی حکومت ، خیلِ عظیمِ مردم مطالبهگرِ تغییر رژیم را «حامی جنگ» معرفی میکنند. !!
درحالیکه درواقع این جریانات هستند که باید توضیح دهند چگونه مخالفت با یک حکومت ستم پیشه و انسان کش را با دشمنی با ایران و حمایت از جنگ یکی میگیرند؟!
تأسفبارتر آنکه در ادبیات رسمی، گاهی برچسب «وطنفروش» نیز در کنار «جنگطلب» علیه باورمندان به گذار و براندازی به کار میرود؛ گویی هر ایرانی که خواهان تغییر بنیادی نظام سیاسی باشد، به کشورش پشت کرده است که روشن است چنین اتهاماتی کاملاً واهی و غیر عقلانی وغیرمنطقی است .
ما این اتهامات ناروا را صریحاً محکوم کرده وبراین باوریم که هیچ حکومت و هیچ جریان سیاسی حق ندارد میهندوستی را در انحصار خود بداند و مخالف سیاسی را به جرم اندیشه و مطالبه تغییر، وطنفروش بنامد.
اگر جنگطلب و وطن فروش را میخواهیم بشناسیم، باید به مواضع و عملکردها نگاه کنیم؛ نه به برچسب های ناچسب !
آنکه با مذاکره و آتشبس مخالفت میکند و آنکه برای تداوم منازعه هزینه میپردازد، باید پاسخگوی موضع خود باشد؛ نه کسی که خواهان پایان حکومت و استقرار نظامی برآمده از رأی مردم است.
همچنین نمیتوان همه مشکلات اقتصادی امروز ایران را به جنگ اخیر نسبت داد. جنگ بیتردید اقتصاد را ویرانتر میکند، اما تورم مزمن، فقر، بیکاری، فرار سرمایه و کاهش قدرت خرید، سالها پیش از این جنگ نیز گریبان جامعه ایران را گرفته بود.
ما که برای ایران جنگیدهایم، میان ایران و رژیم حاکم برآن ، تفاوت ماهیتی قائلیم. ایران، مردم و سرزمین ماست؛ اما حکومتها میآیند و میروند.
بنابراین با صراحت میگوییم:
مخالف جمهوری اسلامی بودن، دشمن ایران بودن نیست؛
حمایت از مردم ایران، حمایت از جنگ نیست؛
و مطالبه تغییر حکومت، نه جنگطلبی است و نه وطنفروشی.
ما که جنگ را دیده وبهایش را پرداختهایم ، از صلح دفاع میکنیم؛ اما صلح را نیز نباید بهانهای برای تطهیر سیاستهای جنگافروزانه یا سرکوب مطالبه آزادی مردم در تغییر رژیم قرار داد.
در پایان، به خون پاک همرزمان شهیدمان در جنگ ۸ ساله و نیز تمامی جانباختگان و جاویدنامان جنبشها و قیامهای مردمی علیه استبداد سوگند یاد میکنیم که ما، کهنهسربازان این سرزمین، در کنار مردم شجاع، فهیم، بپاخاسته و جانبرکف ایران، و تحت هدایت رهبری انقلاب ملی شیروخورشید ، تا تحقق آزادی و پیروزی نهایی از پای نخواهیم نشست.
باور راسخ داریم که شکفتن سپیده آزادی وتحقق پیروزی نور بر تاریکی و ظلمت، به خخواست و اراده واقدامِ ملت بزرگ ایران ، نزدیک است
آزادی، سربلندی و حاکمیت مردم، آرمان ماست.✌️
پاینده ایران❤️
جاها عوض نشده اند؟!
از همان آغازها، مثلا قرار بر این بود که ملت-دولتهای مسلمان در پرتو انقلاب اسلامی متحد شده، قدس آزاد گشته و اسرائیل از میان برود. ولی امروز پس از گذشت نزدیک به ۵ دهه، سوگیری استراتژیک همان متحدان بالقوه خیالی(از عربستان و کویت و امارات تا بحرین و...) چیست؟!
آیا آن کشوری که داعیه امتسازی و ایجاد همبستگی میان ملت های مسلم را داشت، اینک خود در میدان، محور تفرقه نشده است؟! و برعکس دولتی که قرار بود نابود شود، پروژه ی اختلافش به ثمر نرسیده است؟!
امروزه روز، برای ابوظبی، منامه، کویت و ریاض، آزادی قدس مهم است یا مهار تهران؟! آرمان اولیه در میانه راه، جایش را به هدفِ حریف نداده است؟!
هنگامی که استراتژی و هدف ها از بنیاد اشتباه باشند، فرجام همه چیز ابر خسارت های تصور نشدنی خواهد بود.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k
@isargaran_pahlavi
اگر عمری باشد
✍زنده یاد رضابابایی
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکار.
اگر عمری باشد، پس از این در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنم که به تیغ نظارت استصوابی اخته شده است.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربان نمیکنم.
اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهیهای دیگران نمینگرم که روسیاهی خود را نبینم.
اگر عمری باشد، از دینها تنها مذهب انصاف را برمیگزینم و از فلسفهها آن را که سربههوا نیست و چشم به راههای زمینی دارد.
اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سختتر از تحقیر دیگران نمیشمارم.
اگر عمری باشد، در پی هیچ عقیده و ایمانی نمیدوم. در خانه مینشینم تا ایمانی که سزاوار من است به سراغم آید.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاستمداران را از دو حال بیرون نمیدانم: آنان که دروغ را به راست میآرایند و آنان که راست را به دروغ میآلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارم.
اگر عمری باشد، از هر عقیدهای میگریزم، چونان گنجشک از چنگال عقاب.
اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست.
اگر عمری باشد، قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر میدانم.
۹۸/۵/۲۱
Isargaran_pahlavi
سخنان وتحلیل جالب امید فراغت روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی از قیام دی ماه وسرانجام ظالمین و قاتلین مردم !
امید فراغت پنجشنبه ها یادی میکرد از زندانیان سیاسی
حالا او خودش چند هفته است که در زندان است!
به امید آزادی همه زندانیان سیاسی
@isargaran_pahlavi
Repost from امیر موحد
پست دفتر مطبوعاتی اعلیحضرت شاهنشاه رضا شاه دوم پهلوی سوم
«ایجاد ناامیدی، ماموریت اصلی ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی»
پیامی برای شما در روزهایی که ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی با صرف میلیاردها دلار سرمایه ملت ایران، یک ماموریت مشخص دارد، ایجاد ناامیدی.
#این_آخرین_نبرده_پهلوی_بر_میگرده
#پارتیزانهای_ایرانی_آماده_باشید
#پاینده_ایران_شاهنشاهی_جاویدشاه
جاوید شاه
#پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی
#ایران_را_پس_میگیریم
👉 @AM_Movahed
Repost from صادق بیگدلی - Sadeq Bigdeli
بند ۵: به محض امضای این تفاهمنامه (MOU)، جمهوری اسلامی ایران تمام تلاش خود را به کار خواهد بست تا تمهیدات لازم را برای عبور ایمن و بدون هزینه کشتیهای تجاری به مدت ۶۰ روز، صرفاً از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم آورد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به نیاز به رفع موانع تاکتیکی و نظامی و مینروبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران به منظور تعریف مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، با سلطنت عمان گفتگو خواهد کرد؛ این گفتگوها در رایزنی با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس و در راستای قوانین بینالمللی لازمالاجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز انجام خواهد شد.
آمریکا شبکه بینالمللی انتقال صدها میلیون دلار برای جمهوری اسلامی را هدف تحریم قرار داد
وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه اعلام کرد دفتر کنترل داراییهای خارجی این وزارتخانه چند شبکه فعال در کشورهای مختلف را بهدلیل کمک به «بانکداری سایه» جمهوری اسلامی برای انتقال صدها میلیون دلار هدف تحریم قرار داده است.
وزارت خزانهداری میگوید این شبکهها از شرکتهای پوششی،صرافیها و حسابهای واسطه در امارات متحده عربی،هنگکنگ،سنگاپور و دیگر کشورها برای انتقال درآمدهای ارزی جمهوری اسلامی،از جمله درآمد حاصل از فروش نفت،استفاده میکردند.
بر اساس این بیانیه،بانک شهر و شرکتهای وابسته به آن از جمله بازیگران اصلی این شبکه بودهاند و یکی از صرافیهای مستقر در امارات تنها در سال ۲۰۲۶ صدها میلیون دلار تراکنش در چند ارز مختلف انجام داده است.
اسکات بسنت،وزیر خزانهداری آمریکا،گفت شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی زیر فشار کارزار «خشم اقتصادی» در حال تضعیف است و حکومت راههای کمتری برای جابهجایی پول در اختیار دارد.
وزارت خزانهداری همچنین اعلام کرد جمهوری اسلامی در حالی با کمبود ارز خارجی روبهروست که فساد و سوءمدیریت در شبکه مالی مخفی خود نیز زیانهای قابل توجهی به آن وارد کرده است. این هشتمین اقدام آمریکا در سال جاری علیه شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی است.
#تحریم #بانک
@DEJradio
@isargaran_pahlavi
Repost from Iran International ایران اینترنشنال
گروه مقاومت اسلامی عراق حمله برنامهریزیشده به عربستان را به درخواست هادی العامری و شماری از رهبران سیاسی به تعویق انداخت. همزمان، نخستوزیر عراق با رییس سازمان اطلاعات عربستان درباره تحولات امنیتی منطقه گفتوگو کرد.
@iranintltv
✅ آقای پزشکیان به جای عدد بپرسید چه کسی فرمان کشتار دی ماه را داده است
✍مهدی محمودیان
رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.!
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
@isargaran_pahlavi
متن ارسالی از دوست همراه کانال :
اخیرا بریدههای از سخنان شخصی به نام خرازی که پیروان کمعقلتر از خودش او را آیت الله مینامند و در واقع آلتالله است، در شبکههای اجتماعی مبادله میشود.
کاش هممیهنان گرامی بدانند که این هم تحفهای است از اتاق فکر حکومت اسلامی و فرقه تبهکار، که با کارگردانی اصلاحطلبان اجرا میشود.
اصلاحطلبان که غارتگر و فاسدند، با اصولگرایان که جانی و مفسدند، در یک چیز مشترکند: تلاش برای بقای حاکمیت جمهوری جهل و جنون اسلامی. آنها هر کاری میکنند و هر حرفی میزنند و هرچیزی را لو میدهند و هر عملی را که نشان میدهند، فقط برای یک هدف است: جمهوری اسلامی بماند.
یکی از ترفندهای نخنما و فرسوده ایشان برای تضمین بقای حکومت جهل و غارت، آن است که دوقطبی کاذب بسازند، مثلا میان اسلام داعشی و اسلام رحمانی، میان جامعه اسلامی و جامعه مدنی، میان خشونت بیپروا و آزادی کنترلشده.
الان این خرازی دارد همان نقشی را بازی میکند که مصباح یزدی در اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد بازی میکرد. نمایش تتوریزه کردن خشونت عریان، برای اینکه مردم را به این نتیجه برساند که خاتمی آدم خوب و ملایمی است و باید به سوی او رفت.
راندن مردم بهسوی اصلاحطلبان حاکم و غارتگر، خواسته اتاق فکرهای پلیدی است که اینطور نمایشها را مینویسند و اجرا میکنند. مردم از خرازی بترسند و زیر بیرق اصلاحطلبان و طیف جدید قدرت، یعنی پزشکیانها و محمدسامتینگها بروند.
راه مقابله با این نقشه و نمایش شوم ایرانویرانکن، افشای آن است. مردم باید بدانند که هیچ فرقی نیست میان پزشکیان و خرازی. هر دو از یک آخور میخورند و هر دو تنها هدفشان بقای این آخور است، و هر دو برای بقای این آخور ابزارهای امنیتی و غارتگرانه را تا جایی که بتوانند، بدون هیچ رحم و مروتی بهکار میگیرند.
مردم باید آگاه باشند که بقای این نظام فرقه تبهکار، مساوی است با نابودی ایران. و البته آگاه هستند، اما عملیات پروپاگاندا و فاسد کردن ذهن و زبان عمومی و کارهای رسانهای، گاهی ما را از هدف دور میکند. همانطور که تنها هدف فرقه تبهکار حاکم، از خرازی تا پزشکیان، بقای این حکومت است، هدف ما هم فقط باید براندازی و نابودسازی این حکومت باشد. ما این کار را به زنده نگهداشتن امید و آگاهی در جان و دلمان، و با گوش سپردن به فرمان شاهنشاه ایران، رضاشاه دوم انجام خواهیم داد، و نقشههای شوم تبهکاران را نقش بر آب خواهیم کرد.
@AM_Movahed
@isargaran_pahlavi
Repost from مهدی نصیری
باشد قبول شما پنکه نداشتید ابگوشت که داشتید ؟ میشه بگین یه زودپز آبگوشت با کل حبوبات و گوشت و مخلفات دیگش که رو چراغ قل میزد چند در میومد ؟ باشه شما پنکه نداشتید ولی بالاخره یه جایی داشتید سرتونو بزارین رو بالش میشه بگین قیمت و اجاره اون خونه چند بود ؟ باشه شما پنکه نداشتین اما با یه وسیله ای میرفتین اینور اونور میشه بگین قیمت پیکان صفرش چند بود ؟ باشد قبول پنکه نداشتین میشه بگین با حقوق یه ماه چند گرم طلا میتونستین بخرین ؟ آقا مسعود اگه از بچگی گفتنه چرا از داشته ها نمیگی و از نداشته ها میگی ؟ مثلا چرا از درصد تورم نمیگی چرا از رشد اقتصادی نمیگی چرا از رقابت بدون سهمیه نمیگی چرا از مسجدای پر مسلمون نمیگی چرا از...جای شما بودیم
از بچگیمون نمیگفتیم چون بچگیمون از بزرگیمون بزرگتره ...
علی قاینی
@iraneazadvaabad
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
«شریعتی و دوزخ پاریس»
شریعتی میهنی فکریـنظری برای خیل عظیمی از جوانان تحصیلکردۀ ایرانی ساخت؛ جوانانی که تا پیش از اومدن شریعتی بین جبهههای مختلف آواره بودند. از یه طرف اسلام سنتی جذبشون نمیکرد، اما هنوز مسلمون بودند؛ از طرف دیگه مارکسیسم رو دوست داشتند، اما دینستیزی و ماتریالیسمش رو نمیپسندیدند.
در اینجا به یک شعبدهبازی نظری نیاز بود؛ به واعظ سخنوری نیاز بود که بتونه چیزهای جمعنشدنی رو با هم جمع کنه؛ جامهای از عقل به تن عقلستیزی کنه و روحی صوفیانه در تنۀ خشکِ علم بدمه؛ سیاست رو با دیانت مخلوط کنه و طریقت رو به مشی سیاسی بدل کنه. اما مگه میشه اینهمه اضداد رو با هم جمع کرد؟ بله میشه؛ با ملاط آرایههای ادبی و با موسیقی سحرکنندۀ کلام در خطابههای آتشین ــ و بعد هم تکثیرِ هزار هزارِ این شعبدهبازی کلامی روی نوارهای کاست، به دست لشکر سحرشدگان.
در این مطلب میخوام از مواجهۀ عینی و واقعی شریعتی با دنیای مدرن بگم. شریعتی هم مثل خیل بزرگی از همنسلانش طعم زندگی در اروپا رو به آسانی چشید ــ او هم فرزند زمانهای بود که جوانان ایرانی به آسانی به همهنقاط دنیا دسترسی داشتند؛ ارزش پول ملی هم پشتیبانی خوبی برای زندگی و تحصیل راحت فراهم میکرد.
البته شریعتی در ۲۶ سالگی با بورس دولتی برای تحصیل دکتری عازم پاریس شد. دقیقاً «مواجهۀ شریعتی با محیط عینی غرب» خودش یک دادۀ مهم برای فهم اندیشه و سرشت شریعتیه.
هر کسی ممکنه در غربت دچار ملال، افسردگی و بیزاری از محیط ناآشنای اطرافش بشه، اما بیزاری شریعتی از محیط پاریس نتیجۀ یک دلتنگی ساده نبود. اون بیزاری و بیگانگی عمیق و آشتیناپذیر شریعتی نسبت به پاریس نمیتونست دلتنگی صِرف باشه. شاید اوج این بیگانگی رو در اینجا بشه دید که شریعتی در جایی میگه تنها نقطۀ مورد علاقهش در پاریس «گورستان مونپارناس» هست ــ یعنی تنها جای گرمِ پاریس سنگهای سرد گورستانه؟
گفتیم شریعتی در خرداد ۱۳۳۸ با بورس دولتی به پاریس رفت. در روزهای اول با کاظم رجوی، برادر مسعود رجوی، هماتاق بود. کاظم پونزده سال از مسعود بزرگتر بود و در فرانسه حقوق خوند و او هم در سالهای بعد در زمرۀ انقلابیها بود. پس از انقلاب هم در شورای مثلاً ملیِ برادر کوچکش فعال بود تا اینکه به قتل رسید.
برگردیم به شریعتیِ تازه از راه رسیده... در همون لحظۀ اول، پاریس حال شریعتی رو خراب کرد. میگفت: «آغاز ورود به اروپا، عظمت این هیولای پولادی که بر روی طلا و سکس خوابیده است و نامش تمدن جهانگیر غرب است... مرا به خود لرزاند.» او در نامهٔ دیگهای مینویسه: «اینجا فقط برای یک عده ولنگواز شهوتران و ولخرج جای خوبی است، و اِلا تنهایی و غربت چنان به آدم فشار میآورد که حد ندارد.» و به همسرش در نامهای میگه از محیطی که در آن هستم «بیزارم».
عجیبه که هیچ چیز در فرانسه شریعتی رو خرسند و خوشحال نمیکنه. میگه: «ای کاش اینجا نمیآمدم و معنای آزادی را نمیچشیدم و فقط میان کتابها میخواندم. در مشهد، همان ماندۀ سفرۀ سورچرانها ما را بس است تا همانها را به عنوان علم نوشخوار میکردیم.» در جای دیگه میگه: «اولین نکتهای که در اینجا به چشم میخورد، آغاز زوال اروپایی است که همه هستی ما را به غارت برد؛ به خصوص فرانسه...»
اما واقعاً چرا شریعتی فکر میکرد «اروپا همۀ هستی ما را به غارت برده است»؟ اروپا کدوم هستی ما رو به غارت برده بود؟ وقتی شریعتی به محیط اطرافش به چشم «غارتگرِ هستیِ خود» نگاه میکرد، چطور میتونست درکی غیرمغرضانه و آگاهیبخش از اون به دست بیاره و به سازوکارِ نهفته در پس اون تمدن و توسعه پی ببره؟ ــ و با این نفرت و بیزاری، تنها رهتوشهای که میتونست با خودش به ایران بیاره، تئوریزه کردن این نفرت و بیزاری از غرب بود که پایتخت فرهنگیش پاریس بود.
اما یه وجه مشمئزکنندۀ دیگهٔ پاریس برای شریعتی رابطۀ زن و مرد بود. شریعتی در وصف زنان پاریسی نکتهای میگه که میتونه کلیدی باشه:
«زنده باد ایران که زنها این همه قرب و منزلت دارند. بیا اینجا ببین، دختر ۱۸ ساله کمر به قدر گردن، ژوزفین پر از ژپن، نیش ابروها هر چه دلت بخواهد به طرف بالا، تقریباً یک وجب از جای اولیاش آنطرفتر، چی بگم، هوش از سر آدم میبرد، حالا مگر این بیچارهها توقعی دارند؟ نه. مادموازل! بله. شما خیلی خوشگلید! میخواهید بریم یک قهوه بخوریم؟ بله. تمام شد. دیگر شعر و معر و عشق و سوز و فراق و درد و کوفت و زهرمار در کار نیست...»در پاریس از اون حجابهای روانشناختیـفرهنگی که در سرزمین و فرهنگ مادریش زن و مرد رو از هم جدا میکرد و رابطۀ دو جنس رو به رازی پیچیده تبدیل میکرد، خبری نبود. و این عریانشدگیِ امیال برایش منزجرکننده بود ــ میل جنسی از پیرایهها و پردههای روانشناسیِ فرهنگی دراومده بود و همهچیز زیادی لخت و رک بود ــ در یک کلام؛ در اینجا جسمِ انسان دیگر رازآلود نبود؛ پس بد بود. علی با دلزدگی میگفت، زندگی در آنجا برایش عجیب ملالآور است، زیرا «کسی که رقص بلد نباشد، قیافۀ سکسی هم نداشته باشد، اینجا باید مثل من سماق بمکد.» شریعتی اول سرش رو به تنهایی، دوری از جامعۀ فرانسه و کتابخونۀ کتابهای شرقی (فارسی و عربی) گرم کرد. کتابهای فارسی و عربی که در ایران فراوان بود (بجز برخی کتب خطی کمیاب) و برای داشتن این کتابها نیازی به فرانسه رفتن نبود! مدتی در مدرسۀ آلیانس زبان فرانسه خوند که اون هم دیری نپایید و کلاس رو رها کرد و بدون اینکه فرانسه رو خوب یاد گرفته باشه «کتاب نیایش»، اثر الکسی کارل رو به زور فرهنگ لغت به فارسی ترجمه کرد. حقیقتاً علاقۀ وافر شریعتی برای کسی مثل الکسی کارِل شاید یکی از نقاط تاریکش باشه، چون هیتلری مخوف در نهاد کارِل نهفته بود و افکاری بسیار واپسگرا، ضدزن و نژادی داشت؛ در یک کلام اندیشههای ترسناکی داشت. اما شریعتی اصرار داشت هر طور شده کتابچۀ «نیایشِ» کارل رو به فارسیزبانان پیشکش کنه. (البته این کتابچه در ستایش نیایشه، و ربط مستقیمی به افکار اصلاح نژادی کارل نداره). در سالهای بعد شریعتی با محیط مأنوستر شد اما همچنان با فرهنگ میزبان بیگانه بود و خودش رو به چیزهایی سرگرم میکرد که ربطی به فرهنگ میزبان نداشت. جدای از آن نسخههای خطیِ فارسی و عربی، دلمشغولیهایی یافته بود، اما اینها بیشتر در ستیز با جامعۀ میزبان بود. با طرفداران نهضت آزادیبخش الجزایر آشنا شد و همکاری میکرد؛ در حد جا دادن و پوشش دادن بهشون. در مبارزات دانشجویان علیه شاه هم همکاری میکرد. حتی در راستای این فعالیتهای ضدامپریالیستی به زندان هم افتاد؛ وقتی در اعتراض خیابانی به کشته شدن پاتریس لومومبا بازداشت شد و مدتی به زندان افتاد ــ و چیزی نمونده بود از فرانسه اخراج بشه. شیفتگی شریعتی به فرانتس فانون و اثر معروفش، «دوزخیان روی زمین»، هم نشانه واضح دیگهای از غربستیزی شریعتیه. فانون پیامبر استعمارستیزی خشونتآمیز بود. در واقع، شریعتی دستورالعمل فانون رو اجرا کرد: فقط نفی فیزیکی استعمار کافی نیست، بلکه بدیلی بومی هم باید در نفی مطلق استعمار (که چیزی جز غرب نبود) ارائه میشد. شریعتی به هر چیزی دست برد، از اسلام تا مارکسیسم، تا این معجون نظری رو بسازه — ثمره کار او یوتوپیایی مبهم بود که فقط برای جایگزین کردن عقل با شور مناسب بود. کارخانه تولید جوانان مجاهد و خردگریز که آماده بودند توسعه نفرتانگیزِ لابد غربی و کاپیتالیستی رو قربانیِ معنویتِ خطبههای حسینیه ارشاد کنند. پینوشت: نقلقولهای شریعتی از امیرسعید الهی، «نامههایی از پاریس، پاریس در نامههای روشنفکران ایرانی»، نشر پارسه، ص ۱۵۳-۱۸۸. #شاهد_تاریخی @Garajetadayoni | گاراژ
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
فایل صوتی شریعتی و دوزخ پاریس با صدای جناب فرید یوسفی گرامی
#خوانش_پست
#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
✅پیکر نیلوفر حدادی، دوبلور، که با اتهام «جاسوسی» بازداشت شده بود در خانهاش پیدا شد
کانال تلگرامی «خبرانهها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال مدنی، گزارش داد پیکر نیلوفر حدادی، مدیر دوبلاژ و دوبلور، پس از چند روز در خانهاش پیدا شد. بر اساس این گزارش، علت مرگ او «ایست قلبی» اعلام شده، اما نتیجه آزمایش سمشناسی پزشکی قانونی هنوز منتشر نشده و پرونده بررسی مرگ او همچنان مفتوح است.
نیلوفر حدادی اواخر فروردینماه پس از یورش ماموران پلیس امنیت به خانهاش بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد شد. در پرونده او اتهامهایی از جمله «جاسوسی» و «همکاری با دولتهای متخاصم» مطرح شده بود.
به گزارش خبرانهها، حدادی در ماههای پس از آزادی با فشار ناشی از پرونده قضایی و نگرانی درباره سرنوشت مادر مبتلا به آلزایمرش روبهرو بود. این گزارش همچنین میگوید پس از مرگ او، محل دفن پیکرش تغییر کرد و با برگزاری مراسم یادبود برای او نیز مخالفت شد.
@isargaran_pahlavi
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
.حیدر حیدر ، کشتن دختر ومادر !
حیدر حیدر ، کشتن پدر و پسر !
نوحه ای شنیدنی در شرح جنایات رژیم کودک کش و آدمخوار جمهوری داعشی اسلامی❤️
#علیه_فراموشی
#ایران_را_پس_میگیریم
@isargaran_pahlavi
#جیهه_رزمندگان_ایران_آزاد
